Skyscraper large

از “پنج پرسش اصلى در دموکراسى” تا “چه باید کرد؟”

090608175522_4-مهرداد خوانسارى- mehrdad khansari

مهرداد خوانساری

یکی از سیاستمداران خیلی معروف انگلیسی که ظرف شصت – هفتاد سال اخیر نقش مهمی در عرصه سیاست داخلی انگلیس ایفا کرد فردی به نام تونی بن بود که چند ماه پیش درگذشت و من این سعادت را داشتم از نزدیک با ایشان آشنا باشم. این فرد افکار سوسیالیستی خیلی قوی داشت و با اینکه از نظر مرامی و فکری خیلی همسو نبودیم اما من نهایت احترام را برای شخصیت و پایداری اش قائل بودم. تونی بن کتابی در این اواخر منتشر کرد به نام “نامه ای به نوه هایم” که خواسته الگوهای خودش را به نسل های بعدی هموندانش منتقل کند. در این کتاب از دموکراسی می گوید و معتقد است در دموکراسی پنج سوال اساسی باید مطرح کرد.

چه قدرتى دارى؟

قدرت خود را از کجا آورده ای؟

قدرت خود را به نفع چه کسانی بکار می گیری؟

به چه کسانی بابت قدرتی که اعمال می کنی پاسخگو هستی؟

و در نهایت ما چگونه می توانیم از شر تو و قدرتی که داری راحت شویم؟

ببینید جوامع دموکراتیک پاسخ قاطع برای همه اینها دارد، اما شما در نظر بگیرید که ما امروز اگر این سوال را در ایران مطرح کنیم، گیر می کنیم. خصوصا وقتی که صحبت از انتقال قدرت باشد و صحبت از این است که گروه دیگری با طرز تفکر دیگری بخواهند روی کار بیایند. این قدرت است که مردم بخواهند روزی به لیست کاندیداهایی که برایشان انتخاب شده، به کاندیدایی که مد نظرشان است رای دهیم. این هم مهم بوده است . چون مردم با همین حد قدرتی که داشتند قدم های فوق العاده مهمی برداشتند مانند روی کار آوردن آقای خاتمی در سال ۷۶ یا روی کار آمدن آقای روحانی در سال گذشته.

گفتمان ظریف و لزوم ابهام زدایى

مجله فارن افرز شاید پر پرستیژ ترین مجله ای است که در عرصه روابط بین المللی منتشر می شود و مقاله ای که از هر فرد در آن چاپ شود می توان گفت یک فرصت مناسبی است که بتوان با یک پروفیل مناسب، حرفهایی را مطرح کرد. آقای ظریف در مقاله ای که به تازگى در این مجله نوشته ، به دلیل موقعیتی که ایشان دارد بیشتر در کلیات مسائل بیان شده است و سعی کرده یک تصویر خوب، منطقی و به طور کلی متفاوت در مقایسه با دوره آقای احمدی نژاد، از سیاست خارجی ایران و عملکرد دولت آقای روحانی ارائه دهد.

اما به لحاظ اینکه عده ای را در درون ایران علیه خود برنیانگیزد و بهانه ای دستشان ندهد، سلسله مباحثی را مطرح کرده که مساله برانگیز هستند مانند اشاره ای که به دموکراسی اسلامی کرده است و اساسا استنتاج کلی که ایشان از جریانات می کند سطحی است و میشود گفت که می خواسته حرف مثبتی بزند بدون اینکه بخواهد طرف مقابل یعنی کشورها و پژوهشگران غربی را علیه خود کند اما در کل حرفهایی زده که هر کدام مساله برانگیزند.

