Skyscraper large
پاسخ مهرداد خوانسارى به انتقادها

آشتی ملی به معنای تسلیم در برابر شرایط قدرت نیست

f56g4hg444g

چهارده ماه پس از آن که امیرحسین جهانشاهى، مؤسس تلویزیون رها، آشتى ملى و بازسازى اقتصادی را به عنوان راهکار خروج کشور از بحران های موجود پیشنهاد کرد سرانجام دو هفته پیش در یک کنفرانس خبرى در پاریس گفت که حداکثر تا بهار ١٣٩٣ به ٣۵ سال تبعید خود پایان مى دهد و تمام فعالیت‌هایش را در چارچوب قوانین کشور قرار خواهد داد.

آقاى جهانشاهى که در جمع خبرنگاران فرانسوى و ایرانى سخن مى‌گفت تصریح کرد تجربه‌هاى هولناک خاور میانه و سرنوشت عراق، سوریه و لیبى او را به این نتیجه رسانده؛ او افزود هر کس علیرغم خطر تجزیه کشور و جنگ داخلى، باز هم براندازى را تعقیب کند کارش کمتر از خیانت نیست. بنیانگذار تشکیلات “موج سبز” در پاسخ به پرسش خبرنگارى که مى‌پرسید با پذیرش قانون، با اصل ولایت فقیه چه مى‌کند گفت: «ممکن است کسى همه‌ى قوانین یک کشور را قبول نداشته باشد اما تا وقتى در آن کشور زندگى مى‌کند باید تابع قوانینِ آن باشد».

در پی اظهارات اخیر جهانشاهی، کامیار بهرنگ، خبرنگار و تهیه‌کننده‌ى برنامه‌ى “برداشت دوم” در تلویزیون رها این موضوع را با مهرداد خوانسارى، دبیر کل “موج سبز” در میان گذاشته؛ تشکیلاتى که امیرحسین جهانشاهى بنیانگذارش بوده و مرکز توجه و فعالیت‌هاى آن، مطالبات مردم در سال ٨٨ بوده است. بهرنگ از دبیر کل موج سبز پرسیده که آیا او با مواضع تازه‌ى آقاى جهانشاهى موافق است؟ و آیا این رویکرد، به معناى عقب‌نشینى از مطالبات سال ٨٨ و رضایت دادن به وضع موجود و سرانجام تسلیم در برابر حکومت نیست؟

آنچه در پى مى‌آید پاسخ‌هاى مهرداد خوانسارى به این پرسش‌هاست:

نمی‌توانیم به گذشته برگردیم

آنچه در کنفرانس اخیر مطرح شد در قالب سخنان آقاى امیر حسین جهانشاهی بود نه در قالب تشکیلاتی که ایشان بنیانگذارش بوده و من دبیر کلش هستم و کسانى که در این مجموعه کار می‌کنند و فعالیت دارند. اما من به عنوان دبیر کل سازمان موج سبز با روح تفکری که ایشان دارند و راه و روشی که ایشان پیش گرفتند (یعنى آشتى ملى و بازسازى اقتصادى ایران) موافق هستم؛ هر چند فردی هستم مستقل و دارای دیدگاه‌های شخصی خودم و نمی‌توانم بگویم با تمام مواردی که ایشان گفت به صورت جمله به جمله موافقم. اما از جزئیات که بگذریم اصل مسیرى که ایشان بر آن تاکید دارد بر این استوار است که ما نمی‌توانیم به گذشته برگردیم و اسیر شرایطی باشیم که اپوزیسیون خارج از کشور را در این سی و اندی سال مشغول داشته است. به هر حال از زمان خرداد ۸۸ که نقطه عطفی در مبارزات ملی جدید بوده درس‌هایی گرفته و پندهایی آموخته‌ایم که باید به جلو نگاه کنیم و به جلو نگاه کردن شامل این است که در صحنه داخلی مملکت حضور داشته باشیم، همسو، همفکر و همقدم با مردم ایران باشیم و وقتمان را صرف اینکه برای خودمان حرف بزنیم نکنیم در حالی که مردم به ماهیت صحبت‌های ما بی‌توجه باشند.

خواسته‌هاى ما و اولویت‌هاى مردم

مساله اینست که علیرغم تمام اتفاقاتی که افتاده، اگر فکر کنید آن عده‌ای که  کماکان اهرم‌های اصلی قدرت را در دست دارند مطالبات مردم را در یک سینی نقره تقدیم مردم کنند اصلا عملی نیست. ما می‌گوییم مبارزات مردم ایران به یک مرحله تازه‌ای رسیده و مبارزات کماکان ادامه دارد.

