Skyscraper large

ایستادگى و امید؛ پیامى از درون حصار

dfg aqz68e54a-ali keshtgar- علی کشتگر

علی کشتگر

آنان که خامنه ای را از نزدیک می شناسند، می گویند سخت کینه توز و انتقام جو است. خودخواه است و متکبر و نسبت به درجه هوش سیاسی و بصیرت خود متوهم. 

فردی با این صفات نکوهیده وقتی صاحب قدرت مطلقه باشد، طبعا اندرز مصلحان و حضور ناقدان را برنمی تابد و فقط به نوکران و امر بران بی هویت که بی همه چیزاند و در امر پیشبرد منویات او هیچ مانع و ملاحظه انسانی و وجدانی مزاحمشان نیست و در خوش خدمتی از هیچ رذالتی رویگردان نیستند میدان می دهد. مکتب فضیلت کشی و رذیلت پروری. 

نتیجه حکومت مطلقه طولانی چنین فردی جز فساد ساختاری، فراگیر شدن رانت خواری، رشد شبکه های مافیایی و از هم گسیختگی اقتصادی کشور و فقر و تهیدستی اکثریت عظیم مردم، یعنی آنچه هم اکنون شاهد آنیم نمی توانست باشد. 

گناه زندانیان سیاسی ایران آن است که هریک به نوعی به این شیوه حکومت داری اعتراض کرده و با افکار عمومی اکثریت عظیم ایرانیان همراه شده اند. 

میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی اینک نزدیک ۴۰ ماه است که به امر خامنه ای در گروگان “برادران” اند! در این دوره طولانی آنها از حق مکاتبه و مراوده حتی با فرزندان خود نیز محروم بوده اند. از درمان و معالجه به موقع و موثر محروم بوده اند. پیام خامنه ای به انان روشن است: یا توبه و طلب عفو یا مرگ تدریجی در حصر! 

در میثاق های جهانی که ایران نیز به عنوان عضو سازمان ملل نسبت به آنها متعهد شده، نه فقط اسرای جنگی بلکه حتی محکومان به اعدام نیز از حق دسترسی به پزشک و درمان و داروی به موقع محروم نیستند. اما به گواه پزشکانی که نسبت به بیماری قلبی موسوی ابراز نگرانی می کنند، ماموران خامنه ای مانع درمان به موقع و موثر موسوی هستند. 

فرعون مصر خود را مالک جان مردم، اراده خود را اراده خدا و حکومت خود را در همه امور برحق می دانست. نافرمانی از او سرپیچی از خداوند تلقی می شد. دستگاه جبار ولایت فقیه که به گفته خامنه ای و مصباح یزدی و نظایر آنان برآمده از “اسلام ناب” محمدبن عبداله است در نگرش به منتقدان و معترضان چه تفاوت ماهوی با نظام سه هزار سال پیش فراعنه مصر که قران مسلمانان آن را شرک محض تلقی می کند، دارد؟ 

گناه میرحسین آن است که در انظار عمومی عواقب شوم دخالت خامنه ای در انتخابات ۸۸ به سود احمدی نژاد را موبه مو پیش بینی کرده و با این گناه بزرگ صدمات جبران ناپذیری به قداست و حیثیت نظام که نام مستعار شخص علی خامنه ای است زده است. 

رفتار و گفتار موسوی چه در هفته های پیش از انتخابات خرداد ۸۸، چه در طول اعتراضات تاریخی مردم علیه سرقت آرا که او با انتشار ۱۷ بیانیه روز به روز گام های بلندتری در رهبری جنبش سبز و همراهی با مطالبات آزادیخواهانه مردم برداشت و چه از نخستین روز حصر تا به امروز که به نماد مقاومت این جنبش در برابر ولایت مطلقه فقیه تبدیل شده، چنان جایگاه رفیعی در قلب مردم برای او ایجاد کرده که خامنه ای و ایادی او هرگز تصور آن را هم نمی کردند. 

