Skyscraper large

ضرورت اصلاح و تغییر در دولت روحانى

65d4fgdfg

علی عبدالعلی‌زاده

آقای روحانی با کمک اصلاحات؛ با اعتبار آقای هاشمی و حمایت آقای خاتمی بر سر کار آمدند. الان یکسال از دولت ایشان گذشته است و نه حمایت همه جانبه آقای هاشمی را دارد نه حمایت آقای خاتمی و نه حتی حمایت اصلاح طلبان را مانند آن زمان با خود همراه داد چراکه دولت نتوانسته هیچیک از اینها را جذب کند و نگاه دارد. اینها که با دولت بودند. اما آقای روحانی در انتخاب کابینه آهسته از اینها فاصله گرفت. در انتخابات استانداران از بدنه اصلاحات در استان ها فاصله گرفت و نتوانست آنها را راضی کند. در بی سیاستی اقتصادی هم حمایت مردم را از دست داد. 

دولت نیامده معیشت مردم را بدتر کند. دولت واقعا آمده مشکلات مردم را از سر راهشان بردارد اما کارهایی که انجام می دهد نشان دهنده آن است که تیم آقای روحانی برنامه ای برای ۴سال بعد ندارد که حداقل بخواهد همان رای قبلی را داشته باشد. 

آقای روحانی پیش از انتخابات ریاست جمهوری، باید در فکر انتخابات مجلس باشد. مجلسی که کمک حال دولت باشد، زمینه های پیشرفت خوبی برای انجام تعهدات دولت می تواند فراهم کند. این استیضاح های بی اساس و حرف هایی که در مجلس می زنند، مشخصا نشان دهنده آن است که این مجلس، مجلسی نیست که در فکر کمک و حمایت به دولت باشد، چنین کاری هم نخواهد کرد. عملکرد دولت طوری نبوده که حتی مردم بخواهند به خاطر حمایت از دولت در انتخابات مجلس شورای اسلامی به تیمی رای بدهند که آنجا از دولت حمایت کند تا برنامه های دولت سریع تر پیش برود. با این وضع چگونه می شود گفت دولت در فکر انتخابات است؟ 

هدف دولت آقای روحانی ماندن در قدرت نبوده است. تصورم بر این است که دولت می خواسته با بدست آوردن قدرت به مردم خدمت کند. این شناختی است که از شخص آقای روحانی دارم. قصد خدمت فارغ از مسائل تبلیغاتی باید در جامعه نمود پیدا کند. تیم دولت یعنی درک این مسئله. تیم دولت با خدمت باید رای جمع کند نه با شعار نه با فریب های اقتصادی در پی رای مردم باشد. 

اگر پول دادن به مردم شیرین بود که مردم همواره از آن استقبال می کردند. آقای احمدی نژاد در سال ۸۸ سهام کارخانه های زیان ده را به مردم داد و از هر طرف پول جمع کرد و دولت را بدهکار کرد و به فریب گفت اینها سود کارخانجات است. مردم یکبار فریب این کار را خوردند. در سال ۹۲ با کل مبلغ هدفمندی یارانه ها و تمام پولی که جمع شد، مردم تنها ۷ درصد به این جریان رای دادند. مردم نشان دادند به خاطر گرفتن پول رایگان کسی را انتخاب نمی کنند. آنها به دنبال اقتصاد شکوفا و رو به رشد و کار شرافتمدانه هستند. به جای آنکه ماهیانه ۵۰هزار تومان به هر فرد یک خانواده داده شود، بهتر آن است یک شغل برای یکی از اعضای آن خانواده فراهم شود تا آبرومندانه مبلغی را به خانه ببرد. مردم این را می فهمند. با این مردم فهیم نباید چنین شوخی هایی کرد. فرقی هم ندارد دولت احمدی نژاد باشد یا دولت روحانی باشد. مردم زرگرند و محک می زنند. همانطور که از سیاست آقای روحانی در ۱+۵ حمایت می کنند، به همان میزان سیاست های دولت گذشته را محکوم می کنند. 

این مردم آنقدر فهیم و قابل احترام هستند که اگر صدا و سیما اخبار را به مردم نگوید، مردم خبر را از رسانه هایی مانند سی ان ان و بی بی سی می گیرند اما آن را تحلیل می کنند و حرف آنها را هم باور نمی کنند. در انتخابات ۹۲ ثابت کردند راه حل مشکلات ایران را از دل قانون اساسی جستجو می کنند و چشم به بیرون ندارند. 

چند وقت است رسانه های مخالف آقای هاشمی فعال هستند و ایشان را تخریب می کنند؟ چقدر در سال های گذشته علیه شخص هاشمی جوسازی شد؟ اما واکنش مردم چیست؟ مردم آقای هاشمی را سردار سازندگی می دانند. رای آقای روحانی تجلی علاقه مردم به آقای هاشمی بود. 