هیچ کس هیچ چیز را به شما نمی‌دهد و شما باید چیزی را که می‌خواهید خودتان کسب کنید. مساله اینست که شما چه می‌خواهید. چیزی که می‌خواهید در میان مردم ما چه جایگاه و زمینه‌اى دارد؟ آیا اولویت‌هایی که شما به آن توجه می‌کنید مسائلی هستند که شامل دغدغه‌های امروز مردم ایران هم هست یا نیست؟ این‌ها مسائلی است که کمک می‌کند در مسیری که در حال حرکت هستید جلو بروید. باید قدم به قدم برای هر مرحله جدید از پیشرفت تلاش کرد و آن را به دست آورد. 

هر کار بزرگ می‌تواند شبیه معجزه باشد

برخی می‌گویند اگر آشتی ملی بخواهد موفق شود مانند یک معجزه است. اما هر کار سیاسی بزرگ را می‌توان در ‌‌نهایت به معجزه تعبیر کرد. خیلی‌ها هم فکر می‌کردند موفقیت آیت الله خمینی در مقابل رژیم پهلوی مثل یک معجزه بود. اگر یکسال قبل از انقلاب از مردم سوال می‌کردید که فکر می‌کنید شاه برود و آیت الله خمینی بیاید پاسخ منفی می‌دادند. حرفی که ما می‌زنیم اینست که در درون حاکمیت امروز کسانی هستند که از تجربیات سی و چند ساله نظام درس و عبرت‌هایی گرفته‌اند و راه و روش دیگری را برای خدمت به مردم ایران در نظر دارند و خیلی‌ها هم در درون حاکمیت هستند که با آن‌ها مخالفند و نمی‌خواهند تغییراتی صورت بگیرد. امروز در درون ایران فارغ از فعالیتی که ما می‌کنیم، شاهد جدال بین این دو جناح هستیم. آقای روحانی و مسوولین دولت یازدهم دنبال برنامه‌ها و پروژه‌هایی هستند که دارای دشمنان خیلی اساسی در این مملکت است ولی به هر حال آن‌ها امروز سر کار هستند.

آشتی ملی به معنای تسلیم نیست

باید به شما توجه بدهم عده‌ای بعد از خرداد ۸۸ تحت لوای شعار «رای ما کو» سرکوب شدند، زندان شدند، مرعوب شدند اما‌‌ همان عده چهار سال بعد رای خود را گرفتند و روحانی اگر امروز سر کار است با رای آن عده است. امثال احمدی نژاد‌ها نتوانستند کنترل حکومت را در دست نگه دارند. رهبر جمهوری اسلامی هم به جای اینکه در کنار آن‌ها بماند مواضع متفاوتی گرفت. این‌ها دستاوردهایی است که مردم ما در ‌‌نهایت فشارخودشان بدست آورده‌اند. اینجا باید تاکید کنم آشتی ملی به معنای تسلیم نیست. آشتی ملی به معنای قبول کردن تمام شرایط آن‌ها نیست. ممکلت نیازمند رفورم‌های اساسی است. حکومت نیازمند یک دید متفاوت است برای اینکه بتواند جلو برود و خودش را نگه دارد و به مردم کمک کند تا از این مخمصه‌ای که در آن قرار دارد،‌‌ رها شود؛مسئولین خودشان میدانند که بقای حاکمیت در اینست که بتوانند این مسائل را تشخیص دهند و در آن راستا قدم بردارند. همین که گذاشتند آقای روحانی سر کار بیاید نشان می‌دهد که به هر حال درک نسبی از شرایط در ایران وجود دارد. پس انتظار نداشته باشیم که کسی چیزی به ما در سینی نقره دهد. انتظار داشته باشیم که خودمان با تلاشمان زمینه‌ای بوجود بیاوریم که در این مسیر به پیش برویم. 

