Skyscraper large

حکایتِ تلخ فرهنگ و “ویژه‌خوارى”

r5r4r44r- کامیار بهرنگ - kamiyar behrang

کامیار بهرنگ

این روزها بسیاری از رسانه های ایرانی و غیر ایرانی از اولین زنی سخن می گویند که موفق شده مهمترین جایزه ی جهانی ریاضیات را به خود اختصاص دهد. مریم میرزاخانی، برنده جایزه فیلدز ریاضیات اولین زنی است که به این مقام دست پیدا کرده است. این موفقیت نه تنها برای یک زن ایرانی است بلکه جمع زیادی از ایرانیان به آن افتخار می کنند و پس از مدت ها نام ایران و ایرانی را در عرصه های جهانی به شکلی دیگر بلندآوازه مى بینند. پیام های تبریکی که صادر شد هم نشان می دهد که این افتخار مایه ی شادمانی جمع زیادى از ایرانیان را، از سیاست ورزان تا اهل علم فراهم کرده است. 

اما آنچه در این میان کمتر به آن توجه شده جایگاه مریم میرزاخانی در جامعه ی علمی ایران بوده و هست. ساعتی پس از اعلام نام مریم میرزاخانی عکسی قدیمی از او و دیگر برندگان المپیاد های کشور در سال ۷۴ منتشر شد. لابلای آن عکس ها می توان قصه ی پر غصه ای را نوشت. داستان مهاجرت نخبگان کشور که امروز بخش بزرگی از آنها در بهترین دانشگاه های جهان تحصیل می کنند و فضای علمی کشور امکان و توان بهره بردن از علم و دانش آنان را ندارد. بالاترین آمار فرار مغزها برای کشوری چون ایران مانند بسیاری از دیگر آمارها همچون میزان آزادی بیان و سطح رفاه اجتماعی تنها گوشه های ثبت شده ی تاریخ ملتی است که در بسیاری موارد سرکوب می شود. 

آنچه در عکس دسته جمعی برندگان المپیاد آن سال مشخص شد برندگان مدال هایی هستند که امروز نه در خارج از کشور که اتفاقا در زندان های داخل کشور روزگار سپری می کنند. سرنوشت مریم میرزاخانی اگر چه خروج از ایران بود اما امید کوکبی، کسی که به اذعان دانشگاه تگزاس یکی از نخبه های رشته ی فیزیک اتمی است امروز در حال گذراندن دوران محکومیت خود است، علی اکبر محمدزاده، احسان عبده تبریزی، حامد صابر، سروش ثابت، میترا علبی و جواد علیخانی کسانی هستند در کنار اکبر هاشمی رفسنجانی؛ رئیس جمهور وقت ایستاده اند اما هرکدام از آنها پس از اعتراضات به نتیجه ی انتخابات سال ۸۸ یا در زندان به بر سر می برند و یا پس از دوران محکومیت خود آزاد شده اند. 

اما داستان وقتی غم انگیزتر می شود که مروری بر سال های گذشته داشته باشیم، از وزیر کشوری که مدرک دکتری اش را جعل می کند تا مجلسیان امروزی که وزیر آموزش عالی را به استیضاح می کشانند تا مبادا پیگیر فساد جاری در سال های گذشته برای اعطای بورسیه های تحصیلی به فرزند وزیر با معدل ۱۳ شود.

تلخى داستان اینجا به پایان نمی رسد چراکه مرور حرف ها و سخنرانی سالهای اخیر نسبت به رشد علم و تایید های پیاپی آن تنها نشان می دهد تا چه حد در سال های گذشته “شعار” محور برنامه های آنهایی بود که قرار بود مرد “عمل” باشند و بودند کسانی که هشدار داده بودند “کارنامه”ى آنها در آینده، بسیاری از حقایق را مشخص می کند. 

پیشرفت علمی، افسانه یا واقعیت؟ 

“امروز اگر همه پیشرفت‌های علمی را شمارش کنیم بدون تردید همه خواهند گفت که در ایران معجزه‌ای رخ داده‌است پس بنده اعلام می‌کنم که جوانان مصمم و عالم ما باید خود را برای شرایط بهتر آماده کنند و پاسخگوی نیازهای بشریت باشند.”

