Skyscraper large

خطوط قرمز یازده‌گانه‌ى رهبرى؛ نشانه‌‌ى ناامیدى از نتایج مذاکرات

6d5fg4dfg5d

علی کشتگر

سرنوشت مذاکرات هسته‌ای هنوز در هاله ای از ابهام است. توافق نیازمند مصالحه طرفین است.

مصالحه به هر شکل و مضمونی که باشد و این که کدام طرف بیشتر از مواضع خود عدول کند، رویداد فرخندهای به صلاح امنیت و صلح جهان پرآشوب و نگران کننده کنونی است. منافع ایران، همسایگان آن و نیز مصالح ایالات متحده و اتحادیه اروپا از همه لحاظ ایجاب میکند که فرصت تاریخی کنونی که معلوم نیست تکرار شدنی باشد از دست نرود.

اگر مذاکره کنندگان ایرانی اختیار آن را داشتند که برای دستیابی به توافق، حتی از حقوق حقه ایران در مساله هسته ای صرفنظر کنند، بازهم چنین توافقی به نفع منافع ملی و مصالح حال و آینده ایران بود.

از این گذشته در هر دو سوی این اختلاف، گروه‌ها و محافل متنفذ و قدرتمندی هستند که منافع خود را در به شکست کشاندن مذاکرات میجویند. در ایالات متحده مخالفان توافق بسیار فعال و نیرومندند. بسیاری از آنها از همان محافل و جناح هایی هستند که مداخله نظامی آمریکا در عراق را تشویق میکردند.

این گونه محافل از تلاش های باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، و جریانات میانه رو جمهوری اسلامی که در صدد نجات مذاکرات و دستیابی به توافقی که میتواند نقطه عطفی در تاریخ مناسبات ایران و غرب و منشاء تحولات امید بخشی در ایران و منطقه باشد،به شدت ناراضی و از آغاز عزم خود را جزم کرده اند که مذاکرات را به بن بست بکشانند.

تاثیر فشارهای سنگین لابی های متنفذ اسرائیلی و جناح‌های تندروی کنگره بر مواضع دولت اوباما در مذاکرات هسته ای را نمیشود انکار کرد.

به این ترتیب ظاهرا مواضع آمریکا چه در مورد محدودیت هایی که برای صنایع هسته ای ایران قائل است و چه در مساله زمانبندی و چگونگی لغو تحریم های شورای امنیت و نیز لغو تحریمهای یکجانبه ایالات متحده سختگیرانه تر از آن است که طرف ایرانی انتظار داشته است.

فراموش نکنیم که در جمهوری اسلامی نیروهایی که به دیده تردید و بدبینی به مذاکرات مینگرند فرادستند. رهبر حکومت نیز در نهایت با آنان همراه و همنظر است. او زیر فشار سنگین تحریم ها و به امید لغو سریع آنها و نیز از ترس افکار عمومی ایرانیانی که به امید حل مساله هسته ای و گشایشی در کار اقتصاد بحرانی کشور به حسن روحانی رای داده بودند، حاضر به «نرمش قهرمانانه» یعنی عقب نشینی از مواضع قبلی جمهوری اسلامی در مساله هسته ای شد.

با این همه او از آغاز نسبت به نتیجه مذاکرات ابراز بدبینی کرده و زیرکانه در صدد است که در صورت شکست مذاکرات از آن به سود خود و به زیان جریان‌های میانه رو بهره برداری کند. او میداند که افکار عمومی ایرانیان که شخص او و جریانات تندرو را مسبب مصیبت‌های اقتصادی و اجتماعی مبتلا به کشور میداند، در مساله هسته ای مایلند که قدرتهای غربی حقوق هسته ای ایران را بپذیرند.

حال اگر دولت‌های ایالات متحده و آمریکا و اروپا با توجه به فشار طاقت فرسای تحریم ها بر اقتصاد ایران بر این خیال باشند که میتوانند طرف ایرانی را به صرفنظر کردن از حقوقی که در اساسنامه آژانس برای اعضا پذیرفته شده است، وادارند و لغو قطره چکانی تحریم ها را هم به آن منوط کنند، آن وقت از هماکنون میتوان مطمئن بود که مذاکرات به شکست میانجامد.

