Skyscraper large

فاصله میان دو ٢۵ سال!

312rty445rtyدرآخرین فراز از وصیتنامه آیت الله خمینی آمده است :

… من در طول مدت نهضت و انقلاب بواسطه سالوس (ظاهر فریبی)و اسلام نمایی بعضی افراد ذکری از آنان کرده و تمجیدی نموده ام که بعد فهمیدم از دغل بازی آنان اغفال شده ام . آن تمجیدها در حالی بود که خود را به جمهوری اسلامی متعهد و وفادار می نمایاندند و نباید از آن مسائل سوء استفاده شود و میزان در هر کس حال فعلی او است.

درباره این سخنان حرف برای گفتن و قلم برای صف نمودن کلمات و جملات بسیار زیاد است تا جایی که آیت الله خمینی می بایست زنده شود  تا جواب شبهه های موجود در این فراز از وصیتنامه اش را بدهد مهمترین شبهه های موجود در این جمله اینجاست که میزان در هر کس حال فعلی اوست را چه کسی باید ارزیابی کرده و شخص ارزیاب میزان و ترازوی ارزیابی‌اش چیست ؟ آیا رفتارهای سلیقه ای هم جزئی از همان میزان سنج است یا که فقط سخنان ونظرات و رهنمودهای آیت الله خمینی باید میزان عمل قرار کیرد؟

 اگر منظور ایشان از میزان قرار دادن حال فعلی اشخاص و جریانات سیاسی وزن کشی این افراد و گروهها با نظرات و سخنان آن مرحوم است پس خود ایشان که می فرمایند من در این سالها مورد اغفال وفریب واقع شدم و قاعدتا کسی باید میزان و ملاک باشد که خود انسانی کامل بوده تا مورد سوء استفاده قرار نگیرد پس ملاک و میزان در حال افراد باید کسی یا چیزی باشد که خود از آسیب فریب و نیرنگ به دور باشد که طبق آموخته های دینی ما مسلمانان این ملاک و میزانها در کتاب خدا و سیره پیامبر و ائمه اطهار قرار دارد زیرا اولی کلام وحی است و دومی دارای ملکه عصمت در غیر این دو صورت سخنان بقیه اعتباری است و نمی تواند بعنوان حرف آخر تلقی شود.

اما اگرمنظور ازعبارت فوق اطاعت از قانون اساسی و اجرای آن باشد که باز هم تناقضی که پیش می آید این است که شخص ولی فقیه که در خود قانون برایش تعاریف و شرح وظایفی دیده  شده و طبق اصل ۱۰۷با سایر افراد کشور مساوی است  از ولایت فقیه به  ولایت مطلقه فقیه که تداعی استبداد مطلقه است تغییر کاربری داده تا جایی که خود را مافوق قانون دانسته و در جاهایی که خودش صلاح دانسته قانون را معطل نگهداشته و اوامر غیر قانونی را صادر می نماید (وجود دادگاه ویژه روحانیت , شورای عالی انقلاب فرهنگی , وجود نهادهای ولی فقیه در اکثر نهادها وارگانها و…از این نمونه است !)  در این مقال بدنبال تخطئه و زیر سوال بردن سخن آیت الله خمینی نیستم بلکه هدف از بیان این سطور از وصیتنامه ایشان این است که بهره برداری سیاسی از یک کلام آن مرحوم ما را نه فقط به جایی نمی رساند بلکه از مسیر هم منحرف می سازد تا جایی که رهبر کنونی جمهوری اسلامی آقای علی خامنه ای برای کنار زدن رقبا و منتقدین در تاریخ ۱۴/۳/۱۳۸۹از همین سخن بهره جسته و می گوید :

