Skyscraper large

امام صدر و داعشیزمِ سیاسى و معرفتى

javad1-محمدجواد اکبرین mohamad javad akbarein

محمدجواد اکبرین

در حالى که ١٣ هزار و ١۵٠ روز از ربوده شدن امام موسى صدر، رهبرِ ایرانى تبارِ شیعیان لبنان مى گذرد؛اکنون خانواده ى او در پیامى اعلام کرده اند که بنا بر تحقیقات قضایى، معمر قذافى (دیکتاتور ساقط شده ى لیبى) و ١٣ تن از نزدیکانش در این پرونده دست داشته اند اما هنوز هیچ دلیلى بر مرگ او و دو همراهش وجود ندارد؛ همراهانِ او در آن سفر بى بازگشت، محمد یعقوب (روحانىِ روشن ضمیر لبنانى) و عباس بدرالدین (روزنامه نگار و سردبیر “وکالة أنباء لبنان”) بوده اند. 

اما مهمترین نکته ى پیام خانواده اش همین جاست که آنها مى گویند تنها به “آزادسازىِ” امام موسى صدر و همراهانش فکر مى کنند نه “حل معما”! در این پیام آمده است:

«از رسانه‌ها همچنان می‌خواهیم که در همگام بودن خود با تحولات، مسئولانه رفتار کنند و عمداً یا سهواً به این مسئله جفا نکنند، نه به خاطر مراعات عواطف ما که زخم خورده و آکنده از درد و رنج است، بلکه به خاطر ترس بر سر حیات این عزیزان و روند پیگیری این مسئله… همان طور که امام گفت و ما نیز پس از او می‌گوییم: “آزادی جز با آزادی پاس داشته نمی‌شود”؛ ولی شما را به خدا سوگند آیا پذیرفتنی است که برخی قلم‌ها و صداها به پخش اخبار و تحلیل‌هایی ادامه دهند که کمترین چیزی که دربارۀ آن می‌توان گفت این است که خیالی و به تمام معنا مغرضانه است؟… همۀ افرادِ نزدیک و دوری که اصطلاحاتی ناسازگار با اصول ما به کار می‌برند، سرزنش کرده و می‌کنیم؛ اصطلاحاتی همچون “تعیین سرنوشت” یا “آشکار کردن حقیقت” یا “حل معما”؛ ما بر عبارت “آزادسازی” این سه عزیز پافشاری می‌کنیم و موفق شدیم که این عبارت و رویکرد در همۀ اظهارات رسمی و در همۀ بیانیه‌های کابینه‌های پی‌درپی [لبنان] و اتحادیۀ عرب و کنفرانس‌های عربی و دیگر محافل و تریبون‌ها نیز تثبیت شود». 

در تحلیل سیاسى، ناظران مى گویند که برخى از سران کشورهاى عربى و نیز برخى مسئولان جمهورى اسلامى در نزدیک به چهار دهه ى گذشته، حیاتِ امام موسى صدر را منافىِ منافع منطقه اىِ خود مى دیدند و ترجیح مى دادند نه تنها پرونده ى او را پیگیرى نکنند بلکه از او با عنوان “مرحوم” یاد کنند، بر قتل یا مرگِ اثبات نشده ى او تاکید کنند و خیال خود را براى همیشه از حیات اش راحت بدارند؛ اما و هزار اما که مشکل تنها در اختلاف “سیاست” و سیره و مسیر سیاسىِ او نبود و نیست بلکه کم نبودند و نیستند آنان که در حوزه ى “معرفت” نیز حیات او را خطرناک مى پندارند و البته حق دارند! 

نگاه کنید که حتى روشنفکران مسلمان و غیر مسلمانِ دیار ما وقتى از آزادىِ مخالف حرف مى زنند ادبیات شان ادبیاتِ “تحمل” است؛ یعنى مى گویند حال که “دیگرى” هست و اخلاقاً نمى شود او را سرکوب کرد پس باید او را تحمل کرد و به او هم اجازه ى گفتن و نفس کشیدن داد. 

امام موسى صدر اما مى گفت مسئله، “تحمل دیگران” نیست بلکه نیاز ما به آموختن از دیگران است؛ او در سخنانى کم نظیر درباره ى تجربه ى لبنان مى گفت حتى اگر سرزمینى مانند لبنان در زمین و زمان وجود نداشت که مجموعه اى از “دیگران” شامل شیعه و سنى و مسیحى و دروز و… کنار هم زندگى کنند باید چنین سرزمینى را مى آفریدیم و از یکدیگر مى آموختیم! مى گفت وجودِ “دیگرى” ثروت است و لبنان باید قدر ثروت اش را بداند… حالا چنین نگاهى را چگونه تحمل کنند آنانکه “دیگرى” را مرتد و منحرف و فتنه گر مى پندارند، خود را حق مطلق مى دانند و مالک و ملاکِ هستى؟!  

بارى؛ بازیگرانِ بازنده در عرصه ى سیاست و معرفت، حق دارند ماندلاى دیگرى را این بار در میان مسلمانان تحمل نکنند. 

موسى صدر زنده است نه تنها به این دلیل که هیچ شاهدى بر مرگ و قتل او وجود ندارد و بر عکس، کمیته ى تحقیق پرونده شواهدى مبنى بر زنده بودنِ او و دو همراهش در زندانى از زندانهاى لیبى را در اختیار دارد؛ بلکه او زنده است تا همه بدانند راهى جز خضوع و اعتراف در برابر تجربه ى رهبرىِ بى نظیر او در لبنانِ متنوع و متکثر نیست؛ او زنده است تا به یادآوریم “داعشیزمِ سیاسى و معرفتى” بازنده است و چنین پدیده اى نتیجه و منتهاى طبیعىِ “خودحق پندارى” است؛ تا باور کنیم جهان اسلام بیش از همیشه به بازخوانى تجربه ى او، بازگشتِ او و بازگشت به او احتیاج و اضطرار دارد. 

 


  • بازنشر از جرس
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large