Skyscraper large
"على كشتگر" از نقش ايران و آمريكا در بحران عراق می‌گويد:

همکارى آرى؛ مداخله‌ى نظامى نه!

sdf65g4df666d

مژگان مدرس علوم

بدنبال پیشروی اسلام‌گرایان افراطی داعش در عراق و آشفتگی وضعیت امنیتی مناطق درگیر روز گذشته رئیس جمهور آمریکا از اعزام نیروهایی به بغداد خبر داد که ساز و برگ جنگ به همراه دارند. از سوی دیگر با توجه به نقش کلیدی‌ ایران در بازگشت ثبات به عراق و تداوم فعالیت های آمیخته به خشونت داعش در عراق به نظر می رسد راه چاره ای جز مذاکره و همکاری بین ایران و آمریکا باقی نمانده است. رویترز نیز در تازه ترین گزارش خود اعلام کرده است که چنین اقدامی می تواند یک گام مهم در مسیر برقراری تعامل میان دو دشمن دیرینه، یعنی ایران و آمریکا باشد. اما هر گونه احتمال همکاری بین واشینگتن و تهران درباره عراق ممکن است خشم اسرائیل و کشورهای سنی‌تبار منطقه، به ویژه عربستان سعودی را در پی داشته باشد.

“علی کشتگر”، نویسنده، مترجم و تحلیل گر مسائل سیاسی در گفتگو با “راه دیگر” ریشه تحولات و ناآرامی های اخیر در عراق را در اختلافات مذهبی و فرقه ای دانسته و به پیامدهای فاجعه بار هرگونه مداخله نظامی در عراق تاکید می کند. او معتقد است که ایران و آمریکا در خاموش کردن آتشی که در عراق شعله ور شده دارای منافع مشترک هستند که می تواند در این زمینه به همکاری نیز بیانجامد. اما این همکاری در مورد ایران به هیچ وجه نباید جنبه نظامی به خود بگیرد و به مداخله نظامی ایران در عراق که برای ایران عواقب درازمدت وخیمی دارد، بیانجامد.

متن گفتگو با آقاى کشتگر در پى مى آید:

پیشروی برق آسای جنگجویان موسوم به داعش (دولت اسلامی عراق و شام) در عراق و اشغال شهرهای مهمی چون موصل و تکریت در شمال غربی عراق شرایط ناپایدار سیاسی در این کشور را به مرحله بحرانی و خطرناکی کشانده است، شما علت نفوذ این جریان تکفیری در مناطق سنی نشین عراق و ناتوانی ارتش عراق در مقابله با آنها را در چه عواملی می دانید؟

تهاجم نظامی ایالات متحده به عراق و انحلال دولت و ارتش آن هم درکشوری نوپا که هنوز به قامت و قالب دولت-ملت درنیامده، مصیبتی تاریخی است که عراق و کل منطقه برای سالیان دراز با پیامدهای آن دست به گریبان خواهند بود. اگر در دیکتاتوری سرکوبگر رژیم بعث مردم از خفقان داخلی و جنگهای عظمت طلبانه صدام رنج می بردند، پس از صدام، فقرعمومی، بی آیندگی و از هم پاشیدگی سرزمین عراق نیز به همه بدبختی های پیشین اضافه شد. در سرزمینی که هنوز دیوار مرزهای قومی و مذهبی بلندتر از دیوار ملت بود و احزاب سیاسی ریشه داری هم که قادر به جایگزینی دولت سرنگون شده باشند شکل نگرفته بود، هر عقل سلیمی می توانست پیامد فاجعه بار پس از مداخله نظامی عراق را پیش بینی کند.

پس از سرنگونی حکومت صدام حسین، احزاب نوپا و دسته های سیاسی رقیب در عراق نتوانستند رقابت ها و اختلافات خود را تحت الشعاع منافع ملی عراق قرار دهند. در کشوری که حدود ۴۰ درصد جمعیت آن سنی و ۶۰ درصد آن شیعه مذهب اند، و از دیرباز دچار تفرقات قومی و قبیله ای بوده، روی کار آمدن هرگونه دولت مذهبی(چه شیعه و چه سنی) سرانجامی جز آن چه امروز شاهد آن هستیم نمی توانست داشته باشد.

