Skyscraper large
گفتگو با حسن فرشتيان، دين‌پژوه و حقوقدان

انصار حزب‌الله در ترازوى قانون

d6f5g4df5g654dfg

مژگان مدرس علوم

پس از اعلان رسمی انصار حزب الله مبنی بر این که گروه های سیار “امر به معروف و نهی از منکر” را روانه خیابان ها خواهد کرد؛ نیروی انتظامی و وزارت کشور کار این کلونی ها را غیرقانونی خواند. سخنان دبیرکل این گروه زمانی توجه رسانه های داخلی و خارجی را به خود جلب کرد که پیشینه این گروه در طول دو دهه گذشته مورد توجه قرار گیرد. انصار حزب الله مسئول اغلب حملات فیزیکی و خشونت‌آمیز به تجمعات مسالمت‌آمیز نیروهای منتقد نظام حاکم و شهروندان معترض بوده است.

این گروه موازی فعالیت خود را از ماههای ابتدایی امسال با شدت بیشتری آغاز کرده است که از همان زمان مواضع و اقدامات این گروه واکنش‌های منفی مقام‌های دولتی، انتظامی و قضایی را در برداشت.

در آخرین واکنش ها معاون اجتماعی نیروی انتظامی نخست با غیرقانونی خواندن این اقدامات اعلام کرد که انصار حزب‌الله بر فعالیت گشت‌های خود در سطح شهر جهت امربه‌ معروف و نهی‌ازمنکر تجدیدنظر کرده است.

اما پس از اعلام این اظهارات دبیرکل انصار حزب‌الله در مصاحبه با روزنامه شرق سخنی از توقف فعالیت های خود به میان نیاورد و در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه ممکن است گشت‌های موتورسوار انصار حزب‌الله به خیابان‌های شهر بیایند؟ گفت که نمی‌خواهیم این موضوع شفاف شود و فقط می‌خواهیم «قیل‌وقال»‌ها بخوابد.

اما جدای این «قیل‌وقال» خواندن ها، گستره دامنه بحث در این مورد و امکان پرداختن به آن از زوایای گوناگون از آن جهت مورد اهمیت قرار می گیرد که به این سوالات پاسخ داده شود که آیا از منظر حقوقی این گروه موظف به اجرای احکام شرعی در حوزه عمومی است؟ و آیا رویکردهای سلبی بدون در نظر گرفتن چارچوب ضوابط و مقرارات قانونی در یک حکومت اسلامی مورد تایید است؟

نگرانی از همین رفتارهای فراقانونی بهانه گفت و گویی با حجت‌الاسلام حسن فرشتیان، دین پژوه و حقوقدان شد تا از چالش های قانونی این قضیه شرعی از او بپرسیم.

متن کامل گفتگو را با هم می خوانیم:

آقای فرشتیان همانطور که اطلاع دارید چندی پیش انصار حزب الله از فعالیت مجدد گشت های انصار حزب الله مبنی بر اجرای امر به معروف و نهی از منکر خبر داده بودند در این زمینه هم به اصل هشتم قانون اساسی اشاره کرده اند اگرچه بعد از واکنش های منفی از سوی نیروی انتظامی و وزارت کشور اعلام کردند برای اینکه قیل و قال ها بخوابد به شیوه های خود عمل می کنند اگر اجازه دهید از منظر حقوقی این مسئله را بشکافید و توضیح دهید که آیا اساسا شرایط و مراتب و کیفیت آن در قانون تعیین شده است؟

در اصل هشتم قانون اساسی، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای همگانی تلقی شده است که بر عهده مردم نسبت به همدیگر، مردم نسبت به دولت و دولت نسبت به مردم، گذاشته شده است. این اصل می تواند یک اصل مترقی باشد که جامعه را از حالت بی تفاوتی و فردگرایی خارج کرده و وظیفه و مسئولیت همگانی را جا بیندازد. به گفتمان امروزی، این اصل، نظارت همگانی بر دولت را نیز دربردارد. اما در عمل چه اتفاقی افتاده است؟ آیا خود این اصل رعایت می شود؟

اولا امر به معروف و نهی از منکر و دعوت به خیری که در این اصل آمده است، اکنون در عمل، کاهش پیدا کرده است به مساله حجاب خانم ها و رابطه مرد و زن. تعریف از فساد نیز منحصر شده است به پوشش خانم ها و روابط زن و مرد و مسائل جنسی. خیرها و معروف های مهم فراموش شده است. گویا منکراتی مثل رشوه گیری، باج خواهی، دورویی، فقر، در قلمرو این اصل نبوده و نیستند. به عنوان مثال، این گروههای امر به معروف و نهی از منکر، هیچگاه بسیج نشده اند تا جلوی گرانفروشی را بگیرند و یا جلوی رشوه گیری کارمندان و کارگزاران دولت را بگیرند، گویا این مقوله ها، منکر و بد محسوب نمی شود.

