Skyscraper large

رهبرى؛ حقُّ النّاس و تقواى سیاسى

g65sg5g55g

محمدجواد اکبرین

کارنامه نظرى و عملى آیت الله خمینى تا پیش از رسیدن به قدرت، نشان مى دهد که او سالهاى درازى از عمرش را صرفِ مداومت و ممارستِ اخلاقى و عرفانى کرده؛ کتاب “اربعین حدیث” و دقت هاى اخلاقىِ عمیق آن، کتاب “مصباح الهدایة” و معارف عرفانى لطیفِ آن و مجموعه ى خاطرات و روایات زندگى ایشان، مردى را نشان مى دهد که در حد یک “قدّیس”، التزامات اخلاقى و عرفانى دارد. 

منتقدانش مى گویند آیت الله خمینى پس از رسیدن به قدرت سیاسى، نتوانست آن میراث عظیم را در جان و مال و آبروى مخالفانش چندان که سزاوار بود مراعات کند و در “تقواى سیاسى” هم کامروا باشد؛ اما در همان سالها که خطاهاى بزرگ آیت الله خمینى در حوزه ى “حقّ الناس” انتقادات بسیارى را برانگیخت کسانى از اصحاب پیشینِ او مى گفتند که این رفتار (اعدامهاى روان و فراوانِ دهه ۶٠ تا حبس مخالفان و حصر آنها) از نتایج سوء “قدرت مطلقه”ى سیاسى است وگرنه از وارثِ چنان میراث عظیم اخلاقى و عرفانى چنین “بى تقوایى” بعید مى نماید… 

اگر این وجه از تأسف را جدى بگیریم متاسف تر مى شویم وقتى به یاد بیاوریم که اگر نتیجه ى یک عمر ممارستِ آموزه هاى معنوى در بالاترین سطوح آن، خطاهاى بزرگ آیت الله خمینى در عرصه “حقّ الناس” باشد تکلیف رهبرى آقاى خامنه اى روشن است؛ رهبرى که به گواهى کارنامه اش، تا پیش از رسیدن به رهبرى، حتى یک روزِ آموزشى و پرورشى هم بهره اى از آن سرمایه ى عظیم عرفانى و اخلاقى نداشته و به گواهى نزدیکانش، از عقده هاى شخصى نسبت به افرادى مشخص رنج مى برد. 

از جمله نمونه ها رفتار غیر اخلاقى دومین رهبر جمهورى اسلامى در ربع قرن رهبرىِ اش همین روش برخورد او با اشتباه تاریخى خود در حمایت از محمود احمدى نژاد است. 

آقاى خامنه اى در نخستین دیدار با هیئت دولت پس از برآمدنِ حسن روحانى، از «زیرساخت های خوب اقتصادی و حرکت پرشتاب علمى در دهه گذشته» دفاع کرد و از آقاى روحانى خواست که مسیر حرکت علمى در دوران احمدى نژاد را ادامه دهد! این اما همان دهه اى است که ۶۳ درصد درآمد نفت ایرانی در ۱۰۸ سال گذشته از مظفرالدین شاه تاکنون در اختیار دولت بود و با این ثروت بیش از ۷۰۰ میلیارد دلاری می‌توانست کشور را آباد کند اما سیاست هاى دولت کار را به ویرانه ى امروز رساند؛ ٧۵ مؤسسه تحقیقاتی در جهان، ما را تحریم کردند و دانشگاهِ ما هم به تاریکىِ آنچه در دانشگاه علامه طباطبایى گذشت تبدیل شد؛ این همان دهه اى ایست که امروز کمیته تحقیق و تفحص مجلس اعلام کرده نمى تواند عمق فجایع اقتصادى اش را اعلام و منتشر کند زیرا چنان شوکى وارد مى کند که امنیت و منافع ملى کشور به خطر مى افتد. 

آقاى خامنه اى شجاعت عذرخواهى براى حمایت مطلقه اش از دولت احمدى نژاد را نداشت و مجبور شد دوباره دروغ بزرگ «حرکت پرشتاب علمى و زیرساخت هاى خوب اقتصادى» را تکرار کند حتى اگر مخاطبانش آن را باور نکنند!