به طور کلی بخواهم بگویم، مثلا ایشان صحبت کرده راجع به اهداف سیاست خارجی ایران و در مورد مسائل داخلی حفظ تمامیت ارضی،حفظ استقلال، توسعه کشور در دراز مدت که اگر منظور توسعه اقتصادی باشد که این امری است که به هیچ عنوان ما به آن در این سالها دسترسی نداشته ایم، همینطور صحبت از گسترش آرمان های انقلاب اسلامی می کند که این موضوعی است که خارجی ها به آن صدور انقلاب اسلامی می گویند و خیلی مسائل را زیر سوال می برد و معنی اش اینست که می خواهند آرمان ها را صادر کنند. منظور از دموکراسی اسلامی چیست؟ همه می دانند آقای ظریف متعلق به طیفی است که خیلی معتدل و منطقی هستند و حرفهای خوب می زند. دموکراسی اسلامی از نظر خارجی ها بر می گردد به صحبت هایی که در زمان آقای خاتمی می شد؛ سیاست هایی که به هر حال در پیاده شدنشان مملکت ما هیچ توفیقی نداشته و با آمدن احمدی نژاد کشور عقب گرد داشته است. صحبت از دموکراسی اسلامی زمانی که آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد در حصر هستند، مبهم ساده لوحانه است که کسی فکر کند با  چسبیدن به کلیات می تواند تصویر موجود را عوض کند.

تجربه غرب در ظرفیت فرهنگ و جامعه ایرانى

آقای هومن مجد در کتاب خود سخنان آقاى خاتمى را نقل مى کند؛ آنجا که از ضرورت استفاده از تجربه غرب و جهان مدرن متناسب با ظرفیت فرهنگ و جامعه ى ایرانى سخن مى گوید.

اولاً جمله بندی که آقای خاتمی بکار گرفته اند، نشان می دهد ایشان انسان عمیقی هستند که مساله فوق العاده مهمی را با یک فرمی بیان می کنند که انکار واقعیت نیست و گویای خیلی مشکلاتی است که گریبان گیر ما است. اگر برگردیم به صحبت های پیشین و آن تلاشی که امروز ما در موج سبز و به طور کلی ملت ایران برای دست یافتن به یک سرنوشت دیگر دارد و با توجه به همین ضرورتى که آقای خاتمی مطرح کرده اینست که ما بتوانیم راه حلی در این شرایط پیدا کنیم که بتوانیم عدم توفیق گذشته را بدون اعمال خشونت اجرا کنیم. این امروز همان مساله ای است که در مقابل قرار دارد. مردم ایران دموکراسی، حقوق بشر و آزادی می خواهند. من تصور می کنم که هر کسی با تعلق به هر قشر و طبقه ای خواستار این نیازها است.

به نظر من تردیدی نیست که در دولت هم کسانی هستند که این مسائل را درک می کنند. من نمی گویم در دولت آقای روحانی که یک مقدار از نظر فکری دارای اعتدال بیشتری است، حتی آدم هایی هم که به جناح های تندرو هستند، می فهمند که وجود دموکراسی در یک جامعه یعنی چه و نبودش چه معنایی دارد. ببینید ما تنها دموکراسی که امروز در ایران داریم اینست که مردم ما اجازه دارند آزادانه به کسانی که برایشان تعیین شده به عنوان رییس جمهور یا نماینده مجلس رای بدهند. تنها آزادی و نمونه از دموکراسی که امروز در ایران وجود دارد این است. ولی آیا مردم می توانند تعیین کنند که چه کاندیداهایی را می خواهند؟

پس دموکراسی به معنای واقعی در این زمینه وجود ندارد و این برمی گردد به صحبتی که آقای ظریف کرده است. اگر هدف و تلاش جمهوری اسلامی اینست که بخواهد دموکراسی اسلامی را توسعه دهد و دموکراسی این است که ما امروز بعد از سی و پنج سال می بینیم، این نمی تواند کافی باشد و در نوشته آقای ظریف مشخص نیست منظورش چیست. چون منظوری غیر از آنچه که هست و آنچه ایشان را سر کار آورده، نمی توان برداشت کرد.  

چه باید کرد؟

شما در نظر بگیرید اگر ما امروز تلاش نکنیم خلاء ها را پر کنیم آلترناتیو چیست؟ آیا انقلاب است ؟ آیا قیام دیگری باید صورت بگیرد؟ آقای هومن مجد در کتابی که اخیرا و بعد از یکسال اقامت در ایران منتشر کرده می گوید خود روحانیونی که در ایران سر کار هستند می دانند که نارسایی های اجتماعی زیاد است و می دانند اگر نارسایی ها ادامه پیدا کند، صحنه بعدی دیگر خرداد ۸۸ نیست بلکه می تواند بهمن ۵۷ باشد.

