Skyscraper large

مذاکرات هسته‌اى و آن روى سکه‌ى فشار “دلواپسان”

6sd54f44d

مهرداد خوانساری

روند مذاکرات تا اینجا مثبت است؛ طرفین رغبت نشان می دهند و مى خواهند در این راستا قدم بردارند و این ماجرا را به یک پایانی برسانند تا به هر حال کمک کند که در درجه اول مشکلات ایران حل شود و در درجه دوم تحریم ها برداشته شوند و ایران از این انزوا خارج شود، بدیهی است که اگر نکند ادامه این وضع دقیقا یک شکست بزرگ برای دولت روحانی و به ویژه آقای ظریف محسوب شود و خود آقای ظریف علاقمند است که راهی را که شروع کرده به نتیجه برساند.

باید در نظر بگیرید که خانم اشتون در اصل حرف نهایی را نمی زند. حرف نهایی را در این راستا دولت امریکا می زند و همه این را می دانند. اگر خانم اشتون برود و هر کس دیگری بیاید ناچار است برابر با چهارچوبی که برای روند مذاکرات تعیین شده است حرکت کند. همه می دانند مواضعی که گروه ۵+۱ در مورد این مذاکرات به دنبالش است، چیست و چه مشکلاتی باید حل شود تا این پرونده به نتیجه برسد البته این که خانم اشتون توانسته یک تعامل خوبی با آقای ظریف برقرار کند نکته مثبتی است ولی دلیلی ندارد در صورتی که ماموریت خانم اشتون تمدید نشود، شخص دیگری که جای ایشان می آید نتواند با آقای ظریف تعامل خوبی برقرار کند.

فشار مخالفان؛ دو روى سکه

یک روى سکه البته این است که تندروها با فشارهایی که می آورند به نوعی مانع از آن می شوند که دولت روحانی یا آقای ظریف در جریان این مذاکرات نتوانند انعطاف لازم را داشته باشند تا بتوانند مذاکرات را به نتیجه ای که مد نظرشان است رسانند. یعنی مانع از آن می شوند که دولت ایران اگر نیاز بود در بعضی موارد کوتاه بیاید که ماجرا فیصله پیدا کند، از ترس تندروها یا دلواپسان چنین کاری نکنند.

روى دیگر سکه هم اینست که در اصل این یک تاکتیکی است از سوی تندروها و دلواپسان با موافقت آقای خامنه ای که این صدا را بیشتر و بیشتر بلند کنند که این بتواند کمکی باشد برای آقای ظریف و تیم مذاکره کننده که در طول مذاکرات به طرف مقابل بگویند اگر شما نتوانید با ما به نتیجه برسید این گروه دیگر اینجا نشسته اند و کسانی که بعد در مقابل شما می نشینند این قبیل افراد هستند و این کار شما را به مراتب مشکل تر می کند و عدم توافق با ما می تواند هزینه سنگین تری را هم برای شما داشته باشد. اینها امکاناتی است که باید به آنها توجه کرد و خیلی از مسائلی که ما در هفته ها و روزهای اخیر شاهدش بودیم که از بلندگوهای مختلف در درون ایران بلند شده می تواند چنین تعبیرهایی را به همراه داشته باشد.

