Skyscraper large

فقیهِ سکوت!

94_4566313_n_mohamad_javad_akbarein_محمد_جواد-اکبرین

محمدجواد اکبرین

آیت‌الله کار بى‌فایده نمى‌کند!

این را حامد خفاف مى گوید، نماینده و سخنگوى آیت الله سید على سیستانى در بیروت؛ وقتى از او مى پرسم چرا درباره ى بسیارى از مواضع سیاسى، آیت الله سیستانى سکوت کرده است؟

خفاف را از سال ٢٠٠۵ و از نخستین سال زندگى ام در بیروت مى شناسم، وقتى به توصیه ى اقاى سید جواد شهرستانى، داماد و نماینده ى ایت الله با او آشنا شدم، پس از آن ساعتها با او در ساختمانى گفتگو کرده ام که امروز مرکز فرهنگى امام صادق نام دارد در حومه ى جنوبى بیروت

او آن گونه که خود مى گوید در سخت ترین روزها کنار ایت الله بود از جمله در نبرد بزرگ سال ٢٠٠۴، وقتى درگیرى میان جیش المهدى (به رهبرى مقتدا صدر) و نیروهاى مشترک عراقى، آمریکایى به جایى رسید که جیش المهدى در حرم امام على سنگر گرفت و نیروهاى نظامى مجبور بودند براى پایان دادن به تحرکات میلیشیاى شیعه به حرم حمله کنند، وضعیتى که مى توانست عراق را منفجر کند.

حامد خفاف آن روزها به نجف رفت و از یکسو با نماینده ى نیروهاى مشترک و از سوى دیگر با نماینده ى مقتدا صدر صحبت کرد تا جلوى فاجعه را بگیرد

او مى گوید پیش از آن روزها ایت الله در لندن بود براى معالجه ى بیمارى چشم

از عراق هر چه فشار مى آوردند که سیستانى بیانیه اى صادر کند یا حکمى بدهد او نمى پذیرفت

سکوت او بسیارى را خشمگین کرده بود، چه کسانى که مایل بودند او میلیشیاى شیعه را محکوم کند و سر جاى خود بنشاند و نظم را به کشور برگرداند، چه کسانى که مایل بودند او در کنار میلیشیا بایستد و علیه نیروهاى مشترک عراقى، امریکایى موضع بگیرد

ایت الله بر تخت بیمارستان همه ى این اظهار نظرها را مى شنید و باز هم سکوت مى کرد

ناگهان بعد از پایان عمل و علیرغم مخالفت پزشکان برخاست و از راه کویت به عراق بازگشت و از مسیر بصره خود را به نجف رساند، اما سوار هلى کوبترهاى حفاظت شده ى امریکایى نشد و مسئولیت هر آسیب و خطرى را خود بر عهده گرفت؛ در مسیر رفتن به لندن هم همین اتفاق افتاد، آن روزها نجف فرودکاه نداشت، نیروهاى امنیتى نگران بودند که وقتى قرارست بلندپایه ترین مقام شیعى جهان از نجف تا فرودگاه بغداد بیاید و در حوالى فرودگاه، نبرد سختى در جریان است که در یکسوى آن نبرد، القاعده به رهبرى ابومصعب زرقاوى قرار دارد احتمال حمله به ایت الله دور از انتظار نیست اگر خبر و ساعت سفرش علیرغم پنهانى بودنِ آن درز کرده باشد؛ اما او باز هم نپذیرفت با اسکورت امریکایى این مسیر را طى کند

ایت الله بدون گفتن کلمه اى یا صدور پیامى به نجف رفت و پیاده به همراه هزاران تن از پیروانش در میانه ى نیروهاى جیش المهدى و نیروى مشترک، ایستاد تا آنها اسلحه را زمین بگذارند، در عین حال بازداشت نشوند و بدون خونریزى حرم را ترک کنند تا نه حُرمت حرم بشکند، نه کسى کشته شود و نه نیروى مشترک عرأقى، امریکایى از مسئولیتِ تأمین امنیت و مهار میلیشیا ناکام بماند.

این کارى بود که ایت الله آن را مفید مى دانست و ترجیح مى داد به جاى کلمه، حرکت کند، او فقیهِ سکوت است نه فقیهِ کلمه!  این جانِ کلام حامد خفاف است!

آیت‌الله؛ مخالف ولایت فقیه یا موافق آن؟

در دو دهه ى گذشته روحانى شیعه اى که دیدگاههاى على خامنه اى را در عراق نمایندگى مى کرد کسى بود به نام محمد مهدى آصفى، اما ایت الله هرگز او را به این عنوان به حضور نپذیرفت، همان طور که قبل از ظهور داعش، وقتى معلوم شد نورى مالکى سیاست هاى فرقه گرایانه را علیه اهل سنت و به سود جمهورى اسلامى در پیش گرفته حاضر به دیدار نورى مالکى نشد.

