Skyscraper large

بر زمین‌ات می‌زند نادانِ دوست!

 - علی مزروعی -  ali mazroi 122526

علی مزروعی

برخی جملات و ضرب المثل ها و اصطلاحات که در محاورات و زبان روزانه عامه مردم بکار گرفته می شود برآمده از دانش و تجربیات دراز مدت و تاریخی ماست، اما عجیب است که به رغم این اطلاع و بکارگیری اینها در زبان غالب ما ایرانیان، و به ویژه توسط حاکمان و مسئولان اداره جامعه، کمتر به محتوا و معنای آن توجه و عمل می شود و این جای تاسف و تاثر بسیار دارد! از جمله اینها این شعر معروف است :

دشمن دانا بلندت می کند
بر زمینت می زند نادانِ دوست!

در زمانی هم داستان ” دوستی خاله خرسه ” در کتاب های دبستانی به عنوان مصداقی از « نادانِ دوست » به ما آموزش داده می شد که تا در زندگی مواظب بوده و گرفتار « دوست نادان » نشویم اما هیهات گویی که اینگونه آموزش ها در تربیت و پرورش غالب ما ایرانیان مفید و موثر نیافتاده و به ویژه وقتی در مصدر کاری و مقامی آنهم در سطحی به بزرگی ایران قرار می گیریم در شناخت دوست و دشمن دچار کورچشمی شده و « دوست نادان » را بر ” دوست دانا و منتقد ” ترجیح داده و اسباب جولان « دشمن دانا » و زمین زدن خود را فراهم می آوریم!

اینکه چرا کشور ما با اینهمه منابع غنی و امکاناتی که به لحاظ طبیعی و جغرافیایی و انسانی دارد، و در سایه انقلابی که قرار بود عالم و آدمی نوبسازد، هنوز نتوانسته است مسیری را بپیماید که رفاه مادی و معنوی قابل قبولی را برای ایرانیان در پی داشته باشد، چه برسد به اینکه بخواهد عالم و آدمی نوبسازد، برمی گردد به همین موضوع و اینکه مقامات عالی کشور ما در تشخیص دوست و دشمن همواره راه به خطا پیموده اند! و به رغم این البته مقامات عالی و مسئولان اداره کشوربجای اصلاح این ایراد و اشکال، همواره بر توطئه گری و دسیسه دشمنان انگشت گذاشته و آنرا دلیل اصلی این ناکامی و عقب ماندگی کشور از مسیر رشد و توسعه معرفی کرده و می کنند و با نوعی القای ” دشمن هراسی ” در پی توجیه وضعیت موجود در اذهان و افکار عمومی هستند اما نکته اینجاست که اگر این دلیل و مدعا به تمامی هم درست و راست باشد دانش و تجربه تاریخی و انسانی به ما می گوید توطئه و دسیسه « دشمن دانا » جز با همیاری و همبازی « نادانِ دوست » به ثمر نمی رسد و بر زمین نمی نشیند! بماند که اگر بخواهیم دقیق تر به موضوع نگاه کنیم سقوط و سرنگونی رژیم پهلوی جز بدلیل نقش « نادانِ دوست » آنهم در درونی ترین لایه های این رژیم رقم زده و مقدور نمی شد.