عراق پس از صدام به حکومتی ائتلافی و سکولار نیاز داشت که ظرفیت همکاری با همه گرایش های سیاسی و عقیدتی را دارا باشد و از هرگونه تبعیض مذهبی و قومی بری باشد. تا بتواند در مقام ضامن و حافظ برابری شهروندی و تامین امنیت همگانی خلاء پدید آمده از سقوط رژیم صدام را پر کند و از تشدید و تحریک اختلافات مذهبی و قومی بپرهیزد. اما با توجه به آنچه اشاره رفت، جریانات، احزاب سیاسی و مراجع مذهبی عراق فاقد توانایی و بینش لازم برای درک شرایط پس از سقوط رژیم صدام و خطراتی که این کشور را تهدید می کرد بودند. البته احزاب و گروههای شیعه مذهب که بخاطر تفوق جمعیتی جانشین حکومت پیشین شدند مسئوولیت بیشتری در کشاندن عراق به شرایط بحرانی و خطرناک کنونی برعهده دارند. امروز جنگ مذهبی و قومی نه فقط موجودیت عراق به عنوان یک تمامیت جغرافیایی-سیاسی را از میان برده بلکه خطری بسیار جدی برای صلح و ثبات در منطقه پدید آورده است.

عراق دیگر به مثابه یک کشور واحد وجود ندارد. عراق عملا به سه کشور کوچکتر تقسیم شده است. در شمال غربی دولت اسلامی عراق و شام یکه تاز است. در شمال شرقی، حکومت خودمختار کردستان که در روزهای بحرانی اخیر آرزوی دیرینه خود یعنی تسخیر کرکوک را نیز عملی کرده، هیچ گونه هماهنگی حتی در سیاست خارجی با دولت بغداد ندارد. قلمرو دولت نوری مالکی عملا به بغداد و بخشهای جنوبی کشور محدود شده است.این شرایط یعنی سرآغاز جنگهای خونین و طولانی در عراق. یعنی هموارشدن سرزمین دجله و فرات برای دخالت همه قدرت های رقیب و متخاصم در این کشور.

d6fg45dfدخالت های خارجی پس حمله نظامی آمریکا در ایجاد شرایط بحرانی کنونی تا چه حد دخیل بوده است؟

تلویزیون العربیه وابسته به دولت عربستان سعودی و وب سایت سازمان مجاهدین خلق اخبار مربوط به نبرد جنگجویان “دولت اسلامی عراق و شام” را به صورت جانبدار منتشر می کنند. مجاهدین از قول تلویزیون العربیه نوشته اند “استان دیالی ( استان غربی عراق که چند صد کیلومتر مرز مشترک با ایران دارد) شاهد نبرهای جدیدی میان نیروهای مالکی و انقلابیون عراقی و افراد مسلح است. خبرنگار العربیه گفت، گروه یکم وابسته به لشکر پنجم ارتش از مقدادیه عقب نشینی کرده است. همچنین نیروهای پلیس از ناحیه عظیم عقب نشینی کرده و به قرار گاه اشرف رفته اند.” 

چنین می نماید که این گونه محافل رسانه ای وابسته به عربستان و گروههای ایرانی همسو با آن که آینده خود را در کشاندن ایران به جنگ و خشونت جستجو می کنند، می کوشند سقوط شهرهای سنی نشین عراق را به انقلاب مردم ناراضی از حکومت مرکزی نسبت دهند، تا بدینوسیله اولا حمایت و همکاری خود را با ارتش داعش توجیه نمایند و ثانیا آن که آمریکا و متحدان آن را از مداخله برای جلوگیری از پیشروی این جنگجویان بنیادگرا منصرف سازند.

البته بدون نارضایتی مردم و تزلزل صفوف نظامیان ارتش جدید عراق پیشروی برق آسای داعش و سقوط شهرهای مهمی مثل موصل و تکریت غیرممکن بود. همچنان که  بدون تفرقه داخلی جریانات سیاسی و قومی مذهبی نیزهرگز ایران و عربستان نمی توانستند در این کشور با حمایت از جریانات رقیب و یارگیری از میان آنها عراق را به میدان رقابت های منطقه ای خود تبدیل کنند. هیچ کس نمی تواند انکار کند که اعمال نفوذ و دخالت های کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و ایران از نخستین روزهای پس از سقوط حکومت حزب بعث عاملی تعیین کننده در تشدید حوادث تروریستی و ادامه خشونت و جنگ داخلی در این کشور بوده است.

