Skyscraper large

حکومتی نظامی امنیتی؛ رهبرى بدون لباس نظامى

987zzzz- مرتضی کاظمیان - morteza kazemiyan

مرتضی کاظمیان

ربع قرن از رهبری آیت‌الله خامنه‌ای سپری شد. رهبر جمهوری اسلامی، اگرچه بر جایگاه عالی‌ترین مقام سیاسی نظام تکیه زده، و عنوان «ولایت مطلقه فقیه» را دراختیار دارد و این‌چنین، صاحب منصبی ایدئولوژیک و یگانه در ایران است، اما ویژگی مهمی دارد که کمتر مورد اعتنا قرار گرفته است: راهبری از زاویه‌ای نظامی ـ امنیتی. 

این وجه مهم از کارنامه‌ی رهبر جمهوری اسلامی، زیر سایه‌ی حضور پررنگ و نقش خاص سپاه پاسداران در نظام جمهوری اسلامی، کمتر به چشم آمده و مورد توجه واقع شده است. 

آیت‌الله خامنه‌ای اما، چنان‌که به اجمال خواهد آمد، هم‌زمان با اقدام از زاویه‌ی یک سیاستمدار، در موقعیت یک مقام عالی نظامی ـ امنیتی نیز قرار داشته، و نظام اقتدارگرایی سامان داده که ابتنا و اتکایی معنادار به بازوهای امنیتی و نظامی مرتبط با کانون مرکزی قدرت دارند. آنجا که شخص رهبر جمهوری اسلامی، یکی از بازیگران اصلی و مهم آن محسوب می‌شود. 

حضور معنادار در نهادهای نظامی ـ امنیتی 

حجت‌الاسلامی که در ۴۰ سالگی، و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به عضویت شورای انقلاب درآمده بود، تا آن هنگام سابقه‌ی مدیریت نداشت. او اما در سال ۱۳۵۸ در مقام معاونت امور انقلاب وزارت دفاع مشغول به کار شد. عرصه‌ای که نقطه‌عزیمت رویکرد نظامی ـ امنیتی روحانی اهل کتاب و منبر بود. 

همچنین در جریان ادغام شورای انقلاب و دولت موقت که با هدف تمرکز بیشتر در قوه‌ی مجریه صورت گرفت، وی به عضویت کمیسیون وزرای امنیتی ـ که سرپرستی و مسئولیت کلیه‌ی امور انتظامی، نظامی و امنیتی، از جمله بحران‌های گنبد، کردستان و خوزستان را بر عهده داشت ـ انتخاب شد. 

در آذر همان سال، وی سرپرست سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد. آنجا که سکویی مهم برای ارتباطات آتی وی محسوب می‌شد. او پیش از این نیز به نمایندگی از سوی شورای انقلاب در برخی جلسات سپاه پاسداران شرکت می‌کرد. وی در اسفند ۱۳۵۸ به‌دلیل نامزدی در انتخابات نخستین دوره مجلس از مسئولیت سرپرستی سپاه استعفا داد. 

گرایش نظامی ـ امنیتی حجت‌الاسلام خامنه‌ای، او را در مجلس نیز رها نکرد. وی عضو و رئیس کمیسیون امور دفاعی در مجلس اول بود. در مدت ریاست او، برخی طرح‌ها و لوایح و مسائل مهم در کمیسیون بررسی شد؛ تأمین نیازمندی‌های استخدامی سپاه پاسداران، ادغام سازمان بسیج مستضعفین در سپاه پاسداران، مسئله‌ی کردستان، مسائل مرزی، مسئله‌ی بلوچستان و سازمان‌دهی نوین ارتش، از آن جمله‌اند. 

امام جمعه تهران، بعدتر (در سال ۱۳۵۹) نماینده رهبر جمهوری اسلامی در شورای عالی دفاع شد. محلی که بیش از پیش، با روحیات و علایق نظامی ـ امنیتی وی، آن‌هم با آغاز حمله عراق به ایران، همخوان بود. 

در جنگ ایران و عراق حضور حجت‌الاسلام خامنه‌ای در جبهه‌های جنگ، هم محسوس بود و هم با گرایش و علایق نماینده تهران در مجلس، همسویی داشت؛ حضوری که توأم می‌شد با تقویت جایگاه و نقش سپاه در جنگ. 

