Skyscraper large

معلم، درویش، رند و مست

Shariati 2 (ghalamro-e-saadi) حسن سلامی hassan salami

حسن سلامی

هفته ی دوم فروردین ۱۳۹۳ خورشیدی، دهم نوروز هنگامی که صبح گاه بارانی به قصد زیارت شاه نعمت الله ولی ، معلم، درویش و عارف ایرانی سده ی هشتم هجری قمری وارد میدان هفت باغ کرمان در شرق این شهر شدیم، اتوبان و چشم انداز زیبایی را پیش روی خود دیدیم که در محدوده ی وسیعی دامن گسترده بود و انتهای آن به ماهان می رسید.

آرام آرام اتوبان ۳۰ کیلومتری کرمان – ماهان را طی کردیم که ۲ طرف آن باغ ویلاهای تازه ساخت با نام های سنبل، صنوبر، سوسن، بنفشه، نیلوفر و …. قرار داشت. سپس خود را درون شهر کوچک زیبای ماهان و عمارت و مزار نعمت الله ولی پیر این شهر، دیدیم که چشم هر بیننده ای (ناظری) را به خود جلب می کرد. 

عمارت بزرگ و قشنگی بود که از سنگ و گِل و خشت ساخته بودند و روی زمین ِ به نسبت مرتفعی خودنمایی می کرد. دو سوی آن، بوستان ها (پارک ها) ی کوچک و زیبا دیده می شد و دو سوی دیگر، خیابان و توقفگاه (پارکینگ خودروها) بود. 

در میانه ی عمارت و صحن بیرونی و در برابر ِ بنای مزار نعمت الله ولی، درختان بلند قامت سرسبز چنار بر حوض مرمر کم عمق و پر آبی که نمایی طبیعی داشت، سایه افکنده بودند و کودکان زایر را به سمت و سوی خویش جلب و جذب می کردند. 

کمتر جایی دیده بودم در شهرهای کویری ایران زمین چون ماهان که طبیعت این همه در آن هنرنمایی کرده باشد و زیبایی طبیعت با سلیقه ها و هنر معماری ایرانی و اسلامی در هم آمیخته باشد. عمارت و مزار نعمت الله ولی درویش و عارف عهد حکمرانی تیموریان، از آثار باشکوه و دیدنی ایران است که در مرکز شهر ماهان واقع است. 

مسافران، گردشگران و زایران از هنر به کار رفته در بیرون و درون عمارت و مزار و گنبد این معلم رند مست، تعریف و تمجید می کردند و نوشته ها و کتیبه های آن را به دقت می خواندند. 

نوشته اند نخستین کسی که فرمان داد گنبد و بارگاهی بلند بر مرقد و مزار این درویش بنام، بسازند سلطان احمد بهمنی پادشاه دکن هندوستان بود (۱) که خود یکی از مریدان خاص نعمت الله ولی به شمار می رفت. 

این ارادت و تصمیم و اقدام او به خوابی نسبت داده اند که سلطان احمد در ابتدای سلطنتش دیده بود و دیده بود که شخصی از طرف نعمت الله برای او تاجی آورده است. پس از مدتی، رویا به واقعیت تبدیل می شود و تاج به سلطان می رسد و او تاج را گرفته و با احترام بر سر می گذارد. 

آن گاه سلطان احمد سالیانه مقداری پول برای هزینه (مخارج) خانقاه نعمت الله ولی می فرستد و پس از مرگش نیز با ایجاد این بنای تاریخی و شکوهمند، اخلاص و ارادت و وفاداری اش را نسبت به پیر ماهان به اثبات می رساند. درهای چوبی محکم قدیمی عمارت را نیز همان سلطان برای مقبره ی درویش ارسال می کند. 

با جمع خانواده و دوستان صمیمی از وضوخانه که خارج شدیم، به طرف سر در یا در ِ ورودی خانقاه و عمارت رفتیم که کتیبه و تمثال و تبرزین و کشکول نعمت الله ولی، قابل مشاهده بود. 

