Skyscraper large

سرانجامِ پروژه‌ى هاشمی‌ستیزی

s5df55d-مهدى ساوالان پور- mehdi savalan poor

مهدی ساوالان پور

نام اکبر هاشمی رفسنجانی با نام انقلاب اسلامی ایران چنان گره خورده است که به جرات می‌توان از وی به عنوان تاریخچه زنده این انقلاب نام برد و سمت‌هایی همچون ریاست مجلس، ریاست جمهور، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس مجلس خبرگان تنها بخشی از مسئولیت‌های وی در دوران پس از انقلاب ۵۷ محسوب می‌شود.

اما این فرد قدرتمند که همواره به عنوان نفر دوم کشور معرفی می‌شد پس از پایان ایام ریاست جمهوری‌اش، دوران افول مقبولیت خود را چنان تجربه کرد که تصورش برای هیچکس قابل باور نبود و در دوران انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ به این مساله به اوج خود رسید.

در دوران اصلاحات هاشمی اولین ضربه را از اصلاح طلبان دریافت کرد و آنها هاشمی رفسنجانی را مظهر اشرافیت سیاسی نشان دادند و در این میان چنان رفتار کردند که در انتخابات مجلس هفتم موجی در مردم ایجاد شد که اصولگرایان اکثر کرسی‌های مجلس را بدست آوردند و به دنبال آن رقابت با هاشمی در عرصه انتخابات ۸۴ نتیجه‌ای جز شکست و انزوای سیاسی اصلاح طلبان را به دنبال نداشت.

رقابت انتخاباتی احمدی‌نژاد و هاشمی رفسنجانی در سال ۸۴ را می‌توان آغاز حرکت هاشمی ستیزی نام برد، احمدی‌نژاد ساده‌ترین روش را برای رسیدن به قدرت انتخاب کرد و با بهره گیری از احساسات طبقات محروم جامعه و معرفی هاشمی و همفکرانش به عنوان مرفهین قدرتمند، راه تخریب وی را باز نمود و در این مسیر توانست به خوبی از شایعات مافیای قدرت و ثروت هاشمی استفاده کند.

اما انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ داستان به گونه‌ای دیگر رقم خورد و سو مدیریت‌ها در دولت‌ نهم که نتیجه‌ای جز تحریم‌های گسترده از تحریم نفتی تا تحریم بانکی، تورم، عدم اشتغال، وضعیت ناگوار مسکن، رکود در تولید، افت سرانه‌ی ملی، کاهش سرانه درمانی و غیره چیزی به ارمغان نداشت فضا را برای هاشمی رفسنجانی مهیا کرد تا با حمایت از میر حسین موسوی که نامی خوش در میان مردم داشت به دنبال نقش آفرینی باشد.

با مشخص شدن کودتای انتخاباتی در به قدرت رسیدن مجدد احمدی نژاد، فضای اعتراضات به نتایج انتخابات در کشور گسترده شد و هاشمی با حمایت تلویحی از این اعتراضات، دشمنی شدید طیف اصولگرایان را برای خود خرید و آنها وی را متهم کردند که با موضع گیری‌های خود به بحرانی شدن فضا کمک کرده است.

آخرین نماز جمعه هاشمی رفسنجانی محل حضور دهها هزار نفر از مردم با مچ بندهای سبز گردید و سخنان وی همواره به عنوان سندی از سوی اصولگرایان به عنوان همراهی فتنه گران و معترضان به نتایج انتخابات معرفی شد.

دوران سال ۸۸ تا ۹۲ را به جرات می توان انزوای سیاسی هاشمی نام برد به گونه ای که بسیاری از چهره‌های دولتی و تندرو، وی را آماج حملات خود قرار داده و حتی وی را به دشمنی با ولایت فقیه  متهم کردند.

پایان دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد و آغاز ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ این فرصت را برای هاشمی مهیا کرد که بخت خود را برای بازگشت به عرصه سیاسی کشور در قامت رئیس جمهور بیازماید، اما رد صلاحیت وی توسط شورای نگهبان عملا این مسیر را مسدود گردانید.

محمدرضا عارف از طرف اصلاح طلبان وارد عرصه رقابتهای انتخاباتی گردیده بود در آخرین روزهای تبلیغات انتخاباتی به سود حسن روحانی کنار رفت که در این میان هاشمی رفسنجانی نقش مهمی را ایفا کرد.

پیروزی حسن روحانی که با حمایت شخص هاشمی رفسنجانی و اصلاح طلبان محقق گردید و عملا پروژه خروج اصولگرایان و تندرویان از قدرت را کلید زد و حمایت‌های هاشمی از دولت یازدهم وی را به نقطه سیبل حملات تندرویان و محافظه کاران تبدیل کرد. 

در طی دوران ریاست جمهوری حسن روحانی، تخریب هاشمی رفسنجانی به نقطه مشترک تندرویانی تبدیل شده که حتی عقاید مشترکی ندارند، اما با وجود همه اختلافات بنیادی در تخریب وجه هاشمی مسیری یکسان را می‌پیماید.

در راستای این تخریب ها روزنامه وطن امروز حصر را کمترین مجازات هاشمی به دلیل حمایت از جنبش سبز و سران آن دانست و نوشت: هاشمی نیز می‌توانست از شرایطی همچون خاتمی، موسوی و کروبی در روزگار فعلی رنج برده یا بدتر از آن در وضعیتی مشابه منتظری پس از ماجرای اعدام مهدی هاشمی، این بار پس از فرار یک مهدی هاشمی دیگر به لندن، ایام بگذراند.

اما در خط مقدم جبهه حملات به هاشمی طیف موسوم به جبهه پایداری و رهبر معنوی آن محمد تقی مصباح محمدتقی مصباح‌ یزدی قرار دارد که در تمامی سخنان خود تلاش می کند حملاتی را متوجه دولت و هاشمی کند و در تازه ترین اظهار نظر خود حسن روحانی و هاشمی رفسنجانی را به کافران تشبیه کرده است.

مدیر موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی در سخنان خود با حمله به هاشمی رفسنجانی گفته: آدمی که پایش لب گور است و به قدری دارد که اگر خودش و هفت پشتش بخورند تمام نمی‌شود؛ حرف‌هایی نا‌مربوط می‌زند و آبروی خود و اطرافیانش را می‌برد. محبت خدا در دل چنین شخصی جای نمی‌گیرد چرا که این دو محبت با یکدیگر تناسبی ندارد مثل نور و ظلمت است؛ خداوند اگر پیش‌تر عنایت و توجهی به این فرد کرده باشد، از دلش می‌کند.

در خاتمه باید گفت پروژه هاشمی ستیزی با وجود شدت و حدتی که از سوی تندرویان دنبال می شود هنوز نتوانسته جایگاهی که هاشمی پس از انتخابات۸۸ در بین مردم به ویژه حامیان جنبش سبز بدست آورده است را مخدوش کند و در این زمینه ناموفق بوده‌اند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large