ثانیا، امر به معروف و نهی از منکر به رفتار شهروندان کاهش پیدا کرده است. در حالی که در این اصل، علاوه بر «امر به معروف و نهی از منکر» دولت به ملت، و افراد ملت نسبت به یکدیگر، به «امر به معروف و نهی از منکر» مردم به دولت نیز اشاره شده است. ولی کجا و چگونه می توان دولت و حکومت و حاکمیت را امر به معروف کرد و یا نهی از منکر نمود؟ سی و اندی سال است که گفته می شود که شرایط حساس است و هرگونه نقد و انتقادی از دولت موجب تضعیف نظام می شود و آب به آسیاب دشمن ریخته می شود. «نقادی آزادانه توسط رسانه ها و مطبوعات» همان گفتمان امروزی امر به معروف و نهی از منکر است. اما آیا دولت و حکومت، رسانه های مستقل و مطبوعات آزاد، یعنی امر به معروف و نهی از منکر را بر می تابند؟

در اصل فوق (اصل هشتم قانون اساسی) آمده است که شرایط و حدود امر به معروف و نهی از منکر را قانون معین می کند. اما تا کنون قانونی تصویب نشده است تا این شرایط را تبیین کند.

با توجه به فقدان قانونی در این مورد این گروه ها با استناد به منابع اسلامی اقدامات خود را توجیه می کنند آِیا توجه به مقتضیات زمان و مکان در اجرای احکام شرعی ضروری نیست؟

dfg45dgdfg656dgبا توجه به اینکه تا کنون قانونی تصویب نشده است تا این شرایط و حدود امر به معروف و نهی از منکر را تبیین کند، برخی با استناد به مفهوم اصل یکصد و شصت و هفتم قانون اساسی، بر این باور هستند که در فقدان قانون، بایستی به منابع معتبر اسلامی رجوع کرد و بر اساس شرایط شرعی امر به معروف و نهی از منکر، اقدام به آن نمود. این اصل اخیر در مورد قضاوت است که قاضی را موظف می کند در هر دعوا حکم را در قانون مدون پیدا کند، و به بهانه سکوت یا اجمال قانون، از رسیدگی به پرونده و صدور حکم خودداری نکند، بلکه در صورت سکوت قانون، با رجوع به منابع معتبر اسلامی و فتاوای معتبر، حکم قضیه را صادر کند.

به نظر می رسد این استدلال کافی و تمام نیست. زیرا اگر چه در قانون اساسی، برای قضات محاکم، در فقدان قانون مدون، منابع و فتاوای شرعی را ملاک و رفرانس قرار داده است، اما نمی توان همین حکم را به سادگی برای همگان سرایت داد. زیرا اولا قاضی از یک دانش حقوقی برخودار است و ثانیا یک روند حقوقی را طی می کند، یعنی حتی به هنگام رجوع به فتاوای فقیهان، دانش حقوقی وی به کمک وی می آید تا از فتاوا برداشتی حقوقی و بر مبنای اصول حقوقی انجام دهد، هنگام انشای حکم و دستور به اجرای آن، باز نهادهای ضابط و مجری قوه حاکمه هم به کمک وی می آیند و هم بر رفتار وی نظارت دارند، از جمله اینکه امکان تجدید نظر و اعاده دادرسی وجود دارد. اگر قاضی فتوای فقیهان را بد فهمیده باشد یا فتوای فقیهی قابلیت اجرایی در زمان ما نداشته باشد، با اعاده دادرسی امکان کاهش دادن خطای قاضی وجود دارد.

اما در امر به معروف و نهی از منکر توسط افراد، اگر در شرایط کنونی به دلیل فقدان قانون مدون، شهروندان با استناد به اصل یکصد و شصت و هفتم قانون اساسی، به منابع اسلامی و فتاوای فقیهان رجوع کنند، و یا به زبانی ساده تر به رساله توضیح المسائل رجوع کنند تا تکلیف شرعی خویش را در برابر منکرات بدانند، این جا خطراتی وجود دارد، هم در فهم معروف و منکر، و هم در فهم شرایط اجرایی امر به معروف و نهی از منکر. لذا افرادی که اینگونه به اقدام های عملی دست می زنند گاهی هم برای خویش و هم برای طرف مقابل خویش (که می خواهند او را امر یا نهی کنند) و هم برای دولت دردسر ایجاد می کنند.