تاثیر شکست مذاکرات بر اصل حکومت 

مساله اصلی این نیست که بخشى از حکومت، پشتیبان این معادله هسته اى نیستند. مساله اینست که آیا دولت روحانی می تواند تا تاریخ ۲۰ جولای که آن شش ماه اول به پایان می رسد، همانطور که آقای ظریف به کرات اشاره کرده به توافق نهایی برسند و اگر تا آن تاریخ به توافق نهایی نرسند عواقب آن برای تیم مذاکره کننده ایرانی چه می تواند باشد و مواضع ۵+۱ آیا شامل تغییراتی خواهد بود یا نه؟ مثلا اشاره مى شود به اینکه تندروهای امریکایی سر و صدایشان کمتر شده است؛ بله، اما اگر تا ۲۰ جولای توافق نهایی که همه انتظارش را داشتند، اتفاق نیافتد، آیا تندروهای امریکایی کماکان سکوت خواهند کرد؟ آیا اقداماتی که در کنگره امریکا برای افزایش تحریم ها بوده دوباره نمی خواهد یک مومنتوم تازه بگیرد؟ آیا آقای اوباما می تواند بعد از ۲۰ جولای به همان میزان که در گذشته در مقابل تحریم های اضافه ایستادگی کرده بود، ایستادگی کند؟ خیلی از کارشناسان در امریکا معتقدند اگر تا تاریخ ۲۰ جولای توافقی که انتظارش می رود، حاصل نشود تندروهای امریکایی یک سیاست های تازه ای را در پیش خواهند گرفت.

منافع تندروها هم در مذاکره تأمین مى شود

در منافع جریان تندرو که به نوعى پیرو آقای خامنه ای بوده و هستند با منافع دولت روحانی تفاوت فاحشی وجود ندارد.

چون همه آنها از جمله رهبر جمهوری اسلامی خواست اولیه شان اینست که تحریم ها برداشته شود که بتوانند به مسائل اقتصادی مملکت بپردازند. یعنی بزرگترین انگیزه اینها برای اینکه می خواهند به نتیجه برسند به لحاظ مشکلات اقتصادی است که مملکت با آن روبروست. البته اگر به توافق نرسند و آن سیاست های قبلی خودشان را در ارتباط با نزدیک شدن به سلاح های هسته ای را ادامه می دادند، چیزی که دیده شده و تایید شده هم شده در این راستا قدم های موثری برداشته اند یعنی ضمن اینکه امکان درگیری نظام را کم کرده ند اما در جهت از بین بردن تحریم ها برای بهبود بخشیدن به اوضاع اقتصادی هنوز قدم های موثری برنداشته اند؛ یعنی نتوانسته اند به توافقی برسند که بتواند این موضوع را امکان پذیر کند. پس منافع دولت و آقای خامنه ای و در مجموع حاکمیت در اینست که توافقی حاصل شود. پس اگر بخواهند بر روی خط قرمزهایی که دست خودشان است پافشاری کنند باید این ماموریت دوباره تمدید شود. مشکل اینست که طرف مقابل دارد به نوعی به تیم مذاکره کننده ایرانی این مطلب را مطرح می کند که اگر شما بخواهید روی خط قرمزهایتان اصرار کنید و از آن عقب نشینی نکنید، من هم در سکوی خودم با تندروهای خودم مواجه خواهم بود و نمی توانم در شش ماه دوم الزاما آن اقداماتی که توانستم با موفقیت برای جلوگیری از پیشرفت مواضع آنها در شش ماه اول انجام دهم، تکرار کنم. یعنی اینها چانه زنی هایی است که پشت پرده بین اینها وجود دارد . به طور مثال آقای ظریف می داند که اگر تا ۲۰ جولای نتیجه حاصل نشود سر و صدای کنگره در امریکا بلند می شود و لابی یهودی ها و فشارهای دولت اسرائیل دوباره به کار می افتد. اینکه اوباما در آن زمان با توجه به اینکه انتخابات کنگره امریکا در ماه نوامبر است یعنی شش ماه دوم شامل آن زمانی که انتخابات کنگره امریکا برگزار می شود و شاید آقای اوباما در آن زمان نتواند نقشی که قبلا ایفا کرده را ایفا کند چون اقدامات او می تواند به ضرر کاندیداهای حزب دموکرات شود و وضع اوباما در کنگره بدتر شود و اکثریتی که در سنا دارد را در انتخابات از دست بدهد و اساسا ادامه دوران ریاست جحمهوری اش صدمه بببیند. صحبتی که پیش می آیند اینست که آیا خط قرمزهایی که جمهوری اسلامی به آن پافشاری می کند خط قرمز های واقعی هستند یا در اصل خط قرمزهای مصنوعی هستند که برای یک اقلیت کوچکی که در مجموعه خامنه ای–روحانی قرار ندارند مهم است ولی برای اینها به آن میزان مهم نیست. مثلا فرض کنید در مورد فردو یا اراک یا چاشنی های انفجاری یا بازدید از تاسیسات نظامی یا سیاست های موشکی ایران به توافق برسند آیا ایران چیز بسیار بزرگی را در برابر کنار رفتن تحریم ها و بهتر شدن وضع اقتصادی از دست می دهد؟ یا اگر این توافق صورت نگیرد چه کسانی بهرمند می شوند یا منافعشان در برابر این سیاست ها بیشتر تامین می شود.

