Skyscraper large

شاه و مصدق؛ خامنه‌ای و موسوى

56d4fg4fd44f

محسن کدیور

زمامداران ایران نسبت به رقبای منتقد خود کاملا سخت‌گیر بوده‌اند، تا حدود هفتاد سال قبل رقبای منتقد به دستور شخص اول به قتل می رسیده اند، از حدود سال ۱۳۲۰ از آنجا که زمانه اقتضای کشتن رقیب نداشته زمامداران ایران رقبای منتقد خود را با تبعید به خارج از کشور، حبس و حصر در خانه بدون حکم دادگاه صالح مجازات کرده اند. این رفتار خلاف قانون و اخلاق و شرع سنت مستمر زمامداران هفتاد و پنج سال اخیر ایران بوده‌ است و انقلاب ۵۷ متأسفانه هیچ تغییری در این حوزه ایجاد نکرده است.

محمدرضاشاه پهلوی نخست وزیر قانونی کشور دکتر محمد مصدق را به جرم اینکه از او خواسته بود به عنوان شاه مشروطه سلطنت کند نه حکومت توسط دادگاه نظامی به سه سال حبس انفرادی محکوم کرد و بعد از اتمام زندان بدون هرگونه توجیه قانونی قهرمان ملی شدن صنعت نفت را تا آخر عمر در روستای احمدباد محصور کرد. مصدق در زمان حصر غیرقانونی ۱۱ ساله از ملاقات با غیر اقربای درجه‌‌‌ی اول و حق بستری شدن در بیمارستان محروم بود. پس از مرگ حتی جنازه‌ی او هم امکان خروج از احمدآباد جهت غسل و تکفین و تشییع و ترحیم نیافت برخلاف وصیتش در یکی از اتاقهای محل حصرش به خاک سپرده شد. 

پهلوی دوم دیگر منتقد طراز اولش آیت الله خمینی را بار اول دو ماه زندان کرد، و بار دوم بر خلاف قانون و بدون محاکمه از کشور تبعید کرد. آیت الله خمینی پس از چهارده سال تبعید نظام سلطنتی را ساقط، شاه را خلع و با تاسیس جمهوری اسلامی زمام اداره‌ی کشور را به دست گرفت. 

به دنبال انتقاد آیت‌الله شریعتمداری از اختیارات ولایت فقیه در اصل ۱۱۰ قانون اساسی در آستانه‌ی همه‌پرسی قانون اساسی جمهوری اسلامی در آذر ۱۳۵۸ نام وی از رسانه‌ها حذف شد. در اردیبهشت ۱۳۶۱ وی به اتهام اطلاع از کودتای صادق قطب‌زاده توسط دو نهاد روحانی از شاگردان آیت‌الله خمینی از مرجعیت خلع و در خانه‌ی خود محصور شد. محمد محمدی ری‌شهری رئیس دادگاه انقلاب ارتش از وی بازجویی کرد و او در مصاحبه‌ی تلویزیونی علیه خود اعتراف کرد. آیت الله شریعتمداری در چند بیانیه و نامه به رهبر انقلاب اعلام کرد که به وی امکان دفاع داده نشده است. او علیرغم ابتلا به بیماری سرطان و اطاع کامل اولیاء نظام از اعزام به بیمارستان باز ماند. به پیرمرد مبتلا به سرطان به مدت سه سال و ده ماه و هفت روز اجازه‌ی دسترسی به بیمارستان داده نشد. زمانی که امیدی به بهبودی نمانده بود اجازه دادند به بیمارستان مهراد تهران منتقل شود، ۴۰ روز بعد دارفانی را همان‌جا وداع گفت. به وصی وی اجازه نماز بر جنازه اش داده نشد و او را برای تحقیر بیشتر در جنب آبریزگاه قبرستان ابوحسین قم دفن کردند. 

حجت الاسلام والمسلمین خامنه‌ای تا کنون با دو رقیب منتقد دست و پنجه نرم کرده است. نخست استاد اشاراتش آیت الله منتظری که ادعای مرجعیت او را «ابتذال مرجعیت شیعه» خوانده بود را بر خلاف قانون در خانه محصور کرد و پس از پنج سال و اندی زمانی اجازه‌ی رفع حصر داد که پزشکان بالاتفاق نسبت به ادامه‌ی حصر وی با توجه به بیماری ایشان اعلام خطر کرده بودند. بیت و دفتر و حسینیه‌ی آیت الله منتظری حداقل پنج بار توسط ماموران آقای خامنه‌ای مورد هجوم و غارت و تخریب قرار گرفت. آیت الله منتظری در زمان حصر از ملاقات غیر اقربای درجه‌ی اول محروم بود، اما ارتباط تلفنی وی قطع نبود، می توانست روزنامه مطالعه کند و با رسانه‌های خارج از ایران مصاحبه کند. پس از درگذشت وی اجازه برگزاری مراسم ترحیم درغیر زادگاهش داده نشد. حسینیه‌ی وی همچنان در تصرف عدوانی ماموران حکومتی است و هجوم و غارت دفتر وی حداقل سه بار پس از وفاتش نیز انجام شده است. 