در برخی از فتاوای فقهی آمده است که در برخی موارد و با رعایت برخی از مراتب و برخی از شروط، برای امر به معروف و نهی از منکر، می توان وارد اقدام عملی شد. اکنون شهروندان اگر دست به اقدام عملی بزنند هم خود را در معرض خطر قرار می دهند و هم طرف مقابل امر و نهی خود را، و هم دولت را که سرانجام باید وارد مرافعه و دعواهای اینها بشود. این روش امر به معروف و نهی از منکر، با شیوه های مدرن حکومت سازگار نیست، و منجر به تضعیف حاکمیت مرکزی می شود.

در دوران قاجار برخی از رهبران مذهبی محلی برای خویش نیروهای مسلح و گوش به فرمانی داشتند که شبیه نیروی انتظامی عمل می کرد ولی نه از دولت مرکزی بلکه از این رهبران مذهبی فرمان می برد، گاهی اینان آن چنان قدرتمند و خودمختار عمل می کردند که حتا به اجرای حدود هم می پرداختند، در برخی مواقع جلوی حکومت مرکزی نیز می ایستادند و اصطکاک هایی بین این ها و دولت مرکزی پیش می آمد. ما اکنون چند دهه است که از آن دوران گذر کرده ایم لذا نمی توان فقط بر فتاوای فقها اکتفا کرد و وارد عمل شد و جان و مال و آبروی شهروندان را در معرض خطر قرار داد.

اگر احتمال تاثیرگذاری در امر به معروف و نهی از منکر وجود نداشته باشد آیا باز نهی و امر موضوعی واجب است؟

امر به معروف با چهار شرط کلی واجب می شود: اول، علم و آگاهی امر و نهی کننده است که وی باید خودش شناخت کافی به این امور معروف و منکر داشته باشد. دوم، طرف مقابل باید قصد تکرار عملش را داشته باشد و بخواهد باز هم عمدا آن کار منکر را انجام می دهد. سوم، امر و نهی کننده باید احتمال اثر گذاری بدهد. چهارم اقدام به امر و نهی نبایستی ضرر و مفسده ای در بر داشته باشد. اگر به فرد امر و نهی کننده آسیب و ضرر جانی، یا آبرویی، و یا مالی مهمی متوجه شود، امر به معروف و نهی از منکر واجب نمیشود. فقها گفته اند بستگی به اهمیت مورد، حتی در برخی موارد شخص مسلمان باید جانش را فدا کند. بنابر این در پاسخ به پرسش شما می توان گفت در صورتی که احتمال تاثیر نباشد، وظیفه شرعی امر به معروف و نهی از منکر ساقط می شود.

با توجه به اینکه در اسلام درباره امربه معروف و نهی از منکر و حجاب تاکید شده است چرا در قوانین جمهوری اسلامی از حجاب و منکر تعریف مشخصی نشده است؟ و آیا با توجه به همین نقص قوانین افراد مجاز هستند برداشت خود را از مسئله حجاب و منکر اصل قرار دهند؟

در مورد حجاب گاهی بخش نامه هایی صادر شده است و برخی از مصادیق باحجابی یا بدحجابی را توضیح داده است. اما می دانیم که برخی از این مصادیق عرفی هستند. مثلا حجاب و پوشش عرفی خانم ها در یک فصل با یک فصل دیگر متفاوت است، در یک منطقه با منطقه دیگر متفاوت است. لباس های رنگین و زیبای زنان شمال در فصل شالیکاری در مزارع برنج نمی تواند بدحجابی تلقی شود، اما ممکن است در تهران همین پوشش، نه خلاف شرع، بلکه خلاف عرف تلقی شود. برخی از این مصادیق را عرف جامعه مشخص می کند. در کشورهای غیر مذهبی هم همین روال وجود دارد که عرف جامعه، و حتی عرف های محلی و عرف های فصلی، حد و حدود پوشش مرد و زن را مشخص می کند. در اینگونه موارد، قانون و ضابطان قانون، پیرو عرف های جوامع هستند، نه این که عرف آفرین باشند.

در مورد دخالت افراد، به گفته بسیاری از فقیهان، هنگامی که حکومت اسلامی تشکیل شد، افراد نمی توانند در این گونه امور مداخله عملی و مستقیم داشته باشند، یعنی بخشی از این وظایف که تا قبل از حکومت اسلامی، یک تکلیف شرعی مسلمانان تلقی می شد، پس از تشکیل حکومت اسلامی، از آنان ساقط می شود، زیرا بی صاحب و معطل تلقی نمی گردد بلکه وظیفه محتسب ها و ضابطان قضایی و انتظامی می باشد.

بنظر شما چرا در میان موارد تحت شمول امربه‌معروف‌ و نهی‌ازمنکر تا این اندازه بر روی حجاب زنان تاکید می شود؟

معروف هایی که باید امر شوند و منکرهایی که باید نهی شوند یا مربوط به جامعه و حاکمیت هستند یا مربوط به زندگی خصوصی افراد. واضح است که حاکمیت علاقه ای ندارد افراد جامعه، او را به معروف امر کنند و از منکر نهی کنند، پس باید این امر و نهی ها به افراد بشود نه به حاکمیت.