بدون حب و بغض و بر اساس مبانى نگاه کنیم

روزی که موج سبز بوجود آمد و آقای جهانشاهی به عنوان بنیانگذار برای بوجود آوردن یک تشکیلات وارد عمل شدند شرایط مملکت به کلی فرق داشت. احمدی‌نژاد روی کار بود، تقلب در انتخابات صورت گرفته بود، آقای موسوی و کروبی آن عکس العملی که شاید می‌توانست خیلی قاطعانه‌تر در صحنه داخل باشد را از خود نشان نداده بودند و رژیم هم آن‌ها را محدود کرده بود و شرایط برای اینکه مبارزه علیه امثال احمدی نژاد‌ها بخواهد ادامه پیدا کند ایجاب می‌کرد که هر نیرویی که می‌خواهد وارد صحنه بشود با مواضعی که با شرایط امروز خیلی متفاوت است، وارد صحنه شود.

ما با امثال احمدی نژاد‌ها که نمی‌توانستیم حرف بزنیم؛ حرفی نداریم بزنیم. ببینید اگر آقای روحانی هم انتخاب نمی‌شد باز شرایط زمان احمدی‌نژاد نمی‌توانست ادامه پیدا کند و خود رهبر جمهوری اسلامی هم تمایل نداشت آن وضعیت ادامه پیدا کند. اما چه شد؟ فردی روی کار آمد، صحبت‌هایی کرد، وعده‌هایی داد، مسائلی را مطرح کرد که به کلی با آن روندی که به خصوص از خرداد ۸۸ در ایران مطرح می‌شد، متفاوت بود. حالا چون ما در زمانی مواضعی حاد علیه فردی که با او حتی نمی‌شود صحبت عادی کرد داشتیم باید آن را در زمانی که شرایط عوض شده ادامه می‌دادیم؟ این منطقی نیست و ما دعوای خصوصی و شخصی با کسی نداریم و داریم بر اساس یک سلسله مبانى پیش می‌رویم. آقای روحانی یکی از اولین وعده‌هایش این بود که باید فصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی پیاده شود. شما اگر حتی جزو “امنستی اینترنشنال” هم باشید، ۹۰ درصد مطالبات شما در این کاری که ایشان می‌گوید انجام می‌دهد، مى‌گنجد. اگر کسی می‌آید می‌گوید من این کار را می‌کنم، آیا ما باید بگوییم چون روحانى هستید، زمانی عضوی از این سیستم بودید، نمی‌خواهیم انجام بدهید؟ ببینید آقای روحانی حرفهایی زده، یک سلسله مسائلی را مطرح کرده و در سیاست خارجی به دنبال این بوده که روابط ایران را عادی سازی کند و این‌ها چیزهایی است که به نفع مملکت ما است و صرفا چون او گفته که نمی‌توانیم مخالفت کنیم!

پس اگر بدون حب و بغض نگاه کنیم تعریف جدیدی در روابط ما با دولت بوجود می‌آید و اگر عده‌ای فکر می‌کنند که هر کسی از درون آن سیستم حرفی بزند من مخالفم، بحث دیگریست. ما اهل این رفتار نیستیم. ما به دنبال پیدا کردن راه حل برای کمک رسانی و خدمت به مردم ایران به آسان‌ترین شرایط هستیم نه به مشکل‌ترین شرایط. 

براندازى و تجربه‌ى انقلاب‌هاى عربى

براندازی کار بسیار پرهزینه‌ای است، حتی علیه فردی مانند احمدی‌نژاد، عواقبش برای مملکت می‌تواند خیلی هولناک باشد به خصوص اینکه در ظرف پنج سال گذشته ما شاهد بودیم در منطقه چه اتفاقاتی به اسم دموکراسی و انتخابات آزاد صورت گرفته و چه آشفتگی ها نیز براه افتاده که نه تنها مردم مصر و سوریه و عراق و لیبی را به آن آرمان‌ها نزدیک نکرده بلکه باعث از بین رفتن آن میزان رفاه و آرامشی هم که از قبل داشته‌اند شده است. پس ما نمی‌توانیم مسوولانه چنین نسخه‌اى را برای مردم تجویز کنیم. این‌‌ همان چیزی است که جهانشاهی در مصاحبه خودش مطرح کرده است. حالا یکی می‌تواند با این موضوع مخالف باشد و یکی می‌تواند موافق باشد اما من به عنوان دبیر کل موج سبز از این راه و روشی که جهانشاهی اعلام کرده حمایت می‌کنم. من اعلام نکرده‌ام می‌خواهم تا بهارآینده برگردم ایران یا خودم را در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی قرار می‌دهم. این‌ها نظرات شخصی است اما پیش‌تر در همین برنامه‌ای که با شما داشته‌ام (برداشت دوم ) گفته‌ام اگر شما صحبت از آشتی ملی می‌کنید یا صحبت از این می‌کنید که می‌خواهید به یک دیالوگ سازنده با نظام برسید نمی‌توانیم بگویید من هیچکدام از قوانین آن مملکت را قبول ندارم. من قبلا عرض کرده بودم و الان هم تاکید می‌کنم که هیچ کاری مغایر قوانین نمی‌خواهم انجام دهم و به صورت “دفکتو” قوانین موجود را (تا هنگامی که بحث آشتی ملی زنده است) قبول دارم و در صحبت‌های قبلی نمونه‌ای از طرفداران دکتر مصدق بعد از ۲۸ خرداد گفته بودم. آن‌ها مگر جلای وطن کردند؟ حالا ما در خارج حضور داریم اما آن‌ها مگر می‌توانستند کاری بر خلاف قوانین مملکت انجام دهند؟ ولی آیا قوانین ممکلت را به خصوص جاهایی که مربوط به موقعیت شاه می‌شد را قبول داشتند؟ هرگز؛ ولی سعی کردند فعالیت خود را در چهارچوبی پیش ببرند که بتوانند در صحنه حضور داشته و فعال باشند. گرچه ما شرایط‌مان به کلی با آن‌ها متفاوت است ولی در صورت حضور در درون مملکت، نکات مشابهی هم خود به خود دیده خواهد شد..