این بخشی از سخنرانی محمود احمدی نژاد در جمع دانشجویان نمونه سال ۸۶ بود. جمعی کم و بیش شبیه آنچه مریم میرزاخانی و دوستانش سال ها پیش تشکیل داده بودند. محمود احمدی نژاد مانند بسیاری دیگر از موارد، تمام

موفقیت های محصول دوران اصلاحات را به نام خود می نویسد. در واقع بررسی آمارهای منتشر شده در بریتانیا نشان می دهد در فاصله ی بین سال های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۴، رشد انتشارات مقالات علمی از سوی ایران چیزی نزدیک به ۱۰ برابر افزایش پیدا می کند، اما دولت اصلاحات این موضوع را به پیشرفت علمی ایران تفسیر نکرد، از سوی دیگر اما سهم ایران در تولید علم از ۰.۲ درصد به ۱.۳ در عرض نزدیک به ۸ سال می رسد. اما در کنار این مقامات هرگز پاسخ نمی دهند در دوره های مختلف به چه میزانی بودجه در اختیار تحقیقات قرار داده اند؟ سرنوشت مبتکران و مخترعان ایرانی مانند آن دختر چهارده ساله ای است که احمدی نژاد می گفت در آشپزخانه شان اورانیوم غنی کرده و او دستور داده که در سازمان انرژی اتمی او را جذب کنند یا سرنوشت شان از جنس امید کوکبی است که در زندان به سر می برد؟

از سوی دیگر هیچ گزارش رسمی از منابع انتشار مقالات در دست نیست و مشخص نیست آیا مریم میرزاخانی و امثال او هم همچنان در محاسباتشان “ایرانی” محسوب می شوند؟ 

اما سوی دیگر داستان این است که چرا در دوران اصلاحات کسی به آن پیشرفت خرده نمی گرفت و حالا امروز آمارهای احمدی نژادی یکی دیگر از افسانه های دوران دولت مهرورز محسوب می شود. در واقع آنچه تا سال ۲۰۰۰ حداقل در جامعه مطرح بود تناسب عددی بین مقالات با اعضای هیات علمی دانشگاه ها و از سوی دیگر تناسب پخش مطالب با حوزه های تخصصی در دانشگاه های ایران را نشان می دهد و ضریب پیشرفت ۱.۳۷ را باور پذیر می کند و اتفاقا جامعه ی علمی داخل کشور آن را به صورت محسوس مشاهده می کند. اما وقتی به اولین سال های دوران محمود احمدی نژاد می رسیم این رقم به ناگاه از نزدیک به ۶۸۰۰ مقاله ی علمی به بالای ۲۷۰۰۰ مقاله می رسد و رشدی نزدیک به ۵۰۰ درصد را نشان می دهد. اما آنچه مشخص است ظرفیت دانشگاه های ایران و در پى آن افزایش رشته های تخصصی و هیات های علمی هیچگاه شاهد رشد ۵۰۰ درصدی نبوده اند که بخواهد چنین جهشی را در خود نشان دهد. از سوی دیگر بخشی از آمارهای احمدی نژادی که با تغییر معیارها ( در مورد بیکاری و تورم و … ) همراه بوده در اینجا نیز به عنوان مدلی برای “پیشرفت” استفاده می شود و مجلات علمی داخل کشور را نیز شامل این “گسترش” می کند و بازار سیاه چاپ مقالات دکتری در مجلات غیرایرانی به عنوان بخشی از تولید کار رونق می دهد تا شرکت هایی در ازاى دریافت وجهی مقاله ای را در یکی از مجله های علمی و البته غیرمعتبر منتشر کند. 

نخبگان همین جا بمانند! 

“مخاطب من، جمع معدود شما نیست. نخبگانی در ردیف شما در کشور ھستند که یا قبل از شما بوده اند و یا بعد از شما خواھند آمد. نخبگان علمی در ھر رشته ای که ھستند، باید برای تقویت و تولید علم در داخل تلاش کنند. این کشور بحمد لله از این امکانات برخوردار است. امروز به برکت انقلاب، راه اندیشیدن باز شده است؛ اما یک روز بود که اصلا چنین اجازه ای داده نمیشد. شما ببینید قبل از انقلاب، در ھمین محیط دانشگاھی کشور، اصلا این فکر راه نداشت که یک ایرانی ممکن است بتواند در ساختن علمی کشور خود، با استقلال حرکت کند.”