هنگامی که برای امر و نهی سراغ افراد می رویم، باز این امر و نهی ها یا مربوط به امور خصوصی افراد است که نمی توان کنترل کرد، مثلا امر به نماز خواندن یا نهی از روزه خواری پنهانی، این امر و نهی ها قابلیت اجرایی ندارد. به ناچار بایستی به سراغ امور آشکار در رفتار خصوصی افراد رفت مثل نهی از روزه خواری در ملا عام، مثل امر به پوشش و حجاب در ملا عام. به همین دلیل پوشش و ظواهر اسلامی یکی از مصادیق بارز امر به معروف و نهی از منکر شد.

نکته دیگر، این که در جامعه باید یک «چیزی» را نشان داد که نشان از حکومت اسلامی داشته باشد، و نشان از این داشته باشد که این حکومت با حکومت غیراسلامی متفاوت است. این «نشان» می تواند، عدالت اجتماعی یا عدالت قضایی و یا عدالت اقتصادی در جامعه باشد. در جامعه ای که این نشان ها و نمادهای اسلامی دیده نمی شود باید به سراغ نشان ها و نمادهای ظاهری مربوط به پوشش رفت، که به چشم می آید. به همین دلیل از همان اوایل پیروزی انقلاب، حجاب زنان و ریش مردان، دو نماد و دو نشان از حاکمیت اسلام در کشور گردید. پس از پیروزی انقلاب، این دو مشخصه را می توان از بارزترین تغییرات در تصویر چهره اجتماعی کشور دانست.

به حجاب بانوان و ریش مردان به عنوان نماد جمهوری اسلامی اشاره کردید اما هیچگاه این میزان حساسیت و فشاری که بر روی حجاب زنان است برای ریش یا آستین کوتاه پوشیدن مردان وجود نداشته است، علت چیست؟  

در مورد تراشیدن ریش، تسامح بیشتری شد زیرا حرمت تراشیدن ریش در فتاوای مشهور فقها قطعی و مورد اتفاق نبود، احتیاط واجب بود، و شکل های مختلفی از ریش، مصداق عمل به فتوا محسوب می شد. لذا ریش مردان اندک اندک تغییر پیدا کرد، نگاهی به ریش و محاسن دولتمردان در دهه شصت و تفاوت آن در زمان کنونی، نشاندهنده تحولات تدریجی در این بخش از تصویر جامعه است. امروز در رده های بالای دولتمردان، این حساسیت همچنان وجود دارد چون اینان نماد حکومت اسلامی هستند و باید اثری از ریش داشته باشند، هرچند ریش کوتاه باشد یا ریش فقط در قسمت چانه باشد. هنوز داشتن مقداری از حداقل ریش، از شروط لازم برای دولتمرد بودن است.

اما در مورد وجوب لزوم حجاب برای خانم ها، تقریبا با نوعی اتفاق در آرای فقها مواجه می شویم. اینجاست که حجاب سمبل اسلامیت جامعه می شود. اندک اندک این مساله برای جمهوری اسلامی مساله حیثیتی شده است. پای این مساله ایستاده است اگر در این مساله کوتاه بیاید، چه پاسخی برای هوادارانش خواهد داشت؟

اکنون پدیده هایی مثل رشوه، ربا، خودفروشی، اعتیاد، سرقت، پارتی بازی، دروغ گویی، باجگیری و… در جامعه خودنمایی می کند. اگر این مفاسد بیشتر از زمان رژیم گذشته نباشد مطمئنا کمتر نیست. طبق آمار رسمی نهادهای جمهوری اسلامی، در برخی موارد مثل فحشا و خودفروشی، آمار فحشا بالا رفته است ولی متاسفانه آن چه در جمهوری اسلامی کاهش پیدا کرده است، سن فاحشه گری نسبت به زمان رژیم گذشته است. فقط حجاب اجباری در خیابان ها باقی می ماند که مهمترین و آشکارترین نماد تغییر حاکمیت است. در زمان قبل همه خانم ها در خیابان حجاب نداشتند برخی با حجاب و برخی بی حجاب بودند، اما در این حکومت همه خانم ها به گونه ای حجاب دارند یا به تعبیری یک روسری بر سر دارند. این روسری تبدیل به یک نماد شده است و این نماد برای حاکمیت، تبدیل به یک قمار و دعوای حیثیتی و آبرویی شده است. لذا گشت امر به معروف و نهی از منکر، و نیروهای حزب اللهی نیز هر زمان که وارد عمل می شود، همین حجاب را هدف قرار می دهند، گویا تنها منکری که در ایران وجود دارد و حزب الله باید اقدام کند فقط همین مساله است.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large