نقش ایرانیان خارج از کشور در تغییر توازن موجود

ما بدنبال این هستیم که به یک توافق ملی که تحت لوای مقوله‌ى آشتی ملی مطرح شده است، برسیم. آقای جهانشاهی این را چهارده ماه پیش مطرح کرد. آقای روحانی هم این مساله را مطرح کرد و افراد زیادی نیز مانند آقای خاتمی و غیره که در ایران هستند از این راه و روش استقبال کردند. بدیهی است که عده‌ای هم نمی‌خواهند. ما باید با کسانی که می‌خواهند به توافق برسیم و سعی کنیم با اولویت‌هایی که امروز جامعه دارد شرایطی را در درون مملکت بوجود بیاوریم تا این توازنی که امروز میان دولت و مخالفین دولت حالتی را بوجود آورده که هیچ اقدام جدی نمی‌تواند پیش رود، به نفع مردم تغییر کند. این مساله با استفاده از امکاناتی است که ایرانیان توانمند و موفق خارج کشور مانند آقای جهانشاهی و امثال ایشان و کسانی که می‌توانند مشوق این باشند که سرمایه‌های اقتصادی و انسانی بتواند به ایران برگردد و بتواند نقشی ایفا کند و بتواند به کسانی که امروز به یک فرم دیگر به آینده ایران نگاه می‌کنند کمک کند؛ بدیهی است که وقتی مردم قوی شوند و بتوانند در موقعیتی قرار بگیرند که نیازمندیهای اولیه شان تامین شوند، کم کم بقیه آرمانهاى‌شان هم اتفاق می‌افتد و هیچ عقب گردی نخواهیم داشت.

