Skyscraper large
پاسخ محمد نورى‌‌زاد

چرا محمد سرافراز به ریاست صدا و سیما انتخاب شد؟

rd58g4 - محمد نوری زاد mohamad noorizadبا پایان یافتن دوره ی نخست ریاست ضرغامی بر صدا و سیما، قرار بر این بود که ایشان برداشته شده و همین آقای محمد سرفراز جایگزینشان شود. حتی من شنیدم که رهبر برای سرفراز حکم هم زده بود. منتها در پنج سال نخست، ضرغامی به جماعتی از حواریون رهبری و آیت الله های قم خدمت کرده بود و همین ها رفتند و رای رهبر را به ضرغامی تغییر دادند. حال پنج سال دوم هم تمام شده و ضرغامی باید می رفت. چند نفر را برای صدا و سیما در نظر گرفته بودند مثل رحمانی فضلی وزیر کشور فعلی، و حسینی وزیر سابق ارشاد، یا حتی زمزمه ی ریاست حداد عادل هم بود منتها بخاطر نسبت فامیلی اش با رهبر از حرف و حدیث هایش هراسیدند. نهایتا رای رهبر بر آقای سرافراز مسلّم شد و شاهین ریاست سازمان صدا و سیما بر شانه ی ایشان نشست. سرافراز معاون برون مرزی صدا و سیما بود و به زبان های مختلف برنامه می ساخت، برای آسیا، اروپا، شرق آسیا، حتی برای آمریکای شمالی و جنوبی، و آفریقا، و خلاصه برای هر کجا که بتواند مخاطبی برای جمهوری اسلامی دست و پا کند.

حال چرا سرافراز و فرد دیگری نه؟ یکی اینکه اینها فرد دیگری را برای اینگونه مسئولیت های تخصصی و البته حیاتی ندارند. هر کدام از اطرافیان رهبر اگر رئیس صدا و سیما می شدند باید یک دو سه سالی می چرخیدند تا به زوایای حرفه ای این رسانه آشنا می شدند. دوم اینکه در این مدت سرافراز به شدت با اطلاعات و سپاه همراه و همدل و همکار بوده. برای ریاست او، هم موافقت وزارت اطلاعات شرط بود هم موافقت سپاه، که هر دوی اینها سال های سال در حوزه های برون مرزی و حتی داخلی با سرافراز کار کرده و از او راضی بودند. اتفاقا سرافراز خیلی قوی تر از ضرغامی، ولائی و آقایی و مطیع محض رهبر است. سه اینکه می گویم خیلی غلیظ تر، شاید به این جهت باشد که ضرغامی مرتب بر سرباز بودن خود تاکید می کرد، سردار سپاه بود و اصلا اکسیژنش آقایش بود. سرافراز در این خصوص از ضرغامی هم غلیظ تر است.

نزد بیت رهبری، بسیار بیشتر از تخصص یک فرد، مطیع محض بودنش شرط است. مثل ریاست دستگاه قضا که یک فرد ناآشنا به امور قضا را بر سر یک دستگاه کاملا تخصصی گذاشتند. آقای شیخ صادق لاریجانی تجربه ی یک بازپرسی ساده را هم نداشت و مطلقا به امور جاری دستگاه قضا واقف نبود. اما نه که مطیع بیت رهبری بود، از اندرون حوزه های علمیه برداشته شد و بر گرده ی دستگاهی گذاشته شد که هیچ آشنایی با امور جاری و تخصصی آن نداشت. برای رهبر، ناآشنا بودن شیخ صادق لاریجانی به امور قضائی مهم نبود بل اطاعت محض او شرط اصلی و محوری بود. با این توضیح که می رود و یاد می گیرد، مسئولان ناآشنا را می گذارند بر سر دستگاه ها و کاری هم به ضایعات ناشی از کار-نابلدی آنها ندارند. محمد سرافراز اما یک قدم مطلوب تر بود. هم غلیظ مطیع رهبری است و هم سال ها در صدا و سیما بوده و به زیر و بم اداره ی این دستگاه هم آشناست.

