Skyscraper large
گفتگو با عيسى سحرخیز درباره‌ى قانون سازمان نظام رسانه‌ای

چوب حراج به روزنامه‌نگاری آزاد و مستقل

65yr4tu

مژگان مدرس علوم

انتشار پیش‌نویس قانون سازمان نظام رسانه‌ای، انتقاد بسیاری از حقوقدانان و اساتید روزنامه‌نگاری را برانگیخت؛ آنها اجرایی شدن این قانون را به معنای دولتی کردن روزنامه نگاری و تهدید روزنامه نگاری مستقل دانسته‌اند. 

عیسی سحرخیز از چهره های سرشناس مطبوعاتی یکی از منتقدین قانون سازمان نظام رسانه‌ای است و معتقد است اجرایی شدن آن به معنای چوب حراج زدن به فعالیت روزنامه نگاری آزاد و مستقل و بسترساز توقیف مطبوعات در کشور است. 

او در گفت و گو با “راه دیگر” می گوید: “همانگونه که پیش از این مطرح شده این برنامه ای است که سعید امامی در پی اجرایی کردن آن در کشور بود اما با پیروزی اصلاح طلبان و رئیس جمهور شدن آقای خاتمی و پیش آمدن قتلهای زنجیره ای که به دستگیری سعید امامی و مرگ مشکوک او انجامید این برنامه مدتی به حالت تعلیق در آمد بدون اینکه از دستور کار جریان اقتدارگرا خارج شود. متاسفانه با شروع کار دولت آقای روحانی اگرچه ایشان به درستی از آقای جنتی به عنوان وزیر ارشاد استفاده کردند اما در بخش مطبوعاتی نتوانستند نیروها و افرادی را به کار بگیرند که دغدغه ی روزنامه نگاری مستقل و آزاد داشته باشند و به جای آن از افرادی استفاده کردند که هم خود و هم مشاورین آنها به فضای اطلاعاتی امنیتی دل بسته بودند و یک نوع روزنامه نگاری حکومتی را شکل دادند و نهادی را تنظیم کردند چوب حراج به فعالیت روزنامه نگاری آزاد و مستقل می زند و بسترساز توقیف مطبوعات در کشور می شود.” 

یک ماه پیش دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها، پیش‌نویس قانون سازمان نظام رسانه‌ای ایران را در ۹ فصل و ۷۸ ماده منتشر کرد و از روزنامه‌نگاران و اصحاب رسانه خواست تا نظرات خود را رابطه با آن اعلام کنند. اما آنچه اهمیت دارد این است که علیرغم انتشار پیش‌نویس قانون سازمان نظام رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران از سوی این دفتر تاکنون اسامی کسانی که این متن را تدوین کرده‌اند، بر اهالی رسانه مشخص نیست. 

تدوین کنندگان آن معتقدند که این قانون در راستای اصل ۲۴ و ۱۶۸ قانون اساسی ایران و به منظور اجرای بند «الف» ماده ۱۰ قانون برنامه پنجم توسعه تنظیم شده، به دنبال تشکیل “سازمان نظام رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران” است؛ اما بسیاری از حقوقدانان آن را مغایر با اصل ۲۴ قانون اساسی که بر آزادی بیان تصریح دارد می دانند. 

