Skyscraper large
گفتگوى راه ديگر با خانواده حميد بابايى

دو نخبه‌ى علمی کشور به بند مالی و قرنطینه‌ى زندان اوین منتقل شدند

df86g457474hyu

مژگان مدرس علوم

در تازه ترین اخبار از زندانیان سیاسى، از زندان اوین خبر مى رسد که به دنبال پروژه انحلال بند ۳۵۰ و انتقال ۷۵ زندانی از این بند به بند هفت مالی، هم اینک برخی از این زندانیان در قرنطینه بند هفت بسر می برند؛ حمید بابایی و امید کوکبی دو تن از نخبگان علمی کشور از جمله این زندانیان هستند که به بند مالی و قرنطینه منتقل شده اند. 

کبری پارساجو، همسر حمید بابایی در خصوص انتقال همسرش به قرنطینه به “راه دیگر” می گوید: “روز سه شنبه حمید با من تماس تلفنی گرفت و خبر داد که او را با عده ای دیگر از زندانیان بند ۳۵۰ به بند هفت مالی منتقل کرده اند اما در بند هفت یک درگیری از سوی زندانیان سابق در آن بند در گرفته و آنها را به قرنطینه منتقل کرده اند. ما حدس می زنیم که بعد از حوادث ۲۸ فروردین در بند ۳۵۰ می خواهند این بند را کم کم منحل کنند و آنطور که شنیده ام گویا الان حدود ۶۰ نفر در بند ۳۵۰ باقی مانده اند که برخی از آنها حکمشان بزودی تمام می شود و بقیه را هم به بند های دیگر منتقل خواهند کرد.” 

اما طی روزهای گذشته تنها اخبار انتقال زندانیان به بند مالی نبود که بازتاب زیادی داشت، بلکه خبر دریافت مدال فیلدز معتبرین جایزه جهانی ریاضی توسط مریم میرزاخانی٬ استاد ایرانی دانشگاه استنفورد آمریکا٬ تیتر شماره یک رسانه های داخلی و خارجی را به خود اختصاص داد. 

مریم میرزاخانی دانش‌آموخته دانشگاه شریف در رشته ریاضیات بود که در آن زمان حمید بابایی در رشته ریاضیات و امید کوکبی در رشته فیزیک در آن دانشگاه مشغول به تحصیل بودند و با خانم میرزاخانی هم دانشگاهی و دوست بودند. 

همسر بابایی در این زمینه خاطرنشان می کند: “حمید رشته اش ریاضی بود و هم دانشگاهی و دوست مریم میرزاخانی بود. در حقیقت، وقتی همسرم وارد دانشگاه صنعتی شریف شد، مریم از دانشجویان ترم بالایی بود. آقای کوکبی هم در همان دانشگاه فیزیک می خواند و با هم دوست بودند و با هم صحبت می کردند. چند سال پیش هم وقتی خانم میرزاخانی یک جایزه ای بردند همسرم خیلی خوشحال شد و امیدوار بود وقتی به جایگاه خانم میرزاخانی برسد مانند او جایزه هایی را بدست بیاورد. مطمئن هستم همسرم الان وقتی خبر بردن جایزه خانم میرزایی را بشنود خیلی خوشحال می شود و شاید اندکی از اندوه روزهای سختی که در این یکسال گذرانده را جبران کند.” 

گفتنی است، بنیاد ملی نخبگان ایران قصد دارد از مریم میرزاخانی برای شرکت در سومین سمینار ریاضی ایران دعوت کند. 

به گفته سعید سهراب‌پور، قائم مقام بنیاد ملی نخبگان، کسب مدال فیلدز توسط این دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف برای ایرانیان مایه افتخار است و قرار است در سومین سمینار ریاضی که توسط دانشگاه صنعتی شریف و با حمایت بنیاد ملی نخبگان در ماه ژانویه برگزار می‌شود از این استاد دانشگاه دعوت شود. 

این بنیاد سال گذشته نیز از مریم میرزاخانی برای شرکت در دومین سمینار ریاضی دعوت کرده بود اما او به دلیل مشکلات شخصی نتوانست در سمینار شرکت کند. 

9i8o7ui456uyh

امید کوکبی، از نخبگان علمى کشور

خانم بابایی با بیان اینکه نگران سرنوشتی مشابه همچون همسرش برای خانم میرزاخانی است، می افزاید: “الان که اخبار خانم میرزایی را پیگیری می کنم در یکی از سایت ها خواندم که گویا ایشان قرار است امسال برای کنفرانس ریاضی به دانشگاه شریف بیایند و من خیلی برای ایشان نگران هستم که به سرنوشت همسرم دچار شوند و او را هم مستقیم به اوین ببرند. فکر می کنم اگر واقعا تصمیم دارند به ایران برگردند در تصمیمشان تجدیدنظر کنند. زیرا همسرم و آقای کوکبی قبل از ورود به ایران با دانشگاههای ایران در ارتباط بودند و هماهنگی هایی صورت گرفته بود که حتی درس بدهند و خود دانشگاهها هم در شوک هستند که چرا اینطور شد؟! همسر من دانش آموخته دانشگاه شریف بود و در مقطع فوق لیسانس از علم و صنعت معدل خیلی بالایی کسب کرد که بخاطر همین توانایی علمی توانست بورس بگیرد. خود من هم رتبه دوم المپیاد شیمی بودم اما در وزارت اطلاعات به ما می گویند علم شما به درد کشور نمی خورد. من الان ممنوع الکار هستم و اجازه ندارم در دانشگاه درس بدهم و در بلاتکلیفی بسر می برم. در حقیقت شش سال از بهترین سالهای زندگی ما دارد تلف می شود در حالیکه می توانستیم به کشورمان خدمت کنیم. ”   

حمید بابایی، دانشجوی دکترای فایننس در دانشگاه لیژ بلژیک است که تنها یکسال تا دفاع از پایان نامه دکتری وی باقی مانده بود اما بعد از ورود به ایران بمنظور دیدار از والدین و اقوام خود به همراه همسرش، احضار می شود و نهایتا در دادگاه ده دقیقه‌اى قاضى صلواتى به شش سال حبس تعزیرى و چهار سال حبس تعلیقی محکوم می شود. 