آقای خاتمی را چقدر می کوبند؟ مگر همین نمایندگان که قانون نمی شناسند، به جای آنکه بگویند قانونی عمل کنید، نمی گویند آقای خاتمی را ممنوع البیان کنید؟ اینها توهین به یک ملت نیست؟ نماینده مجلس به جای آنکه بگوید قانون اجرا شود، حرفی می زند که در هیچ قانونی نیامده است. مگر این نماینده قاضی است؟ مگر دادگاه تشکیل شده که این رای را می دهند و چنین دستوری صادر می کنند؟ با تمام این تخریب ها و سانسورهایی که آقای خاتمی با آن روبرو بود، آیا محبوبیت ایشان کم شده است؟ کم نمی شود و نخواهد شد چون مردم می فهمند. حال به این فهم بایستی حرمت نهاد. اعتبار و نام آقای خاتمی پشت رای آقای روحانی بود. 

مردم می دانند دولت آقای هاشمی و آقای خاتمی چه کرده است. دولت آقای روحانی یکبار در انتخابات سال ۹۲ توانست از نتیجه دولت هاشمی و خاتمی خرمن دور کند و رای بگیرد. سه سال بعد آقای روحانی خرمن خودش را درو می کند و از کشت خودش محصول بر می دارد و نمی تواند دوباره از دولت آقای هاشمی و خاتمی محصول بردارد. 

[تغییر این وضعیت] بستگی به این دارد که این حرف ها و نقدهای مشابه چقدر تاثیر بگذارد. بنده بر اساس احساس مسئولیت شخصی پستی قبول نکردم و نخواستم جایی بروم. تشخیصم بر این بود دولت اصلاحات یا دولت منتسب به اصلاحات، بیش از وزیر نیاز به منتقد دارد. پیش از آنکه آقای روحانی کابینه شان را بچیند، چندین نامه به ایشان نوشتم. در روزنامه ها نوشتم، مصاحبه کردم و حرفم را زدم. بالاخره دولت باید محور اقتصادی اش را بشناسد، باید بداند چگونه انتخاب کند، باید تیم خود را بشناسد. دولت تیم اقتصادی می خواهد نه افراد پراکنده. 

این حرف هایی است که از همان ابتدا گفته ام. الان هم همین حرف را از سر دلسوزی تکرار می کنم. من به دولت آقای روحانی رای داده ام. آرزوی موفقیت دولت ایشان را دارم. آرزوی موفقیت گفتمان اصلاحات در کشور را دارم. دردم هم همین است دولتی که با گفتمان اصلاحات روی کار آمده است، کار اصلاحاتی نمی کند و تنها زمان را از دست می دهد. 

خب دولت بگوید شما اشتباه می کنید و بگوید شاخص اقتصادی چنین است. نمی شود تنها با شاخص تورم صحبت کرد. تورم ماه به ماه پایین آمده است. قبول، اما بیکاری چه تغییری کرده است؟ ماه به ماه چقدر بالا رفته است؟ تورم کاملا مهار نشده است. نهایتا از ۳۰ درصد به ۲۵ درصد رسیده است. در کنار این صادقانه بگوییم درآمد مردم چقدر افزایش یافته است. چقدر کارگرها بیکار شده اند؟ برای کارگرانی که حقوقشان صفر شده است، تورمی که ۵ یا ۱۰ درصد کم و زیاد شده چه تغییری ایجاد کرده است. برای آنها مشکلات فقر و بحران، همانی ست که بود. این سوالات را دولت باید جواب بدهد. دولت اگر بناست آمار بدهد، تنها به یک شاخص اکتفا نکند. اگر می گوید تورم این مقدار تغییر کرده است، در کنار آن بگوید بیکاری چقدر تغییر یافته، رشد اقتصادی چگونه بوده است. 

 مگر شاخص های اقتصادی فقط یک بعد دارد. اینها یک پکیج و یک مجموعه هستند که باید در کنار هم دیده شوند. لااقل ۵شاخص اقتصادی را کنار هم بگذارند و بگویند چه بر سر درآمد سرانه کشور آمده است. اگر اینها را با هم بگویند یعنی دنبال کار تبلیغاتی نیستند و واقعا در پی خدمت هستند نه اینکه فقط از تورم بگوییم و سایر شاخصه ها را رها کنند. از بیکاری، اوضاع مسکن، روند اقتصادی و تورم و … با هم بگویند. شاید محدود کردن آمارها به نرخ تورم برای کارشناسان اقتصادی مفهوم داشته باشد اما برای عموم مردم بی معنی است. آنها هزینه ها را در سبد خانوار حس می کنند و کاری به تغییرات نقطه به نقطه ندارند. 

با این روند هیچ تغییری ایجاد نمی شود. اگر دولت متوجه بی برنامگی خود بشود و در پی اصلاح برنامه‌هایش باشد، می‌توان امید داشت تغییرات آهسته آهسته خودش را نشان بدهد. امیدوارم آقای روحانی در تیمشان تغییرات بدهند. این افراد که بنا نیست از مجموعه خارج شوند، باید جابجا شوند و در پست هایی مشغول شوند که می توانند خدمت کنند. اگر نگرش عوض شود شاید دولت بتواند تا انتخابات مجلس تغییری ایجاد کند والا اگر همین باشد و در بر همین پاشنه بچرخد هیچ تغییری ایجاد نمی شود

 


  • برداشتى از گفتگوى پیام نو با علی عبدالعلی‌زاده، وزیر مسکن و شهرسازی در دولت سیدمحمد خاتمی 
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large