
سرانجام پس از ماه ها رفت و آمد مردان سیاست و گفت و گوهای پشت پرده میان دیپلمات های ایران و کشورهای گروه ۵+۱، روز گذشته قرار بر تمدید مذاکرات هسته ای تا ابتدای تابستان سال ۲۰۱۵ حتمی شد و بر این اساس، بازار ایران هم در پس انتظار طولانی خود برای نتیجه گیری از وضع موجود به این نتیجه رسید که باز هم باید صبر کرد و در حال حاضر نمی توان بر سرمایه گذاری و تغییر اساسی در روند موجود مطمئن بود.
اگر چه باز هم ایران در این مدت بخشی از پول نفت خود را دریافت خواهد کرد، اما آنچه می توان به راحتی از وضعیت موجود دریافت اینست که تغییرات لازم برای رسیدن به یک فضای امن و تقریباً ثابت در اوضاع و احوال کنونی یک امر خیالی خواهد بود.
بدون شک در چند روز گذشته تمام هوش و حواس بازاریان به نوسان نرخ ارز و همچنین واکنش استانبول نشین های پایتخت به خبرهای رسیده بود، تا وضعیت عرضه و تقاضای خود را بر آن اساس پایه ریزی کنند.
شکل تقریباً ثابت معاملات، انتظار و رکود موقت در انجام داد و ستدها، به خوبی از تأثیرپذیری بازار در جریان نتیجه مذاکرات حکایت داشت.
بسیاری در این روزها چشم امید رسیدن به توافق هسته ای را داشتند و بر این باور بودند که با رفع مشکلات اقتصادی بازار رونق گرفته و داد و ستدها پس از مدت ها دوباره به جریان عادی خود باز خواهد گشت.
برخی هم بر این باور بوده و هستند که چه در صورت رسیدن به توافق و چه در صورت نرسیدن به توافق، وضعیت اقتصاد کشور تغییری نخواهد کرد و تا روزی که کشور ایران به درآمدهای نفتی خود وابسته باشد، و سیاست و سیاستمداران بر حوزه اقتصاد حکم رانی کنند، تغییر اساسی و ماندگاری در اقتصاد کشور اتفاق نخواهد افتاد.
اما با این حال گروهی هم معتقدند که در صورت رسیدن به یک نتیجه مثبت توافق هسته ای، در هر مقطعی از زمان می تواند زمینه را برای یک شروع دوباره و بازسازی و اصلاحات در اقتصاد کشور فراهم کند.
به اعتقاد این افراد، تجربه مدت زمان گذشته تحریم ها و وجود زمینه های سوء استفاده برخی سیاستمداران داخلی از وجود فشارهای مالی و اقتصادی، به خوبی نشان داده که اقتصاد ایران تنها در رهایی از چنگال بازی های سیاسی و منافع سیاستمداران در صورت حضور بخش های خصوص و حمایت از آنها در قانون و در برابر دخالت و زیاده خواهی دولتی و همچنین رویکرد به توسعه و اقتصاد صنعت محور و نه نفت محور، می تواند تا حدی امیدوار به نجات خود باشد.
اما نکته ای هم در این میان از دید برخی کارشناسان مطرح شده که شاید جای تأمل بسیاری داشته و باید به آن توجه کافی نمود، و آنهم اینکه در صورت رفع تحریم ها و باز شدن احتمالی اقتصاد ایران در فردای روز مذاکرات، کم و کاستی های بسیار قانونی و همچنین ناکافی بودن دیدگاه های کارشناسی، زمینه را برای به انحراف بردن منابع، استعدادها و همچنین بروز مشکلات عدیده حتی در بخش جذب نیروی کار فراهم کند.