این بخشی از سخنان رهبر جمهوری اسلامی در جمع برخی از نخبگان سال ۸۱ است. آنچه در این میان مشخص است اصرار او بر تولید علم طی سالهای گوناگون است و از سوی دیگر مانند بسیاری از حوزه ها اصرار بر اسلامی بودن و بومی بودن آن دارد. در عین حال با ادامه ی فضایی که در دوران اصلاحات شکل می گیرد و با فضای باز نسبی در دانشگاه ها شاهد شکل گیری حرکت هایی هستیم که به آن اشاراتی داشتیم، رهبر جمهوری اسلامی به روشنی آن را به نقد می کشد و می گوید: “برای اینکه انسان به قله برسد، راه وجود دارد؛ باید آن راه را شناخت. ھیچ مانعی ندارد که ما یک نقشه ی راھنما داشته باشیم و بگوییم راه ھایی که به قله می رود، اینھاست و این نقشه ی راھنما را در جیب مان نگه داریم و از آن حفاظت کنیم. این کار به معنای این نیست که ما متحجریم، بلکه به معنای این است که ما عاقلیم و میدانیم که بدون این نقشه ی ھدایت، حرکت کردن نااندیشیده ما را به سقوط منتھی خواھد کرد.” 

این نقشه بنا بر آنچه رهبر جمهوری اسلامی (نه فقط در یک سخنرانی بلکه به شکل های مختلف و در دوره ی دوم دولت اصلاحات) بر آن تاکید دارد بیشتر جنبه نظارتی حاکم بر علم است تا جنبه های تولید علم. 

آنچه مشخص است رهبر جمهوری اسلامی در اکثر سخنرانی های خود به طور مشخص با جمعی از نخبگان به تولید علم در داخل اشاره می کند و مانند بسیاری از سخنرانی هایش در موضوعات دیگر تلاش می کند موضوع را به یک “نبرد” تشبیه کند: “شما کسانی ھستید که در این صحنه- که مورد اھتمام ماست- بایستی مثل یک سرباز در میدان جنگ انگیزه داشته باشید و کار کنید. این، لب قضیه است. ما نمی خواھیم چیزی را به کسی تحمیل کنیم و این کار مثل سربازگیری اجباری دوران جنگ نیست. در اینجا نخبهی علمی در میدان پرورش، پیشرفت و تولید علم بایستی مثل یک سرباز کار کند؛ اگر ھم نکرد، کسی یقهی او را نخواھد گرفت؛ لیکن یک روز یقهی ھمهی ملت و کشور را مشکلات اساسی و بزرگی خواھد گرفت که ما در کشورمان تجربه کردیم”. 

آمار خوب است وقتی زیاد باشد! 

سخنرانی های رهبر جمهوری اسلامی در طی دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد همواره آکنده به تجمید و تایید از کارنامه ی کسی بود که به وضوح در اولین نماز جمعه ی بعد از انتخابات سال ۸۸ اعلام کرد نظرش به او نزدیک تر است. اما با نگاه به کارنامه ای که در ابتدای مطلب به آن اشاره کردیم، مشخصا تولید واقعی علم و گسترش انتشار مقالات علمی اتفاقا در دوره ی اصلاحات آغاز شده است. اما رهبر جمهوری اسلامی گویا تمایلى ندارد تا این کارنامه را در کنار فضای باز سیاسی در دانشگاه ها تایید کند و در آخرین سخنرانی هایش در دوره ی اصلاحات می گوید: “آنچه مھم است، تولید علم است. دوستان آمارھایی دادند، من ھم این آمارھا را قبول دارم، به ما ھم در زمینهی پیشرفتھای تحقیقی و مقالات منتشرهی در مجلات علمی و معتبر دنیا ھم گزارشھایی داده شده؛ منتھا توجه کنید که تولید علم- یعنی شکستن مرزھای علم و پیشرفت کردن- با تحصیل علم و تبحر در علم تفاوت دارد؛ ما اولی را نیاز داریم. نه اینکه به دومی نیاز نیست، اما دومی کافی نیست. اینکه نوشته و تحقیق و فرآوردهی ذھن دانشمندان در زمینهی علوم مختلف- چه علوم انسانی، چه علوم تجربی- بیاید و خوب دانسته شود و ھمینھا محور تشخیص و معرف تنھایی انسان شود، چیز مطلوبی نیست.”. 