ایران دیگر کاپیتان این کشتی نیست

تهدید مجلس در توقف مذاکرات هم می تواند نوعی فشار باشد بر روی تیم مذاکره کننده با ۵+۱ که ببینید در درون مجلس ایران چه وضعیتی است. البته این خیلی هم مهم نیست چون ترکیب این مجلس مشخص است که یک مجلس اصلاح طلبی نیست. حالا یک عده تندروها ماهیت مجلس مشخص است و مقام و موقعیت آقای لاریجانی هم کماکان مشخص است و تغییری در آن حاصل نشده. یک ذره بیشتر یک ذره کمتر تفاوت فاحشی در کل قضیه نمی کند ضمن اینکه این هم به فرم رقیقی می تواند پیامی از قبیل پیام ها که تندروها به تیم غربی می دهند، بدهد که ببینید این نوع فعل و انفعالات هم در درون ایران است. ولی برای آنها این حرفها مهم نیست چون در اصل آنها آمادگی عقب نشینی نسبت به مواضعی که در ارتباط با ایران گرفتند را ندارند. آژانس بین المللی انرژی اتمی تایید کرده که میزان اورانیوم غنی شده ۲۰ درصدی از دویست و خورده ای کیلو شده ۴۰ کیلو ، پس خطر ساخت بمب اتمی کمتر شده است. یکی از مسائل اضطرای آنها و بازدیدی که آژانس از تاسیسات ایران کرده است، خطر جهش ایران برای ساخت بمب اتمی کم شده است این یک مقدار مشکلات آنها را کم کرده است لذا برای غربی ها برای رسیدن به یک راه حل با ایران فرصت و زمان به نفع آنهاست یعنی آنها می توانند بنشینند تا زمانی که ایران آماده است جلو بیاید . کسی که در شرایط فعلی ضرر می کند ایران است که تحریم ها هنوز پابرجاست و اقتصاد ایران کماکان درگیر مشکلات است و مردم از روز اولی که روحانی انتخاب شد انتظار داشتند وضع اقتصاد بهتر شود. وضع اقتصاد تا زمانی که روحانی روی کار آمد نمی توانست بهتر شود و وضع اقتصاد بهتر نمی شود تا زمانی که روحانی نتواند تحریم ها را از بین ببرد. پس زمان با آنهاست و آنها می نشینند تا زمانی که ایران بیاید جلو و تا زمانی که ایران جلو نیاید آنها همین وضع را ادامه می دهند. چه کسی می تواند این وضعیت را بیشتر تحمل کنند؟ الان دولت ایران به لحاظ سیاست های غلط گذشته خودش را در شرایطی قرار داده است که خودش کاپیتان این کشتی نیست مگر اینکه به خواسته هایی که آنها دارند تن بدهد. خواسته های غربی ها در مجموع قیمت فوق العاده ای برای ایران ندارد چون اگر حسابش را می کنیم معادلات اتمی از ابتدا نباید به اینجا کشیده می شد.

از تاکید دولت روحانى تا تضاد در رفتار رهبرى

تاکیدهاى اخیر آقای روحانی بر شعارهاى انتخاباتى اش رضایت هوادارانش را به دنبال داشته ضمن اینکه به نوعی انتظاراتی است که مردم از ایشان داشتند و حرفهایی است که مردم از ایشان انتظارش را داشتند و به همین دلیل هم رای دادند.