عکس و تصویرش که دیدیم حالت و نگاهش نه تنها به نیک سیرتی می زد که صورت و قیافه اش حالت مطبوع و مودب و بانزاکتی داشت؛ پیشانی بلند، ابروان کشیده، چشمان تیزبین و خمارآلود و ریش مِشکی پُرپشت. 

نوعی وقار و احترام در چهره اش بود که آدم به درستی فکر می کرد خوش طینت است و نشان می داد که این حکیم و عارف ایرانی، اهل کمال و بزرگ منشی بوده است. تبرزین او نماد اقتدار و بلند نظری و کشکولش نماد سخاوتمندی، استغنا و بی نیازی اش از خلق خداوند و فنای در او بود. 

سپس به درون خانقاه و حرم هدایت شدیم که عمارت وسیع و مرتفع و خوش قواره ای بود که خیلی خوب به سر و وضعش رسیده بودند. هر نظم و آرایشی که به مرقد و مزار و فضای اطراف آن داده بودند، خوب بود. 

من به همه ی آن منظره، مناره ها، کتیبه ها، کاشی ها، تابلوها، درها و پنجره ها، سقف، صحن های وسیع، سنگ ها و ستون ها، آینه کاری ها، گچ بری ها، مقبره، رواق ها، کف عمارت و انواع هنر های کهن و اصیل ایرانی و اسلامی که به کار رفته بود، تا جایی که می شد نگاه کردم و از همه ی آن ها لذت بردم. 

آن جا از هر منظری که می دیدی، زیبایی بود و زیبایی. نه زرق و برق زیادی در آن ها به کار رفته بود و نه ادا و اطوار بیهوده. در دل به ذوق وسلیقه ی سازندگان و هنرمندان عمارت تاریخی نعمت الله ولی آفرین گفتم و سلام و فاتحه یی را نثارشان کردم. امید که قبول آید. 

زیربنای بخش های گوناگون عمارت، مرقد، صحن ها و رواق های درون و بیرون آن ۶۰ هزار مترمربع تخمین زده اند. نیز ۲ مناره ی بزرگ و زیبا به ارتفاع ۴۲ متر دارد که در زمان حکومت «محمد اسماعیل نوری» ملقب به وکیل الملک والی وقت کرمان در قرن سیزدهم هجری ساخته شده که جزو زیبایی های عمارت شاه نعمت الله و از بلندترین مناره های ایرانی هستند. 

بر بالا و دیوار این مناره ها که نماد صعود و رسیدن به خداوندند نام مبارک الله و محمد (ص) و ذکر الله اکبر و لا اله الا الله در جهت های مختلف درج و ثبت شده است. در جریان زمین لرزه ی سال ۱۳۶۰ قسمت بالایی مناره ها فرو ریخت که در ماه های پایانی ریاست جمهوری سید محمد خاتمی رییس دولت اصلاحات یعنی ابتدای سال ۱۳۸۴ اصلاح و تعمیر شد. 

مجموعه ی عمارت نعمت الله ولی درزمانه ی حاکمیت صفویان، قاجاریان، پهلوی ها و انقلاب اسلامی بارها بازسازی و تکمیل شده است. 

صحن ها و کتیبه ها به آیات دلنشین قرآن کریم از جمله «حسبناالله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر و ان الارض یرثها عبادی الصالحون» و هم چنین این غزل زیبای حافظ (۲)، مُزیّن ومُنقّش شده است: 