و از سویی دیگر به روشنی همه ی دستاوردهای دولت اصلاحات را و برنامه های وزرایى چون دکتر مصطفى معین و دکتر محمد جعفر توفیقی را با همه ی توفیقاتش نمی بیند: “توفیقاتی که آقای دکتر توفیقی در زمینه ی مسائل علمی بیان کردند- که البته ھمه ی اینھا بسیار خوب است؛ ھرچند بدیھی است که ایشان جنبه ھای مثبت را بیان کنند، که بنده ھم از ھمین خوشحالم و ایرادی ندارم- بخش مھمی از آن، ناشی از گرایش حرفهای علمی خود ایشان در مساله ی دانشگاه است…این یک مقدار از نتایجش است؛ این نتایج را باید نگه داشت. البته اینھا نتایج ھم نیست؛ مقدمات است”. اما همین رهبر در سال ۹۱ و در دوران محمود احمدی نژاد به صراحت به میدان می آید و کارنامه ی دولت را اینچنین بیان می کند: “امروز کشور در مقایسه با ده سال پیش، با بیست سال پیش، از لحاظ جایگاه علمی، جایگاه صنعتی، جایگاه اجتماعی، روحیه ی مردم، بسیار پیشرفته تر است؛ استحکام نظام، بسیار بیشتر است. خب، این دلیل چیست؟ این دلیل این است که یک نیروی درونی سازنده ی حقیقی در این کشور وجود دارد که این بر ھمه ی ترفندھا و توطئه ھا و مشکل تراشی ھای دشمن غلبه پیدا میکند؛ این امر واضحی است”. 

شاید آنچه برای رهبر جمهوری اسلامی اهمیت بیشتری دارد، نمایان بودن پیشرفت های علمی است چرا که در آخرین سالی که محمود احمدی نژاد بر مصدر ریاست جمهوری تکیه زده بود در سخنرانی نوروزی اش، ارسال ماهواره ناهید به فضا و پیشرفت های هسته ای و ارسال میمون به فضا ( با همه ی حاشیه هایش )‌ و ساخت جنگنده های نظامی و هواپیماهای مسافر بری ( که یکی از آنها حدود یک هفته گذشته به دلیل نقص فنی سقوط کرد و جان بیش ۱۴۰ نفر را گرفت ) را مورد نظر قرار قرار داده بود. 

رانت خوارهای دوست داشتنی 

“شعارھاى دولت نھم و دھم شعارھائى بود و ھست که این شعارھا براى مردم مؤمن ما جاذبه دارد؛ مثلا عدالتخواھى، یا استکبارستیزى، یا ساده زیستى و مقابله ى با منش اشرافیگرى، یا مقابله ى با ویژه خوارى و سو استفاده ى از ارتباطات در مسائل اقتصادى و غیر اقتصادى، یا خدمت رسانى صادقانه. و من عرض بکنم،شما ھم این را میدانید؛ علت اقبال مردم به دولت و به رئیس جمھور – چه در سال ٨۴ ، چه در سال ٨٨ – این شعارھا بود.”.

این بخشی از سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی است که در سال ۹۰ و در دیدار با دولت محمود احمدی نژاد مطرح شده است. این تنها سخنرانی رهبری در دفاع از دولت مهرورز نبود اما همین جمله در اشکال مختلف تکرار می شود. اما آنچه امروز مشخص شده است خلاف تمام آن را ثابت کرده است . از اولین گزارش های اقتصادی دولت جدید تا گزارش های آماری دیگری که هر کدام از آنها همه چیز را نشان می دهد جز عدالت و ویژه خواری.

در طی روزهای آینده بنا است وزیر علوم دولت حسن روحانی استیضاح شود تا تکلیف بورسیه های دوره ی محمود احمدی نژاد شاید بیش از این مشخص نشود. در واقع به باور بسیاری استیضاح فرجی دانا مخالفت با دریافت بورسیه های تحصیلی در دانشگاه های داخل و خارج برای برخی نمایندگان مجلس و خانواده ی افراد نزدیک به محمود احمدی نژاد و یارانش است. اسنادی که تا امروز منتشر شده است و نشان می دهد فردی با معدل ۱۳ تنها به دلیل آنکه فرزند وزیر سابق علوم و رئیس کنونی کمیسیون آموزش و تحقیقات بوده است از تسهیلاتى “ویژه” برخوردار می شود.  

جای سوال این است که بازگشت جایگاه واقعی دانشگاه به دانشجویانی که سال ها بنا به ستاره های امنیتی از تحصیل محروم شده اند و یا بازگردادن جایگاه استادان دانشگاه به عنوان متولیان دانشگاه ها و یا بسیاری موارد دیگر که فضای علمی کشور را در سال گذشته تغییر داده مستوجب مجازات است و یا تشویق. آنچه روشن است اگر بنا بوده مبارزه با ویژه خواری مورد تایید و تشویق قرار گیرد امروز باید فرجی دانا را به عنوان یکی از سرداران این عرصه معرفی کرد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large