Skyscraper large

حفظ نظام؛ پراگماتیسم مصلحت‌گرایانه

maxresdefault- reza alijani - رضا علیجانی

رضا علیجانی

هر دو رهبر [آیت الله خمینى و آیت الله خامنه اى] بر خلاف نگاه به شدت منفی به جهان اما برای “حفظ نظام” تا سر حد امکان واقع گرا هستند. ماجرای مک فارلین و مذاکرات پنهان سالیان اخیر با امریکا و نیز هماهنگی‌ها و همراهی‌هایی که در جنگ افغانستان صورت گرفت نمونه‌های بارز این امر هستند.

در عرصه داخلی نیز طرح این مسئله که برای حفظ نظام می‌شود توحید و شریعت را هم تعطیل کرد، ضرورت جاسوسی از همسایگان و استفاده از دروغ و ریا در نفوذ کردن به گروه‌های سیاسی و… از سوی رهبر اول و کنار آمدن با هر گونه مفاسد دولت سوگلی مورد حمایت در رهبر دوم که بر اساس مصلحت نظام فرمان “کش ندهید” صادر شد، نمونه‌های متأخر این خصیصه‌اند.

رهبر اول در طی انقلاب نیز پراگماتیسم ویژه و خاصی برای بهره‌گیری از همه افراد و طیف‌ها از خود نشان می‌داد. سکوت وی در طول انقلاب بر محور اساسی و اعتقادی “ولایت فقیه” و حتی تأیید قانون اساسی اول مصوب شورای انقلاب (تهیه شده از سوی برخی حقوق‌دان‌های ملی و مردمی)؛ برخورد هوشمندانه و دوپهلو با شریعتی و مرگ او در حالی که زاویه جدی با وی داشت و از سوی نزدیک‌ترین شاگردش (مرتضی مطهری) نیز تحت فشار شدید برای موضعگیری علیه شریعتی بود، کنار آمدن با شخصیت‌های غیرروحانی در طول انقلاب و در دولت موقت و… نمونه‌های عملی این مصلحت‌گرایی و پراگماتیسم هوشمندانه (و به زعم برخی، گاه به دور از روراستی) است. اما تغییر گاه تدریجی و گاه ناگهانی در همین موارد که باعث انگشت به دهان شدن برخی پیرامونیان و یا مخاطلبان عام شد نشان داد که ایشان بسان روشنفکران قبل و اوان انقلاب چندان ارزش‌گرا و آرمان‌گرا نیست و خلق و خوی مصلحت‌گرایی روحانیون که بیشتر از روشنفکران آرمان‌خواه با واقعیات زندگی روزمره مردم ارتباط دارند، در وی نیز به حد وفور وجود دارد. موضع ثانوی آیت‌الله خمینی در رابطه با دولت بازرگان که گفت من از اول هم موافق نبودم! و یا موافقت با مواضع آیت الله طالقانی در باره عدم اجباری بودن حجاب که گفته شد من هم همان نظر را دارم و رفتار سختگیرانه بعدی و نظایر این ها باعث شگفتی بسیاری شد…

رهبر دوم شاید به اندازه رهبر اول پراگماتیست نباشد، اما کنار آمدن و کار کردن با چهار دولت متفاوت و گاه همراهی با سیاست خارجی و داخلی این دولت‌ها (در مقیاسی محدودتر) نمونه‌هایی از پراگماتیسم رهبر دوم‌اند. رهبر اول که از رهبری انقلاب به رهبری جمهوری اسلامی رسید مدیریت موفقی بر پروسه انقلاب داشت. او یک بسیج‌گر قوی بود که به موقع تصمیم می‌گرفت. حمایت از ارتش و طرح فرار سربازان، تصمیم شجاعانه به بازگشت به کشور و تصمیم به شکستن حکومت نظامی در روزهای آخر حکومت سابق از نمونه‌های مدیریت موفق رهبر اول است. رهبر دوم نیز با چهار دولت متفاوت کار کرد و جدا از ارزش‌گذاری اعتقادی نگارنده، اما او مدیریت موفقی در برخورد با جنبش سبز داشت. اگر اولی رهبری موفقی در انقلاب داشت دومی نیز هدایت موفقی در حفظ و پیشبرد حکومت‌اش داشته است. هزینه‌های میان مدت و درازمدت برخی مدیریت‌های هر دو رهبر برای ملت ایران بحث مستقلی است. اگر این رهبران در ماجرای جنگ، گروگانگیری، هسته‌ای، آزادی‌های داخلی و… مواضع دیگری می‌گرفتند قطعاً سرنوشت ایران، مردم و حتی خود حکومت نیز به گونه‌ای دیگر و ملی‌تر، مذهبی‌تر، انسانی‌تر، آزادانه‌‌تر و عادلانه‌تر بود و انقلابی “به نام خدا” (تیتر برخی نشریات خارجی درباره انقلاب ایران) به گریز از مذهب کنونی اقشار زیادی منجر نمی‌شد و انقلاب مستضعفان به تیره‌بختی امروز آنها نمی‌رسید. در این مقاله قصد تحلیل و جمع‌بندی میراث کلان رهبران نیست که خود امر مهم و مستقلی است. مسئله مقایسه شیوه‌های رهبری آنهاست.

