Skyscraper large

دوم خرداد؛ پیروزی ادبیات سیاسی تازه در ایران

180-kamyar-behrang-کامیار-بهرنگ

کامیار بهرنگ

۲ خرداد ۱۳۷۶  پیروزی ادبیات سیاسی جدید ایران بود که می توان ” جامعه مدنی ” را شاه بیت آن دانست. در واقع برای اولین بار در جمهوری اسلامی سید محمد خاتمی این مفهوم را بیان می کند و توسعه ی آن را به یکی از محوری ترین برنامه های خود بدل می کند. در مسیر توسعه ی سیاسی مد نظر اصلاح طلبان و در راستای انتقال قدرت محض از دولت و نهاد وابسته به نهادهای مردم نهاد تلاش های بسیاری صورت گرفت. حمایت از این تشکل ها و اصرار بر جامعه ی مدنی در سخنرانی های سید محمد خاتمی و اطرافیان او مشهود بود و از همان آغاز اقتدارگرایان در مقابل آن ایستادند. روح الله حسنیان از دانش آموختگان مدرسه حقانی که این روزها در جبهه ی پایداری است در این مورد می گوید : ” روشنفکر مذهبی با مبانی لیبرالیسم همه‌ی تلاشش را در ایران به نام دین انجام می‌دهد تا اسلام را منزوی و همه‌ی ارزش‌ها را با عنوان جامعه‌ی مدنی ابراز کند. ما در اسلام جامعه‌ی اسلامی داریم. جامعه‌ی مدنی بر مبنای لیبرالیسم است.یک بار وقتی آقای خاتمی سخنرانی می‌کرد که البته بعدا به خود ایشان هم گفتم ۲۷ مرتبه از واژه‌ی جامعه‌ی مدنی استفاده کرد. “ 

اما این جریان ادامه پیدا کرد تا رهبر جمهوری اسلامی به میدان آمد و به مانند بسیاری موارد دیگر در سخنرانی های خود با اضافه کردن یک مفهوم به بحث اصلی، آن را از معنی واقعی تهی و به سوی دیگری هدایت کرد. رهبر جمهوری اسلامی در اینجا نیز با اضافه کردن مفهوم اسلام به جامعه ی مدنی و تعریف ” جامعه مدنی نبوی ” و قیاس آن با ” مدینة النّبی ” مسیر کلامی سید محمد خاتمی و مسولان را تغییر داد، اما مسیر یاران خاتمی تغییر نکرد تا اینکه رئیس جمهوری نظر نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی در سال ۸۴ به قدرت رسید و زمستان جامعه ی مدنی ایران آغاز شد. اما این ” جامعه مدنی نبوی ” در کلام رهبر جمهوری اسلامی چه نقشی داشت.  

اجلاس سران؛ لابی هاشمی، افتخار خاتمی، سخنرانی رهبری 

رهبر جمهوری اسلامی در افتتاحیه هشتمین اجلاس سران کشورهای اسلامی جدا از نکات سیاسی خود، اهمیت ویژه ای در مسیر جامعه ی مدنی ایران داشت. او برای اولین بار و بعد از سال ها به سراغ  ”  امت اسلامی ” که از دید او نخستین دستاورد سیاسی اسلام است. در واقع رهبر جهوری اسلامی با اشاره به این مفهوم تلاش می کند ” جامعه مدنی نبوی ” را جایگزین یک مفهوم دنیای مدرن کند و به مانند بسیاری از سخنرانی های خود در قامت یک منتقد آموزه های غربی بر خیزد. او در این سخنرانی به دستاوردهای بشر پیش از رنسانس اشاره می کند و تاریخ نویسان را سرزنش می کند که چرا به سراغ آموزه های پیش از رنسانس نمی روند و می گوید : ” لیکن حقیقت آن است که قرون وسطی‌، فقط برای غرب و اروپا دوران تاریکی و جهالت و وحشت بود، ولی برای دنیای اسلام با گستره‌ای چندین برابر اروپا – یعنی از اندلس تا چین – دوران تشعشع و بیداری و عروج علمی شمرده می‌شد. “  

سال تئوری سازی 

سال ۷۷ در واقع سالی است که رهبر جمهوری اسلامی بیشتر سخنرانی های خور را معطوف به تبیین ” جامعه مدنی نبوی ” می کند و نزدیک به  ۱۰۰۰ بار این مفهوم را در سخنرانی های گوناگونش تکرار می کند.