در این دوره ی طولانی ۴۰ ماهه هرچه دستگاه تبلیغاتی حکومت ولایت و آخوندهای درباری علیه فتنه و سران آن بیشتر داد سخن داده اند، “عرض خود” برده اند. خود را رسواتر و خفیف تر و اسرای جنبش سبز بدون آن که حق کوچکترین دفاعی از خود داشته باشند، سرافراز تر و محبوب تر شده اند. برخلاف آرزوی خامنه ای و لشکریان او مردم نه فقط حصرشدگان را فراموش نکرده اند بلکه در هر فرصتی علاقه و پیوند خود را به آنان ابراز کرده اند. و طبیعی است که این واقعیت، کینه و حسادت خامنه ای و ایادی او را نسبت به این اسرای دربند به اوج رسانده است. محرومیت از درمان قلب، قلبی که در اسارت و حصر، رنجور و بیمار شده پیام خامنه ای برای عبرت همه کسانی است که در اندیشه رهایی از حکومت ظلم و فسادند. و چه رذالتی از این بیشتر که یک اسیر دربند را برای وادارکردن به توبه از عقاید خود از دارو و درمان محروم سازند. موسوی اما پیش از اسارت هم گفته بود که خود را برای مرگ آماده کرده است و این یعنی آن که هم با کینه توزی شخصی خامنه ای آشنایی داشت و هم به عزم و اراده خود بر ایستادن باور داشت. فضیلت ایستادن در برابر حاکم جبار قوی تر از همه رذایل عالم است، آنان که در برابر ظلم به قیمت جان، قد برافراشته اند، پس از مرگ نیز در اذهان جمعی ملتها زیسته اند و با اسطوره ای که از مقاومت خود آفریده اند الهام بخش ابدی مبارزه و مقاومت علیه ستم و ستمگران بوده و هستند. 

اعتماد روزافزون مردم به حصر شدگان سرمایه ملی جنبش سبز دموکراسی خواهی است. این که خامنه ای آنان را بر سر دو راهی توبه یا مرگ قرار داده نشانه احساس ضعف و ترس وی از این سرمایه سیاسی جنبش دموکراسی خواهی سبز است. موسوی، رهنورد و کروبی در این ۴۰ ماهه گذشته درایستادگی خود نشان داده اند که داغ ذلت پذیری را بر دل دیکتاتور می گذارند و مرگ را براحساس ضعف و زبونی در برابر خامنه ای و ایادی او ترجیح می دهند. آنها در این ایستادگی استوار خود از درون حصار تنگ اسارت پرچم جنبش سبز برافراشته اند و به همه ما پیام ایستادگی،همبستگی و امید می دهند! 

این پیام شامل حال روحانی که به کمک آرای جنبش سبز و بدنه اصلاح طلبان بر نامزد خامنه ای پیروز شد نیز می شود. روحانی در مقام رئیس جمهوری اسلامی برای پاسداری از قانون اساسی جمهوری اسلامی سوگند یاد کرده است. آنچه بر حصر شدگان و زندانیان سیاسی رفته و می رود از آغاز تا به امروز نقض آشکار فصل سوم قانون اساسی است. 

روحانی که در رقابت انتخاباتی جمله معروف “من حقوق دان هستم، سرهنگ نیستم” را بر زبان آورد و برای جلب آرای میلیونها هوادار جنبش سبز خود را به گفتمان آنان نزدیک نشان داد تا به امروز برای آزادی زندانیان چه کرده است؟ چرا در دوره ی ۸ ماهه او نه فقط هیچ بهبودی در شرایط حصر شدگان و زندانیان سیاسی دیگر حاصل نشده بلکه برعکس وضع بدتر از پیش شده است؟ آیا روحانی برخلاف خامنه ای مخالف ادامه حصر رهبران جنبش سبز است؟

 


  • بازنشر از گویا نیوز
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large