پس اگر به سویه‌های موفق پراگماتیسم دو رهبر می‌توان توجه کرد، اما هر دو رهبر با سویه‌های منفی این پراگماتیسم نیز کاملاً آشنا هستند؛ حفظ نظام اوجب واجبات است.

 در دوران هر دو با تعطیلی فله‌ای و سرکوب مطبوعات مواجه‌ایم، هر دو پشتیبان گروه‌های فشار تحت عنوان “مردم” بوده‌اند. سرکوب‌گری‌های دوران رهبر دوم در حافظه‌های نزدیک بیشتر مانده است اما مرور تیتروار گوشه‌ای از رفتارهای رهبر نخست بی‌فایده نخواهد بود (بخصوص برای آنان که از هواداری سرسختانه رهبر اول به جایگاه منتقد و مخالف رهبر دوم سیر کرده‌اند):

برخورد شدید با روحانیون مخالف، عصبانیت و “مرتد” اعلام کردن جبهه ملی (و قبل از آن خود دکتر مصدق)، اعلام ارتداد و صدور فتوای مرگ سلمان رشدی که مدت‌ها سیاست خارجی کشور و سرنوشت ملت را در گروگان خود گرفت، اعلام ارتداد و مهدورالدم بودن مصاحبه‌گر صدا و سیما و مصاحبه‌شونده‌ای که بین حضرت زهرا و اوشین (قهرمان داستان یک سریال ژاپنی) مقایسه کرده و برتری را از نظر تأثیرگذاری به اوشین داده بود، فتوای فاجعه‌بار در اعدام زندانیان در بند دارای حکم‌های روشن (و بعضاً تمام شده) قضایی در زندان‌های سراسر کشور، برکناری رئیس‌جمهور اول، برکناری قائم‌مقام رهبری و… و عصبانیت و تندی در برخورد با منتقدان داخلی از جمله با رئیس‌جمهور وقت (رهبر بعدی)، رسالتی‌ها و روحانیون مخالف (که آنها را فاقد صلاحیت برای اداره یک نانوایی خواند)، هیچ و پوچ خواندن افشاگران ماجرای مک فارلین و مذاکرات پنهانی با آمریکایی ها که به قربانی شدن سیدمهدی هاشمی منجر شد و برخورد تند با حدود یک صد نماینده طرفدار رئیس‌جمهور وقت که مخالف نخست‌وزیر بود؛ بگذریم از ادبیات بسیار تندی که در برابر مخالفان ساختاری قدرت داشت و مرتب آنها را آمریکایی (چپ آمریکایی، اسلام آمریکایی و…) می‌خواند و با عصبانیت افسوس می‌خورد که اگر آنها را از اول درو کرده بودیم و چوبه‌های دار بر پا کرده بودیم الان چنین مخالفت نمی‌کردند و…. بر این فهرست بسیار می‌توان افزود.

ترور مخالفان و قتل‌های زنجیره‌ای میراث مشترک دوران هر دو رهبر است. انبوهی از ادبیات و نحوه برخورد رهبر اول در رابطه با مناسبات جهانی نیز قابل مرور کردن است. ادبیات تند و تهاجمی و بسیاری مواقع عامیانه رهبر اول در رابطه با کشورهای همسایه هم چون عراق (صدام)، عربستان (که حجاز می‌نامید) و آمریکا (که هیچ غلطی نمی‌توانست بکند) و… امروزه فراموش شده است. کاریزمای وی، غالب بودن فرهنگ چپ ضدامپریالیستی در جهان در آن دوره، قباحت و هزینه‌های ملی که این برخوردها و آن نحوه ادبیات برای ملت و مردم ایران داشت را تحت‌الشعاع قرار داده است. آن رویکرد تراژیک در برخوردهای کمیک احمدی‌نژاد تکرار شد. تفاوت ماهوی بین فرستادن هیات به شوروی برای دعوت آن ها به مسلمان شدن از سوی رهبر اول با ادعاهای مضحک احمدی نژاد در باره مدیریت جهان وجود ندارد.اما ادبیات و رویکرد احمدی‌نژاد (و نیز رهبر دوم) که میراث بر اصلی رویکرد خارجی رهبر اول‌اند، این بار نه به خاطر تفاوت یا انحراف از راه رهبر اول، بلکه به خاطر تغییر ودگرگون شدن جهان و بالطبع روشنفکران و فعالان سیاسی (از جمله بخش قابل توجهی از دولتمردان سابق جمهوری اسلامی) است که مورد نقد و طعن و تمسخر قرار می‌گیرد. در حالی که این مواضع و حتی ادبیات عیناً تکرار و تداوم راه و کلام رهبر اول است. در عمل نیز همان پیامدها را برای ایران و ایرانیان در برداشته است.

 


  • بخشى از یک مقاله بلند؛ روزآنلاین
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large