افق: آقای ضرغامی ده دلیل در تایید شایسته بودن آقای سرافراز آورده که من یکی دو موردش را می خوانم: “او رسانه های رقیب و عرصه ی امپراطوری استکبار در حوزه ی رسانه را به خوبی می شناسد. به محیط خارجی رسانه ی ملی آگاه و مسلط است و می داند چگونه می توان با حداقل امکانات، روش های بهینه و موثری برای موفقیت رسانه ی ملی در میدان جنگ نرم به کار گرفت. وی در طول این سال ها بخش مهمی از موضع آفندی رسانه ی ملی را اداره کرد. هیچگاه در موضع انفعال قرار نمی گیرد و از رویکردهای محافظه کارانه گریزان است. او با قدرت و شجاعتی که از خود نشان داد، از همین الان عرصه را به رقبا تنگ کرده است.” شما فکر می کنید علت اینکه آقای ضرغامی چنین از مدیر جدید تمجید می کند چیست. خود ضرغامی چه کرد که سرافراز قرار است چکار کند؟

نوری زاد: آقای ضرغامی در این متنی که نوشته اند هم صداقت و هم بی صداقتی خود را نشان داده است. یعنی اگر یک چنین فردی این همه توانمندی دارد، پنج سال پیش شما چرا اصرار کردید که باقی بمانید؟ من تصور می کنم که تیم مذاکره کننده، درباره ی آقای سرافراز یک چراغ سبزی گرفته که ایشان را از لیست تحریم ها بیرون آورد. علت هم دارد. اینکه فرمودید آینده ی صدا و سیما با حضور آقای سرافراز چه خواهد شد، من می گویم که صدا و سیمای سرافراز درست همسنگ و همشکل و هم محتوا با صدا و سیمای ضرغامی خواهد بود. شما هیچ تفاوتی در کلیت برنامه ها مشاهده نخواهید کرد. نه تحولی، نه تغییر رویه، نه تغییر محتوا، هیچ! چرا؟ چون از پیش برای صدا و سیما یک ریل چیده شده و سرافراز باید لکوموتیو صدا و سیما را در همان ریل پیش ببرد. سرافراز هیچ اراده ای در محتوای کلی و باطنی برنامه ها نخواهد داشت، کما اینکه ضرغامی هم نداشت. من شخصا ضرغامی را می دیدم، در آن مدتی که با ایشان ارتباط داشتم، که مستقیما از بیت اکسیژن می گیرد و حتی مثلا به من می گفت که همین دیروز پسر آقا به من زنگ زد و مثلا راجع به حجاب فلان مجری به من ایراد گرفت و گفتم شما درست می گویید و من درستش می کنم. محتوا و ریل، مستقیما از بیت به صدا و سیما، و از صدا و سیما به طبقه ی خاصی از مردم کشیده شده است.

در این ریل، ملی بودن صدا و سیما یک شوخی است. اینکه صدا و سیما به همه ی اقشار مردم متعلق است و باید آینه ای از جامعه باشد، نخیر، اینطور نبوده و نخواهد بود. من مثالی می زنم از اقلیت ها و از اهل سنت. طرح مسائل مربوط به آنها در صدا و سیما محدود به استان های سنی نشین شده، ولی حتی در صدا و سیمای این استان های سنی نشین هم یک نگاه شیعی و ولائی بر کلیت برنامه ها حاکم است. صدا و سیمای سرافراز در اصل، صدا و سیمای رهبری است. و در صدا و سیمای رهبری، سانسور به شدت و غلیظ رایج است. در این صدا و سیما مستقیما سیاست های رهبری اعمال می شود. مثلا سیاست خودی و غیرخودی در صدا و سیمای سرافراز مثل صدا و سیمای ضرغامی حتما جاری خواهد بود. مخاطبان کل کشور به خودی و غیرخودی تقسیم می شوند و در میان خودی ها هم منظور مردمی اند که چشم به دهان رهبر دارند. مردمی که با دیدن کشته های مردم در خانه های بمانند و با پاره شدن یک عکس امام به خیابان ها بریزند. در صدا و سیمای سرافراز باز هم واژگانی مثل “دشمن”، “توطئه”، و “فتنه” از یک طرف، و “منویات رهبری”، “امت شهیدپرور”، “مردم ولایت مدار” همچنان دهان به دهان می شود.