شاید لازم باشد تا باز هم در فرصت باقی مانده و پیش رو، مسئولان و مدیران کشور، با مروری بر آنچه در طی این مدت محاصره و تحریم به غایت تجربه شده، فکر و اقدامات لازم را برای رفع کاستی ها و نواقص انجام داده تا در صورت توافق احتمالی، بتوان با امنیت خاطر بیشتر و مدیریت کارآمدتری، حوزه اقتصاد کشور را به سمت و سوی توسعه و پیشرفت هدایت کرد.
چند روز خاکستری در بازار
روز گذشته یک خبرگزاری اصولگرا و منتقد دولت با نگاهی به وضعیت بازار در این روزها، فضای حاکم بر بازار را خاکستری عنوان کرده و در گزارش خود به توقف موقت بسیاری از معاملات و داد ستدهای بازار اشاره کرده است.
به نوشته خبرگزاری مهر، شمارش معکوس برای تعیین تکلیف نهایی مذاکرات ایران با گروه ۱+۵ آغاز شده اما روزها قبل از اینکه انتظار به پایان برسد، فضای خاکستری معاملات در بازارهای مختلف را فرا گرفته است.
بنابراین گزارش، شمارش معکوس برای رسیدن به ضربالاجل ۲۴ نوامبر آغاز شده و اگرچه در وین، مذاکرات به صورت فشرده ادامه دارد اما در بازار ایران فضای خاکستری ناشی از مشخص نبودن نتیجه مذاکرات، معاملات را تا حدی متوقف کرده است.
بازی برد- برد تولید کنندگان
به نوشته مهر، تولیدکنندگان البته بیش از واردکنندگان و صادرکنندگان ریسکپذیر بوده اند و تلاش کردهاند تا در این فضا، مقدار مطمئنی از مواد اولیه مورد نیاز خود را در انبارهایشان ذخیره کرده و آنگونه که فعالان اقتصادی میگویند این ذخیرهسازی مواد اولیه، بازی “برد-برد” برای تولیدکنندگان به شمار میرود.
در واقع، ذخیرهسازی مواد اولیه در انبارهای بخش تولید آن هم علیرغم روشن نبودن مذاکرات از این رو بازی “برد-برد” به شمار میرود که اگر مذاکرات به نتیجه مثبت برسد، به طور قطع معاملات اقتصادی دنیا با ایران با جهش مواجه خواهد شد و کالاهای ایرانی، به راحتی راه خود را در بازارهای جهانی در پیش خواهند گرفت، بدون اینکه دغدغه انتقال پول داشته باشند و بدون اینکه مشتریانشان، از تذکر و اخطار از اروپا و آمریکا برای خرید از ایران بترسند.
در عین حال، اگر هم مذاکرات به نتیجه مطلوب نرسد و تحریمها علیه ایران تداوم یابد، باز هم آنها از این وضعیت سود خواهند برد و کالاهای خود را با قیمت مناسبتری خواهند فروخت.
ریسک کمتر واردکنندگان و صادر کنندگان
این خبرگزاری نزدیک به اصولگرایان در ادامه به ریسک پذیری کمتر واردات اشاره کرده و می نویسد:”اما واردکنندگانی که صرفا واردکننده هستند و کار تولیدی انجام نمیدهند، به مراتب از تولیدکنندگان ریسک کمتری را پذیرفتهاند و آنگونه که فعالان بازار میگویند واردکنندگان برای واردات مواد اولیه و کالاهای واسطهای چندان وارد عمل نشدهاند و اگر هم فعالیتی در طی ماههای گذشته داشتهاند، بر روی واردات کالاهای مصرفی متمرکز شده است. آنها دست نگه داشتهاند تا شاید نتیجه مذاکرات مثبت باشد و آنها بتوانند واردات خود را ارزانتر، با ارز با قیمت پایین تر و با پرداخت هزینه جابهجایی و به اصطلاح نقل و انتقال پول کمتری مواجه باشند. در مقابل، صادرکنندگان هم اگرچه طی ماههای گذشته مذاکرات بسیاری با مشتریان خود در بازارهای جهانی داشتهاند، اما به این موضوع فکر میکنند که بالاخره قفل تحریمها گشوده میشود و آنها مشتریان درازمدتی برای کالاهای خود خواهند یافت که اگرچه ممکن است قیمت کالای خود را رقابتیتر تعیین کنند، اما سودآوری بیشتری به لحاظ فروش بیشتر خواهند داشت.”