برای مصادیق « نادانِ دوست » نظام و حاکمیت موجود کشورمان الی ماشاالله می توان شاهد مثال آورد اما گویا ترین شاهد مثالی که در هنگام نوشتن این مقال البته نه از غیب بلکه از جعبه جادو و سیمای جمهوری اسلامی ایران رسید مصاحبه آیت الله جنتی بود. آیت الله جنتی که دراین مصاحبه هرآنکه را مانند او فکر نمی کند به بی شعوری و عدم درک سیاسی متهم کرد و همانند قاضیان دادگاه صحرایی موسولینی، بدون دادن هرگونه فرصت دفاعی به متهم، حکم اعدام رهبران جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی و سرکارخانم رهنورد را صادر و به عدم بازداشت دیگر رهبران و اصحاب فتنه اعتراض کرد، و از بدو تاسیس شورای نگهبان تاکنون، علاوه بر دیگر مشاغل و عناوینی که داشته، عضو مادائم العمر این شورا بوده، و از زمانی که در اوایل دهه هفتاد دبیری این شورا را بعهده گرفته تقریباً تصمیم گیرنده اصلی این شورا بوده است، بدون شک ایشان و شورای نگهبان از مصادیق بارز « نادانِ دوست » نظام اند. من شک ندارم که نیت و عمل آیت الله جنتی و شورای نگهبان برای حفظ نظام بوده است و همانگونه که گفته و اقرار کرده درجهت نظرات رهبری، اما پیامد عمل این آیت الله و شورا جز اینکه در گذر زمان پایه های جمهوری اسلامی ایران را همچون موریانه بخورد و سست کند، حاصلی به همراه نداشته، و عجیب این است که آنکس یا کسانی که باید حافظ و نگهدار این نظام باشند، متوجه این موضوع نیستند! اختراع ” نظارت استصوابی ” توسط شورای نگهبان پس از سال ۶٨ همچون آن سنگ خاله خرسه برای محافطت صاحبش از آزار مگس و مصداق بارز ” دوستی خاله خرسه ” برای نظام بوده است!

مجلس چهارم که اولین تجربه اجرایی این ” نظارت استصوابی ” بود قوانینی وضع کرد که جز مزاحمت و دردسر برای شهروندان هیچ حاصل دیگری در پی نداشت که یکی از آنها ” قانون ممنوعیت استفاده از ماهواره ” بود. در زمان بحث برای تصویب این قانون سرمقاله ای در روزنامه سلام نوشتم با عنوان ” ضد قانون ” و یادآور شدم که قانونی که زمینه اجرایی در جامعه نداشته باشد و بخواهد حق دانستن مردم را سلب کند فقط به ” ضد قانون ” تبدیل می شود چون شهروندان را به قانون گریزی وا می دارد! و حال که در پس سال ها اجرای این قانون برخی مراجع حکومتی چون صدا و سیما اعلام می کنند که نزدیک به ٧٠ درصد خانوارها از ماهواره استفاده می کنند و تقریباً بودن این قانون را بلاموضوع شده است باز مجلس نهمی که دستپخت ” نظارت استصوابی ” است به دنبال افزودن تبصره ای براین قانون است که مجازات های بیشتری را برای استفاده کنندگان از ماهواره وضع کند و اجرای آنرا هم به عهده مدیران مجتمع های مسکونی بگذارد تا از اینطریق مداخله حکومت و دعوا و کشمکش را تا درونی ترین لایه های زندگی مردم نهادینه کنند و عملاً تضاد و خشونت را جایگزین تعامل و مهرورزی در جامعه نمایند. آیا اگر این قانون تصویب و اجرا شود چه حاصلی جز بدبینی نسبت به حاکمیت در پی خواهد داشت؟ آیا جز است که خشتی دیگر بر دیوار بلند ” ضد قانون ” در جامعه می نهد و بر دامنه تضاد ملت – حاکمیت می افزاید؟

شورای نگهبان در انتخابات مجلس هفتم بیش از ٢۵٠٠ نامزد اصلاح طلب و از جمله بیش از ٨٠ نماینده مجلس ششم را با ” نظارت استصوابی ” رد صلاحیت کرد و مجلس دست چین هفتم را رقم زد. دراین مجلس یکی از اولین مصوبات قانون تثبیت قیمت ها به همت امثال توکلی، نادران، مصباحی مقدم و سبحانی اقتصاددان های اصولگرا و حمایت رئیس مجلس حداد عادل بود. درهنگام بحث در باره این قانون مقالی نوشتم در روزنامه سرمایه و یادآور شدم که تصویب این طرح چه خسارت هایی را برای اقتصاد کشور و بودجه دولت در پی خواهد داشت اما حداد عادل تصویب این قانون را عیدی به مردم نامید! اما چهار سال بعد دولت و مجلس دست پخت شورای نگهبان به این نتیجه رسیدند که ادامه اجرای قانون تثبیت قیمت ها ناممکن است و این بار از آنور پشت بام افتادند و قانون هدفمندکردن یارانه ها را تصویب و اجرا کردند که از یکسو افزایش قیمت کالاهای یارانه ای و ازجمله حامل های انرژی را در پی داشت، و از سوی دیگر پرداخت یارانه نقدی به همه شهروندان که بارسنگینی را بر بودجه دولت می نهاد! اینکه تصویب این دو قانون که مجلس و دولتش دست پخت شورای نگهبان بود و ایضا تایید این دوقانون توسط این شورا، چه زیان و خسارت فراوانی را به کشور و نظام وارد کرده است از حوصله این نوشتار خارج است اما آثار آنرا بخوبی می شود در اوضاع اقتصادی و زندگی مردم دید.