نکته ای که ما امروز می خواهیم به آن اشاره کنیم و در آن راستا فکر و ذهنمان را متمرکز کنیم اینست که انقلاب آیا علی الاصول چیز خوبی است؟ آیا هیچ ملتی دستاوردی از انقلاب داشته، به جز انقلاب هایی که برای استقلال یا غلبه بر استعمار بوده؟ آیا وضعیت زندگی مردم در جاهایی که انقلاب شده بهتر از گذشته شده؟ شما نگاه کنید به چهار انقلاب بزرگ قرن بیستم. روسیه، چین ، کوبا، ایران. آیا وضعیت مردم این چهار کشور به دلیل انقلاب بهتر شده است؟ امروز در چین وضعیت بهتر شده، اما زمانی که تمام آرمان های انقلابی شان را کنار گذاشتند و سیستم اقتصادی کمونیستی، بزرگترین سیستم کاپیتالیستی جهان شده است و تنها نامش باقیمانده است. در قرن بیست و یکم چیزی شروع شد به نام بهار عربی که امروز همه معتقدند بیشتر شبیه زمستان عربی است تا بهار عربی و خواسته های مردم برآورده است.

حالا ما با تجربه هایی که داشتیم و داریم و با توجه به سوالاتی که آقای تونی بن مطرح کرده، به این میرسیم که آیا آشتی ملی می تواند برای ما میانبری باشد که نخواهیم تجربیات بد دیگران را تکرار کنیم و ضمنا پاسخ های به درد بخوری را برای کمبودهایی که در اجتماع ما وجود دارد پیدا کنیم؟ آیا ما این توانایی را داریم یا نداریم؟

آقای خاتمی به نکته های مهمی اشاره کرده است که در زمانی که او سر کار بود آن امکانات مهیا نبود. مساله اساسی اینست که با الهام از ایشان آیا می توان امیدوار بود که به دلیل بحران هایی که ما امروز با آن مواجه هستیم و به لحاظ تغییری که به طور کلی در دنیا بوجود آمده است، شرایط رسیدن به دموکراسی بتواند در یکی دو سال آینده امکان پذیر شود؟

نقش فوق العاده اقتصاد 

زمانی که انقلاب ۵۷ رخ داد نقش اقتصاد در معادله کلی، نقش کوچکی بود. حتی در سیاست بین المللی، مسائل سیاسی همیشه چیره می شدند. امروز نقش اقتصاد فوق العاده نقش بزرگی است. اینکه آقای جهانشاهی صحبت از بازسازی اقتصادی به عنوان یک کاتالیست برای آشتی ملی و برای قدم گذاشتن به سمت دموکراسی کرده، به دلیل واقعیتی است که ما با آن مواجه هستیم. حالا ماموریت و وظیفه ما اینست که با توجه به مسائل مختلف بتوانیم پیوندی بین زنجیره ها بوجود بیاوریم که مردم و مملکت بتوانند راه دیگری پیدا کنند و حاکمیت از اینکه بخواهد امکانات دیگری برای مردم فراهم کند، نترسد. چون اگر این کار را بکند هزینه اش برای خودشان هم کمتر است و آقای خامنه ای می تواند نقش فرانکو را داشته باشد.

افق بازسازى اقتصادى

میان شخصیت هایی که خارج از ایران هستند و راجع به این موضوع نظر داده اند، تنها کسی که با زبان ساده و بدون هیچ تعارفی گفته است پرداخت یارانه چیزی کمتر از خیانت نیست، آقای جهانشاهی است.