محمدباقر قالیباف، از فرماندهان سابق سپاه و شهردار کنونی تهران، «فراخوان و سازماندهی نیروهای بسیجی، هدایت جنگ‌های نامنظم و چریکی در اوایل جنگ، هماهنگ کردن نیروهای ارتشی بسیجی و سپاهی، حضور فعال در طراحی و هماهنگی عملیات‌ها، و تلاش پیوسته در رفع مشکلات رزمی» و نیز «تشکیل سپاه خراسان» را از جمله اقدامات نظامی حجت‌الاسلام خامنه‌ای در آن مقطع می‌داند. 

فرمانده سابق نیروی انتظامی جمهوری اسلامی معتقد است: «از ویژگی‌های بارز ایشان آشنایی و احاطه کامل و تسلط ویژه‌ای است که به مسائل کلان و حتی جزییات و ظرافت‌های نظامی و امور نیروهای مسلح دارند. علت این امر ممارست و ارتباط نزدیکی است که از بدو پیروزی انقلاب اسلامی در امور نظامی و نیروهای مسلح داشته‌اند.» 

از مهرماه ۱۳۶۰ که نماینده تهران، رییس جمهور ایران شد، به شکلی قابل حدس درگیری مستقیم و غیرمستقیم رییس قوه مجریه در امور نظامی فزونی گرفت. وی ریاست شورای عالی دفاع را برعهده داشت و در نهایی سازی عملیات‌ها و چگونگی پیشبرد جنگ، نقشی موثر ایفا کرد. افزون بر این، رییس قوه مجریه، از سال ۱۳۶۵ ریاست شورای عالی پشتیبانی جنگ را عهده‌دار شد. 

این‌گونه، و در طول حدود ۱۰ سال، روحانی جوان گام به گام بیشتر با عرصه‌ی نظامی آمیخته شد و در موقعیت کارشناسی نظامی ـ امنیتی ایستاد و روحیات و نگرش‌هایی هم‌راستا یافت. 

با چنین روندی، از فردای درگذشت رهبر انقلاب اسلامی، حجت‌الاسلام خامنه‌ای، ولی مطلقه فقیه جمهوری اسلامی شد و آیت‌الله. کسی که از پشت عینکی نظامی ـ امنیتی به بسیاری مسائل و موضوعات می‌نگریست. 

نگرش و مدیریت کلان نظامی ـ امنیتی 

رهبر دوم جمهوری اسلامی، فرماندهی کل قوا و دخالت در امور نظامی را خود برعهده گرفت. برخلاف رهبر نخست جمهوری اسلامی، رهبر جدید علاقه‌ی وافر خود را به حضور در پادگان‌ها و مراکز نظامی ـ امنیتی و مانورها و کارخانجات تولید سلاح و مراسم فارغ‌التحصیلی افسران و نصب سردوشی و مقوله‌های مشابه، نشان داده است. 

مناسبات و ارتباطات وی با نظامیان و به‌ویژه سپاه پاسداران، در کنار اطلاعات وی از امور نظامی و امنیتی، همچنین منجر به تقویت حضور محسوس و موثر طیفی از نیروهای امنیتی و نظامی (به‌خصوص از سپاه) گرداگرد و کنار رهبر دوم جمهوری اسلامی شده است. وی به‌تدریج شمار قابل توجهی از معتمدان نظامی را جایگزین یاران سیاسی و روحانی قدیم خود کرد. 

مناسبات نزدیک آیت‌الله خامنه‌ای با برخی سرداران ارشد سپاه و نیروهای نظامی (چون محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه؛ قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه؛ و حسن فیروزآبادی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح) به‌قدر لازم شهره شده است. 

نگاه نظامی آیت‌الله خامنه‌ای، و تأثیر حضور طولانی مدت وی در جنگ هشت ساله، ادبیات سیاسی ـ فرهنگی وی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. برخی از کلیدواژه‌هایی که رأس نظام سیاسی در سخنرانی‌های خود، استخدام می‌کند نیز به اندازه‌ی لازم تبیین‌گر این ادعاست؛ کلیدواژه‌هایی چون: جنگ نرم، جنگ‌سالاری، جنگ اراده‌ها، افسران جوان جبهه‌ی جنگ نرم، و حتی «دشمن» (که ازجمله مهم‌ترین کلمات مورد استفاده‌ی وی محسوب می‌شود) در همین راستا قابل اشاره‌اند. 