برزخ و انتظار بازار در سایه مذاکرات
مهر همچنین در ادامه با اشاره به اشتیاق خریداران از یک سوی و احتکار کالا توسط عرضه کنندگان در سوی دیگر بازار، در خصوص وضعیت آن روی دیگر بازار معاملات در ایران می نویسد:”در آن روی سکه بازار معاملات، خریداران خارجی هستند که پیش بینی آنها این است که بعد از مثبت شدن نتیجه مذاکرات، قیمتها کاهش می یابد و آنها می توانند خرید به صرفهتری داشته باشند و از سوی دیگر، فروشندگان کالا نیز با این چشم انداز که ممکن است مذاکرات به نتیجه نرسد، از فروش کالاهای خود امتناع میکنند تا شاید بتوانند گرانتر بفروشند. در واقع، فعالان اقتصادی می گویند که هم اکنون در برزخ قرار گرفته اند و نمیدانند که باید به خرید و فروش بپردازند یا منتظر مشخص شدن نتیجه مذاکرات باشند. از سوی دیگر، سرمایه گذاران نیز منتظر مشخص شدن شرایط با کاهش ریسک سرمایه گذاری خود هستند.”
حال و هوای احتیاط در بازار مولوی
به نوشته این گزارش، واکنش عمدهفروشان در بازار مولوی هم جالب توجه است، یکی از عمده فروشان بازار مولوی در پاسخ به این سوال خبرنگار مهر مبنی بر اینکه چه چشماندازی را برای مذاکرات ایران با ۱+۵ تصور میکند، میگوید: “فضای بازار خاکستری است و نمیتوان پیشبینی جدی داشت، اما آنچه که مسلم است از حدود دو هفته پیش که اخبار مذاکرات مطرح میشود، برخی از تولیدکنندگان به صورت محتاطتر اجناس خود را در بازار عرضه میکنند و البته این به معنای کمبود کالا در بازار نیست، اما به نظر میرسد که آنها منتظر نتیجه هستند.”
وی میافزاید: “وقتی با ویزیتورهای کارخانجات و تولیدکنندگان عمده صحبت میکنیم، مشخص است که صاحبان کالای آنها نیز جریان مذاکرات را پیگیری میکنند و بنابراین به صورت محتاطتر در بازار به توزیع کالا و سفارش پذیری میپردازند، البته برخی از تولیدکنندگان نیز مدت زمان نسیه فروشی خود را اندکی کم کردهاند، یعنی از سه روز تا یک هفته در زمان نسیه فروشی آنها کاهش مشاهده میشود.”
فضای پیش بینی خیلی سخت است
در ادامه گزارش، یکی دیگر از فعالان بازار مولوی میگوید: “عمده فروشان کالا به طور قطع نتیجه مذاکرات را پیگیری میکنند؛ چراکه هم اکنون، این مذاکرات نبض بازار را به دست گرفته است و در رفتار خریداران کالا به خوبی میتوان آن را یافت، البته این را هم باید اشاره کرد که بسیاری از خریداران، واقعا نمیدانند که آیا سرمایه های خود را به بازار بیاورند و کالا بخرند یا اینکه کالا ارزان می شود و ممکن است آنها ضرر کنند. واقعا فضای پیش بینی خیلی سخت است و مشتریان هم از ما در مورد آینده قیمتها سئوال میکنند، در واقع آنها نمیدانند که نتیجه چه میشود. از یک سو رسانه های خارجی، می گویند که نتیجه مذاکرات چندان مثبت نیست و از یک سو برخی دیگر از آنها میگویند که نتیجه کاملا مثبت است؟”
تمام حواس ها به “چهارراه استانبول”
به نوشته مهر، یکی دیگر از فعالان بازار مولوی می گوید: “به نظر می رسد که قیمت اصلی تمامی اقلام در ایران، را باید از چهارراه استانبول جستجو کرد، اگر قیمت دلار خوب باشد و نوسان نداشته باشد، بازار کالا هم آرام است و عمده فروشان مشکل خاصی ندارند، اما کافی است که قیمت در چهارراه استانبول تغییر کند، آنگاه باید به سراغ عمده فروشان مولوی آمد تا به شما بگویند که بازار چه وضعیتی پیدا می کند. الان هیچ چیز مشخص نیست و باید فقط صبر کرد تا نتیجه مذاکرات مشخص شود.”
