Skyscraper large

اولویت‌هاى مردم یا آرمان‌هاى والا؟

 6hj5k4mo 090608175522_4-مهرداد خوانسارى- mehrdad khansari56FG5H55G

مهرداد خوانساری

امروز، تلاش ایرانیان برای رسیدن به جامعه ای آزاد، آرام،‌ با ثبات و متنوع، نیازمند تعریف جدیدی است.

این نیاز پس از آن به وجود آمده که علیرغم مشکلات عدیده و تمام نارسائی ها و اعتراضات موجود، اکثریت جامعه نخواسته یا نتوانسته به صورتی «قاطع و مستمر» در صحنه سیاسی کشور حضورى «تعیین کننده» پیدا کند.

مردم ایران در شرایط بعد از انتخابات خرداد ماه ۱۳۸۸ که بی شک نقطه عطف جدیدی در مبارزات ملی بود، دست به اعتراضاتی مسالمت جویانه در راستای تحول خواهی زدند و سرانجام در مقابل عکس العمل های بیرحمانه و خشن نیروهای امنیتی عقب نشستند. اما عدم ایستادگى و عدم حضور مستمر در تجربه هایى مانند سال ٨٨ بدان معنی نیست که مردم از شرایط موجود راضی هستند. برعکس، شرایط روزمره زندگی برای اکثریت مردم به دلایل مختلف، سخت تر شده و کماکان اسیر کلاف سردرگمی است که با ندانم کاری های مدیریتی حکومت طی سنوات طولانی، و بخصوص در ۸ سال دوران فساد و چپاول دولت احمدی نژاد، همواره گریبانگیر جامعه ایران بوده است. برون رفت از این گرفتاری حتی در بهترین شرایط هم کار بسیار سخت و دشواری است.

با این حال، امروز در درون سیستم حکومتی، هستند کسانی که با ارزیابی کارنامه ۳۵ ساله حکومت، به دنبال راه و روش دیگری برای تامین منافع ملی و آسایش مردم می باشند و حضور آشکار و جدی اینگونه افراد در صحنه سیاسی کشور، تحول مهمی است که باید مورد استقبال و تشویق قرار گیرد.

وعده های انتخاباتی حسن روحانی و تغییر لحن و تاکید متفاوت مسئولین دولت یازدهم در پی انتخابات سال ۹۲، در پیروی از یک سلسله سیاست های عقلائی برای پایان دادن به بحران های مختلف و مخربی که زندگی و آسایش مردم ایران را بهم زده، ‌نمونه بارزی از این تحول ملموس است. هر چند دستیابی به این اهداف همواره با مخالفت و مقاومت از سوی نیروهای قدرتمندی در درون سیستم روبروست که هر نوع اقدام برای 

توانمند ساختن مردم را مغایر باانحصارطلبی و منافع خود در امور مختلف بشمار می آورند.

بطور مثال، تلاش دولت روحانی برای حل پرونده هسته ای که در کنار جنگ علیه عراق برزگترین و طولانی ترین چالش در تاریخچه جمهوری اسلامی تا کنون بوده، و همچنین تاکید روحانی بر مقوله آشتی ملی ‌و بازسازی اقتصاد درهم شکسته، هر دو توانسته اند توجه اکثر مردم بی اعتنای مملکت را همراه با پشتیبانی ضمنی آنان جلب کنند.

اگر چه نیروهای متشکل، ‌قوی و منسجم که اکثر اهرم های اصلی قدرت در ایران را کماکان در دست دارند همچنان بطور فعال در صحنه سیاسی ایران حضور فعال دارند؛ اما دیگر یکه تاز نیستند و با نیروهای تازه ای در درون حاکمیت روبرو هستند که بر خلاف آنها مورد انزجار و نفرت عموم مردم قرار ندارند.

مساله اینجاست که این دو جناح درون حکومتی که امروز بطور خیلی جدی در مقابل هم قرار دارند قادر به یکسره ساختن مجادلات میان خود نیستند. در چنین وضعیتی، مردم و جامعه ایران قربانیان اصلی توازن قدرت میان این دو جناح مى‌شوند. نگرانی از عواقب ادامه این اوضاع برای کلیت نظام، باعث شده تا شخص رهبر جمهوری اسلامی که تا چندی پیش در کنار اصولگرایان و حامیان امثال احمدی نژاد می ایستاد،‌ اوضاع موجود را به درستی ببیند و با “میزان‌کارى” لازم، جایگاه خود را تغییر دهد. اینکه او امروز خود را در نقطه ای میان این دوجناح مستقر ساخته،‌ صرفا نشان از واقع بینی او نسبت به شرایط موجود کشور دارد، ضمن اینکه همه به وضوح میدانند استمرار چنین وضعیتی نمی تواند در دراز مدت به نفع مردم ایران تمام شود.