دولت نمی تواند در دراز مدت یارانه بپردازد. اول از مردم خواستند از مردم از دریافت یارانه انصراف دهند که هیچ کس از دریافت پول مفت صرف نظر نمی کند یا به قول آقای احمدی نژاد که به فرم شارلاتانه ای گفت پول یارانه، پول امام زمان است. بعد دولت قیمت سوخت را هم بالا برد که نشان می دهد امید ندارند بتوانند یارانه های نقدی را بپردازند. تمام امید دولت آقای روحانی اینست که زودتر بتواند در مذاکرات ژنو به توافقی برسد که دولت بتواند به آن مبلغ ۱۰۰ هزار میلیارد ریال طلب خود که در خارج از کشور است، دسترسی پیدا کند و از این مشکلات عبور کند.

اما سوالی که پیش می آید اینست که مشخص نیست که برای بعد چه برنامه ای است و برای نسل های بعد و سالهای بعد باید چکار باید کرد. صحبت بازسازی اقتصادی که از سوی آقای جهانشاهی و من و همه کسانی که با ما همسو هستند بیان شده اینست که ما باید از امروز قدمهایی برداریم که بتوانیم این غده سرطانی را بکنیم و بندازیم دور والا ادامه و توسعه این روند وضع مردم را روز به روز بدتر می کند. اما همه اینها بر می گردد به اینکه باید فلسفه دیگری را در برخورد با مردم، دولت و حاکمیت بوجود بیاوریم چون دولت و حاکمیت هم الزاما یکی نیستند. سوالی که پیش می آید اینست که وقت اینکار رسیده و آیا امکان پذیر است؟

حرفی که ما امروز می زنیم اینست که باید شرایطی را بوجود بیاوریم که این موضوع امکان پذیر شود چون اگر امکان پذیر نشود هزینه اش برای مردم و مملکت به مراتب خیلی بیشتر خواهد بود . صحبتی که پیش تر گفتیم مردم دموکراسی و آزادی و رفاه اقتصادی می خواهند و آقای ظریف می گوید ما خواستمان اینست که توسعه دراز مدت مملکت را تامین کنیم و فکر نکنم آقای خامنه ای هم نخواهد در مملکت رشد اقتصادی صورت بگیرد یا اقتصاد پویا شود یا جلوی فساد و دزدی گرفته نشود، همه اینها به یک نقطه ختم میشود و تنها راه حل آشتی ملی است. 

آشتى ملى در فلسطین

آشتى ملى در فلسطین هم خوب است و هم با اشکالات عمده ای روبرو است. خوب است چون فلسطینی ها باید تبدیل به یک نیروی واحد می شدند. این دو دسته گی به ضرر تامین منافع مردم فلسطین بود . اشکال این است که یک دسته موجودیت اسرائیل را می پذیرد و اعتقاد دارد مردم یهودی هم حق حیات در آن منطقه دارند  و یک دسته معتقدند که یهودی ها را باید در دریا بریزند و همان حرف ها و شعارهایی که کشورهای متعددی در دنیای عرب از آن پیروی کردند و در اثر چند جنگ شکست خوردند و به هر حال راه حل جدیدی که به ایجاد  دولت خودگردان فلسطین متنج شد، امکان پذیر شد. دولت امریکا هم نمی تواند از کسانی که آمادگی نشستن با اسرائیلی ها سر میز صلح را ندارند، حمایت کند.

به نظر من با توجه به تجربیاتی که بوده، الان شرایطی است که می شود تلاش کرد که نیروهای حماس را که وارد جرگه دیگری شده اند مانند ابومازن که بیایند و با دیدگاه دیگری سر میز صلح با اسرائیل بنشینند. دولت اسرائیل هم حق دارد چرا که شما با کسی که می خواهد شما را نابود کند، وارد مذاکره شوید. اما نباید مایوس بود و با کمک دیپلماسی امریکا، جهان عرب و اتحادیه اروپا می توان شرایطی پیش آورد که کسانی که در این سالها هزینه حماس را داده اند، ترغیب شوند که راه و روششان را در این چارچوب عوض کنند.

 


  • ویراسته پاسخهاى مهرداد خونسارى، دبیر کل موج سبز به پرسشهاى برنامه برداشت دوم؛ تلویزیون رها
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large