او در جلسه ی پرسش و پاسخی که در دانشگاه تهران برپا شده بود می گوید : ” جامعه‌ی مدنی، یک عبارت است؛ تا معنایش چه باشد؟ شعار جامعه‌ی مدنی را رئیس جمهورمان داده‌اند. ایشان در توضیح این کلمه گفتند که منظور من از جامعه‌ی مدنی، عبارت است از آن جامعه‌ای که از “مدینة النّبی” الگو می‌گیرد. ما همه حاضریم در راه چنین جامعه‌ای، جانمان را بدهیم؛ این‌که معلوم است. “ 

در واقع سید محمد خاتمی برای اولین بار در همان اجلاس سران کنفرانس اسلامی این مفهوم را و به تبعیت از رهبری تکرار می کند و در تمام مبارزات انتخاباتی خود و بعد از پیروزی ( تا آن روز )‌ این مفهوم را مورد اشاره قرار نداده بود و بعد از آن هم دائما تلاش داشت تا تنها بگوید این ساختار صرفا غربی نیست و کاملا با قرائت او از دین سازگار است. سید محمد خاتمی در یک مصاحبه تلویزیونی در این مورد می گوید : ” من همچنان که گفتم، جامعه ی مدنی موردنظر ما از نظر ریشه و ماهیت با جامعه ی مدنی ای که در غرب هست متفاوت است. یکی از مدینه النبی سرچمشه می گیرد و یکی از دولت – شهرهای یونان… جامعه ی مدنی یک پایه ی خیلی اساسی دارد و آن اینکه انسان بر سرنوشت خود حاکم است و حق تصمیم گیری، سؤال، حق بازخواست و انتخاب دارد. در دیدگاهی که ما درباره ی اسلام داریم و در قانون اساسی ما آمده، به صراحت این اصل مورد تأکید قرار گرفته و گفته شده است که حاکمیت مطلق از آن خداست و او انسان را بر سرنوشت خود حاکم گردانیده است. بنابراین، پایه ی اولیه ی جامعه ی مدنی از دیدگاهی که ما داریم فراهم است و ممکن هم هست که دیدگاه های دیگری هم درباره ی اسلام وجود داشته باشد که سازگار با جامعه ی مدنی نباشد. “ 

اما رهبر جمهوری اسلامی باز هم تاکید دارد که مفاهیم خود ساخته اش را تئوریزه کند و از قدرت خود در مقابل نقد استفاده کند تا هیچ کس نتواند کلام او را در حوزه های عمومی به چالش بکشد. او در واقع مفاهیم را به مانند بسیاری موارد دیگر تغییر می دهد و اینبار نیز به صراحت می گوید : ” البته امروز در غرب، این اصطلاح معنای خاصّی دارد. شما بدانید، غربیها با همه‌ی شگردهای ممکن، کوشش می‌کنند آن خطوط اصلیِ فکر و فرهنگ خودشان را منتقل کنند. حالا یک شکل و یک مجموعه درست کردند و اسمی هم رویش گذاشتند؛ کاری به آنها نداریم. ما از نظر خودمان، این اصطلاح برایمان معنا شده و ما آن را قبول داریم. “ 

در واقع رهبر جمهوری اسلامی به مانند آنچه در مورد حقوق بشر و آزادی بیان می گوید، مفاهیم اگر اسلامی نباشند نمی توانند در جامعه پیاده شوند و چون شعار سید محمد خاتمی پیروز میدان رقابت های سیاسی است و با لطایف الحیلی تبدیل به آن کرد که خود می خواست.

