Skyscraper large

نمونه‌های دین اخلاقی و غیراخلاقی

A0762937-maghsood ferasatkhah مقصود فراستخواه

مقصود فراستخواه

روشنفکران دینی [مانند بازرگان و شریعتی] تلاش می­کردند که از مفاهیم سنتی اخلاق، روایتی تازه به دست دهند. مثلاً اگر شجاعت یک ارزش اخلاقی بود، به آزادیخواهی و مطالبۀ حقوق انسانی تعبیر می شد. آن شهروند که بر حقوق بشری خویش پای می فشرد با تجربۀ شجاعت، در حقیقت نوعی تمرین اخلاقی می کند. دانایی جدید که با شک و پرسشگری قرین بود، به تعبیر کانت صورتی از دلیری بود که نشانه‌ای از اخلاق در منش فکری تلقی می شد. مثال دیگر شفقت و عدالت است که در صدر ارزشهای اخلاقی قرار داشت، این نیز به کوشش برای برابری به معنای جدید تعبیر ­شد.

عدالت طرحی اجتماعی است برای توزیع بختهای زندگی به همه گروه‌ها و خصوصا توزیع مجدد فرصتها به نفع فراموش شدگان و طرد شدگان جامعه. بدین ترتیب شرکت در طرح عدالت، تمرینی اخلاقی است. حیات معقول که در اخلاقیات سنتی بود با عقلانیت جدید پیوند داده می­شد . این فکری معقول و رفتاری معقول است که به دیگرانی که عقاید ما را ندارند ومی خواهند زندگی بکنند احترام بگذاریم وحق انتخاب وسبک متفاوت زندگی‌شان را به رسمیت بشناسیم. روشنفکران دینی از مدارا و تسامح سنتی که فضیلتی اخلاقی بود ، معنایی نزدیک تر به رواداری و آزادمنشی و کثرت گرایی جدید به دست دادند و از حلم و سعۀ صدر سنتی نوعی اخلاق ومنش دمکراتیک فهمیدند.

بازرگان در کار در اسلام(۱۳۲۵ ) عادت به بیکارگی را به مثابۀ یک مسأله اخلاقی در ایران مورد بحث قرار داد و اخلاق کار واخلاق حرفه‌ای را به میان آورد:چند هزار سال شعر گفتیم، حال قدری هم کار کنیم. خود نیز در

در عمل چنین بود . هشتاد سال پیش اتحادیه مهندسین ایران را به صورت یک شرکت هفت نفری تشکیل داد که از نخستین شرکت­های مهندسین مشاور ایران محسوب شده است یا بعد از اخراج شدن از دانشگاه در سال ۱۳۳۳ با استادان دیگر شرکت مهندسی یاد را به وجود آوردند. این درک تازه از دین به نوعی شبیه اخلاق پروتستانی بود که یک دیندار ، اجابت دعوت حق را در کارکردن و تولید ثروت به همراه مصرف معقول می بیند وازنظر ماکس وبر به رشد اقتصادی برخی جوامع اروپایی کمک کرد. 

بدین ترتیب اخلاق اجتماعی در ایران که دیگر نمی­توانست در خانۀ دین، کرایه نشینی بکند، به کمک روشنفکران دینی بیرون آمد و خانه­ای برای خود ساخت، در همسایگی دین. به نظر می­رسد اگر دین اخلاقی به عرصه نمی­آمد ، حداقل برای بخش بزرگی از جامعه با ضعیف شدن اخلاق مذهبی، به این آسانی اخلاق عرفی و غیر مذهبی جایگزین نمی شد. بلکه اگر دین اخلاقی شناخته نمی شد بسیاری از گروه‌های مذهبی چون نمی توانستند با اخلاق مدرن همراهی بکنند عملا و نظراً به «دین غیر اخلاقی» کشیده می شدند. چنان که در بخشی از مذهبی‌ها شاهد بودیم وهستیم.

مراد من از دین غیر اخلاقی ، جزمیت‌ها و تعصبات مذهبی است که منشأ نفرت وخشونت به دیگرانی می شود که عقاید ما را ندارند وبه احکام ما عمل نمی کنند. به نام دین به خود حق می دهیم که حوزه عمومی را وبدن مردم را و لباس مردم را و ذهن مردم را کنترل کنیم. این نوعی دین باوری ودینداری است که بدجوری، غیریت ساز شده است، انسانها را با هم دیگر بیگانه می کند، دیوارها بالا می برد، بذر قساوت وبیرحمی ونامهربانی می پاشد ، حس بخشایش و بشردوستی را مخدوش می کند و به اخلاق صلح و آزادمنشی و احترام به انسان‌ها وبه نزاکت وادب اجتماعی لطمه می زند. پس حقیقتا باید نام چنین دین باوری ودین ورزی را «دین غیر اخلاقی» بگذاریم.

روشنفکران دینی دو کار مهم کردند. از یک سو فضای معرفتی و افق فکری برای دین اخلاقی فراهم آورند و از سوی دیگر میدان عمل اجتماعی برای رشد اخلاقی بخشی از قشرهای دینی جامعه را برپا ساختند. یعنی در اینجا می­توان به روشنفکری دینی از این منظر نگاه کرد که هم مدرسۀ فکری برای دین اخلاقی به وجود آوردند و هم مکان­های سومی برای ممارست اخلاقی ایجاد کردند. مکان سوم، مکانی است ورای مکان اول یعنی خانه و مکان دوم یعنی مکانهای کار و آموزش رسمی . در مکان سوم افراد داوطلبانه جمع می­شوند. مکان سوم بدون اینکه هویتهای فردی را از بین ببرد، هویتهای جماعتی ایجاد می­کند. نسبتاً جذاب است. خود جوش است. مکانی برای تعامل­های اجتماعی است. ورای نقش‌های اجتماعی رسمی است .

در مکان سوم، طبقه اجتماعی، حرفه و غیر آن، شرط عضویت نیست. مکان سوم هم سطح کننده است . معیارهای رسمی عضویت یا سلب عضویت ندارد. گفتگوهایش گرم است. تازگی دارد. حالت خوشایند و دوستانه دارد. سرمایه اجتماعی باز تولید می­کند. کانون‌ها وانجمن‌ها وحسینیه ارشاد نمونه‌ای از مکانهای سوم بودند که تجربه تازه‌ای از دین اخلاقی را رونق می بخشید.

 


  • بخشى از یک مقاله؛ وبسایت نویسنده
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large