میرحسین موسوی و مهدی کروبی که نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ را قبول نکرده بودند و در بهمن ۱۳۸۹ از وزارت کشور تقاضای مجوز برای راهپیمایی در حمایت از قیام مردم تونس و مصر علیه استبداد کرده بودند، به دستور آقای خامنه‌ای در خانه هایشان محصور شدند. بیش از سه سال از حصر غیرقانونی موسوی و کروبی و رهنورد می گذرد. موسوی در زمان حصر از حقوق حداقلی زندانی از جمله امکان ملاقات هفتگی با خویشاوندان درجه‌ اول، جیره‌ی تلفن روزانه، و دراختیار داشتن روزنامه محروم بوده است. کوشیده شده که وی را از داشتن اطلاعات روز کاملا محروم کنند. وی از نیمه‌‌ی سال ۱۳۹۱ به بیماری قلبی مبتلا شده و اگرچه حداقل چهار نوبت برای مداوا به بیمارستان اعزام شده که بار اخیر به جراحی منجر شده است، اما پزشکان معالج وی اعلام خطر کرده اند که از تاریخ ۹ اردیبهشت جاری از بستری شدن وی در بیمارستان زیرنظر پزشک معالج جلوگیری شده است. 

…راستی بین رفتار شاه با مصدق از یک سو با رفتار آیت الله خمینی با آیت الله شریعتمداری از سوی دیگر و رفتار حجت‌الاسلام خامنه‌ای با آیت الله منتظری و میرحسین موسوی از دیگر سو چه فرقی است؟ آیا حبس و حصر مصدق یا بازداشت و تبعید آیت الله خمینی توانست آنها را از تاریخ حذف کند؟ 

جمهوری اسلامی هرگز جرأت نکرده است رقبای منتقد زمامداران را محاکمه کند. مجازات آیت‌الله شریعتمداری، آیت‌الله منتظری، میرحسین موسوی و مهدی کروبی همگی بر خلاف قانون، بر خلاف شرع و بر خلاف موازین حقوق بشر بوده است. مجازات بدون حکم دادگاه صالح، بدون حق دفاع متهم و تنها به اراده‌ی شخص اول هیچ معنایی جز استبداد و دیکتاتوری ندارد. حکومت قانون یعنی ممنوعیت مجازات غیرقانونی. زمانی استبداد در ایران پایان یافته است که احدی به اتهام مخالفت با منویات اعلی‌حضرت همایونی یا مقام معظم رهبری محبوس و محصور و تبعید نشود. تنها با تغییر اسم رژیم از شاهنشاهی به جمهوری اسلامی که چیزی عوض نمی شود. مهم این است که تصمیم‌گیری شخصی شاه یا رهبر مادام العمر جایش به تصمیمات نهادهای قانونی جمعی پاسخگوی نظارت‌پذیر ادواری بدهد. در هر صورت ایجاد تضییقات برای درمان منتقد محصور غیر از نقض قانون و انسانیت نهایت ناجوانمردی و عدم مروت است. 

ایران نام نخست وزیران خدوم خود امیرکبیر، مصدق و بازرگان را به بزرگی یاد می کند، و از عاقبت به‌خیری میرحسین موسوی شادمان است. تاریخ شیوه‌ی سلوک زمامداران با آنها را به دقت ثبت می کند. زمامداران ایران می باید یاد بگیرند تا زمانی که با منتقدان مسالمت‌جوی خود رفتار قانونی نداشته باشند و کینه‌توزیهای شخصی را به عنوان مصلحت نظام جابزنند، از شمول عنوان دیکتاتور و مستبد خارج نخواهند شد. آزادی در درجه‌ی نخست با رفتار قانونی با رقبای منتقد زمامداران تعریف می شود. 

 


  • بخشى از یک مقاله بلند؛ بازنشر از جرس
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large