Skyscraper large

ناکامانِ در کمین

javad1 - Copie-محمدجواد اکبرین mohamad javad akbarein

محمدجواد اکبرین

در خبرها آمد که ۴۱ نفر از نمایندگان نزدیک به مصباح یزدى، موسوم به “جبهه پایدارى” وزیر اطلاعات را به مجلس فراخوانده اند؛ گفته مى شود سوالاتى که قرارست مطرح شود در اسفند ماه گذشته طراحی شده تا همه حوزه‌های تحت مدیریت دولت، از سیاست خارجی تا سیاست داخلی، اقتصاد و به ویژه فرهنگ را دربر بگیرد و تقریباً تمام عملکرد دولت را با نگاهى “امنیتى” زیر سوال ببرد. 

این هواداران مطلق احمدى نژاد که ناگهان از تقدیس دولت او به تکذیب رسیدند حالا تاوان ناکامى شان را در دولت جدید جستجو مى کنند و در کمین آن نشسته اند. 

البته هر کس حق دارد تغییر کند؛ و در تعادلِ آدمیانى که در کشاکش تجربه ها تغییر نمى کنند باید تردید کرد؛ اما به شرط آنکه اعتراف به تغییر کند و آن را ارزش بداند نه آنکه به جاى نقدِ خویش، تقصیر را «عمل به تکلیف» بخواند و ناتوانى ذهنى اش را به گردن جادو بیندازد و بگوید ما بر حق بودیم اما فرد مورد حمایت ما ناگهان «سحر شد»! از تزلزلِ فکرىِ کسانى از این دست باید برحذر بود. 

نقل خاطره اى در این میان بى مناسبت نیست؛ تابستان سال ٧٧ بود که یکى از همدرسان (که حالا دیگر روحانىِ مقبول و محترمى است) در آزمون علمى موسسه آقاى مصباح یزدى شرکت کرد و رتبه بسیار خوبى کسب کرد؛ این دوستِ همدرس ما اما به دنیاى سیاست علاقه اى نداشت و گمان مى کرد که سیاست ورزى با امور معنوى منافات دارد؛ از این رو، در حدّ اضطرار، از اخبار مطلع مى شد آن هم هنگامى که در جمع دوستان بحثى در مى گرفت؛ بماند که سالهاى ٧۶ تا ٧٨ بهار اصلاحات و مطبوعات ایران بود و حتى غیرسیاسى ترین مردم هم بى خبر نمى ماندند. 

پس از قبولى درخشانِ دوست ما در آن آزمون، نوبت به مصاحبه حضورى رسید؛ مصاحبه اى که در آن مردود شد و بختِ تحصیل در مدرسه اى که به عللى دوستش مى داشت را از دست داد، ساعاتى پس از مردودى، حیران و پریشان مى گفت خود را براى مصاحبه اى علمى آماده کرده بود اما از او سؤالاتى غریب پرسیده اند؛ از جمله اینکه «در سال ٧۶ به چه کسى رأى داده؟ تا کجا حاضر است از آقا اطاعت و تبعیّت کند؟ کدام روزنامه را مى خواند و درباره افرادى مانند عبدى و حجاریان چه مى داند؟» 

دوست ما از قضا از عهده پرسش ها برآمده بود اما وقتى رسید به نام “عبدى” گفته بود که بسیار دوستش دارد و از کودکى با بازى هایش انس داشته؛ بارى! او عبدى جز “اکبر عبدى” نمى شناخت اما مصاحبه گرانِ موسسه مصباح (بخوانید بازجویان) که سراغ عباس عبدى را از او مى گرفتند از پاسخ او خشمگین شدند و گمان کردند که آنها را دست انداخته و صلاحیت علمىِ او را رد کردند! 

١۵ تابستان پس از آن روزها آیت الله محسن غرویان (سردبیر پیشین فصلنامه معرفت، ارگان موسسه مصباح) از تفتیش عقاید در آن موسسه خبر داد و گفت: «یک اتاقی بود که اتاق محکمه و اتاق تفتیش عقاید بود و آنجا برخوردهای خیلی غیر اخلاقی با افراد می‌کردند؛ برخوردها به خاطر مسائل سیاسی و اجتماعی بود که حالا من فعلا بنا ندارم آنها را خیلی باز کنم و توضیح دهم؛ لذا دیگر از نظر سیاسی و اخلاقی من نتوانستم آن روش‌های تند و افراطی و نیز بد اخلاقی‌های سیاسی و اجتماعی آنان را تحمل کنم، لذا ادامه همکاری ندادم و استعفا کردم». 

گفتمانِ مصباح و فرقه پیرامونش در حوزه عمومى “تکلیف” است و در حوزه خصوصى “تفتیش”؛ و در هر دو حوزه، کارنامه رسوایى دارد و طبیعى است اگر به کمتر از ناکام گذاردن دولتى رضایت ندهد که شعارِ مبارزه با “تفتیش” در زندگى و عقاید مردم را مى دهد و نمى خواهد مردم را با تازیانه به بهشت ببرد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large