Skyscraper large

سرکوب نقد، نتیجه‌ى عکس می‌دهد

98dgh7df - حسن سلامی hassan salami

حسن سلامی

با همه ی فشارها، محدودیت ها ، توقیف ها و بی مهری ها نسبت به روزنامه نگاران، مطبوعات و رسانه های ایران و دست اندرکارانش، آنها  چه در دوره ی مشروطیت و چه در زمان پهلوی اول و دوم ، به شکل مستقیم و غیر مستقیم از وضع موجود، سیاست ها، برنامه ها ، مجریان، حاکمان و عملکردشان نقد و انتقاد کرده اند، در ایجاد فضای باز سیاسی موثر بوده اند و همزمان نسبت به بروز بحران های اجتماعی و اقتصادی هشدار و راه حل ارایه داده اند.

برای نمونه، یک سال و چند ماه پس از سلطنت «محمد علی شاه قاجار» و آشکار شدن آثار منفی کارکرد استبدادی وی، روزنامه «روح القدس» در سرمقاله اش نوشت: چندان جهل و نادانی بر فرد فرد ما مستولی شده بود و چنان در بحر موهومات مستغرق بودیم که سلطان قاجار را من جانب الله دانسته و اوامر و نواهی او را مثل حکم خدا اجرا می کردیم و مخالفت با او را مخالفت با خدا می پنداشتیم.

این روزنامه توقیف شد اما روز بعد روزنامه ی «مساوات» در مقاله ای انتقادی با عنوان “سلطان قجر در چه حال است؟” نوشت: تاکنون هیچ سلطان قاهر و هیچ پادشاه قادری از کشاکش با ملت و گیر و دار با نوع (انسان و هموطن)، از این بند به سلامت نرسته است(۱).

گفته اند که مقالات روزنامه مساوات که از روش محمد علی شاه علیه مطبوعات و قانون اساسی نهضت مشروطیت انتقاد می کرد و از استبداد و دیکتاتوری او به افکار عمومی هشدار می داد چنان مورد استقبال عموم قرار گرفت که شماره های روزنامه تجدید چاپ می شد. این اثرگذاری رسانه و مطبوعات در تاریخ معاصر ایران تا امروز تداوم داشته است و اکنون دیگر حکومت ها و دولت ها ، نمی توانند بر مطبوعات و رسانه ها به واسطه ی جهانی شدن، اِعمال کنترل کامل کنند و مانع نقد و انتقاد آن ها بشوند.

زیرا گسترش تکنولوژی یا فناوری اطلاعات چنان اهمیت یافته (۲) و چنان امکانات گسترده ای ایجاد کرده است که دولت ها اگر بخواهند بر رسانه های مکتوب اعمال کنترل کنند، محتوای ارتباطی از راه وسایل دیگر( ماهواره ها، وسایل الکترونیکی و بهره گیری از فیلتر شکن ) منتقل و منتشر می شود. به بیان دیگر رسانه های گروهی قا بل جایگزینی هستند.

اگر در گذشته رادیو و تلویزیون و مطبوعات در انحصار دولت ها بودند یا به وسیله ی وزارتخانه های انطباعات و اطلاعات و ارتباطات یا به وسیله ی بنگاه های دولتی اداره می شدند یا نیروهای نظامی و امنیتی بر آن ها کنترل کامل داشتند اما در دهه های گذشته به ویژه از دهه ۱۹۹۰ میلادی به بعد بسیاری از کشورها از جمله افغانستان مالکیت و اداره این رسانه ها از جانب بخش خصوصی را مجاز دانسته اند.

در گذشته در ایران، نظام های بسته استبدادی با خیال راحت می توانستند از نشر روزنامه های مستقل یا منتقد و مخالف خود جلوگیری کنند (۳) اما امروز دیگر چنان آرامش خاطری ممکن نیست. در آن نوع نظام ها که همه ی وسایل ارتباطی در کنترل یا مالکیت دولت قرار داشت، ساکت کردن منتقدان و مخالفان کار آُسانی بود اما امروز وسایل ارتباطی ِ جایگزین ، به نحو فزاینده ای از دایره کنترل دولت ها می گریزند.

در گذشته در ایران سرکوب آزادی بیان و مطبوعات منتقد، دست کم در کوتاه مدت موجب برقراری ثبات سیاسی می شد (۴) اما امروزه این کار هم موجب فقدان (عدم) مشروعیت و بی ثباتی نظام می شود و هم موجب برملاشدن عدم مشروعیت و بحران سلطه می گردد زیرا نه تنها اطلاع رسانی از طریق رسانه های دیگر همچنان جریان می یابد بلکه خصلت و ماهیت نظام سیاسی نیز برملا می گردد. به طور خلاصه  امروزه در عصر جهانی شدن سرکوب نقد و انتقاد و توقیف مطبوعات، نتیجه ی عکس می دهد.

 


۱. مولانا، حمید، سیر ارتباطات اجتماعی در ایران، تهران، دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی، ۱۳۵۸، ص ۱۴۷ 

۲٫ در مورد اهمیت وسایل ارتباط جمعی بنگرید: معتمد نژاد، کاظم، وسایل ارتباط جمعی، تهران، نشر دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۷۱ 

۳٫ در باب سرکوب و توقیف مطبوعات ر. ک: بهار، ملک الشعراء، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۱، ج ۱، ص ۱۰ و ج ۲ ، ص ۲۰۹ 

۴٫ در خصوص استبداد و فشار بر مطبوعات بنگرید: ذاکر حسینی، عبدالرحیم، مطبوعات سیاسی در عصر مشروطیت، تهران، نشردانشگاه تهران، ۱۳۷۰، ص ص ۸۷-۸۶ و ۱۱۹ 

  • وبلاگ نویسنده
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large