Skyscraper large

آیا زبان روحانى هم در اختیار رهبرى است؟!

dfg aqz68e54a-ali keshtgar- علی کشتگر

علی کشتگر

آقای حسن روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران در نشست خبری خود در آمریکا به‌کلى منکر وجود روزنامه نگار زندانی در ایران شدند و گفتند :” فکر نمی کنم فردی به خاطر روزنامه نگاری و یا فعالیت رسانه ای در ایران زندانی شده باشد” ایشان نقض حقوق بشر در ایران را منکر شدند، گزارش گزارشگر ویژه کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل را دارای ارزش ملاک قرار گرفتن ندانستند و با تکرار گفتمان مرسوم رژیم های دیکتاتوری فرمودند: “مساله حقوق بشر هر کشوری باید مربوط به آن کشور و در چارچوب فرهنگ آن کشور مورد بررسی و بازبینی قرار گیرد.”  و در اثبات رضایت مردم از وضعیت حقوق بشر در ایران روزنامه نگاران را به پرسش از مردم ایران حواله دادند.

از این گذشته آقای روحانی از نحوه کارکرد دستگاه قضایی ایران که صدها نفر از فعالان سیاسی، روزنامه نگاران، وکلای مدافع حقوق بشر،(متن سخنان روحانی) وبلاگ نویسان و دگراندیشان را به اتهامات واهی به زندان افکنده، نیز دفاع کردند و تلویحا مدعی شدند که در ایران کسی بدون طی تشریفات قانونی و حق داشتن وکیل و محاکمات عادلانه زندانی نمی شود.

اگر آقای روحانی پیش از انتخابات خرداد۹۲ چنین فرمایشاتی داشتند و مثلا به جوانانی که در میتینگ های ایشان گرد می آمدند همین را می گفتند، احتمالا مردم میان ایشان با آقایان جلیلی و قالیباف تفاوت چندانی قائل نمی شدند.

وقتی این فرمایش آقای روحانی را شنیدم پیش از آن که به زهرا رهنورد، میرحسین موسوی و مهدی کروبی فکر کنم به یاد آقای تاج زاده افتادم که با چه صداقت و صراحتی از درون زندان، خیرخواهانه از آقای روحانی حمایت می کند و بیدادگری های دستگاه قضایی کشور را برای ایشان باز می گوید. نمی دانم تاج زاده و سایر زندانیان سیاسی وعقیدتی پس از شنیدن این سخن آقای روحانی چه احساسی داشته اند؟

آقای روحانی پیش از رسیدن به مقام ریاست جمهوری اسلامی، زمانی که “حقوقدان” بودند، اذعان داشتند که ما زندانی رسانه ای وسیاسی داریم و وعده می دادند که برای آزادی زندانیان و حصر شدگان تلاش خواهند کرد. این که آن وعده ها برای آزادی زندانیان بتدریج به گرد فراموشی سپرده شد شاید قابل فهم باشد. دستگاههای امنیتی و قضایی و ماموران نظامی و امنیتی که مجری سرکوب منتقدان و مخالفان و بگیر وببندهای مرسوم جمهوری اسلامی هستند مستقیما از رهبر جمهوری اسلامی فرمان می گیرند و مامور اجرای منویات ایشان هستند. به این اعتبار در جمهوری اسلامی که به قول روزنامه کیهان رئیس واقعی آن شخص رهبر است و نباید امر به رئیس جمهور انتخابی مشتبه شود، از آقای روحانی در این زمینه کار چندانی ساخته نیست. و هرچند در ساختار حقوقی جمهوری اسلامی رئیس جمهور مسئوول اجرای قانون اساسی است اما در ساختار حقیقی آن، آقای روحانی اختیار دفاع از حق زندانیان سیاسی که اتفاقا اغلب آنان به نظام جمهوری اسلامی وفادار و یا دست کم ملتزم هستند ندارد. اما آیا ایشان اختیار زبان خود را نیز ندارد؟ آیا زبان و وجدان ایشان نیز در اختیار ” رهبر معظم” جمهوری اسلامی است؟

از زمان روی کار آمدن آقای روحانی نه رویه دستگاههای امنیتی عوض شده و نه رفتار سرکوبگرانه دستگاه قضایی و سپاه و نیروهای انتظامی تغییر کرده است. وضع زندانیان سیاسی و عقیدتی و نگاه حاکمیت به حقوق بشر در مفهوم کلی آن نیز اگر بدتر نشده بهبود نداشته است.

با این همه این توهم که بالاخره آقای روحانی به موقع و در زمان مناسب به وعده های انتخاباتی خود عمل خواهد کرد در میان کسانی که به اصلاحات حکومت محور و بدون مبارزه مدنی باور دارند و هرگونه تلاش و فعالیت سیاسی جامعه محور را تندروی تلقی می کنند، هنوز بسیار قوی است.

این توهمات اما به جای تقویت جایگاه نهاد انتخابی ریاست جمهوری، موضع مقام ولایت و ایادی تحت فرمان او را تقویت می کند و انبوه مردم و جوانانی که به امید یک دم هوای تازه سیاسی به روحانی رای دادند را به سود نهاد ولایت نومید و منفعل می کند. حقیقت آن است که میان میرحسین موسوی و کروبی با روحانی و میان گفتمان جنبش سبز با گفتمان دولت “تدبیر و امید” تفاوت از زمین تا آسمان است.

روحانی فراموش کرده که با رای طرفداران جنبش سبز و فراخوان برخی از زندانیان سیاسی و برخی از نهادهای مدنی مدافع منشور جهانی حقوق بشربه ریاست جمهوری رسیده است.

انکار بیدادگری دستگاه قضایی و نقض حقوق بشر در ایران از جانب آقای روحانی مجلس اسلامی را چنان به وجد آورد که همه آنها، حتی اعضای جبهه پایداری نیز به حمایت از وی برانگیخت. اما بعید است که آقای روحانی در متقاعد کردن روزنامه نگاران، و افکار عمومی مردم ایران و جهان موفق عمل کرده باشد.

 


  • بازنشر از گویانیوز
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large