عیسی سحرخیز در ادامه تصریح می کند: “این مساله از قبل طراحی شده و الان از این ناآگاهی استفاده می کنند بویژه نهادهای صنفی مربوطه که یا حضور ندارند و یا حضور پررنگ ندارند. بسیاری از روزنامه نگاران حرفه  روزنامه نگاری را ترک کردند و اگر الان هم مشغول به فعالیت هستند نظر مشورتی آنها را نمی گیرند و در عمل از فرصت و فضایی که پیش آمده برای جا انداختن این طرح بهره می برند. در هر حال مطرح کردن این قانون آن هم به این صورت که ما می خواهیم یک نظام صنفی را بر اساس آن بگذاریم با واکنش تند و سرد اصحاب رسانه مواجه شده و گمان می کنم آقای روحانی با درایتی که دارند به راحتی این مساله را کنار می گذارند و نظرات مشورتی را که به صورت علنی در نشستهای حرفه ای و مطبوعاتی و در رسانه ها نوشته و گفته می شود را مدنظر خواهند گرفت. نظرات مستقیمی هم که برای وزیر ارشاد و شخص رئیس جمهور ارسال می شود امیدواریم دولت را به این نتیجه برساند که این برنامه و طرح را باید کنار بگذارد؛ زیرا خانه از پایبست ویران است و با این طرح نمی شود نظام رسانه ای مطلوب را ترمیم و اصلاح کرد. این طرح از اساس دارای اشکال است و باید با استفاده از کارشناسان امر و کسانیکه سالها در کار رسانه ای بوده اند برنامه ای جدید ریخته شود که البته محورهای آن در یک ماه گذشته به گونه ای مطرح شده است.” 

بسیاری از روزنامه نگاران بر این باورند که نهاد رسانه و روزنامه‌نگاری مستقل، از اساس در جدایی از نهاد دولت تعریف می‌شود و تصویب این قانون به معنای مرگ روزنامه‌نگاری مستقل و آزاد است. 

در این زمینه، یونس شکرخواه روزنامه‌نگار و استاد دانشگاه تهران معتقد است: “ما روزنامه‌نگاران شبیه هیچ صنف دیگری نیستیم چون ما مثل نگهبان و کشیک دهنده هستیم که وظیفه‌اش “پاییدن” است و قرار نیست کسی “کشیک” را بپاید. روزنامه‌نگاران حتی شبیه پزشکان نیستند چون اگر پزشکی خطا کرد باید توبیخ شود اما روزنامه‌نگار که قرار نیست کسی را جراحی کند که پاسخگوی او باشد؛ روزنامه‌نگار فقط منعکس‌کننده است. البته در برخی موارد نیز می‌تواند نظر دهد، در حالی که بر طبق اصول حرفه‌ای نباید هیچ‌گاه نظرش را با خبر ادغام کند.” 

عیسی سحرخیز در پایان در خصوص عملکرد دولت یازدهم در عرصه مطبوعات خاطرنشان می کند: “آقای روحانی با توجه به اینکه اولویت خود را حل مساله هسته ای قرار داده تا با کسب منابع مالی به حل معضلات اقتصادی انباشته شده کشور بپردازد و بر همین اساس کمتر به بحث توسعه فرهنگی و سیاسی پرداخت. کادری را هم که برای این حوزه انتخاب کردند مناسب نبودند و حتی بعضی از آنها که در جایگاه معاونت مطبوعاتی نشسته اند پیشینه اشان در دولت آقای هاشمی نشان می داد که کار اصلی آنها اعمال سانسور و فشار بر مطبوعات و روزنامه نگاران مستقل و آزاد بوده است. بدین ترتیب، این جریان نمی تواند کار مثبتی انجام دهد و حرکتهایی مانند دادن مجوز ادامه نشر “نشاط”، “بهار” و “هم میهن” و همچنین تغییر وضعیت مجله آسمان و تبدیل آن به روزنامه همگی ناشی از فعالیت وزیر ارشاد بوده تا بدنه ضد مطبوعات. مسلم است که در این فضا دولت محدودیتهایی داشته و آن چیزی را هم که می خواسته انجام دهد به دلیل فشار نهادهای انتصابی و نهادهای اطلاعاتی امنیتی موازی و همچنین دادستانی نتوانسته انجام دهد. به همین دلیل هم شاهدیم که جلوی فعالیت بسیاری از مجلات و روزنامه ها گرفته شده و برای روزنامه نگاران و مدیران مسئول پرونده های جدید درست کرده اند و تمام تلاش ها بر این است که در عرصه فرهنگی و بستر روزنامه نگاری ایران هیچ حرکتی رو به جلو و مبتنی بر توسعه انجام نشود. همانگونه که در یکسال گذشته انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران حتی نتوانسته مجمع عمومی خود را برگزار کند و در آن را هم بسته و مانع از فعالیت خانه روزنامه نگاران ایران شده اند.”

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large