Skyscraper large
ممنوعيت بزرگداشت فروهرها در گفتگو با پرستو فروهر

“دادخواهی” به یک جنبش اجتماعی نیاز دارد

gh45gh45gh45

مژگان مدرس علوم

شانزده سال از قتل فجیع داریوش فروهر و همسرش پروانه اسکندری در یکم آذر سال ۷۷ گذشت، جنایتی که سرآغاز افشاء قتل شمار زیادی از دگراندیشان و نویسندگان بود و به قتل‌های زنجیره‌ای معروف شد. اما امسال نیز همچون سالهای گذشته نیروهای امنیتی و انتظامی مانع از برگزاری مراسم سالگرد قتل فروهرها شدند.

روز پنج شنبه‌ى گذشته، پرستو فروهر احضار و از برگزاری مراسم بزرگداشت برای والدین خود منع شد.

در آستانه شانزدهمین سالگرد قتل‌های زنجیره‌ای پرستو فروهر فرزند داریوش و پروانه فروهر در گفتگو با “راه دیگر” از فشارهای امنیتی مى گوید: “متاسفانه طبق قرار قبلی قرار بود مراسمی از ساعت ۴ تا ۶ در خانه و قتلگاه داریوش و پروانه فروهر برگزار بشود. از حوالی ساعت یک و نیم بعد از ظهر حضور سنگین نیروهای نظامی و امنیتی در کوچه و خیابان، مانع  از آمدن میهمانان ما شد. سرکوچه را بستند و بعد از مدتی هیچ  کس را راه نمی دادند. حتی بستگانان نزدیک که خاله من خودش صاحب عزا محسوب میشود را راه ندادند. با توجه به گزارش ها و روایت های مختلف که شنیدم برخوردشان بسیار تند و در جاهایی همراه با بی احترامی بوده است. خشن بودند و تهدید به بازداشت می کردند و هل می دادند حتی کسانی که سن بالا داشتند از جمله آقای زرافشان که وکیل این پرونده بوده و با عصا هم به مجلس آمده بود به دلیل اینکه از ناحیه پا آسیب دیده او را هل دادند. با افراد دیگری مانند خانم نرگس محمدی هم برخورد بسیار تندی داشتند. در هر صورت برخوردها تند و حتی بیشتر از سال های گذشته بود.”

براساس اطلاعیه ای که پرستو فروهر و آرش فروهر در روزنامه اطلاعات منتشر کرده بودند، قرار بود که روز شنبه اول آذر ماه از ساعت ۴ تا ۶ بعد از ظهر مراسمی را به یاد پدر و مادرشان در منزل فروهرها برگزار کنند.

داریوش و پرستو فروهر حلقه‌هایی از زنجیره لیست سیاهی بودند که وزارت اطلاعات قصد حذف آنان را داشت و این کار را هم انجام داد.

 قساوت و بی‌ رحمی در نحوه کشتن این دو چهره معترض جمهوری اسلامی نمادی از نوع برخورد نهادهای امنیتی با دگراندیشان فکری و سیاسی شد و آنان را به سمبل قربانیان سرکوب در ایران تبدیل کرد.

دختر فروهرها با اشاره بر حضور پررنگ مردم برای شرکت در مراسم سالگرد والدینش می افزاید: “از دوستان و َآشنایان که تلفن می زدند شنیدم که از طیف های کمی شناخته شده تر در زمینه فعالیت های اجتماعی و مدنی آمده بودند. در واقع یکبار دیگر بسیاری خواستند نشان دهند که دادخواه این جنایت ها هستند و همچنان فراموش نمی کنند. ولی یک مساله دیگر هم هست که نیروهای امنیتی و نظامی اجازه نمی دادند که تجمعی پدید بیاید حتی مردم را دنبال می کردند و می گفتند بروید و بروید.”

او ادامه می دهد: “من قدردان تمامی تلاش هایی که در این راه انجام میشود هستم هر کسی که اینجا می آید و یا چیزی می نویسد همه در راستای دادخواهی این جنایت هایی سیاسی است که در ایران اتفاق می افتد. در راستای بزرگداشت کسانی که علیرغم فشار های مستمر استبداد بر روی خواسته های مردم پافشاری کردند. این نوید بخش است که این تلاش ها روزی به سرانجام خواهد رسید و سرانجام شاهد رسیدگی عادلانه به چنین پرونده هایی خواهیم بود و پیامد آن این است که دگر اندیشان ایران جانشان در امان باشد و صرفا به دلیل داشتن عقیده مخالف انتقاد و پافشاری بر حقوق مردم به چنین سرنوشتی دچار نشوند.”

دادگاه رسیدگی به قتل‌های زنجیره‌ای به صورت غیرعلنی و بدون حضور خانواده مقتولان و وکلای آن‌ها برگزار شد. در پی روند غیرقانونی رسیدگی به این پرونده، خانواده مقتولان دادگاه را به دلیل «عدم رفع نقص پرونده» و «عدم معرفی آمران اصلی» تحریم کردند. بدین ترتیب دادگاه متهمان قتل‌های زنجیره‌ای بدون نتیجه و معرفی آمران و مسببان اصلی مختومه اعلام شد.

به گفته پروانه فروهر، قتل‌های سیاسی آذر ۷۷ در حقیقت توطئه‌ای بر «ضد» آزادی برای محدود کردن حقوق دگراندیشان در ایران بود. اما دستگاه قضایی از این پرونده یک دعوای خصوصی درست کرد. عده‌ای از ماموران اجرای حکم را به عنوان مسئول معرفی کرد. درصورتی که خود این ماموران که تمام آن‌ها کارمند یک نهاد دولتی یعنی وزارت اطلاعات بودند گفته بودند که به صورت سازمانی عمل کرده‌اند. در اعترافات تک تک آن‌ها آمده است که حذف فیزیکی دگراندیشان جزو وظایف سازمانی آن‌ها در وازارت خانه‌شان بوده است و بار‌ها این شیوه‌ها را بکار برده‌اند. در حقیقت نقص اصلی پرونده همین است که جنایات سازمان یافته‌ای بر ضد دگراندیشان را به دعوای خصوصی عده‌ای مامور و حالا بازماندگان قربانیان تبدیل کرده‌اند. قتل دگراندیشان در جامعه ما سنت تلخ دیرینه‌ای است و در واقع استبداد برای سرکوب دگراندیشان نه تنها آن‌ها را به قتل می‌رساند بلکه سعی می‌کند که آن‌ها را از حافظه جمعی محو کند.

پرستو فروهر خاطرنشان می کند: “الان جامعه حالت انتظار دارد. جامعه منتظر است ببیند کجا فضایی پدید می آید تا بتواند حضور خودش را نشان دهد. زیرپوست جامعه این نارضایتی و انتظار را می شود حس کرد. اما تبدیل نارضایتی به نوعی از کنش هنوز به نظر من در حالت انتظار باقی مانده است.”

وی در پایان می گوید: “دادخواهی نیاز به یک جنبش اجتماعی دارد تا روی شانه های بیشتری سرشکن شود و جامعه روی آن بالا برود. به نظر من علیرغم اینکه حالا این یادآوری ها و دادخواهی ها محدود شده اما در این ده ـ پانزده سال کسانی خود را متعهد و موظف می دانند که آنها از یاد نروند و در رسانه های عمومی از آنها نوشته شود. این به صورت یک زخم در وجدان عمومی همچنان هست اما امروز آن نیروی اجتماعی که باید باشد تا این روند را پیش ببرد و مسولان را وادار به پاسخگوی کند متشکل نشده است و امیدوارم که به آن سمت پیش برویم.”

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large