در سالهای گذشته استراتژی منطقه ای دولت عربستان آن بود که با حمایت ترکیه و غرب، در سوریه متحدان خود را برسرکار آورد ، تا از این راه با نفوذ فزاینده جمهوری اسلامی در سوریه، لبنان و عراق، مقابله کند. شکست این راهبرد عربستان در سوریه و نومیدی آن از دخالت نظامی آمریکا در سوریه مانع از آن نشد که این دولت از تلاشهای خود دست بردارد.

برعکس عربستان به موازات عقب رانده شدن جنگجویان مسلح از اطراف شهرهای مهم سوریه، تلاشهای هرچه بیشتر خود را متوجه عراق کرد. با این هدف که عراق را از دست حکومت شیعیان که متحد طبیعی جمهوری اسلامی تلقی می شود خارج کند و جنگ مذهبی را به مناطق و مرزهای سنی نشین ایران بکشاند. عربستان و جنگجویانی که در عراق به کمک حمایت های مالی و تسلیحاتی و حتی تبلیغاتی این کشور و برخی از امیرنشین های خلیج فارس دو استان مهم سنی نشین این کشور را اشغال کرده اند مدیون سیاستهای تبعیض آمیز جمهوری اسلامی و تنگ نظری های سیاسی و مذهبی دولت نوری مالکی هستند. بدون سیاستهای تبعیض آمیز این دو حکومت علیه جمعیت سنی مذهب عراق، بستر نفوذ تروریست های تکفیری داعش در عراق هموار نمی شد. و این نیرو نقش محوری در ائتلاف همه مخالفان حکومت بغداد در مناطق سنی نشین پیدا نمی کرد. بنابراین آنچه در عراق رخ داده، تجلی شکست مستقیم سیاستهای تبعیض آمیز داخلی و منطقه ای شخص علی خامنه ای و سپاه قدس نیز هست.

گفته می شود که برای جلوگیری از سقوط بغداد، احتمال دارد که دولتهای، آمریکا و ایران در این کشور مداخله کنند. حتی برخی خبرها و شایعات درباره امکان هم کاری این دو کشور برای مقابله با بحران عراق در رسانه های بین المللی انتشار یافته است، شما این احتمالات را چقدر جدی می دانید؟

با این اوصاف، در شرایط وخیم کنونی، هرگونه دخالت نظامی جمهوری اسلامی در عراق نه فقط به حل بحران داخلی این کشور کمک نمی کند، بلکه آتش افروزی در انبار باروت کینه ها و رقابت های مذهبی در سراسر خاورمیانه است. ایران و عربستان دو کشوری هستند که در پیدایش بحران خطرناک کنونی عراق که تمامیت این کشور و صلح و ثبات منطقه را به خطر انداخته بیشترین مسئوولیتها را برعهده دارند. این دو کشور باید از هرگونه دخالت نظامی در عراق به دور نگهداشته شوند.

هم منافع ملی ایران و عربستان و هم مصالح حکومت های این دو کشور در مهار هرچه سریعتر خشونت و جنگ مذهبی در عراق است. هیچ گاه به اندازه امروز، خاورمیانه در معرض شعله ور شدن فراگیر جنگ های ویرانگر مذهبی نبوده است. هیچ قدرتی، هیچ ملتی و هیچ مذهبی از جهنم این جنگ پیروز و سرافراز بیرون نخواهد آمد. مصالح قدرت های بزرگ جهانی و قدرت های منطقه در آن است که بر آتش جنگ خانگی عراق آب سرد بریزند.

هیچ حقانیتی در هیچ یک از سویه های رقابت و جنگ مذهبی وجود ندارد. مبارزه مردم و همه نیروهای اصلاح طلب ایران در راه استقرار آزادی و حقوق شهروندی مشروط است به مخالفت صریح و قاطع با تبعیضات مذهبی و در شرایط کنونی ایران مخالفت صریح و قاطع با هرگونه دخالت نظامی در عراق. به اعتقاد من دخالت نظامی رسمی جمهوری اسلامی در عراق بحران این کشور را به سرعت منطقه ای می کند و جنگ مذهبی را سریعا به مناطق مرزی ایران می کشاند.

احتمالا آمریکایی ها نیز با توجه به حساسیت عربستان و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و پیچیدگی بحران عراق، از اثرات منفی دخالت نظامی ایران در عراق آگاهند و خواهان چنین چیزی نیستند. دولت اوباما برخورد بسیار محتاطانه ای در قبال تحولات عراق اتخاذ کرده است. آمریکایی ها اگر لازم ببینند برای جلوگیری از سقوط بغداد ممکن است به ارسال تسلیحات و استفاده از نیروهای هوایی و حتی اعزام شماری از تفنگداران دریایی این کشور برای محافظت از سفارت خود در بغداد متوسل شوند.

