Skyscraper large

وقتى رهبرى حقوق کارگر را انکار می‌کند

180-kamyar-behrang-کامیار-بهرنگ

کامیار بهرنگ

آنچه به عنوان خبر از دیدار رهبر جمهوری اسلامی از نمایشگاه مپنا ( مدیریت پروژه های نیروگاهی ایران )‌ منتشر شده است، مناسبت این دیدار را  آستانه آغاز ماه رجب و میلاد حضرت امام محمد باقر علیه السلام اعلام کرده است. اما این دیدار درست یک روز پیش از روز جهانی کارگر اتفاق می افتد. نکته ی اساسی همینجا است که رهبر جمهوری اسلامی به مانند بسیاری موارد دیگر حاضر به پذیرش مبانی جهانی نیست و می خواهد خود الگو سازی کند. اینجا هم روز جهانی کارگر است و رهبری نمی تواند به مانند اکثر رهبران جهان حداقل یک روز در مورد حقوق کارگر صحبت کند. اما همین یک روز مانده به روز جهانی هم رهبر جمهوری اسلامی نکات مهمی را برای بررسی به همراه دارد.

رهبر جمهوری اسلامی به مانند همیشه با متصل کردن حقوق به امور دینی تلاش می کند آنرا از حوزه ی قانونی و دنیوی خارج کند تا نتوان به طور مشخص آنها را در یک چهارچوب بررسی کرد. در واقع او سخنان خود را با توجه به نزدیکی به ماه رجب که از ارزش و اهمیت خاصی برای مسلمانان برخوردار است آغاز می کند و می گوید : ˈاصل کار و تلاشˈ در اسلام مورد احترام است و توجه اسلام به حقوق و منزلت کارگر و همه فعالان بخش تولید نیز بر همین نگاه مترقی و پیشرو استوار است. 

اینجا برای رهبر جمهوری اسلامی مساله کار و تولید آن هم در سالی که خودش آن را عظم ملی نام نهاده است، نه در چهارچوب تلاش کارگر برای ایرانی پیشرفته بررسی می شود که چون در اسلام مورد احترام است مورد بررسی قرار می گیرد. اینجا اگر گذری به نوشته های پیشین نیز داشته باشیم مشخصا در دیگر موارد بخصوص حوزه ی زنان نیز این مهم به صورتی پر رنگ دیده می شد که رهبر جمهوری اسلامی با ارائه الگوی زن مسلمان ایرانی است که می خواهد حقوق زنان را تعریف کند و اینجا هم این الگو سازی تکرار همان است. 

نقد غرب و مارکسیست در یک نگاه 

رهبر جمهوری اسلامی در بازدید خود از نمایشگاه مپنا مجددا در قامت یک منتقد دستاوردهای غرب و البته در این حوزه مارکسیسم بر می خیزد و مدل بررسی خود را بر پایه انتقاد از آنها و ارائه الگوی اسلامی قرار می دهد. رهبر جمهوری اسلامی اصل تضاد بین کارگر و کارفرما را نقطه ی مشترک! مارکسیسم و تفکر غربی می داند و می گوید : اسلام در همه زمینه ها از جمله درباره مسایل کارگری و تولید، اصل را بر احترام و تعامل و تعاون قرار می دهد و این نگاه اصیل، باید در همه عرصه های اجتماعی و اقتصادی، ملاک و مبنا قرار گیرد.

او سال ها پیش نیز در دیدار با جمعی از کارگران سخنانی با همین مضمون را بیان کرده است و می گوید: نگاه اسلام، نگاه همکارى است. اینها [کارگر وکارفرما ] دو تا عنصرند؛ وقتى که با هم ترکیب شدند، کار به وجود مى‌آید. برخلاف نگاه چپ و مارکسیستى که همه چیز را بر اساس تضاد میدانست – که بحمداللَّه از صفحه‌ى تفکرات فلسفى دنیا محو شد – نظر اسلام، نظر التیام است؛ نظر همکارى است. دو عنصر به جاى اینکه با هم ضد باشند تا تولید یک موجود سومى را بکنند، با هم التیام پیدا میکنند تا موجود سومى به وجود بیاید. این، نگاه اسلام است؛ نگاه طبیعت، نگاه سنت الهى و قوانین آفرینش. 

رهبری یک جامعه بی طبقه  

در ادامه رهبر جمهوری اسلامی با ادامه ی نگاه اسلامی تلاش می کند تعادلی بین تعریف کارگر و کارفرما برقرار کند. او در واقع تلاش می کند که نه مارکسیست باشد و نه سرمایه دار و از سوی دیگر نمی خواهد در مقابل صاحب سرمایه هم قرار گیرد. او با اینکه می خواهد چهره ای میانه رو داشته باشد اما باز هم در میانه ی تمام صحبت هایش به اجبار نقش کارفرما را ٰ شریف ٰ خطاب می کند و می گوید : نه کارفرما را مثل آن جریان چپ، ملعون و مطرود میدانیم؛ نه مثل آن جریان راست، سلطان و صاحب‌اختیار میدانیم؛ نه، کارفرما میتواند عنصر شریفى باشد – وقتى حقیقتاً همکارى بکند، واقعاً شریف است – عنصر شریف دیگرى در کنار عنصر شریف کارگر؛ با همدیگر، دست در دست هم، با روابط تعریف شده‌ى انسانى و اسلامى حرکت کنند. 

