Skyscraper large
كتاب چهارشنبه

ساده و شیوا؛ بدون پیچیدگی

1359279426

مرضیه آرمین

“آدم‌ها”، همانطور که از نامش پیداست، اثری‌ست در مورد آدم‌ها. نویسنده‌ی این مجموعه‌ی داستان کوتاه، طی ۶۲ داستان کوتاه، ماجراهای متفاوت ۶۲ فرد را به تحریر درآورده است. البته که در هر داستان، حداقل سه نفر حضور دارند و ما با بیش از سه برابر ۶۲ نفر آشنا می‌شویم. نوع نگاه غلامی به برخی موضوعات، متفاوت است. مثلا جنگ و جبهه که آدم را یاد سنگر و زمین‌های خاکی و سربازان جان برکف می‌اندازد؛ اما وقتی او از جبهه می‌نویسد، بدون این که تصورات پیشین را از بین ببرد، تصوری فرارتر از آنها را هم در ذهن خواننده متولد می‌کند. تصویری که مملو است از درخت و صدای جوی آب و باران و حتی بعضی از سربازانی که به فکر فرار از جبهه‌اند.

“احمد غلامی”، یکدست، ساده، شیوا و بدون هیچ گونه پیچیدگی‌ای می‌نویسد. گاهی هم با جسارت تمام بر نکاتی دست می‌گذارد و بینشی از آنها به خواننده می‌دهد که شاید هر کسی از پس انجامِ آن بر نیاید. مثلامی‌نویسد: “وقتی فهمید می‌خواهم روزنامه نگار شوم، بلند شد رفت و یکاستکان چای آورد و گفت: “دیوونه‌ای”. تعجب کردم. فکر می‌کردم تشویقمکند، نکرد که هیچ بلکه سرزنشم هم کرد و گفت: “برو دنبال خودت.” گفتم:”یعنی چی؟” بعد انگار که از خنگ بودنم عصبانی شده گفت: “معلومه به دردروزنامه نگاری می‌خوری!” خندید. ناراحت شدم. گفتم: “آقا نصرالله تو روخدا. لطفا بگین چیکار کنم.” گفت: “نرو دنبال روزنامه نگاری برو دنبالخودت.” گفتم: “یعنی چی؟” گفت:” تو روزنامه نگاری هی دنبال این و اون راهمیفتی، تو زندگی دیگرون سرک می‌کشی. اونقدر که از زندگی خودت غافلمی‌شی. پسر تو وجودت پره از چیزای عجیب و غریب، باید بری دنبال اونا.” 

هر چند اغلب داستان‌های آدم‌های غلامی، مربوط به قشر متوسط جامعه و مردم دردمندی‌ست که در داستان‌ها، به قول خودش، “خوش نیستند، اما راضی‌اند چون رویایی دارند”، اما این عدم خوشی، منافاتی با حضور طنز در نوشته‌های او ندارد. “گفتم ممد. اسمش محمد بود. ببین، منم می‌ترسم امااگه قرار باشه تو نجنگی، من نجنگم، تکلیف عمه‌ت چی می‌شه؟ خندیدم.می‌دونستم قاط زده واسه همین باهاش شوخی کردم. یقه‌ام رو ول کرد. خیلیبا هم رفیق بودیم. خدمتش تموم شد و رفت. یه نامه برام فرستاد. کلی حالداده بود و تهش نوشته بود “عمه‌م منتظره بیای خواستگاری”. 

بنا بر گفته‌های احمد غلامی، اتفاقات و آدم‌های داستان‌های این مجموعهگاهی واقعی‌ست. گاهی آدم‌ها واقعی و داستان‌ها تخیلی‌ست. گاهی هم داستان واقعی و آدم‌ها تخیلی؛ البته گاهی هم داستان‌ها و آدم‌ها، هر دوتخیلی‌اند. برای مثال، داستان “ستوان مکری” داستانی واقعی‌ست. داستان تکان دهنده‌ای که در مورد یکی از خاطرات غلامی در زمان جنگ و جبهه است. غلامی، نویسنده و روزنامه‌نگار، متولد ۱۳۴۰، مدتی را در بازداشت سپری کرده و بعد از آزادی، اقدام به انتشار این مجموعه کرده است. مجموعه‌ای که برنده‌ی عنوان بهترین مجموعه داستان سال و همچنین جایزه‌ی بنیاد هوشنگ گلشیری سال ۱۳۹۰ شده است.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large