به نظر شما از جامعه بین المللی برای حفظ تمامیت عراق و جلوگیری از گسترش جنگ داخلی چه کارهایی ساخته است؟

پیش از پرداختن به این پرسش خوب است یادآور شوم که فاجعه عراق ورشکستگی این تفکر که مداخله خارجی و حمله نظامی را برای رهایی ملتها از سلطه نظام های دیکتاتوری تجویز می کرد به خوبی آشکار می سازد. امروز باید همه به عواقب ویرانگر و شوم دخالت های نظامی آمریکا و متحدان آن درعراق، در افغانستان و در لیبی توجه کنیم و از آن درس بگیریم. بودند کسانی که ادعا می کردند، این دخالت ها برای مردم این کشورها دموکراسی می آورد. آنها حالا باید تفکرات و توهمات خود را به نقد بنشینند.

تجربه عراق، لیبی و افغانستان نشان می دهد که راه حل نظامی، نه فقط دموکراسی و امنیت برای این کشورها نمی آورد بلکه علاوه بر ویرانی های اقتصادی و خسارات جبران ناپذیر جانی، بی ثباتی، و خشونت و جنگهای منطقه ای به بار می آورد و حتی موجودیت و تمامیت سرزمین های مورد تهاجم را به سراشیب نابودی می کشاند.

و اما در پاسخ به پرسش شما به باور من در مورد عراق باید همه بازیگران جهانی و منطقه ای برای جلوگیری از تجز یه و جنگ داخلی در عراق، گروههای سیاسی و مذهبی این کشور را به همکاری و ائتلاف دعوت کنند. اگر قدرت های بزرگ جهانی بتوانند از کانال سازمان ملل در گام اول برای جلوگیری از جنگ و خشونت نیروهای حافظ صلح به این کشور اعزام کنند و در گام بعد یک انتخابات آزاد برگزار نمایند، شاید راه نجاتی برای عراق پیدا شود. در غیر این صورت جنگ های مذهبی می تواند به همه کشورهای مسلمان و در درجه نخست به کشورهای همسایه عراق سرایت کند. در پایان یک بار دیگر یادآور می شوم که پس از دخالت آمریکا مسوولیت جمهوری اسلامی و شخص علی خامنه ای در ترغیب سیاستهای تبعیض آمیز دولت نوری مالکی در عراق، امری انکار نشدنی است. بحران عراق و خطری که از رهگذر آن امنیت ملی ایران و منطقه را تهدید می کند، بهترین نشانه ورشکستگی سیاست های مداخله جویانه خامنه ای و نقش آن در گسترش جنگ های مذهبی در کشورهای اسلامی است.

و سرانجام؛ به نظر شما منافع مشترک ایران و آمریکا در جلوگیری از سقوط دولت عراق چیست؟

منافع مشترک این دو دولت در جلوگیری از سقوط بغداد به دست تکفیری هاست و نه حفظ دولت نوری مالکی که خود یکی از عوامل این بحران است.

بنظر من دولت دست راستی اسرائیل، از بالکانیزه شدن کشورهای منطقه، جدایی کردستان از عراق و تشدید جنگ مذهبی میان مسلمانان استقبال می کند و آن را در راستای تحقق آرزوها و توهمات مذهبی خود می بیند. اما حقیقت این است که بی ثباتی و تجزیه عراق، همان گونه که گفته شد همه کشورهای خاورمیانه را بی ثبات می کند که طبعا برای امنیت و اقتصاد جهانی بویژه منافع دراز مدت آمریکا خطرناک است. در مورد ایران نیز این واقعیت انکارناپذیر است که بحران عراق خطر بزرگی برای امنیت و منافع ملی ایران است. بنابراین ایران و آمریکا در خاموش کردن آتشی که در عراق شعله ور شده دارای منافع مشترک اند که می تواند در این زمینه به همکاری نیز بیانجامد. اما این همکاری در مورد ایران به هیچ وجه نباید جنبه نظامی به خود بگیرد و به مداخله نظامی ایران در عراق که برای ایران عواقب درازمدت وخیمی دارد، بیانجامد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large