Skyscraper large

حامیان دولت، میدان را خالی نکنند

FDH43 tajzade mostafa مصطفی تاجزاده

سید مصطفی تاج‌زاده

بخش نخست:

بدون تردید امروز موقعیت و نفوذ اصلاح طلبان در دولت و مجلس و شوراها به مراتب کمتر از عصر اصلاحات است. با وجود این من به دلایلی که مهمترینشان ضعف و بحران و آشفتگی اردوگاه اصول گراها پس از تحمل شکست‌های متعدد و صد البته رشد آگاهی‌های عمومی و انباشت تجربیات مردمی هستند، حرکت به سوی توسعه دموکراتیک و همه جانبه را در حال حاضر مساعدتر از دوره دوم خرداد ارزیابی می کنم. به شرط آن که حامیان دولت مأیوس نشوند، میدان را خالی نکنند و هم چنان فعال و هوشمندانه به پشتیبانی از آن ادامه دهند. هم چنین اصلاح طلبان انسجام کنونی را حفظ کنند، ضعف‌های خویش را دست کم نگیرند، از هیچ تهدیدی غفلت نورزند و خود را برای بدترین شرایط آماده سازند. چرا که اغلب نهادهای انتصابی هنوز هم حاضر به رعایت کامل قواعد بازی رقابت سالم و آزاد و قانونی نیستند. دلایل مورد نظر من عبارت اند از:

١) چهار بحران اقتدارگرایان

۱- شکست پروژه یک دست کردن حکومت

الف) اصولگرایان وعده می دادند که در صورت دراختیار گرفتن مجلس و دولت رایحه خوش خدمت وزیدن خواهد گرفت. اختلافات بین قوا رخت برخواهد بست، نفت به سفره ایرانیان خواهد آمد و ایران ژاپن اسلامی خواهد شد. در حالی که میراث ۸ سال تسلط کامل و انحصاری آنان بر همه نهادهای انتصابی و انتخابی با وجود کسب بالاترین درآمد نفتی از مشروطه تاکنون، تورم ۴۰ درصدی، رشد اقتصادی منهای ۵/۶ درصد، کاهش فاحش تولید، نرخ بیکاری دو رقمی رو به گسترش، بدهی عظیم دولت به بانک‌ها و بخش خصوصی و انبوه معوقات بانکی بود. چنین اوضاع و احوالی بیشتر به کره شمالی می ماند تا ژاپن.

ب) مرده ریگ دیگر حکومت یک دست جامعه بسته و قلم‌های شکسته، تحریم نفتی و بانکی میهن و بلوکه شدن اموال و درآمد‌های ارزی ایران در بانک‌های خارجی از یک سو و فساد فراگیر هزاران میلیارد تومانی و نیز کاسبی ۲۵ میلیارد دلاری تحریم توسط یک عده خاص از سوی دیگر بود. حرام خواری در آن دوره چنان رواج یافت و عادت شد که به اعتراف صریح معاون اول احمدی نژاد دوسوم نمایندگان از چک‌های شرکت بیمه برای تبلیغات انتخاباتی خویش بهره برده اند و سه هزار و هفتصد نفر بدون آزمون وارد دوره دکتری شدند، بورسیه گرفتند و به استخدام دولت درآمدند. پدیده زشت و رسوایی که از بدو تأسیس دانشگاه در زمان رضاشاه تا امروز سابقه نداشت.

پ) اصول گراها تمام نهادهای دولتی و عمومی را به خدمت گرفتند و بسیج کردند تا حجاب و هنجارهای اسلامی را بر جامعه حاکم کنند. نتیجه مساعی آنان به اعتراف آقای حداد شکست مطلق بود. درحدی که آن را به شب شدن روز تشبیه کرد. چاپلوسی، ریاکاری، قشری گری، فحاشی و دروغ گویی سکه رایج شد و حکومت یک دست به نام مقابله با شبیخون فرهنگی دشمن، شبی تیره و تار را بر فضای فرهنگ و ادب و هنر کشور و اهالی آن تحمیل کرد. اصول گرایان هم چنین در مهار و کاهش ناهنجاری‌های اجتماعی از قبیل اعتیاد، ایدز، خشونت ورزی، فروپاشی خانواده، رشوه خواری و فرار مغزها و سرمایه‌ها نمره قبولی نگرفتند.

ت) رهبر علت حمایت منحصر به فرد خود را از دولت آقای احمدی نژاد عدم تلاش وی برای ایجاد حاکمیت دوگانه خواند. قهر ۱۱ روزه بطلان آن ادعا را ثابت کرد. مهم تر آن که وی در پاسخ تلاش رهبر و شعار او در جمع خواص در ایام انتخابات ۸۸ که «شکست احمدی نژاد شکست من است» در جلسات خصوصی ادعا و اعلام می کرد اگر رهبری از من حمایت نمی کرد دست کم ۵ میلیون رأی بیشتر می آوردم.