نگاه نظامی ـ امنیتی وقتی در حوزه‌ی مسائل فرهنگی نیز ورود کند، پیوسته از «تهاجم فرهنگی» می‌گوید، و نقش «دشمن» را در مسائل فرهنگی می‌جوید و به مقابله می‌اندیشد. 

نگرش امنیتی رهبر دوم جمهوری اسلامی منجر به افزایش دایره‌ی تحرک اطلاعات سپاه، در کنار وزارت اطلاعات و دیگر نهادهای امنیتی نظام شد. 

تکیه‌ی رهبری به اطلاعات سپاه (مشهور به «اطلاعات موازی» در دوران اصلاحات) تا بدان‌جاست که حتی در ماجرای بازداشت فله‌ای فعالان ملی ـ مذهبی در زمستان ۱۳۷۹ و بهار ۱۳۸۰، آیت‌الله خامنه‌ای گزارش و ارزیابی وزارت اطلاعات دولت خاتمی (دال بر این‌که «نیروهای ملی ـ مذهبی برانداز نیستند») را نپذیرفت و داوری اطلاعات سپاه را مبنای تداوم فشار و خشونت بر این بخش از اپوزیسیون ملتزم به قانون اساسی قرار داد. 

راه‌اندازی مرکز تحقیقات راهبردی سپاه ـ به ریاست سردار عزیز جعفری و با حکم رهبری ـ در سال ۱۳۸۴ و ارتقاء سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، از «معاونت اطلاعات» به «سازمان اطلاعات» که با نظر فرماندهی کل قوا در ۱۳۸۸ رخ داد، گواه‌های مهم دیگری از رویکرد نظامی ـ امنیتی رهبر جمهوری اسلامی است. 

به‌عنوان آخرین شاهد، می‌توان نگرش و رویکرد آیت‌الله خامنه‌ای را در ملاحظاتی که اردیبهشت‌ماه سال‌جاری و در جریان بازدید از نمایشگاه دستاوردهای نیروی هوافضای سپاه پاسداران ابراز نمود، مشاهده کرد. 

وی در اوج مذاکره‌ی دستگاه دیپلماسی دولت اعتدال با طرف‌های غربی و ۵+۱ به بازدید از نمایشگاه موشک‌ و پهپاد و دیگر تجهیزات پیشرفته نظامی ساخت سپاه می‌رود. وی این بازدید را «بسیار شیرین و فراموش نشدنی» توصیف کرده و گفته بود: «نیروی هوافضای سپاه باید کارها و برنامه‌های خود را با دقت به پیش برد و به حد کنونی نیز راضی نباشد.» 

او با تاکید بر اینکه نیروی هوافضا باید تولیدات خود را به مرحله تولید انبوه برساند، افزوده بود: «این موضوع یک وظیفه است و همه مسئولان نظامی باید در این جهت تلاش کنند و مسئولان دولت نیز پشتیبانی از این موضوع را باید جزو وظایف اصلی خود بدانند.» 

می‌توان مدعی شد، زیر عنوان «ولایت مطلقه فقیه» و بر جایگاه رهبر جمهوری اسلامی، معممی نشسته که از پشت عینکی نظامی ـ امنیتی به بسیاری رخدادها و پدیده‌های سیاسی، اجتماعی و حتی فرهنگی می‌نگرد. از این منظر، نه تنها خوش‌بینی به مذاکره با طرف‌های خارجی وجود ندارد، بلکه هر منتقد و مخالفی، یک «تهدید امنیتی» است، و هر رسانه‌ی غیرخودی، «پایگاه دشمن» محسوب می‌شود، و هر کرداری خلاف ایدئولوژی و سیاست‌های رسمی، «اقدام علیه امنیت نظام» است، و این همه، در خور برخورد و سرکوب. 

رهبر جمهوری اسلامی لباس نظامی بر تن ندارد، اما با نگرش و رویکرد و علایق خاص خود، و با همراهان ارشدی که برگزیده، حکومتی نظامی ـ امنیتی در ایران سامان داده است.

 


  • بازنشر از جرس
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large