Skyscraper large

کمپین حقوق بشر به روایت “کورش زعیم”

d6f5g4dfg444f

مژگان مدرس علوم

در آستانه شصت و ششمین سال تصویب اعلامیه جهانی حقوق‌بشر، جمعی از زندانیان سیاسی و عقیدتی زندان رجایی شهر با هدف اجرای کامل و دقیق قوانین حقوق بشر با نوشتن فراخوانی از همه هموطنان دعوت کردند تا با راه اندازی و شرکت در کمپین “تلاش در جهت عمل به اعلامیه جهانی‌ حقوق بشر” نشان دهند که ایرانیان خواهان آزادی، عدالت، صلح، دموکراسی، احترام جهانی‌ و رعایت واقعی‌ حقوق بشر هستند.

از زمان تصویب اعلامیه جهانی حقوق‌بشر، ضمانت اجرایی مفاد این اعلامیه، مهم‌ترین و بحث‌برانگیزترین برنامه‌ سازمان ملل در پیشبرد مکانیسم‌های آن بوده است. اگرچه ایران جزو نخستین کشورهایی بود که این قطعنامه‌ را پذیرفت و به آن رأی مثبت داد اما در سالهای اخیر بعنوان یکی از نقض‌کنندگان اصلی حقوق‌بشر در جهان شناخته شده که به شیوه‌ سیستماتیک اقدام به نقض حقوق‌بشر می‌کند.

کمپین حقوق بشری که با امضا ۲۳ زندانی سیاسی و عقیدتی زندان رجایی شهر آغاز شد با استقبال گسترده بسیاری از چهره ها و شخصیت های سرشناس سیاسی قرار گرفت. شیرین عبادی، عبدالکریم لاهیجی، کورش زعیم، امیرعباس انتظام، نسرین ستوده، داوود هیرمیداس باوند، محمد ملکی و…از جمله شخصیت هایی هستند که با پیوستن به این کمپین، بر لزوم عمومی شدن این خواست تاکید کردند.

به این بهانه “راه دیگر” با کورش زعیم، عضو جبهه ملی ایران و از امضاء کنندگان این کمپین پیرامون وضعیت حقوق بشر در ایران به گفتگو نشست که متن آن در پى مى‌آید:

آقای زعیم، چندی پیش جمعی از زندانیان سیاسی و عقیدتی زندان رجایی شهر با نوشتن فراخوانی از همه هموطنان دعوت کرده اند تا با راه اندازی و شرکت در کمپین تلاش در جهت عمل به اعلامیه جهانی‌ حقوق بشر و اجرای کامل و دقیق حقوق بشر اقدام کنند شما از جمله فعالینی هستند که به جمع این کمپین پیوستید می توانید از علت حمایت خود برای خوانندگان ما بگویید؟

من از همه تلاش ها برای اجبار به اجرای مبانی حقوق بشر در ایران را پشتیبانی می کنم. همانگونه که فراخوان مطرح می کند، ایرانیان خواهان “آزادی، عدالت، صلح، دموکراسی، احترام جهانی‌ و رعایت واقعی‌ حقوق بشر” هستند. همه ما خواهان دنیایی هستیم که در آن افراد بشر در بیان عقیده آزاد و فارغ از ترس، فقر، جهل و ستم باشند. خواسته این زندانیان عقیدتی خواسته همه ماست که در زندانی بزرگتر از زندان آنان زندگی می کنیم. اجرای بی قید و شرط اعلامیه جهانی‌ حقوق بشر و میثاق های آن خواسته و آرزوی ماست و باید آنقدر فشار بیاوریم تا به این آرزو برسیم.

وضعیت حقوق بشر را در ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟

ما در احترام به حقوق مدنی یا شهروندی و اجرای قانون حقوق بشر بدترین در جهان نیستیم، ولی در میان بدترین ها هستیم. برای ملتی چون ایران، شرایط کنونی حقوق بشری یک ننگ تاریخی و زشت ترین توهین به فرهنگ ایرانی است. این نشان می دهد که کسانی که بر ما حکومت می کنند ایرانی نمی اندیشند یا اینکه منافع شخصی و شهوت قدرت آنان را خارج از محدوده انسانیت، چه رسد به ایرانی بودن، قرار داده است. شهوت قدرت و شهوت ثروت اندوزی به هزینه تحقیر و نابود کردن زندگی و آینده یک ملت بزرگ، یک بیماری روانی است که به ترس تبدیل تبدیل شده است. ترس از واکنش مردم و ترس از آینده خود. همین ترس باعث تداوم نقض حقوق بشر و پا گذاشتن روی امنیت خصوصی مردم و آزادیهای مدنی و حقوق شهروندی است.  