اگر مذاکرات به نتیجه برسد و تحریم هایی که اقتصاد ایران را بحرانی کرده برداشته شود، به همان میزان که دولت روحانی در ایران تقویت میشود، افراطیون حکومت خلع سلاح میشوند و طبعا در گام بعدی میانه روها دست بازتری برای بهبود مناسبات ایران و غرب و برخی اصلاحات داخلی پیدا میکنند. حتی با اندکی خوشبینی میتوان گفت که بعید نیست موازنه قوا بتدریج به سود جریانات میانه رو دگرگون شود و تندروهای افراطی منزوی تر گردند. که این هم برای بهبود مناسبات ایران و غرب و هم برای رشد نیروهای دموکراسی خواه و جامعه مدنی ایران، اهمیت استراتژیک دارد.

تندروهای ایران با توجه به همین واقعیات در کمین نشسته و منتظر اعلام شکست مذاکرات هسته ای هستند تا برای پیشبرد راهبرد کره شمالی سازی ایران فعالیت خود را آغاز کنند. دولت روحانی به دلایل مختلفی که در این چند سطر نمیگنجد آخرین فرصت برای بهبود مناسبات ایران و غرب است. کلید گشایش بهبود مناسبات نیز موفقیت مذاکرات هسته ای است.

شکست مذاکرات و ادامه تحریم ها بر خلاف تصورات ساده انگارانه آن بخش از اپوزیسیون ایرانی که در مخالفت با موفقیت مذاکرات با دولت نتانیاهو و جناح های افراطی آمریکا همسو و همراه شدهاند، مردم ایران را به تقابل بیشتر با رژیم و انقلاب و براندازی جمهوری اسلامی نمیکشاند بلکه در غیاب احزاب و تشکل های سیاسی و ضعف جامعه مدنی، مردم را به قعر نومیدی و انفعال بیشتر و رژیم را در جهت بستن هرچه بیشتر فضای سیاسی و توسل به سرکوب و اختناق بیش از پیش میراند.

در سیاست خارجی نیز رژیم ایران را به ناچار به سوی اتحاد با محور چین – روسیه و تقابل بیش از پیش با غرب میراند و البته در آن صورت برای جمهوری اسلامی ساختن بمب اتمی هم آسانتر است.

بنابراین نتیجه مذاکرات هسته ای هرچه باشد، چه موفقیت و چه ناکامی در تاریخ ایران نقطه عطفی به سوی نزدیکی با غرب و یا برعکس آغاز روند کره شمالی کردن ایران خواهد بود.

در آغاز روند مذاکرات، پیش از آن که آیت الله خامنه ای به این نتیجه برسد که امکان دستیابی به توافق قابل پذیرش او غیرممکن است جمهوری اسلامی از مواضع پیشین خود عدول کرده بود و حداکثر نرمشی که در ظرفیت داشت را در مذاکرات به نمایش گذاشت.

اما تغییر رفتار غرب در قبال کاهش تحریم ها محدودتر از آن بود که دولت روحانی و مذاکره کنندگان ایرانی بتوانند با تکیه بر آن مجلس و تندروها را خلع سلاح کنند و آیت الله خامنه ای را که از آغاز هم مردد بود با خود همراه سازند. آنچه در سایت رهبر جمهوری اسلامی اخیرا به عنوان خط قرمزهای یازده گانه او در مورد مذاکرات هسته ای آمده نشانه نومیدی وی از به نتیجه رسیدن مذاکرات است.

در این اوضاع و احوال که بنیادگرایی، جنگ و خشونت، خاورمیانه و آفریقا را فرا گرفته و امنیت و صلح جهانی را تهدید میکند، مصالحه میان ایران و ۱+۵ یک نیاز مبرم جهانی و منطقه ای است. زمان آن است که این شش قدرت بزرگ جهانی بویژه ایالات متحده که نقش تعیین کنندهای در سرنوشت مذاکرات دارد، برای دستیابی به مصالحه با ایران گامی بزرگ به پیش گذارند، در غیر این صورت، تندروهای جمهوری اسلامی گام به گام و بدون مزاحمت داخلی، نقشه کره شمالی کردن ایران را به پیش خواهند برد و فرصت برای یک دوره طولانی از دست خواهد رفت.

 


  • بازنشر از رادیو فردا
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large