… یک نکته‌ی اساسی دیگر در مورد خط امام و راه امام این است که امام بارها فرمود قضاوت در مورد اشخاص باید با معیار حال کنونی اشخاص باشد. گذشته‌ی اشخاص، مورد توجه نیست. گذشته مال آن وقتی است که حال فعلی معلوم نباشد. انسان به آن گذشته تمسک کند و بگوید: خوب، قبلاً اینجوری بوده، حالا هم لابد همان جور است. اگر حال فعلی اشخاص در نقطه‌ی مقابل آن گذشته بود، آن گذشته دیگر کارائی ندارد. این همان قضاوتی بود که امام امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) با جناب طلحه و جناب زبیر کرد. شما باید بدانید طلحه و زبیر مردمان کوچکی نبودند. جناب زبیر سوابقی درخشان دارد که نظیر آن را کمتر کسی از اصحاب امیرالمؤمنین داشت. بعد از به خلافت رسیدن جناب ابی‌بکر، در همان روزهای اول، پای منبر ابی‌بکر چند نفر از صحابه بلند شدند، اظهار مخالفت کردند، گفتند: حق با شما نیست؛ حق با علی‌بن‌ابی‌طالب است. اسم این اشخاص در تاریخ ثبت است. اینها چیزهائی نیست که شیعه نقل کرده باشد؛ نه، این در همه‌ی کتب تواریخ ذکر شده است. یکی از آن اشخاصی که پای منبر جناب ابی‌بکر بلند شد و از حق امیرالمؤمنین دفاع کرد، زبیر است. این سابقه‌ی زبیر است. مابین آن روز و روزی که زبیر روی امیرالمؤمنین شمشیر کشید، فاصله بیست و پنج سال است.

براستی عینیت بخشیدن وشباهت سازی تاریخی با  افراد موجود در حال حاضر تا چه اندازه صحیح است؟  و اگر بنا به شباهت سازی آن دوران با امروز باشیم باید به جناب خامنه ای گفت : آقا ی رهبری شما که از طلحه و زبیر نام می برید و شاهد مثال می آورید در آن دوران حاکمی در راس کار به نام امیر المومنین(ع) وجود داشت اما امروز علی (ع)دوران کیست ؟ یقینا شما هم با ما هم عقیده هستید که تشابه اسمی با امام علی تشابه ماهوی را بدنبال نمی آورد ! واگر در مصداق تاریخی که شما ذکر نام کردید علی وجود نداشته باشد پس وجود طلحه و زبیر هم امری بی معناست و گرنه می شود گفت بیست و پنج سال فاصله شهادت پیامبر اسلام تا انحراف زبیریان شبیه بیست و پنج سال زعامت شما پس از رحلت آیت الله خمینی تا امروز است!

اگر این تشابه را غلط می دانید باید اجازه دهیم که مردم خودشان با درک و فهم خودشان بدون حاشیه سازی و تبلیغات رادیو تلویزیونی و سخنرانی های احساسی خدمتگزاران خود را انتخاب و مورد ارزیابی قرار دهند؛ در سال ۱۳۸۸ که کثیری از ملت به مهندس میر حسین موسوی نظر داشتند و با دخالت بیت رهبری و نهادهای تحت اختیار شما بدلیل سابقه اختلاف شما با کاندیدای مورد نظر و حمایتهای بی سابقه شما از رئیس جمهور وقت  اتفاقات رخ داده را فتنه و ملت جویای حق را فتنه جو و کاندیداهای معترض را سران فتنه نامیدید  بی آنکه دلیلی برای این سخنانتان وجود داشته باشد واگر بنا باشد که سخنان و وصایای آیت الله خمینی مد نظر قرار گیرد باید شرایط زمان و مکان آن سخن لحاظ گردد سخنانی که از سال ۱۳۴۱آغاز و تا زمان رحلت شان بیان شده بود و اگر بنا باشد حال فعلی افراد را در نظر گرفت باید خود ایشان هم در زمان خودش مورد ارزیابی قرار می گرفت که شور بختانه این فرصت  و مجال مانند امروز هیچگاه دست نداده و نخواهد داد ! اینها شاید سوالاتی باشد که همچنان بی پاسخ مانده است .

 


  • از یادداشت‌هاى ارسالى خوانندگان
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large