به نظر شما بیشترین نقض حقوق بشر در ایران، در چه زمینه ای بوده؟  

فقط یک “بیشترین” را نمی توان نام برد، زیرا ما در همه زمینه ها بیشترین هستیم. مهمترین زمینه های نقض حقوق بشر در ایران تبعیض علیه بخشی از جمعیت کشور به علت تفاوت در باورهای مذهبی و آیینی؛ و تبعیض علیه نیمی از جمعیت کشور به خاطر تفاوت در جنسیت است. این تبعیض ها مطلقا بخاطر بیسوادی نسبی، فقر فرهنگی و پایین بودن ضریب هوشمندی عاملان آن است. وقتی کسانی که از لحاظ هوشمندی و آگاهی اجتماعی و علمی کاستی دارند، و در همان زمینه های کاستی های خود سیاستگزاری و اجرا می کنند، در ارزیابی پیامدهای رفتار خود ناتوان هستند و پیرو توهمات یا برداشتهای غلط از آموزه های کنترل شده و یکسونگر خود می شوند. اینها نمی فهمند چه می کنند، زیرا ذهنشان در اثر تلقین های یکسونگرانه و تکلیف گرایانه دگردیس شده و دیگر توان درک واقعیت های زندگی بشری را ندارند. این اشخاص را می توان به رباط های برنامه ریخته شده تشبیه کرد که از خود اراده ای ندارند و فقط می توانند آن برنامه تزریق شده را اجرا کنند. و نیز انسانهایی که مانند انسانهای نخستینی غارنشین تنها می توانند به نیازهای ابتدایی موجودیت خود، که فروید آنها را id می خواند، یعنی شکار در قالب ثروت اندوزی، حتی به بهای نابود کردن اقتصاد یک ملت، و ego در قالب شهوت قدرت، با ایجاد خفقان و زندان و اعدام، حتی به بهای نابود کردن آینده یک ملت، بیاندیشند.

دیگر زمینه های نقض حقوق بشر در ایران، ناشی از ترس حاکمیت از افشا شدن واقعیت ها است. نقض آزادی های مدنی و حقوق شهروندی، مانند کنترل رسانه ها، جلوگیری از آزادی بیان، جلوگیری از فعالیت های سیاسی و مدنی، اعلام خط های قرمز نه برای منافع ملی یا تمامیت ارضی، بلکه برای حفظ نظام حکومتی و اشخاص، نشانه ترس حاکمیت از مردم است. آنها می دانند که اکثریت نزدیک به اتفاق مردم با آنها مخالف و از نتایجی که برای جامعه و ملت به بار آورده اند بیزارند. آنها از این واقعیت وحشت دارند، و با کنترل اطلاعات از این ستون به آن ستون می کنند تا بلکه معجزه ای رخ دهد و امنیت آنها برای ابد تضمین شود.

سومین زمینه نقض حقوق بشر در ایران، تئوری ایجاد ترس و وحشت، برای حفظ امنیت حکومت است. حاکمیت از گردهمایی در هر نوع و شکل می هراسد، زیرا هر گردهمایی هرچند آرام و بی خطر می تواند نطفه یک حرکت اجتماعی شود. آنها خودکشی دستفروش تونسی را به علت خشونت پلیس فراموش نکرده اند. بنابراین برای ترساندن و مشغول نگه داشتن مردم، به روسری زنان گیر می دهند، از شلوار دختران ایراد می گیرند، به دختران با چاقو و اسیدپاشی حمله می کنند، به خانه ها میریزند و میهمانی ها و در نتیجه به امنیت خانواده و حریم خانه تجاوز می کنند، از پشت بامها بالا می روند و آنتن های ماهواره می شکنند، پلیس را به عملیات وحشت آفرینی برای مردم می گمارند نه ایجاد امنیت شهر برای مردم. دزدان و چاقوکشان پیدا نمی شوند، ولی رقصندگان روی بام خانه شان “کشف” می شوند. این تاکتیک ها همه برای ایجاد یک جو وحشت در جامعه است تا همه مردم ساکت سرشان را پیش بیاندازند و کاری به کار حاکمیت نداشته باشند. آنچه آنها ناتوان از درک آن هستند نیروی بخار در حال انبساط در کتری دربسته، یا بشکه باروتی که در انتظار یک سیگار روشن، است.