روضه ی خُلد برین، خلوت درویشان است – مایه ی محتشمی، خدمت درویشان است 

آن چه زر می شود از پرتو آن قلب سیاه – کیمیایی ست که در صحبت درویشان است 

کنج عزلت که طلسمات عجایب دارد – فتح آن در نظر رحمت درویشان است 

آن که پیشش بنهد تاج تکبر خورشید – کبریایی ست که در حشمت درویشان است 

دولتی را که نباشد غم از آسیب زوال – بی تکلف بشنو، دولت درویشان است 

خسروان قبله ی حاجات جهانند ولی – سببش بندگی حضرت درویشان است 

روی مقصود که شاهان به دعا می طلبند – مظهرش آینه ی طلعت درویشان است 

از کران تا به کران لشگر ظلم است ولی – از ازل تا به ابد فرصت درویشان است 

ای توانگر مفروش این همه نخوت که تو را – سر و زر در کنَف همت درویشان است 

گنج قارون که فرو می شود از قهر هنوز – خوانده باشی که هم از غیرت درویشان است 

حافظ ار آب حیات ازلی می خواهی – منبعش خاک در ِ خلوت درویشان است 

نعمت الله ولی که به حافظ شیرازی ارادت فراوان داشته و هم زمانه ی وی بوده است در ماهان کرمان خلوت های بسیار برای عبادت و ریاضت و تزکیه ی باطن داشته و به شاگردان و خلق، خدمت معنوی رسانده است. 

نوشته اند (۳) که این معلم عاشق، سالی چهل شبانه روز از ابتدای رجب در چنین روزی تا دهم شعبان در چله خانه اش به ریاضت و اعتکاف می نشسته و این مدت را به پیروی از باور باباطاهر همدانی که : دل عاشق به پیغامی بسازد/ خمارآلوده با جامی بسازد. مرا کیفیت چشم تو کافی است / ریاضت کش به بادامی بسازد، گویا با چهل مغز بادام چهل شبانه روز (یک اربعین) را به تفکر و تامل (اندیشه ورزی) و ذکر و عبادت (عشق ورزی) سپری می کرده است. 

اندیشه ورزی و عشق ورزی این معلم اخلاق و معنویت، تاکنون دل هایی را پاک و پر از عشق و محبت ساخته و ذهن هایی را سرشار از تامل و تدبر کرده و مریدان و سوخته دلانی را بی قرار و مست نموده است. نعمت الله خفته دلانی را بیدار کرده، خامانی را پخته و پختگانی را سوخته است و اغیار را به کوی خویش و کوی دوست رسانده است. 

او در زمانه ی خویش از مهجور ماندن و غربت انسان به شِکوِه و خروش آمد و از این رو به جستجوی مقام و منزلت حقیقی انسان در جهان هستی پرداخت و کوشید هم نوع، هم کیش و هم وطن را از سرگشتگی و پریشانی به راه حق و حقیقت هدایت کند. 

به باور صاحبنظران، نعمت الله ولی با عقلانیت و معنویت، ذهن و دل خود را به کشف اسرار و رموز خلقت انسان و طبیعت مشغول ساخت و به آدمی و مقام او ارزش تازه ای بخشید و مراحل رسیدن به پروردگار از راه خدمت به خلق را در آثار خویش بیان نمود. 

این شخصیت، در آثارش هدف از خلقت عالم و جهان هستی را انسان می داند و وجود و حقوق او را پاس می دارد و معتقد است که انسان، جانشین خداوند است و مقام او با مقام هیچ موجود دیگری قابل همسنجی (قیاس) نیست. 

شاگردان و مریدان نعمت الله ولی گفته اند که او به رغم پایبندی به دیانت و شریعت، سرکش و نقاد و شوریده بود و به رغم مجلس بزمی که بر پا می داشت ، پرهیزگار، وارسته و آزاده بود. 

