Skyscraper large

داعش؛ نواندیشان دینی و اصلاح‌طلبان حوزوی

df56g4df4gd44d

رضا علیجانی

سال ها پیش صبحی محمصانی نویسنده لبنانی در بخشی از کتاب پژوهشی اش در باره حقوق اسلامی(فلسفه قانونگذاری در اسلام/اسماعیل گلستانی/امیرکبیر/۱۳۵۸) معتقد بود که بسیاری از جوامع اسلامی بدنبال اجرای قوانین شریعت بوده اند اما به تدریج و با پشت سر گذاردن تجاربی عملی در نظام های اداری خود از این مرحله عبور کرده اند. تجربه داعش نشان داد که هر چند به صورت غالب و در مقیاس بررسی جریان های اصلی و بزرگ شاید حرف این نویسنده درست باشد اما این تصور و توهم هم چنان در جهان اسلام زنده است، هر چند بعدا نیز میوه هایی کاملا عین داعش نپرورد…

برای جلوگیری از برآمدن میوه های تلخی چون داعش و نظایر آن شاید اصلاح طلبان حوزوی سنی و شیعه وظیفه سنگین تری نیز نسبت به روشنفکران و نواندیشان دینی بردوش داشته باشند. اما مباحث مربوط به این پرونده بزرگ فکری هم چنان باز می ماند تا حوزه های علمی و روحانیون سنتی به برخی سئوالات جدی در باره روش های اسلامشناسی خود به خصوص در بخشی هایی که در زندان فرمالیسم غیر تاریخی و اجبارگرایی دینی و سیاسی محبوس مانده؛ دوباره بیندیشند و پاسخ های راهگشا ولو رفرمیستی بدهند و یا این چنین راه حل هایی را جستجو کنند. در دست داشتن قدرت در ایران و حفظ آن با پول نفت و زور نظامی – امنیتی؛ آن ها را روئین تن و بی نیاز از این پژوهش و پاسخ گویی نمی کند. موریانه ها در کنار عصای سلیمانی قدر قدرتی آن ها به شدت در رفت و آمدند…

در هر حال؛ رویای بازگشت به دوران طلایی رویایی شگفت و بازتولید شونده است که در شرایطی مملو از شکست و بن بست می تواند به عنوان یک راه حل طلایی؛ عده ای دیگر را وسوسه کند. در این گونه شرایط «راه حل» نجات از همه مشکلات «تحقق اسلام» و «اجرای شریعت» تصور می شود. مشابه فضایی که در قبل از انقلاب در ایران وجود داشت و تصور می شد با حاکم شدن اسلام و اجرای قوانین آن همه مشکلات اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی حل می شود. همین تصور ساده در میان داعشی ها نیز وجود دارد و در آموزش های شان تبلیغ می شود. در قسمتی از فیلم های آن ها نشان داده می شود که دیوان زکات تاسیس شده و یا صحنه های گرفتن پول و گوسفند به عنوان زکات و دادن رسید با مهر حکومت نشان داده می شود. در این فیلم ها تصورات بسیار ابتدایی و ساده و در واقع ساده لوحانه ای از اداره جامعه که قبل از انقلاب در ایران نیز وجود داشت موج می زند. راه حل جویی برای حل همه مشکلات روزمره زندگی از دین (که در نظر نواندیشان دینی از اساس نادرست است) و این که اسلام برای همه معضلات زندگی برنامه و راه حل دارد به ویژه در زمان هایی که مکاتب وراه حل های سیاسی و فکری دیگر شکست می خورند و یا کمرنگ می شوند مانند آن چه در رابطه با ناسیونالیسم عرب پیش آمد و یا سرنوشتی که برخی اندیشه های چپ داشت و …؛ می تواند به صورت یک رویای نجات بخش در بیاید. این رویا همیشه دم دست بشر است…

داعشی ها در فیلم های شان مستقیم به صدر اسلام می پیوندند و گاه هم به رویای حکومت مسلمان ها در اندلس متصل می شوند(و باز نه حکومت عثمانی)؛ تا شاید باز رنگی مذهبی به جدال شان با صلیبی ها(به موازات صفوی ها) بزنند. در اتصال با خلافت عثمانی ها چندان نمی توان تفسیر مذهبی از جدال ها ارائه داد…

در هر حال «مذهب» داعشی عنصر همیشه قابل بازتولید شدن در اشکالی تازه توسط عده ای هر چند کم شمار اما پر خطر است.

به علاوه؛ تفکر داعشی تنها در سطح جهادی آن نیست که می تواند خطرساز باشد. بلکه این تفکر و رویکرد اسلام شناسی می تواند در حوزه ها دیگر اجتماعی؛ در رابطه با حدود و دیات و قصاص و اجباری کردن اعمالی مانند حجاب و … نیز به شدت به تنگ و سخت کردن زندگی بشر و ناهموار و دشوار کردن زندگی اجتماعی مردمان بسیاری از جوامع مسلمان نشین منجر شود. این ریشه هم چنان در زیر خاک بسیاری از این جوامع ترو تازه قابل رویش و جوانه زدن است…

بدین ترتیب به نظر می رسد نقد درون دینی و جدی فقهی– کلامی رویکردهای مختلف در مواجهه با متون (قرآن و منابع حدیثی) بسیار مهم‌تر و ضروری‌تر از بحث‌های نخبه‌گرایی چون مکانیسم وحی و نحوه گفتار و نوشتار رسول، برای جوامع مسلمان، حتی روشنفکران آنها باشد چه برسد به نیروهای سنتی و رفرمیست‌شان. سنتی‌ها و رفرمیست‌هایی که واسط اصلی بحث و گفت و گو با ریشه‌های فکری القاعده‌ای و داعشی و هر نوع سلفی‌گری ولو غیرجهادی هستند که بستر را برای تربیت نیروهای جهادی همراه می‌کند. در این جاست که علمای شیعه و سنی باید نقدها و پرسش‌های نواندیشان دینی چون مجتهد شبستری و فاضل میبدی و صدیقه وسمقی و… را جدی بگیرند.(هر چند برخی راه حل های اثباتی بعضی از این عزیزان هم چون طرح بدیل حقوق بشر به جای این راه های برون رفت سربرآورده در برخی گوشه های جوامع اسلامی بسیار ذهنی و دور از واقع و بالطبع غیر موثر است).

شاید به زبان حال باید گفت سوال مجموعه ما نواندیشان دینی از آن هااین است: رویکردی که در ایران از آن لایحه قصاص بیرون می آید و اجباری بودن حجاب و قدرت و حق ویژه برای ولی فقیه و رویکردی که در عربستان و پاکستان از آن تکفیر و ارتداد شیعیان بیرون می‌آید؛ چه تفاوتی با افکار و اعمال داعشی‌ها به جز انتخاب باب و فصل متفاوتی از فقه (باب جهاد به جای باب حدود و دیات) توسط آن ها دارد؟ برچسب زنی های مملو از نفرت و خشونت همچون «اسلام آمریکایی»(که هم از ایران شنیده می شود و هم در ادبیات القاعده و داعش) و برچسب های مذهبی مشابهی همچون الحاد و التقاط و فتنه و نظایر آن چه ضرب آهنگی دارد و چه تبعات و پیامدهایی می پرورد؟

دیر و زود داعش به پایان می رسد اما رویکرد فکری و سیاسی و روش اسلام شناسی داعشی هم چنان ادامه خواهد داشت.

 


  • بخشى از یک مقاله؛ بازنشر از جرس
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large