Skyscraper large
روايت مرتضى كاظميان از پيامدهاى انتخاب حسن روحانى

اصلاح‌طلبان باز می‌گردند

Arm453456343_aks

عکس از راه دیگر عکاس شهره حقیقت

آیا ایران پا به دورانی جدید خواهد گذاشت؟ پاسخ نگارنده به این پرسش، مثبت است. برخی دلایل این مدعا به شرح زیر است. 

نخست آن‌که اعلام نام روحانی به‌عنوان رییس جمهور منتخب، مبتنی است بر سلسله‌ای از رویدادها و تحولات که مهم‌ترین‌اش، برگزاری سالم انتخابات است. پیروزی روحانی به‌معنای تغییر رویکرد جریان اقتدارگرای حاکم در مواجهه با جامعه است. مرکز ثقل قدرت در جمهوری اسلامی نیک می‌داند که نشستن روحانی بر صدر قوه مجریه، به‌معنای ورود دوباره‌ی بخشی از اصلاح‌طلبان به ساختار سیاسی قدرت خواهد بود. روحانی البته به اصلاح‌طلبی شهره نبوده و نیست؛ اما اینک بخش مهمی از حامیان وی، اصلاح‌طلبان و همراهان خاتمی و نیز کارگزاران کنار هاشمی هستند. واگذار کردن امتیاز مدیریت قوه مجریه به روحانی و هم‌فکران، بدون یک نوع گشودگی و تغییر در راهبرد مدیریتی و سیاسی جریان امنیتی ـ نظامی ـ رانتی مسلط و بیت رهبری، ممکن نخواهد شد. 

افزون بر این، ملاحظه‌ی مهم پیش گفته (یعنی در پیش گرفتن راه و روشی جدیدی از سیاست‌ورزی در حاکمیت) به هر دلیل و علت رخ دهد (ازجمله به‌علت موج اجتماعی شکل گرفته در حمایت از روحانی، و نیز هم‌زمان پیشه کردن تدبیر و عقلانیت در حاکمان، آن هم در این روزهای بحرانی ایران)، به معنای آغاز دوران جدیدی در جمهوری اسلامی است. دورانی که واجد افزایش «گفت‌وگو» و بسط «مصالحه» و تعمیق «مراوده» میان حکومت و جامعه خواهد بود.  همچنین شروع دورانی که با رفع بن‌بست موجود میان جامعه مدنی و دولت، و نیز کاستن از شکاف میان ملت و دولت توصیف می‌شود. 

وقتی آیت‌الله خامنه‌ای و جریان امنیتی ـ نظامی ـ رانتی می‌پذیرند که طیفی از اصلاح‌طلبان (میانه‌) به ساختار سیاسی قدرت بازگردد و در قوه مجریه به هدایت روحانی ایفای نقش کند، یعنی پذیرفته‌اند که به «بن‌بست» موجود در ایران پایان دهند و روندهای مسلط را تصحیح و اصلاح کنند. 

روحانی بی‌گمان نامزد ایده‌آل تغییرخواهان ایران نیست، چنان‌که نامزد ایده‌آل رهبر جمهوری اسلامی و همراهانش نیست؛ اما وقتی موج اجتماعی پشت وی، با تدبیر و واقع‌بینی در مرکز ثقل قدرت گره بخورد، یعنی طرفین پذیرفته‌اند که «مصالحه» کنند و بر مشکلاتی که دامن ایران و نظام سیاسی را گرفته، در کنار یکدیگر فائق آیند. 

6sd5zre

مرتضى کاظمیان

این وضع وقتی برای رأس نظام سیاسی ملموس‌تر و معنادارتر می‌شود که به‌یاد آورد دو نامزد معترض انتخابات ۸۸ در حبس خانگی‌اند، نامزد حداکثری اصلاح‌طلبان (خاتمی) امکان نامزدی نیافته، نامزد جایگزین که متوسط مطالبات تغییرخواهان را نمایندگی می‌کرد (هاشمی) ردصلاحیت شده، و حالا یکی از اعضای جامعه روحانیت مبارز و نماینده‌ی رهبر جمهوری اسلامی در شورای عالی امنیت ملی ایران، مورد اقبال لایه‌های اجتماعی معترض به وضع موجود قرار گرفته است. 

مستقل از این‌ها، حسن روحانی مستظهر است به پشتیبانی بخش مهمی از راست میانه و محافظه‌کاران سنتی و واقع‌بین؛ این حمایت می‌تواند موجد فشاری بر مرکز ثقل قدرت شود که پیروزی روحانی را آسان‌تر بپذیرد و با تغییر دلخواه اکثریت جامعه، سهل‌تر و با  هراس و شک کمتر، همراه شود. بخش معقول و مصلحت‌نگر در ساختار سیاسی قدرت با توجه به همراهی بخش‌هایی از راست با روحانی، با اطمینان بیشتری به‌سوی مصالحه با جامعه مدنی سوق می‌یابد. مصالحه و مذاکره‌ای که روحانی آن‌را هم‌زمان به‌عنوان نماینده‌ی اراده‌ی تغییرخواهان، و نیز یکی از همراهان مورد اعتماد رهبر جمهوری اسلامی، نمایندگی می‌کند و پیش می‌برد.  

آیت‌الله خامنه‌ای به کمک روحانی مجرب و برآمده از رأی قابل توجه شهروندان، می‌تواند مذاکرات هسته‌ای با غرب را نیز با درجه اطمینان بالاتری پیش برد، و تهدیدهای در حال تشدید و تحریم‌های فزاینده را منتفی و کمرنگ سازد. به‌خصوص که ـ همان‌گونه که آمد ـ روحانی را گرایش‌های سیاسی متنوعی نامزد مطلوب خود دانسته‌اند. 

صرف‌نظر از این‌ها، بدیهی است که جان گرفتن جامعه‌ی زیر سرکوب و ارعاب و خشونت و متاثر از بدبینی حاکمان، پس از پیروزی در انتخابات و روی کار آمدن رییس جمهوری که اکثریت شهروندان و معدل خواسته‌های آنان را نمایندگی می‌کند، تا چه اندازه اهمیت دارد و در امیدبخشی و شادسازی مردمان غم‌زده و رنج‌دیده و خسته از فشارهای گوناگون (به‌خصوص سختی معیشت) موثر واقع شود. پتانسیل و فضایی جدید که می‌تواند روندی تکاملی به صنعت راکد و تکانی مهم به رشد متوقف شده، وارد کند. 

رییس جمهور شدن روحانی مجالی برای به پیش بردن گذار دموکراتیک و امکانی برای تعمیق دموکراتیزاسیون در متن جمهوری اسلامی است. فرصتی که بیش از شهروندان منتقد و تغییرطلب، باید صاحبان قدرت به استقبال آن روند. گو این‌که متاسفانه هیچ شاهدی دال بر این پیشواز در دست نیست؛ و چه بسا تمام این مکتوب با تداوم تمامیت‌خواهی و بی‌اعتنایی اقتدارگرایان حاکم به خواست لایه‌های اجتماعی تحول‌خواه، به امری محال مبدل شود.

 


  • بخشى از یادداشت منتشر شده در رادیو فردا که راهیابى روحانى به دور دوم را پیش بینى کرده بود.
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large