Skyscraper large

فاتحه‌ای در ظهر سیزدهم ماه رمضان!

6d5fg444f - عیسى سحرخیز - isa saharkhiz

عیسی سحرخیز

احمد جنتی چون حسین شریعتمداری از آن هایی است که وقتی تریبون به دست می آورند اختیار از دست می دهند و تا ته خط می روند و اسرار مگو را فاش می کنند و برنامه‌های آینده اقتدارگرایان به میان افکار عمومی می کشانند و به زعم خودش به مرگ می گیرند تا طرف به تب راضی شود. 

حال که او را بازنشسته کرده اند، تنها جمعه‌های خاص را به عنوان زنگ تفریح به او می سپارند تا آن چه را که دیگر ائمه جمعه قادر نیستند از پشت پرده بگویند به میان جمع بکشاند، یا تهمت ها، افتراها و فحش و ناسزاهایی را که دیگران شرم دارند بگویند، وی بار خودرویی فرمان کنده و ترمز بریده و با گاز در سراشیبی افتاده کند و تا اعماق دره سقوط نماید. این مشی شناخته شده ی حاکمیت است ومیل قلبی جنتی، آن گونه که در خصوص احمدی نژاد شاهدش بودیم و در مورد سران جنبش سبز دائم تکرار شده است. 

سه چهار سال پیش نیز هم او بود که اولین بار فرمان “فرمانده” و مکنونات قلبی “آمر” حبس خانگی را به دانشگاه تهران، محل برگزاری نماز جمعه کشاند و بی‌آن که دادگاهی تشکیل شده و حکمی برای مهدی کروبی و میرحسین موسوی صادر شده باشد، خبر از “حصر” داد و حبس خانگی کردن نخست وزیر دوران جنگ و نماینده ی آیت الله خمینی در نهادها و ارگان‌های مختلف. 

همانگونه که جنتی در نقش رئیس سازمان تبلیغات اسلامی پس از خطبه‌های معروف آیت الله خامنه‌ای در نماز جمعه ۲۹ خرداد ۸۸ با دعوت عامی حساب شده می رفت که در میدان ولی عصر حمام خونی عظیم از شیره ی وجود ملت ایران راه بیندازد که خوشبختانه نقشه‌ها برملا شد و طرفداران موسوی و کروبی با هشدار رهبران‌شان از تجمع در این محل و راهپیمایی اعتراضی در آن روز خاص خودداری کردند. 

احمد جنتی در این سال‌ها هر گاه میکروفن به دست گرفته یا پشت تریبون نماز جمعه ایستاده با صدایی که کلاغ‌های نشسته بر چنارهای دانشگاه تهران را ترسان و غارغار کنان به دوردست‌ها فراری داده است، به طور مکرر خواستار محاکمه و اعدام به اصطلاح او “سران فتنه” شده است. همان گونه که در نماز جمعه نوبت قبل خود نیز مهندس میرحسین موسوی و حجت الاسلام والمسلمین کروبی را “محارب” و “مفسد فی‌الارض” خواند و مجازات آن‌ها را” اعدام” اعلام کرد و در نهایت تاکید داشت که “نظام خیلی منت بر سر این‌ها گذاشته که به جای اعدام، آنها را حصر خانگی کرده است”. 

این در شرایطی است که خود بهتر از همه می داند برگزاری دادگاه رهبران جنبش سبز – به ویژه اگر بر اساس اصل ۱۶۸ قانون اساسی، علنی و با حضور هیات منصفه باشد- چه بیم و هراسی در دل اقتدارگرایان می اندازد و چه مژده ی فرخنده‌ای برای آنان است تا بیایند و در برابر ملت- حتی در دادگاه غیرعلنی- رازهای نهان را بر پرده اندازند. 

به این دلیل است که هرچه مهدی کروبی اصرار کرده است تا دادگاه‌اش هرچه زودتر تشکیل و کیفرخواست دادستان علیه‌اش خوانده شود، و هر چه میرحسین موسوی و زهرا رهنورد از برگزاری دادگاه اعلام استقبال کرده اند، این حاکمیت بوده است که از ترس آبرو و فاش شدن اسرار مگوی انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، تن به این کار نداده و “آرزو” را در دل جنتی کشته تا روزی که این آرزو را با خود به آن جا برد که از حکم عدالت الهی می گریزد، همانگونه که از حکم شکایت مصطفی تاج زاده بیم و هراس دارد و چه شب‌ها که سر راحت بر بالین ننهاده است. 

حال این پیر فرتوت که پروا از آخرت و روز جزا ندارد و دست کم راه جای پای مرحوم حبیب الله عسگراولادی نمی گذارد تا آخر عمری آخرت خود را برای دنیای دیگران فنا نکند، دست از موسوی و کروبی نشسته، گریبان سید محمد خاتمی را نیز گرفته است. 

او روز جمعه در شرایطی که درخواست اصلی‌اش برای صدور حکم اعدام سران جنبش سبز مدت هاست که بی‌پاسخ مانده است “با تشکر از عملکرد قاطع قوه قضاییه و آیت الله لاریجانی با عناصر فتنه”، مکنونات قلبی خویش و آمر اصلی این امور را فاش ساخت: “از جمله یکی از سران فتنه که سه سال است پرونده‌اش پر شده و غنی‌ترین پرونده را دارد، با فشارهای بسیار رسیدگی به پرونده‌اش عقب می‌افتد. در حالی که همه در برابر دستگاه قضا مساوی هستند و چرا فشارها مانع اجرای عدالت می‌شوند که این برای ما قابل قبول نیست”. 

جنتی خوب می داند که اگر حاکمیت توانایی و جرات و جسارت لازم برای برگزاری دادگاه رهبران جنبش سبز و اعدام آن‌ها را داشت و قادر بود اقدامی فراتر از “ممنوع الخروجی”، “ممنوع التصویری” و “ممنوع البیانی” علیه رئیس دولت اصلاحات انجام دهد تا کنون صدبار این کار را کرده بود. 

به نظر می رسد او بیشتر می خواهد عقده گشایی کند و با این سخنان به “وکیل الحکومه ها” دلگرمی دهد که از واکنش و خشم مردم نهراسند و بیم انتخاب نشدن در انتخابات آینده ی مجلس را به دل راه ندهند ، چون او محکم در جایگاه رئیس مجلس خبرگان نشسته و کارها را چون گذشته با “نظارت استصوابی” ردیف می کند. پیام او این است که جمع بیشتری به آن ده نفر راه یافته به مجلس بپیوندند که در پی اعمال محدودیت‌های بیشتر علیه سید محمد خاتمی هستند. 

شاید هم احمد جنتی با یک چشم به تابوت محمدی گیلانی نگاه می کرد و با چشم دیگر تخت بیمارستانی مهدوی کنی، به این علت وقتی که به دانشگاه تهران پا گذارد این نگرانی بزرگ را داشت که نکند این آخرین باری باشد که پشت تریبون نماز جمعه قرار می گیرد؛ چه بسا همین روزها بسیاری از آرزوهایش را پشت سر بگذارد و به رفقای شفیق خویش بپیوندد! 

شاید هدف هم اصلی این بود که با حلوا حلوا کردن در ظهر روز سیزدهم ماه رمضان، فاتحه‌ای بخواند و دهان خود را نیز شیرین کند. 

 


  • بازنشر از جرس
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large