اگر مقتدا صدر بازوى نظامى جمهورى اسلامى بود تا امریکایى ها در عراق احساس پیروزى نکنند مهدى آصفى بازوى فقهى و ایدئولوژیک ایران بود، آنها تلاش کردند تا از “فقیهِ سکوت” کلامى در تایید ولایت فقیه بشنوند، سوالات زیادى در این باره به دفتر ایت الله سیستانى رسید، او سرانجام پاسخ داد که فقیه، براى اداره ى کشور به چیزى غیر از فقه نیاز دارد، این یعنى آن چیزى که به حکومت، اختیارات و مشروعیت مى دهد فقه نیست.

حامد خفاف در دو کتابى که در سالهاى ٢٠٠۵ و ٢٠١٢ درباره ى نظریات ایت الله سیستانى منتشر کرده آورده است که به نظر ایت الله، حکومت، موظف است فارغ از عقیده و مذهب، رضایت و خواستِ مردم عراق را تامین کند و هیچ کشور یا جریان خارجى، حق دخالت در تدوین قانون اساسى و قوانین جزئى را ندارد،

از این نظر، ایران و امریکا براى ایت الله سیستانى یکى است، کسى که حاضر نیست اسکورت امریکایى را حتى وقتى جانش در خطر است بپذیرد حاضر نیست دخالت ایرانى را هم در سیاست هاى عراق بپذیرد.

به عبارت دیگر، ایت الله بر خلاف نظر کسانى که مى گویند او در سیاست دخالت نمى کند دکترین سیاسى دارد اما بسیار کم حرف مى زند و بسیار عمل مى کند، در نتیجه اگر کسى قرار است دکترین سیاسى ایت الله را بفهمد باید به تجربه ى رفتارى او مراجعه کند، براى همین هم بر خلاف ایت الله خمینى که مجموعه ى گفتارها و بیانیه هایش در دو دهه رهبرى دینى و سیاسى به ٢٢ جلد مى رسد مجموعه ى نظرات ایت الله در یک دهه رهبرى دینى و عمل سیاسى از ٢ جلد تجاوز نمى کند.

دکترین سیاسىِ آیت‌الله

ایت الله موافق ولایت فقیه با تجربه ى ایرانى اش نیست، اما بى اعتنا به نقش رهبرىِ دینى در صحنه ى سیاست هم نیست، پس نام دکترین سیاسى او را چه مى توان گذاشت؟

حامد خفاف در کتاب خود مى نویسد که ایت الله مبداء تنوع فکرى و عقیدتى (پلورالیزم) را براى اداره ى کشور به رسمیت مى شناسد، این در حالى است که بى تردید فقیهى سنتى مانند او شیعه را حق مى داند و در درون خود قائل به پلورالیزم نمى تواند باشد، پس سوال را باید دقیق تر مطرح کرد:

به عبارت دیگر اگر او حکومت فقیه را قبول ندارد و در عین حال نمى تواند نسبت به آنچه حق مى داند بى تفاوت باشد چگونه به صحنه ى سیاسى عراق و آینده ى کشورى که اکثریت ان را شیعیان تشکیل مى دهند نگاه مى کند؟

من نام دکترین سیاسى ایت الله را “حِکمت فقیه” مى نامم که نه حکومتِ فقیه است و نه بى تفاوتىِ او.

حکمت به معناى دوراندیشى و توجه به مصلحت و ظرفیت جامعه است، حامد خفاف درست مى گوید، ایت الله مبداء پلورالیزم را قبول دارد چون خوب مى داند که مراعات آن در نهایت به سود دین و عقیده اى تمام مى شود که او به ان اعتقاد دارد. او خوب مى داند که فرقه گرایى، حتى ظرفیت جامعه ى شیعه را هم نابود مى کند چنانکه رفتار نورى مالکى در دوران نخست وزیرى اش که با نارضایتى ایت الله همراه بود همین نتیجه را داشت.

روزهاى سخت عراق مى گذرد اما تجربه ى سیاسى ایت الله مى ماند

تجربه اى که نه نشان از روش اخوان المسلمین مصر را دارد و نه نشان از حکومت روحانیت در جمهورى اسلامى.

حاکمان همیشه به سخن گفتن بیشتر از سکوت فکر مى کنند اما تاریخ فقیهى را به یاد خواهد داشت که ارزش سکوت را بیشتر از کلمه و بیانیه دریافته بود.

 


  • ترجمه‌ى گزارشى که پیش از این در وبسایت ایران‌ژئو به سردبیرى شروین نکویى منتشر شده است را از اینجا مشاهده کنید.
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large