اگر آیت الله خمینىِ عارف و متِخلّق، شرمنده ى اعدام هاى دهه ۶٠ نبود آقاى خامنه اى چرا نگران این باشد که جمهورى اسلامى رتبه اول إعدام در جهان را دارد؟ چرا شرمسار باشد حتى اگر استادش آیت الله منتظرى را تا ۵ سال در حصر و رنج نگهدارد، فعالیت مهمترین احزاب کشور را ممنوع کند، صدها نشریه را توقیف یا متوقف کند، اقتصاد کشور را ویران و مهمترین جوانان پایه‌گذار انقلاب ۵٧ را به جزیره‌ى اوین تبعید کند و نخست وزیر و رییس مجلس پیشین در دوره ى او به حصر بروند؛ مهمترین مسئولان کشور در زمان او فتنه‌گر و بی‌بصیرت و انحرافى خوانده شوند و تازه آنکه با حمایت ویژه او و مهندسىِ متقلبانه ى انتخابات در مسند ماند هم امروز اسناد میلیاردها «تدلیس»اش یک به یک آشکار شود و به جاى شرمندگى دستور دهد ماجرا را «کش ندهند». 

نکته ى قابل تأمل دیگر، تفاوت نگاهِ توحیدى و اخلاقىِ آقاى خامنه اى با نگاهِ مهمترین منتقدانِ او از جمله آقایان موسوى و کروبى است؛ این دو و دیگر همراهان جنبش سبز، نگران “شخصیت نظام” بودند اما آقاى خامنه‌اى نگران “آبروى نظام” است؛ مشکل اصلى هم دقیقاً همین جاست؛ وقتى شما نگران شخصیت کسى باشید، یعنى در او نوعى تغییر یا انحراف یا آلودگى مى‌بینید که او را از هویت و شخصیت اصلى‌اش دور مى‌کند، تلاش مى‌کنید آن شخصیتى را که در معرض زوال و نابودى است، نجات دهید. اما وقتى نگران آبروى کسى باشید، به این فکر نمى کنید که شخصیت و هویت او در حال نابودى است بلکه مهم این است که کسى این نابودى و زوال را نفهمد و آبروى او نرود، در نتیجه همواره باید صورتى آبرومند، آرایش‌شده و دروغین از او نمایش دهید تا آبرویش حفظ شود. 

آقاى خامنه‌ای از انسجام ذهنى در حوزه معرفت دینى نیز رنج مى برد؛ او در پاییز گذشته، طىّ دیدار با شوراى عالى انقلاب فرهنگى از آنها خواسته بود تا براى دفاع از انقلاب اسلامى، «…از نفوذ پدیده ها، کاملا جلوگیری کنند»! 

این نگاه، نه ریشه در دین دارد نه تناسبى با دنیاى امروز؛ به گواهى آیه ٢۵۶ سوره بقره، مرزهاى رشد و تباهى، روشن (بَیّن) است و اتفاقا چون روشن است «اجبار در دین» بی‌معناست و مجازاتِ بهشت و جهنم معنا پیدا می‌کند، یعنى انسان این مرزها را می‌بیند و خود تصمیم می‌گیرد که در کدام سو بایستد و نتایج معنوی‌اش را تحمل می‌کند؛ حالا ١۴ قرن بعد از نزول وحى و در جهان آزاد اطلاعات و ارتباطات، آقاى خامنه‌ای هنوز به بستن و تهاجم و جلوگیرى فکر می‌کند و جامعه ما تاوان این رؤیاپردازى را می‌پردازد؛ رؤیایى که ساخته و پرداخته‌ى ذهنِ سرخورده‌ى یک جریان طالبانى در جهان اسلام است؛ ذهن و ذهنیّتى که البته مراتب دارد و مرتبه‌ای از آن در ایران حاکم است و مرتبه‌ای بالاتر در القاعده. 

ربع قرن از درگذشت آیت الله خمینى و رهبرىِ جانشینِ او گذشته؛ و فقدان انسجام ذهنى در ارائه صورتى قابل دفاع از اسلام در جهان امروز و ناتوانى از عبور و عبرت از گذشته، جنگ و “جهاد” را به پررنگ ترین بخش گفتمان آقاى خامنه اى تبدیل کرده و البته توجیهِ جنگ به مراتب، آسان تر از معمارىِ صلح است! 

همین ناتوانى است که او را به دامان فرقه ى تکفیرىِ مصباحیه سوق داده تا آنجا که مصباح یزدى را “مطهرى و طباطبایىِ زمانِ ما” معرفى کرده است؛ هر کس اندکى علامه طباطبایى و مرتضى مطهرى را بشناسد مى تواند بفهمد که تشبیه مصباح به این دو، نشانه ى چه نابه سامانىِ بزرگى در شناخت، باور و روانِ رهبر جمهورى اسلامى است. 

 


  • بازنشر از جرس
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large