اما آنچه در پایان سال ۷۷ می گوید نشان می دهد چرا رهبر جمهوری اسلامی اصرار دارد که مفهوم ” جامعه مدنی ” را با ” مدینة النّبی ” تغییر دهد. او در آخرین روزهای سال ۷۷ می گوید: ” اگر جامعه‌ی مدنی به معنای جامعه‌ی مدینةالنّبی است، قاعدتاً ولایت‌فقیه در جامعه‌ی مدینةالنّبی، در رأس همه‌ی امور است؛ چون در مدینةالنّبی، حکومت، حکومت دین است و ولایت فقیه هم به معنای ولایت و حکومتِ یک شخص نیست؛ حکومتِ یک معیار و در واقع یک شخصیت است.”  

جامعه اسلامی یا جامعه مدنی؟ مساله این است! 

آنچه در سخنرانی های رهبر جمهوری اسلامی مشهود است آن است که او حتی پیش از آغاز دوران اصلاحات همواره بر مفهوم ” جامعه اسلامی ” تاکید داشته است. او در اغلب قریب به اتفاق سخنرانی هایش مفهوم جامعه را به تنهایی به کار نمی برد و تاکید دارد. اما نکته ی مهمی که اتفاقا رهبر جمهوری اسلامی به درستی در یکی از سخنرانی هایش بر آن تاکید دارد، استفاده نظام فکری جمهوری اسلامی از یک مفهوم جدید است. در واقع شاید بسیاری دوره ی ” صفوی ” را آغاز دوره ی شیعه ی سیاسی بدانند اما آنچه در جمهوری اسلامی بر قرار می شود درست بر مبنای سخنان رهبر جمهوری اسلامی است که می گوید: ” به خاطر طول سالهایی که فقهای شیعه و خودِ گروه شیعه، در دنیای اسلام به قدرت و حکومت دسترسی نداشتند و فقه شیعه، یک فقهِ غیر حکومتی و فقهِ فردی بود، امام بزرگوار، فقه شیعه را به سمت فقه حکومتی کشاند. “ 

او در این نگاه خود هر آنچه را که می یابد ” اسلامی ” می کند و نظام مردم سالاری را درگیر مفاهیم چالش برانگیزی می کند که اجرای هر کدام از آن دستور ها می توانست دولت اصلاحات را از مسیر خود به طور کل دور کند. رهبر جمهوری اسلامی در یکی از دیدارهایش با کابینه ی سید محمد خاتمی می گوید: ” من نگاه می کنم، می بینم که در محیط کار فرهنگی ما به عنوان اسلام، کارِ خیلی کمی انجام می گیرد. فرض بفرمایید وزارت ارشاد نمی آید اعلان کند که من می خواهم “سینمای اسلامی” درست کنم! مگر ما از چه خجالت می کشیم؟! … چرا این تصریح نمی شود؟!… چرا در محیط دانشگاه تصریح نمی شود که ما می خواهیم دانشگاه را اسلامی کنیم؟! من می گویم از اینکه شما بگویید “ما می خواهیم دانشگاه، اسلامی باشد” خجالت نکشید و از این نترسید.”

او در یکی دیگر از این دیدارها تاکید می کند : ” فرایند تحقّق هدفهای اسلامی، یک فرایند طولانی و البته دشواری است. به طور نسبی انسان به آن اهداف نزدیک می شود؛ اما تحقّق آن ها، بسیار طولانی است.” 

او در اولین دیدارش با نمایندگان مجلس هشتم، نظام جمهوری اسلامی را پاسخ به دعوت پیامبران می داند و تاکید می کند : ” ما می‌خواهیم به جامعه‌ی عادلانه‌ی الهی، جامعه‌ی اسلامی، دست پیدا کنیم برای اینکه در سایه‌ی این نظام الهی بتوانیم خودمان را به تکامل برسانیم؛ خودمان را به نقطه‌ی امن و امان برسانیم. “ 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large