افق: وقتی از این می گویید که ضرغامی و سرافراز و غیره از بیت رهبری خط می گیرند، آیا می توان تصور کرد که فرد خاصی در بیت رهبری هست که صدا و سیما را از آنجا اداره می کند؟ آیا مجموعه ای از افراد هستند؟ آیا خود آقای خامنه ای چنین اشرافی به همه ی این جزئیات دارد؟

نوری زاد: به هر حال رهبر برخی برنامه های صدا و سیما را به صورت رندوم می بیند. شما هیچ می دانید که یکی از برنامه های طنز موفق صدا و سیما، “شب های برره” بود. یعنی این نویسنده آمده بود و با یک زیرکی رضاشاه را در یک ناکجا آبادی ترسیم کرده بود و حرف های امروزی را در دهان آنها می گذاشت. شخص رهبر دستور داد این برنامه در اوج موفقیت تعطیل شود، و ضرغامی اطاعت محض کرد. من می گویم روحانیان ما یک قیفی به صورت بسته اند و از روزنه ی باریک این قیف به جهان می نگرند. این روزنه، روزنه ی فقه است، و صدا و سیمای ما هم دقیقا قیف روحانیان را بر جمال خود بسته و از یک روزنه ی تنگ به داخل، و به جهان نگاه می کند. آقای سرافراز از یک روزنه ی تنگ در دوره ی طویل مدیریت خود بر بخش برون مرزی صدا و سیما به جهان نگاه می کرد و به همین دلیل نمی توانست با جهان تعامل برقرار کند. مجبور بود منویات رهبری را و به هر حال عرض و طول انقلاب و نظام را در جهان بپراکند. این بود که نمی توانستن ارتباط برقرار کنند و لذا هزینه می کردند و نتیجه نمی گرفتند. با همین قیف سرافراز به جهان نگاه می کند و گوش به زنگ آیت الله هاست. من دیدم و شنیدم که مثلا از بیت فلان آیت الله زنگ می زند و می گوید که مثلا فلان موسیقی را قطع کنید. اینها هم می گویند چشم. یا مثلا می گویند فلان ماجراها را جمعش کنید. ضرغامی به شدت از بیت آیت الله ها متاثر بود.

افق: یعنی می فرمایید در دوران آقای سرافراز وضع به همین منوال پیش خواهد رفت؟

نوری زاد: بله. ببینیید آقای روحانی همین اخیرا گفته اند که صدا و سیما باید فراجناحی عمل کند. این یک شوخی است و خود آقای روحانی هم می داند که چنین چیزی امکان ندارد بخاطر اینکه شخص رهبر، جناحی است و صدا و سیمای رهبری نمی تواند فراجناحی عمل کند. شما وقتی نمی توانید به بدیهی ترین مسائل جامعه بپردازید، چطور انتظار فراجناحی عمل کردن آن را دارید؟ یا مثلا اینکه حقوق مسیحیان را لحاظ کند که ۳۶ سال است که استخدام نداشته اند. یا بهائیان را ببیند، کمونیست ها را ببیند، دیگران را ببیند. حتی شیعیان در این سرزمین یک اقلیت هستند. تنها یک جماعتی از شیعیان که در اطراف آقای خامنه ای هستند دارند حکومت می کنند. بخش وسیعی از شیعیان در اقلیت هستند. صدا وسیما به شدت جناحیست. خبرهایش به شدت گزینشی است، و همه ی دنیا را در آشوب می بیند الا اینجا را. و این عارضه ایست که درگیر سرافراز هم خواهد بود.