او در سال ۷۳۱ هجری قمری متولد شد و در سال ۸۳۴ درگذشت و در مدت عمر به عراق، حجاز، مصر، ترکستان و شهرهای مختلف ایران سفرهای فراوان کرد. ۱۱۴ اثر از نظم و نثر، به تعداد سوره های قرآن، در باره ی عرفان و تصوف و فلسفه و نیز موضوع و معنای وحدت وجود و مراحل سیر و سلوک ، ارشاد و خدمت به خلق از خود به جای گذاشت که شماری از آن ها عبارتند از: 

رساله ی مکاشفات، برزخیه، منشآت، شرح فصوص الحکم، اسرارالعبادات، رساله پرسش و پاسخ، احدیه، کشف الاسرار، نوریه، محبت نامه، معارف، رساله خلوت، تحقیق الایمان، توحید، توکل، ارشاد الطالبین، اصطلاحات الصوفیه، شهودیه، تفسیر اشعار ابوسعید ابی الخیر، معرفت، نصیحت مریدان و دیوان اشعار. 

در آثار منظوم نعمت الله ولی قصیده ای بلند وجود دارد که به او نسبت داده اند که با مطلع « قدرت کردگار می بینم – حالت روزگار می بینم. از سلاطین گردش دوران – یک به یک را سوار می بینم و …» آغاز می شود و حاوی پیش گویی ها و غیب گویی های وی از برآمدن و برافتادن شاهان صفوی، افغان ها، افشاریه ، زندیه، قاجاریه، پهلوی، جنگ های اول و دوم جهانی تا وقوع انقلاب اسلامی و رخدادهای جنگ تحمیلی و پس از آن است. 

به نظر نمی رسد مضمون و محتوای این قصیده ی طولانی، دقیق و درست باشد و به احتمال زیاد، دچار مسخ و تحریف و سوء استفاده شده است زیرا پیش گویی و خبر از غیب دادن و جزییات رخدادهای آینده را پیش بینی کردن نه تنها کار عالمان و عارفان و درویشان و صوفیان نیست که به استناد ۲ آیه ی زیر از عهده ی امامان و پیامبران نیز خارج است و فقط در انحصار و اختیار و اراده ی خداوند قرار دارد: ما کان الله لیطلعکم علی الغیب/ خداوند شما را از غیب آگاه نساخته است (۴) و انما الغیب للله / تنها دانای غیب خداوند است (۵)

نیز گفته شده که تنها ویژگی منفی نعمت الله ولی، خودستایی اوست که از برخی آثارش برمی آید. از جمله آن جا که می سُراید: اگر گویم که نیکویم مکن عیبم که من اویم – چنان مستم که از مستی نمی دانم چه می گویم. هم چنین در غزل مشهوری می گوید که: ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیم – صد درد را به گوشه ی چشمی دوا کنیم. حافظ اما در جواب وی به طعنه آورده است: آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند – آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند؟ (۶)

در مجموع، عارفان و درویشان چه حافظ شیراز باشد و چه نعمت الله ولی هر قدرت معنوی و کمال روحانی که داشته اند از عنایت و لطف پروردگارشان می دانسته اند و به تعبیر نعمت الله ولی: ما را کمال نیست به خود ای عزیز ما – داریم ما کمال ولی از کمال اوست. 

پس از نماز و هنگام ناهار پنج دقیقه یی از کمالات و قدرت فکری و معنوی نعمت الله ولی و توانایی او در تلفیق علم و عشق و عقل و احساس برای جمع دوستان زایر و حاضر، سخن گفتم که با استقبال شماری از آنان به ویژه جوانان رو به رو شد.

 


(۱). قدیمی، مصطفی، پیر ماهان، (۱۳۸۲)، کرمان، نشر خدمات فرهنگی، ص ۱۵۱ 

(۲). قزوینی، محمد و غنی، قاسم، دیوان حافظ، (۱۳۷۹)، تهران، نشر دوران، ص ۳۷  

(۳). پیر ماهان، همان، ص ۱۷۲ 

(۴). سوره ی آل عمران/ آیه ۱۷۹ 

(۵). سوره ی یونس/ آیه ی ۲۰  

(۶). دیوان حافظ، همان ، ص ۲۸ 

  • وبلاگ نویسنده
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large