او فارغ التحصیل کارشناسی در رشته ریاضی از دانشگاه صنعتی شریف است و در مقطع کارشناسی ارشد رشته مهندسی صنایع دانشگاه علم وصنعت ایران را به پایان رسانده و در مقطع دکترا در دانشگاه بلژیک مشغول به تحصیل بود. 

خانم بابایی ادامه می دهد: “قبل از سفر به ایران همسرم به چند دانشگاه در ایران ایمیل زده بود و قرار بود در یکی از دانشگاههای ایران شروع به تدریس کند. بعد از اینکه به ایران آمدیم به همسرم گفته بودند بخاطر رزومه خوبی که دارید می توانید از طریق وزارت علوم اقدام کنید و جذب دانشگاههای ایران شوید. همسرم تمام آرزو و تلاشش این بود که آموخته هایی که بدست آورده را در دانشگاه کشور خودش درس بدهد اما متاسفانه در حالیکه تنها یکسال مانده بود همسرم از پایان نامه اش دفاع کند در فرودگاه اجازه خروج به او ندادند و مستقیم به زندان اوین منتقلش کردند.” 

خانم بابایی در شرح ماجرا بعد از ورود همسرش به ایران و احضار وی توضیح می دهد که وزارت اطلاعات همسرش را احضار می کند و هیچ دلیلی برای این احضار نمی دهند. از او می پرسند که آیا فکری برای اشتغال خودش پس از فارغ التحصیلی کرده و می خواهد در یکی از بهترین دانشگاههای ایران به عنوان هیئت علمی استخدام شود؟ در این زمینه وزارت اطلاعات می تواند به او کمک کند. پس از این پیشنهاد از همسرم می خواهند جهت نظارت بر دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در بلژیک، با این وزارتخانه همکاری کند. اما او می گوید که نمی خواهد از هم وطنان خود در خارج از کشور جاسوسی کند و این پیشنهاد را نمی پذیرد. 

روز ۲۲ مرداد ۹۲، در وزارت اطلاعات به وی اعلام می شود که وی ممنوع الخروج است و او دو راه بیشتر ندارد. یا در نظارت وزارت اطلاعات بر دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در بلژیک با این وزارتخانه همکاری کند و پس از آن جذب هیئت علمی یکی از دانشگاههای برتر کشور شده و به عنوان یک استاد شناخته شده، تحت حمایت حکومت در آید و یا در غیر اینصورت وزارت اطلاعات برای وی ایجاد مشکل کرده و مانع اتمام تحصیل وی خواهد شد. 

همچنین، بازجو به حمید بابایی گفته است ما توانایی هر کاری را داریم و می توانیم کاری کنیم که نتوانی برگردی و درست را ادامه بدهی و کاری می کنیم زندگی خصوصی ات هم از هم بپاشد. 

امید کوکبی، نیز از دیگر نخبگان جوان ایرانی است که به دلیل حاضر نشدن به همکاری با نهادهای نظامی – امنیتی در زمینه پروژه های اتمی، از دهم بهمن ماه ۸۹ تا امروز در زندان بسر می برد. 

امید کوکبی نیز در دوران تحصیل، چندین بار از طرف نهادهای نظامی و امنیتی دعوت به همکاری شد. این نهادها از وی خواسته بودند که با پروژه‌های مورد نظر آن‌ها همکاری کند که این درخواست ها از طرف او پذیرفته نشد. او در پاسخ به این دعوت گفته است که تمایلی به ورود به پروژه‌های طبقه بندی شده ندار و می خواهد فعالیت‌های علمی خود را در دانشگاه ادامه دهد.  

اما پس از آنکه در آخرین سفرش به ایران، وی بار دیگر در دیداری که در محل سازمان انرژی اتمی داشت از پذیرش همکاری با پروژه های طبقه بندی شده خودداری کرد و کمی بعد بازداشت و به ده سال حبس تعزیری محکوم شد. 

همسر حمید بابایی در پایان با ابراز نگرانی از وضعیت کنونی همسرش در قرنطینه یادآور می شود: “آنطور که همسرم می گفت سیستم بند مالی مانند بند سیاسی نیست که همه چیز روی نظم باشد و همه زندانیان بند سیاسی ۳۵۰ افراد تحصیلکرده هستند در حالیکه در بند مالی قلدر بازی در می آوردند و حتی در قرنطینه هم همینطور بوده و همان روز یکی از چهل نفر زندانی که از قبل در قرنطینه بوده اند بعد از ورود بچه های سیاسی می گفته من رئیس این اتاق هستم و اینجا من دستور می دهم چه وقت بخوابید یا تماس تلفنی با خارج از زندان داشته باشید… بعد از این انتقال همسرم دپرس شده و نمی دانم کتابهای درسی را می توانم به او برسانم. قرنطینه اصلا شرایط زندگی را ندارد و به گفته همسرم مانند انباری و پر از حشره هست و حتی برای تخت هایشان خودشان تشک می دوزند و اصلا امکانات زندگی در آنجا وجود ندارد. در پنج دقیقه ای هم که می توانند تماس تلفنی بگیرند هر سی ثانیه یکبار مکالمه قطع می شود و اصلا نمی توانیم درست صحبت کنیم واقعا نمی دانم تا چه زمانی این وضعیت ادامه پیدا خواهد کرد.”

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large