تأثیر مذاکرات تاریخی بر اقتصاد ایران
این خبرگزاری منتقد دولت در بخش دیگر گزارش خود به نظرات برخی برخی از کارشناسان پرداخته که به بررسی مقاطعی از اقتصاد ایران پرداختهاند.
به نوشته مهر، آنها مقاطع زمانی را برای اقتصاد ایران مرور کرده اند که در آن، به نوعی مذاکراتی میان ایران با غرب در رابطه با مسائل سیاسی و حتی جنگ صورت گرفته و بعد از آن، بازتاب آن به اقتصاد ایران رسیده است.
براین اساس، آنها اولین واکنش اقتصاد ایران بعد از مذاکرات بر سر مسائل سیاسی عمده را به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ منتسب میکنند. در سال ۱۳۶۷ ایران پس از ۸ سال جنگ تحمیلی قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت و بدین ترتیب جنگ عراق با ایران پایان یافت. این اتفاق نوید ورود به دوره ای از اقتصادی که دیگر جنگ محور آن نیست، داده شد و نگاه بخش خصوصی به اقتصاد، جذب و جلب سرمایه بود و نیز جلب اعتماد آنها. واکنش بازار در آن موقع بسیار قابل توجه بود. قیمت دلار و سکه سقوط کرد به طوری که در پایان سال قیمت دلار با ۳ درصد کاهش نسبت به سال ۱۳۶۶ به ۹۶۶ ریال رسید. در همین سال قیمت سکه طلا هم با ۱۳ درصد کاهش به ۹ هزار و ۹۴۰ تومان تنزل کرد .
دومین واکنش را می توان در سال ۱۳۸۰ مشاهده کرد. در این سال هم اقتصاد ایران وارد برنامه سوم توسعه شد و هم آنکه اعلام رسمی شد که ایران به انرژی هسته ای دست یافته است و مذاکرات ایران و دولتهای غربی بر سر این موضوع شروع شد و تقریبا مسالمت آمیز بود. همین اتفاق را میتوان در بازار ارز و طلا هم مشاهده کرد. در این سال قیمت دلار با ۲٫۲ درصد کاهش نسبت به سال۱۳۷۹ به ۸۰۰ تومان در بازار آزاد رسید و قیمت سکه طلا هم با اندکی رشد قابل اغماض از ۶۰ هزار و ۵۳۶ تومان به ۶۰ هزار و ۸۸۰ تومان افزایش یافت .
اما سومین واکنش عینی تر را می توان در مذاکره ۲۷ فروردین سال ۹۱ میان ایران و گروه ۱+۵ دید. فضای مثبتی که قبل از شروع مذاکرات چه از سوی ایران و چه از سوی گروه مقابل به وجود آمده بود، این نوید را میداد که دو طرف به نتیجه مثبتی خواهند رسید. از همین رو بود که بازار در انتظار این رویداد به سر میبرد و تحول جدی در قیمتها یا شاخصها مشاهده نمی شد. اعلام این توافق در همان اوایل روز نشان داد که بازار تا چه اندازه منتظر این رویداد بوده است. کاهش قیمت دلار به ۱۸۵۰ تومان و سکه طلا به ۷۰۰ هزار تومان و رکورد زدن شاخص کل بورس و گذشتن آن از مرز ۲۷ هزار نشانه این انتظار بود.