ث) یک شنبه سیاه و یک شنبه انتقام راهبرد رهبر را در تشکیل مجلس تک جناحی اصول گرا اما با سلایق مختلف درهم شکست و آقای لاریجانی که در تبلیغ و بزرگ نمایی عملکرد شهردار اصول گرای تهران همه نُرم‌های اطلاع رسانی صدا و سیما را به هم زد و ساخت یک پله برقی در میدانی در پایتخت توسط احمدی نژاد را مهم تر از راه اندازی پروژه بزرگ دولت خاتمی در عسلویه و پارس جنوبی جلوه داد به خواب هم نمی دید که به وسیله همین فرد و در حضور و ریاست خویش بر مجلس، نوار رشوه خواری برادرش از بابک زنجانی در جلسه علنی پخش و از رادیو منعکس شود و از او کاری ساخته نباشد. محض یادآوری عرض می کنم که فاصله زمانی هویت، چراغ و کنفرانس برلین تا نوار فاضل لاریجانی به ۱۶ سال هم نرسید. «فاعتبروا یا اولی الالباب»

۲- بحران گفتمان اصول گرایی

الف) پیدایش داعش که کم و بیش مانند طالبان و بوکوحرام به استقرار حکومت اسلامی بر مبنای «النصر بالرعب» یا حکومت کردن بر اساس ترس معتقد است، با اندیشه ها، ارزش ها، مفاهیم و نهادهای غرب خصومت می ورزد. انتخابات، نهادهای مدنی غیردولتی جدید و نیز مطبوعات و احزاب آزاد را برنمی تابد و تنها یک سبک زندگی را به رسمیت می شناسد. به حجاب اجباری و تفکیک جنسیتی باور دارد. امر به معروف را شلاقی و نهی از منکر را چماقی می داند و علوم انسانی را نفی می کند، ضربه مهلکی بر همه خوارج مسلکان اعم از شیعی و سنی، ایرانی و عرب و کرد و ترک وارد کرده است. یعنی همه کسانی که از اسلام زورمدار، ظاهرگرا و خشونت پرست دفاع می کنند.

ب) اصول گرایان در ربع قرن گذشته خود را سخنگوی انحصاری اسلام می نامیدند و رقیب اصلی خود یعنی اصلاح طلبان را به طرفداری از سکولاریسم متهم می کردند. داعش ادعا و آرایش مزبور را به محاق برده آنان را در دوراهی مهمی قرار داده است: یا به نقد و نفی اسلام تحمیلی و دستوری بپردازند و سازگاری اسلام را با دموکراسی و حقوق شهروندی بپذیرند، به اجرای بدون تنازل قانون اساسی تمکین کنند و به معیارهای اخلاقی و حقوق برابر در رقابت‌های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی تن دهند و یا این که هم چنان مستقیم یا غیرمستقیم به توجیه استبداد دینی بپردازند، به هر دو شکل نظری و عملی به نام و بهانه‌های گوناگون با حقوق و آزادی‌های اساسی ایرانیان بجنگند، معیارهای دوگانه را به کار گیرند و برای خود حقوقی را مسلم شمرند که از سایرین دریغ می دارند. در یک کلام یا باید رقابت آزاد و سالم و قانونی را بپذیرند یا به حرام خواری سیاسی و اقتصادی و فرهنگی بپردازند. این مهم‌ترین و چالش برانگیزترین انتخابی است که اصول گراها باید بدان دست یازند و از آن گریزی ندارند. حقوق شهروندی امروز چنان جایگاه برجسته‌ای به خود اختصاص داده که هیچ فرد، گروه یا جناح سیاسی نمی تواند نسبت خود را با آن روشن نکند یا آن را نادیده بگیرد. ذوب شدگان در ولایت نیز یا باید اسلام حقوق محور را برگزینند یا به طرفداران اسلام زورمدار بپیوندند.

پ) ترسیم زشت‌ترین سیما از اسلام توسط داعش به سوء استفاده گسترده توسعه طلبان و استعمارگران در غرب و نیز رژیم اسرائیل از رفتار و گفتار داعش به منظور تسلط بر منطقه و غارت منابع آن و ارتکاب هرگونه جنایت جنگی به نام مبارزه با توحش از یک سو و تبلیغات وسیع داعش درباره وحدت شکنی و بدعت گذاری شیعیان به ویژه توهین آنان به مقدسات اهل سنت به منظور زمینه سازی برای قتل عام شیعیان از سوی دیگر مشوق مراجعی مانند حضرات آیات سیستانی و شبیری زنجانی شده است تا نه تنها سبّ و لعن مقدسات دیگر فرق مسلمان را نفی کنند بلکه قاطعانه با خشونت ورزی، فرقه گرایی، خرافه پرستی و حتی افراط در عزاداری‌ها مقابله ورزیده آن را محکوم کنند. گسترش این نگاه و این فتوا در مجموع مطلوب اصول گراها نیست چرا که در تحلیل نهایی کفه را به سود اسلام و تشیع حامی ادب و انصاف و حقوق همگان و به زیان اسلام و تشیع آمرانه، حقوق گریز و دیگر ستیز سنگین می کند.

ت) بینش و روش تکفیری در افکار عمومی ایرانیان چنان با ادبار مواجه شده که حتی تئوریسین استبداد دینی نیز در برخی عقاید خود تجدیدنظر کرده است. آقای مصباح به تازگی اعتراف کرد که پس از ۸۰ سال به این نتیجه رسیده که تکثر و آزادی اطلاع رسانی لازم است. «اصلا عالم آفریده نشده که همه به زور به سعادت برسند و اصلاح شوند. در جامعه باید گروه‌های متضاد باشند تا زمینه انتخاب فراهم شود.» وی هم چنین اخیرا خود را مخالف خشونت خواند و فیلترینگ اینترنت را بی‌فایده دانست و حتی اعلام کرد که امر به معروف و نهی از منکر آمرانه و خشن نتیجه نمی دهد. نمونه دیگر پذیرش گفتمان حقوق بشر توسط اصول گراها اظهارات اخیر آقای جواد لاریجانی است که به عنوان مشاور رئیس قوه قضائیه برای نخستین بار علنا درمورد حقوق شهروندی بهائیان طبق نظر بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران سخن گفت. (ادامه دارد)

 


  • بازنشر از نوروز
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large