از همه فاجعه بار برای کشور و نظام تایید صلاحیت احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در انتخابات دوره نهم و دهم و به ویژه حمایت برخی اعضای شورای نگهبان از جمله آیت الله جنتی از ایشان در ایندو انتخابات بود که خود موجب اعتراض گسترده شهروندان به نتیجه اعلامی انتخابات دور دهم و شکل گیری جنبش سبز شد. اینکه دولت احمدی نژاد با درآمدی حدود ٨٠٠ میلیارد دلار در هشت سال چه بروز کشور و نظام آورد به گونه ای که در هنگام ترک پست خود نرخ رشد اقتصادی را به منفی ۶٫٨ درصد و شاخص فلاکت را به ۴۴ ( جمع دو شاخص تورم و بیکاری ) رساند، به روشنی آشکار و گویاست؟ آیا مسئولیت چنین رخدادی مستقیماً متوجه شورای نگهبان و آیت الله جنتی نیست؟ و آیا چنین عملکردی جز نشانه « نادانِ دوست » نیست؟ و با چنین کارنامه ای دیگر نیازی به « دشمن دانا » هم می باشد؟ و البته که « دشمن دانا » بخوبی می تواند از این « نادانِ دوست » بهره بگیرد!

به آیت الله جنتی و همه همفکرانش در حاکمیت جاری توصیه می کنم که بیانیه های هیجده گانه آقای موسوی و نامه های دلسوزانه آقای کروبی را که پس از رخداد انتخابات سال ٨٨ نوشته اند، یک بار دیگر بخوانند. ایندو که خود برای برپایی و تاسیس و تثبیت جمهوری اسلامی ایران رنج و زحمت بسیار کشیده و خون دل ها خورده اند، در مقام یک ” دوست دانا ” به کالبدشکافی آسیب هایی که پایه های نظام را همچون موریانه خورده و در گذر زمان بقای نظام را به خطر انداخته است، پرداخته اند و خواستار رفع این آسیب ها و انجام اصلاحات شده اند. البته حاکمیت موجود اگر به عمر کوتاه مدت نظام فکر و اندیشه و عمل می کنند می تواند به همین مسیری که امثال آیت الله جنتی ترسیم می کند، ادامه دهند اما اگر اندکی به بقای درازمدت نظام نظر داشته باشند باید از دام این « نادانِ دوست » ها بدرآید و به سراغ دوستان دانا برود و طرحی نو در اندازد. در حصر و حبس خانگی نگهداشتن آقایان کروبی و موسوی و سرکار خانم رهنورد و عدم آزادی زندانیان سیاسی، آنهم پس از رخداد انتخابات سال ٩٢ و روی کار آمدن دولت روحانی با رای اکثریت مردم، هیچ فائده و خیر و برکتی برای نظام در پی ندارد اما رهایی اینان از حصر و بند می تواند سرمنشا شرایط جدیدی در کشور برای بازسازی ” سرمایه اجتماعی ” و حل مشکلات و مسائل فراوانی شود که کشور را زمین گیر و از مسیر توسعه باز داشته است. اهل خرد گفته اند گذشته چراغ راه آینده است و قطعا تجربیات گذشته باید راهگشای کشور به سوی آینده باشد اما برای عمل به این گزاره نباید برای ساختن آینده در دام گذشته ماند و بر همه ماست که به آینده بیاندیشیم و راه های بسوی آینده ای روشن را گشاده داریم.

 


  • بازنشر از جرس
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large