کارگران روشنفکر 

رهبر جمهوری اسلامی در ادامه ی سیاست گذاری هایش که تلاش می کند عاری از مفاهیم غربی باشد، اینجا نیز کارگر را که همواره در اکثر جوامع دارای نقشی انقلابی است تبدیل به یک نقش روشنفکر کند و انقلابی گری او را هم تنها در انقلاب اسلامی خلاصه کند، انقلابی که برای تو دهنی زدن به غربی ها بود : در پاسخ به زمینه های تبلیغاتی آن روزها ، مشت طبقه ی کارگر، چنان به دهان دشمنان اسلام و انقلاب خورد ه آنها را مأیوس و گیج کرد و تا مدتی به سراغ این قشر نیامدند.

او کارگران را در معنی عام ٰ روشنفکر ٰ می داند که با درک صحیح از وقایع به مانند اوایل انقلاب در مقابل ٰ مارکسیست آمریکایی ٰ ایستاده و مشت محکمی بر دهان آنها زد. در ادامه رهبری کارگران را جزو وفادارترین اقشار جامعه به انقلاب می داند و می گوید: حتی در نظام های کارگری که صرفاً به اسم کارگر توجه می شود، وفاداری به انقلاب ، مثل وفاداری کارگران به جمهوری اسلامی نیست.

در جایی دیگر نیز اشاره ی مستقیم رهبر جمهوری اسلامی به اعتراضات کارگری است اما باز هم نمی خواهد آن را به رسمیت بشناسد و آن را به تلاش برای به تعطیلی کشاندن کارخانه ها تعبیر می کند و می گوید : یقیناً بعضی از شما می دانید که بسیار سعی و تلاش شد که جمهوری اسلامی با اعتصابهای کارگری مواجه شود. چه کسانی در مقابل اینها ایستادند؟ خود کارگران ، … اینها پیش خدا بسیار اجر و قیمت دارد .

اما او هیچگاه نمی گوید چگونه در زیر سایه ی رهبری اش کارگران روزمزد برای نان شب محتاج ساعت های کار هستند و تهدید به عدم پرداخت حقوق در قبال اعتراض چگونه می تواند اساس یک خانواده را از هم بپاشاند. رهبر جمهوری اسلامی توضیح نمی دهد که چگونه کارخانه های صنعتی بسیاری تحت اجرای اصل خصوصی سازی فرمایشی اش به دست کارفرمایانی افتاد که در عرض چند سال با حقوق های ۶ ماه نپرداخته ی کارگران، اعلام ورشکستگی کردند، رهبر جمهوری اسلامی توضیح نمی دهد که چگونه تحت حمایت های او از سیاست های اقتصادی محمود احمدی نژاد در اجرای فاز اول هدفمندی یارانه ها و یا طرح تحول اقتصادی، بسیاری از نهادهای صنعتی با مشکل روبرو شدند و به ناچار یا تعدیل نیرو کردند و یا به کل تعطیل شدند. 

رهبر جمهوری اسلامی باز هم امور دنیوی و حقوقی اقشار مختلف مردم را به امور دینی متصل می کند تا نتوان آن را در چهارچوبی دقیق و اصولی نقد کرد : اگر ملت ایران – اعم از کارگر ایرانی، جوان ایرانی، تولید کننده ایرانی و معلم ایرانی، با همه ی تلاش و غیرت خود وارد عمل شود و این کشور را به گونه ای بسازد که به خاطر صادرات و وادرات و نیازهای مصرفی ، محتاج فروش نفت خود،آن هم با این قیمت پایین نباشد ، ببینید چه خدمت بزرگی به امروز و آینده این کشور خواهد بود!

این کار چگونه امکانپذیر خواهد شد؟ به این گونه که کارگر ایرانی کار را یک عبادت واقعی بداند، نه عبادت تعارفی . واقعاً برای انجام کار خود ” قصد قربت ” کند. 

از هر دری سخنی جز سخن حق 

رهبر جمهوری اسلامی ایران آگاهانه حقوق کارگر را نمی بیند، حقوق مادی و معنوی اش را انکار می کند و تنها برای او اجر آسمانی تعریف می کند. او از اخراج گسترده ی کارگران در سال های گذشته سخن نمی گوید و از تنها از وجدان کاری و همت مضاعف نام می برد. از تحصن هایی که با همه ی محدودیت ها شکل گرفته است یادی نمی کند و تنها به مقابله با دشمن در همه ی ارکان جامعه به عنوان اصل استفاده می کند. رهبر جمهوری اسلامی از نامه های اعتراضی چند ده هزار امضایی حرفی به میان نمی آورد اما سال کار مضاعف نامگذاری می کند و در آخر آگاهانه اجرای سیاست های مخرب اقتصادی مورد تایید خود را نقد نمی کند اما سال کار و سرمایه ی ایرانی را با افزایش واردات محصولات غیر ضروری جشن می گیرد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large