اما برخی از مفسران هشدار می دهند که سخنان روحانی مانند سخنانی است که آقای خاتمی می زد و آن مباحثی که زمانی که آقای خاتمی در مسند قدرت بود مطرح شد و بعد از مدتی به دلیل تکرار آن مواضع و عدم پیشرفتی در جهت پیاده کردن آن مواضع آنها تبدیل به کلیشه هایی شدند که حتی جذابیت چاپ آنها در رسانه های داخلی هم از بین رفت چون بی اهمیت شد. امید ما اینست که آقای روحانی با توجه به آن تجربه و این تحلیل هایی که افراد مختلف دارند از صحبت های ایشان می کنند در آن دام نیافتند.

ولی من فکر نمی کنم مطلبی که مطرح کردم به شرایط امروز بخورد ضمن اینکه باید این هشدار را داد که مبادا آقای روحانی خودش را در آینده در چنین شرایطی قرار دهد. اما حرفهایی که آقای خامنه ای می زند به نوعی در مقابل این حرفهاست مانند اشارات آقای خامنه ای به بازگشت به اقتصاد مقاومتی یا صحبت هایی از این دست می تواند به نوعی به این سیر مذاکرات به عنوان یک عمل تاکتیکی کمک کند یعنی به ۵+۱ بگوید ببینید رهبر این آمادگی را دارد که اگر شما با ایران کنار نیایید بخواهد این ماجرا را به درازا بکشد و این آمادگی را دارد که مردم کشور را تشویق کند که به اقتصاد مقاومتی تن در دهند. حالا اینکه آیا در محاسبات کلان و محاسبات نهایی آقای خامنه ای آمادگی چنین کاری را دارد یا نه قابل بحث است. من فکر می کنم اگر آقای خامنه ای آمادگی توقف مذاکرات و رفتن به این سمت را داشت که از ابتدا به آقای روحانی این امکان را نمیداد که در این سطح و با این شرایط وارد مذاکره با امریکا و اروپا شود؛ در واقع یک تضاد در عملکرد آقای خامنه ای می بینیم .

نمى خواهند ایران، کره شمالى شود

رییس ستاد کل نیروهاى مسلح هشدار داده که رسانه هاى نزدیک به سپاه هم نباید پا را از حد فراتر بگذارند بلکه باید پشتیبان دولت باشند ؛اینکه آقای فیروز آبادی می آید و چنین مداخله ای می کند نشان از آن دارد که تند ترین تندترین ها نمی خواهند این بازی از دست خارج شود و نمی خواهند از یک مراحلی تجاوز کنند. منافع و مصالح خود را تشخیص می دهند ولی می دانند به هر حال مشکلاتی که امروز مملکت با آن روبروست مشکلاتی نیست که با تکیه کردن روی یک سلسله مواضعی که همه می دانند هیچ آینده ندارد مساله ای را حل کنند. امروز اگر بحران اقتصادی ایران حل نشود احتمال اینکه مردم به دلیل فقر و گرسنگی قیام کنند روز به روز بیشتر می شود. هر چقدر هم بگویند مردم خیلی مانده به آنجا برسد اما به هر حال این به نفع دولت نیست که بخواهد در این مسیر حرکت کنند. انگیزه گردانندگان ایران این نیست که به سمت کره شمالی حرکت کنند بلکه می خواهند به سمت کره جنوبی یا ژاپن حرکت کنند که اقتصاد ما به آن سمت برود. اگر این مذاکرات به جایی نرسد اقتصاد مقاومتی ما را به سمت کره شمالی می برد. هرچند خیلی مانده که کشور به سمت کره شمالی برود و مردم به دلائل اقتصادی خیابان ها بیایند اما به هر حال آن دست ما نیست و نمی شود پیش بینی کرد چه زمانی مردم به خیابان ها می آیند اما به هر حال شرایط دارد به این سمت می رود .

 


  • ویراسته ى بخش هایى از گفتگوى دبیر کل سازمان موج سبز با برنامه “برداشت دوم”؛ تلویزیون رها
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large