افق: همانطور که می دانید چیزی حدود هفتاد درصد مردم ایران از ماهواره استفاده می کنند. آقای سرافراز بخش عمده ای از دستاورهایش در همین بخش برون مرزی بوده است. فکر می کنید او تلاش می کند که چه تصویری از ایران به جهان انعکاس دهد؟

نوری زاد: من پیش از اینکه به این پرسش شما پاسخ دهم، اجازه دهید به ماجرایی اشاره کنم که امشب برای من پدید آمد. من به نمایشگاه مطبوعات رفتم. دو سال پیش که رفته بودم یک هیاهویی درگرفت و مرا با فریادهای “VOA، BBC، نوری زاد، پیوندتان مبارک” به بیرون هدایت کردند. امشب هم عین همین ماجرا اتفاق افتاد. در حالیکه من به عنوان یک شهروند به آنجا رفته بودم. یک جماعتی که از نوشته ها و نقدهای من نگران بودند برآشفتند. بحث از اینجا پا گرفت که شما چرا می گویید سپاه دزد است؟ شما نگاه کنید، یکی از موازین حیثیتی جمهوری اسلامی دزدی های کلان سپاه است که صدا و سیما از کنار آن عبور می کند و شکل و قیافه ی آرام و مثبتی برای آن می پردازد. مثلا من یک نمونه از آن را برای شما مثال می زنم. آقای خامنه ای فتوای رسمی دادند که ما به دنبال ساخت بمب اتم نبودیم و اصلا آن را حرام می دانیم. این را داشته باشید. الان تیم مذاکره کننده با اصرار و پافشاری از طرف مقابل روبرو است که جمهوری اسلامی باید اعتراف کند که این همه تاسیساتش در راستای ساخت بمب اتمی بوده است. خوب شما نگاه کنید، همین آقای سرافراز در طول مدیریتش در مدیریت برون مرزی این سخن آقای خامنه ای را به وفور برای دنیا پخش کرده است. حال اگر فردا جمهوری اسلامی در شرایطی قرار بگیرد که پذیرفت که بله ما به دنبال بمب هسته ای بود ایم و الان دیگر پشیمانیم، همین را با زیرکی به یک نحوی رتوش می کنند و به خورد مردم جهان می دهند. فکر می کنند مردم جهان این را می پذیرند. ببینید، با فریب، با دروغ، با گزینش گری نمی شود با مردم جهان ارتباط برقرار کرد و حال آنکه صدا و سیمای ما به شدت اهل فریب، اهل دروغ، اهل گزینش گری و سانسور است. ته نشین این رویه مواضع برهنه ای از خواسته های رهبری یا نظام خواهد بود. مثلا در مورد موسیقی، همین آقای سرافراز موسیقی ایرانی را برای مردمان جهان پخش می کند، اما موسیقی مردمان جهان را برای داخل پخش نمی کند، با این ادلّه که موسیقی ایران موسیقی حلالیست و مردمان دنیا باید بهره مند شود، و حالا آیت الله ها اجازه نمی دهند موسیقی خارجی در داخل پخش شود. تظاهرات خارجی را به عنوان نقطه ضعف آن کشورها نشان می دهند، ولی یک تظاهرات داخلی را، و یک اعتراض فروخفته ی مردمان ایران را نشان نمی دهند تا مبادا بر رویه ی آنچنانی که ترسیم کرده اند ترک بیفتد.

من فکر می کنم که علاوه بر تنگ نظری های بین المللی، یک بی سوادی رسانه ای هم بر ظرفیت های برنامه سازی برون مرزی ما حاکم است و این نمی تواند با ظرفیت های برنامه سازی جهانی رقابت کند. به همین دلیل مثل برنامه های مثلا یک کشور دست و پا شکسته جلوه خواهد کرد و عاجز خواهد بود از مواجهه با مردم جهان به خاطر فریب هایی که در دل این برنامه ها جایگزین شده است. مردم دنیا می خواهند ببینند که این اسلام چیست که در ایران این همه هیاهو کرده، و حال آنکه این برنامه هایی که منتشر خواهند کرد یک چهره ی متفاوتی از آنچه که در داخل جاریست نشان مردم دنیا می دهند و از این همه دروغ پراکنی راضی می شوند.

 


  • پرسش و پاسخ برنامه تلویزیونى افق؛ بازنشر از وبسایت محمد نورى‌زاد
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large