موفقیت مذاکرات، براى بازسازى کشور کافى نیست

اگر فرض کنیم مذاکرات هسته‌ای در یک مرحله‌ای به نتیجه برسد چه اتفاقی می‌افتد؟ تحریم‌ها برداشته می‌شود. برداشته شدن تحریم‌ها کمک به جلب سرمایه در ایران نمی‌کند. به طور مثال مانند خیلی از ایرانیان است که از کشور خارج می‌شوند و بعد اجازه اقامت در این ممالک را ندارند و بزرگ‌ترین دغدغه‌شان گرفتن اجازه اقامت است. وقتی بعد از مثلا دو سال اجازه اقامت را می‌گیرند تازه می‌بینند کار ندارند، شغل ندارند، زندگی و آینده ندارند و باید همه این‌ها را بدست بیاورند. این‌ها نیازمندی‌هایی است که پروسه کاملا متفاوتی دارد. حالا با برداشته شدن تحریم‌ها اقتصاد ایران که شکوفا نمی‌شود یا بحران اشتغال که بلافاصله حل نمی‌شود یا صنعت نفت و گاز که به شرایط مطلوب نمی‌رسد. ببینید من نمی‌خواهم از شرایط سی و اندی ساله انتقاد کنم چون همه مشکلات را می‌دانیم. اما اگر سیستم مدیریتی و اقتصادی ایران موثر و موفق بود که وضع اقتصادی مملکت که پیش از تحریم‌ها به آن وضعی که شاهدش بودیم نمی‌افتاد. حاکمیت ایران و دولت ایران هر کسی باشد به همه استعدادهایی که می‌تواند در خدمت مردم قرار بگیرد نیاز دارد. همه ایرانیانی که در خارج از ایران هستند که نتوانسته‌اند مانند آقای جهانشاهی و امثال ایشان موفق باشند اما ما تعداد زیادی از ایرانیان موفق داریم. حالا آقای جهانشاهی که چند سالی است که مورد توجه مدیای ایرانی قرار دارد، و به هر حال دارای امکانات و ارتباطاتی ـ چه در میان سیاسیون و چه در میان سازمان‌های بزرگ اقتصادی جهان است ـ فردی است که با “هیچ” به خارج از کشور آمده و با توجه به استعدادش، موقعیت بسیار ممتازی بوجود آورده است و همانطور که در کنفرانس مطبوعاتی‌اش گفت نمی‌خواهد برود در ایران کاسبی کند، می‌خواهد استعداد و امکاناتش را در اختیار کشور قرار دهد و به ملت ایران و کشور خدمت کند. او می‌خواهد کاری کند که مملکت در ده سال آینده ایران کاملا متفاوت شود و به قول خودش، ایران به یکی از ۱۰ قدرت بزرگ اقتصادی در جهان تبدیل شود. حالا شاید برخی فکر کنند که این پروژه، هدف بسیار بزرگی است، اما اگر شما به فکر ایرانی قدرتمند و موفق هستید، باید اینطور فکر کنید و خیلی‌ها در خارج از ایران هستند که می‌توانند در راستای تحقق این پروژه کمک کنند و امروز می‌بینیم در دولت روحانی هم خیلی‌ها این موضوع را فهمیده‌اند. حتی در دولت احمدی‌نژاد هم این موضوع را فهمیده بودند منتها کسی حاضر نبود با احمدی‌نژاد کار کند والا مگر آقای مشایی به خارج سفر نمی‌کرد و مگر سعی نمی‌کرد با سرمایه داران و ایرانیان موفق در کشورهای مختلف صحبت کند تا آن‌ها را راضی کند به ایران برگردند؛ منتها کسی حاضر نبود با طناب پوسیده آقای احمدی‌نژاد داخل چاه بیافتد. اما شرایط امروز عوض شده است. اگر شرایط جدید بتواند غالب شود، زمینه فراهم می‌شود و ما می‌توانیم با شرایط متفاوتی روبرو شویم. این‌ها هیچ کدام آسان و سهل الوصول نیست. من سی و اندی سال است در حال مبارزه و در صحنه سیاسی هستم. تا به امروز شاید توفیقی نداشتم اما شکست هم نخورده‌ام.

آقاى خامنه‌اى هم مواضعش را تغییر داده

مساله، رضایت دادن به وضع موجود نیست. مساله اینست که شرایط و وضعیت عوض می‌شود و ایستادگی افراد و اتکایشان روی مسائل تغییر می‌کند، این بستگی به شرایط دارد. محمدرضا شاه در انتهای سلطنتش ناچار شد فرمان نخست وزیری را به شخصی بدهد که از او متنفر بود و بارها او را به زندان انداخته بود و او دکتر بختیار بود. شاه، عاشق دکتر بختیار که نبود، شرایط مجبورش کرد این کار را بکند. امروز در ایران توازنی میان نیروهایی که درسی از این سی و پنج سال گذشته گرفته‌اند و می‌خواهند شرایط ممکلت را طوری پیش ببرند که درگیری بین المللی نداشته باشیم، اقتصاد را درست کنیم، سطح زندگی مردم را بالا ببریم و به اولویت‌ها و مشکلات روزمره مردم برسیم وجود دارد.