در این شرایط تنها نیروی باقیمانده ایرانی که می تواند به دور از هر نوع خرابکاری و خشونت، این توازن داخلی را بسوی نیروهای مترقی و سازنده سوق دهد، ایرانیان توانمند در زمینه های مختلف در خارج از کشورند که  به ویژه به لحاظ سهم مهم مسائل اقتصادى در معادلات امروزی مملکت،‌ می توانند نقش مهمى را ایفا کنند که شاید تا کنون غیر قابل تصور به نظر مى‌رسید. تا کنون از امکانات این افراد برای کمک به تشنج زدائی در عرصه بین المللی و جلب سرمایه های مالی و انسانی برای بازسازی اقتصاد کشور غفلت مى ‌شد.

ارزیابی عملکرد ۳۵ ساله مخالفین مختلف حکومت ایران در خارج از کشور، که در ضمن بلندگوهای جامعه ایرانی خارج نیز بوده اند، نشان میدهد که اکثریت مردم ایران آمادگی پرداخت هزینه لازم برای مقابله با نظام حاکم به منظور دستیابی به آرمانهای کلان خود را نداشته اند؛ از برگزاری رفراندوم برای تغییر قانون اساسی گرفته تا انتخابات آزاد به منظور استقرار یک سیستم دمکراتیک؛ بطوریکه در خرداد ماه ۱۳۸۸، ‌هنگامیکه نظام با بحرانی بی سابقه مواجه شد،‌ توجه مردم بسوی افرادی چون میرحسین موسوی و مهدی کروبی معطوف شد که هیچکدام تا پیش از آن، مشوق آرمانهاى مورد نظرِ نیروهای مبارز خارج از کشور نبودند.

عدم توجه بیشتر نیروهاى خارج از کشور به دغدغه ها واولویت های اصلی مردم از قبیل ایجاد اشتغال، در آمد بیشتر، مهار کردن تورم،‌ تامین بیمه اجتماعی و بازنشستگی برای همه ایرانیان و احیای غرور ملی همراه با امید و آرزوهای آنان برای زندگی بهتر، ‌همه دست به دست هم داده تا اکثریت مردم نسبت به نقش اینگونه افراد عملا بی تفاوت و بی اعتنا شوند.

امااگر مشارکت و حمایت فعال مردم برای ایجاد تحولات لازم در کشور یک امر ضروری برای پیشبرد و پیاده کردن هر تلاش مبارزاتی به شمار آید، منطق ایجاب میکند که تامین اهداف مورد نظر باید در راستای ارائه راه حل هائی باشد که مردم، آمادگى همسو شدن فعال و هزینه کردن برای آنها را تا لحظه آخر داشته باشند. تنها با مشارکت و حضور آگاهانه و متعهد مردم است که جامعه کنونی ایران می تواند فارغ از هرج و مرج و خطر تجزیه کشور، متحول شود و به دست آوردهای کلان در زمینه های مختلف نائل آید.

در نهایت، باید توجه داشت مردمی که در رابطه با شعار «رای من کجاست؟» به عرصه سیاسی پا نهادند و با سرکوب و ارعاب نیروهای امنیتی حکومت مواجه شدند، توانستند سرانجام با انتخاب روحانی، با کمترین امکانات،‌ امثال احمدی نژادها را کنار زده و حرف خود را به کرسی بنشانند و اولویت های خود را در راس دستور برنامه های دولت منتخب خود قرار دهند.

اگرچه دستآورد مردم، شاید در قبال مطالبات کلان یک جامعه مدرن و مترقی بسیار محدود بشمار آید، ولی باید در نظر داشت که مردم ما علیرغم تمام مشکلات و نارسائی های موجود با ناامنی و کشتار یا خطر جنگ داخلی مواجه نبوده و هر ایرانی حداقل از یک میزان امنیت نسبی برخوردار بوده است. پس باید به شعور مردم اعتماد کرد و برابر با آمادگی آنها برای برداشتن قدم هائی شمرده و مؤثر، متناسب با اولویت های جامعه، قدم بسوی آرمانهای والا و مورد نظر به پیش گذاشت. 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large