و در نگاه شما، آیا وضعیت حقوق بشر بدون اصلاح قوانین فعلی کشورمان بهبود خواهد یافت؟

وضعیت حقوق بشر در ایران بدون اصلاح قانونهای حاکم غیرممکن است. شماری قانونها هستند که در مجلس های اسلامی نظام تصویب شده اند که ناقض حقوق بشر و توهین به کرامت انسانی و ایجاد محدودیت های ناقض بیانیه حقوق بشر و حتا حقوق شهروندی متعارف مردم هستند. قانون اساسی هم دارای اصل هایی است که میان شهروندان کشور که مذهب ها و اعتقادات متفاوتی از اکثریت هستند تفاوت می گذارد. قانون اساسی شامل اشاره به برخی احکام است که زن و مرد را دارای حقوق برابر نمی شناسد، و قدرت مطلق را در دست یک نفر، بدون دخالت رای مردم، و بی هیچگونه نظارت یا پاسخگویی متمرکز کرده است. در هر حال، دشواری های ساختاری بسیار زیادی هست که با وجود آنها در کالبد قانونهای کشور، هرگز نمی توانیم حقوق بشر را بر پایه فرهنگ ایرانی یا بیانیه جهانی حقوق بشر برقرار کنیم.

علت اینکه طی سالهای اخیر آمار اعدام ها بخصوص اعدام های افراد زیر ۱۸ سال، نقض حقوق بهاییان و اقلیت های مذهبی بخصوص بعد از وقایع انتخابات ۸۸ در ایران افزایش یافته چیست؟

اعدام ها در جمهوری اسلامی همیشه در سطح بالایی بوده، در دهه شصت شاهد اعدام دهها هزار جوان بودیم که اندیشه های آنان مزاحم تشخیص داده شده بود. بیشتر قاضیانی که حکم می دهند یا روحانی هستند یا درس حوزوی خوانده اند یا آز روحانیت دستور می گیرند. در اسلام زندان وجود ندارد و مجازات ها بر پایه قصاص تعیین می شوند. برای مثال دزد را زندانی نمی کنند، اعضای بدنش را قطع می کنند. قاتل را به قتل می رسانند وغیره. برای کسانی که قتل نمی کنند، ولی جرم آنها آثار سوء اجتماعی دارد، مانند فروش مواد مخدر یا زورگیری و غیره، آنها را تحت فتوای محارب با خدا و خلق خدا با اعدام مجازات می کنند. در هر حال سامانه قضایی جمهوری اسلامی یک سامانه جزایی التقاطی است، نه کاملا اسلامیست و نه کاملا مدنی. در احکام اسلامی زن در ۹ سالگی و مرد در ۱۵ سالگی بالغ بشمار می آید، بنابراین هرچند طبق قانون جهانی بلوغ هیجده سالگی است، ولی قانونهای التقاطی ما پانزده ساله را مسئول عواقب کار خود می داند.

اما علت افزایش غیرعادی اعدام ها در سالهای اخیر، بویژه در دو سال گذشته که کشور ما را نسبت به جمعیت پر اعدام ترین در جهان کرده است، قدرت نمایی گروههایی است که با عادی شدن روابط ایران با غرب، به علت کارنامه اعمالشان، وحشت دارند. آنها با گفتار ضد ارزشی و کردار غیرعادی تلاش دارند ثابت کنند که هنوز سوار بر قدرت هستند. گربه ای که به کنج اتاق کشانده و راه فرارش بسته شده چنگ می زند، زیرا تصور می کند که باید برای زنده ماندن بجنگد.  

و سرانجام، چه گامهایی را در بهبود اوضاع حقوق بشر در ایران مثبت می دانید؟

هیچ راهی بجز روی کار آمدن یک دولت ملی که فقط به منافع ملی کشور و سعادت ملت بیاندیشد وجود ندارد. ما با قانونهای ماقبل تاریخ و یکسو اندیشی و تکلیف گرایی و سیاستگزاری کسانی که در قفس بسته آموخته های تلقینی مغایر با فرهنگ جامعه بشری زندانی هستند، هرگز نخواهیم توانست کشور خود را با در نظر گرفتن فقط یک بعد از چهار بعد زندگی به آرامش و امنیت و پیشرفت برسانیم. علت شکست ما در جنگ با روسیه و اجبار به تمکین خفت بار در ترکمانچای، عقب افتاده بودن ابزار جنگی ما، و روزآمد نبودن فن جنگمان بود، وگرنه در دلاوری و جنگاوری نسبت به روسها بسیار سرآمد بودیم.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large