در مقابلشان کسانی قدذتمند هستند که در گذشته تمام اهرم های اصلی قدرت را در دست داشته‌اند و امروز به هر حال موقعیت هائی را از دست داده‌اند؛ با توازنی که بین اینهاست هیچ کار جدی در مملکت نمی‌تواند صورت بگیرد و تا زمانی که این توازن به نفع نیروهای سازنده نشکند هیچ تغییری صورت نمی‌گیرد و خدمت به مردم ممکن نمی‌شود. مردم اگر نتوانند از این مخمصه‌ای که دچارش هستند بیرون بیایند، ساکت نمی‌مانند و این موضوعی است که بهتر از همه آقای خامنه‌ای آندا لمس کرده است. چرا ایشان موضع خودش را تغییر داده؟ از یکسو،ا نرمش قهرمانانه در مورد مسائل هسته‌ایو از سوی دیگر، به جای اینکه در کنار امثال احمدی نژاد‌ها بایستد کمی از آن‌ها فاصله گرفته چون نقش مردم را در معادلات کلان درک کرده،‌زیرا که او با تجربه ترین سیاستمداری است که امروز در درون حاکمیت وجود دارد و تمام شرایط را از روز اول دیده است. شرایط امروز مردم با روز اول انقلاب که برابر نیست. پس ما باید ثبات جامعه را نگه داریم و دلیلی ندارد که آقای خامنه‌ای هم این ر ا(به دلایل خودش) نخواهد. پس باید بطور دیگری با مسائل برخورد کرد، بخصوص با توجه به این  که زمینه آشتی ملی هر چه جلو‌تر می‌رویم قوی‌تر می‌شود. هیچ چیز برای ابد نوشته نشده است. همانطور که شاه مجبور شد کارهایی انجام دهد که مخالفش بود، اجبار باعث شده جمهوری اسلامی وادار شود برای برداشته شدن تحریم‌ها دست به یک تغییراتی بزند که قبلا انجام نمی‌داد. اجبار باعث شده جمهوری اسلامی دست به سیاست‌ها و اعمالی بزند و امتیازاتی به مخالفانش بدهد؛ پس دلیلی ندارد که ما فکر کنیم این مساله نمی‌تواند جلو برود.

می‌خواهیم بهاى تغییر را کمتر کنیم

انگیزه ما این نیست که بخواهیم نمک روی زخم بپاشیم چون خود مسئولین به خیلی از این مسائلی که ما می‌گوییم،  از روی تجربه عینی رسیده‌اند. ما می‌خواهیم بها ی تغییررا برای مردم کمتر کنیم. ما می‌خواهیم ثبات را در جامعه نگه داریم. ما می‌خواهیم مردم را توانا کنیم تا از طریق توانا شدن به خواسته‌ها و آرزو‌هایشان برسند. آرمان‌های من با آرمان‌های کسانی که این سنوات در صحنه سیاسی و مبارزه بوده‌اند فرق فاحشی ندارد. مساله اینست که ما دیده‌ایم مردم در ایران آمادگی هزینه کردن برای آرمان‌های امثال من در این سال‌ها را نداشته‌اند اما برای گرفتن حق و حقوقشان تا جایی که توانسته‌اند توفیق‌هایی داشته‌اند. پس ما باید تمرکزمان برود روی مسائلی که جامعه را توانا می‌کند و مردم را به صورت فعال در صحنه وارد می سازد و نگه می دارد و متوجه ما می‌کند ـ آن هم به عنوان کسانی که می‌توانیم به درد روزمره آن‌ها برسیم نه کسانی که صرفا شعارهایی را مطرح می‌کنند که هیچ تاثیری در زندگی روزمره آن‌ها در شرایط فعلی ندارد. این به معنی آن نیست که آن آرمان‌ها به درد نمی‌خورند و باید آن‌ها را دور انداخت اما هر چیزی زمانی دارد. تجربه به ما دیکته می‌کند که باید برخوردمان تغییر کند و این راه و روشی است که در پیش گرفته‌ایم. بدون تردید من با روح حرفهای و طرز عمل آقای جهانشاهی موافق هستم. حالا ایشان تاریخ بازگشتش را اعلام کرده اند. من هم سی و اندی سال مبارزه کرده‌ام که برگردم و نمی‌خواهم اینجا بمانم. من مثل آقای جهانشاهی نگفته‌ام در این تاریخ بازمی گردم اما بالاخره همه ایرانیانی که می‌خواهند به کشور خدمت کنند باید به ایران برگردند والا از راه دور که نمی‌توان کار خاصی برای کشور انجام داد و یا خدمت کرد. تشکیلات “موج سبز” هم بایداکنون یک تعریف جدیدی از خواسته‌هایش را از این لحظه ارائه دهد تا با توجه به حرفهایی که آقای جهانشاهی مطرح کرده و من هم پشتیبانش هستم، بتواند همخوانی داشته باشد و این مسائل را ما تا چند هفته دیگر روشن خواهیم کرد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large