انتظار روانی، یک عامل مهم در بازار
به نوشته این گزارش، یکی از مهمترین پارامترها در اقتصاد، انتظارات روانی است. اگر انتظار روانی وجود داشته باشد، قیمت کالاها یا افزایش می یابد یا کاهش. در دهه ۱۳۷۰ زمانی که بانک مرکزی نشست ماهانه خود در را در خصوص بازار ارز که آن موقع دچار چالشهای جدی شده بود، برگزار می کرد یکی از عمده ترین دلایلی که کارشناسان اقتصادی در باره بازار ارز مطرح می کردند آن بود که حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از قیمت ارز ناشی از انتظار روانی است.
بنا به توصیه آنها، یکی از مهمترین وظایف سیاستگزاران ارزی آن است که این انتظارات روانی را که نقش مهمی در بحران های اقتصادی ایفا می کنند را خنثی سازند. اساس این توصیه مدیریت شناور ارزی بود که بانک مرکزی به خوبی از سال ۱۳۸۰ تا پایان دولت هشتم در بازار ارز ایفا کرد.
نگرانی بازار کار؛ پس از مذاکرات هسته ای
مهرهمچنین با اشاره به نظرات کارشناسان در مورد تأثیر احتمالی توافقات سیاسی ایران با قدرتهای جهانی بر بازار کار کشور، این امر را مانند یک شمشیر دو لبه عنوان کرد و نوشت:”اگر دولت بتواند ظرفیت جدید اقتصادی پس از تحریم ها را مدیریت کند، بازار کار رونق میگیرد، فرصتهای جدید شغلی فراهم میشود و احتمال اینکه بیکاری از بحران خارج شود، بالا است اما در غیر این صورت، باید منتظر هجوم نیروی کار ارزان خارجی به کشور، واردات انبوه محصولات خارجی، تضعیف تولید و در نتیجه ریزش شدید نیروی کار باشیم.”
به نوشته این خبرگزاری، مذاکرات حساس در عرصه سیاسی برای کشور می تواند تاثیراتی را در عرصه های مختلف فعالیتی کشور داشته باشد. بازار کار بحران زده کشور، یکی از بخش های مهمی است که می توان با دو نگاه متفاوت به مقوله تاثیر برداشته شدن تحریمها بر این بازار نگاه کرد.
بنابراین گزارش، برخی کارشناسان بازار کار معتقدند اتفاقا برداشته شدن تحریم ها و در نتیجه فرصت حضور تولیدات و محصولات خارجی در بازارهای داخلی، باعث تهدید نیروی کار ایرانی می شود؛ به این دلیل که اولا پایین بودن احتمالی واردات خارجی در مقابل تولیدات داخلی می تواند بنگاه ها را به ورطه ورشکستگی و در نتیجه ریزش شدید نیروی کار بکشاند.
همچنین با رونق گرفتن احتمالی فعالیت های مختلف اقتصادی کشور و حضور پُررنگ سرمایه گذاران و شرکت های خارجی در ایران، رفته رفته زمینه حضور نیروهای کار ارزان از سایر کشورها به بازار کار ایران فراهم می شود که به صورت بالقوه می تواند یک تهدید جدی برای نیروی کار ایرانی محسوب شود.
اما فارغ از تمام این حدس و گمان ها و با توجه به تمدید مذاکرات تا ابتدای تابستان آینده، می توان گفت که هنوز بازار ایران چه در بخش تولید، چه عرضه و چه نیروی کار، تابع شرایط لحظه ای و تأثیرات سیاسی خواهد ماند و نباید انتظار داشت که گشایشی اساسی و با ثبات در برابر اقتصاد بیمار و تب دار ایران ایجاد شود.