Skyscraper large

تعجیل در سقوط؟

+654dgdfg-علی جلالی - ali jalali

علی جلالی

پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در خرداد ۱۳۹۲ و با برسر کار آمدن دولت حسن روحانی، روند انتقادات به این دولت با روندی رو به رشد کلید خورده و امروز شاهد رفتار عصبی و حملات شدیدی از سوی اصولگرایان و جریان های وابسته به آنها هستیم.

حملاتی که با توجه به نشانه ها و ظواهر موجود از وجود پروژه ای گسترده و برنامه ریزی شده برای شکست دولت فعلی و برهم زدن وضع موجود حکایت داشته و به گفته برخی کارشناسان این رفتار سیاسی می تواند زمینه را برای یک سقوط سهمگین در تمامی حوزه های حاکمیت و اجتماعی کشور فراهم کند.

عصبانیتی که در تمامی زمینه ها دولت فعلی را مورد هدف قرار داده و پس از گذشت چندین ماه، اینروزها به اوج خود رسیده و ادامه نیز خواهد داشت و کار را به جایی می رساند که برخی از تندروها در حوزه های مختلف از اجتماعی و سیاسی گرفته تا فرهنگ و اقتصاد بر طبل ناسازگاری و انتقادهای مخرب نواخته و سعی دارند تا در اعمال یک پروژه مشخص و برنامه ریزی شده، دولت را ناکارآمد و شکست خورده نشان دهند.

البته در اینکه دولت روحانی علاوه بر مشکلات بسیاری که طی دو دوره ریاست دولت احمدی نژاد بر کشور تحمیل شده و پیش از آن هم اشتباهات بزرگی رخ داده است، خود نیز دچار اشتباهاتی شده شکی نیست و به گفته کارشناسان و ناظران با توجه به وضع موجود و میراث به جای مانده از سیاست های گذشته امری اجتناب ناپذیر است. 

تعجیل اصولگرایان و اشتباهات فاحش

اما آنچه توجه ها را به خود جلب کرده است، شتاب و تعجیل ناراضیان از برسرکارآمدن چنین دولتی است که در انتقادات خود و حمله به آن، در بسیاری موارد کنترل رفتاری و گفتاری خود را از دست داده و حتی دچار اشتباهات فاحشی نیز شده اند.

در این میان مردم نیز که شاهد چنین رفتارها و برخوردهایی از سوی منتقدان هستند، با توجه به عدم موفقیت دولت یازدهم در برخی موارد، به یک بی اعتمادی بزرگ رسیده و این روند می رود تا کار را هم بر اصولگرایان منتقد و هم بر دولت اعتدال بیش از پیش سخت کند. 

چرا چنین شتابان؟

اگر چه این سوال در ذهن بسیاری از افراد جامعه شکل گرفته که ناراضیان و منتقدان دولت، چرا امروز چنین شتابان به دولت حمله می کنند و طی هشت سال گذشته اینگونه رفتار نمی کردند؟ البته این گونه سوالات خود بسیاری از حملات طیف اصولگرایان را کم اثر کرده و خواهد کرد.

چرا که انتقادات پیش آمده هیچ کدام در منطق عمومی جامعه رنگ جدی به خود نمی گیرد و بیشتر به بازی می ماند که در پی کسب قدرت و بدست آوردن منافع جناحی تعریف خواهد شد.

به طور مثال حمله برخی اعضای جبهه پایداری در روزهای گذشته به دولت برای اجرای مراسمی در روز زن و اتهام ریخت و پاش مالی و اصراف و تجمل گرایی در این مورد، خود سوالات بسیاری را ایجاد کرده است.

آیا ریخت و پاش های دو دولت نهم و دهم برای اجرای پروژه هایی همچون برگزاری مراسم نوروز که آنرا با جشن های دوهزار و پانصد ساله مقایسه کرده اند و یا هزینه های میلیاردی برای دعوت از ایرانیان خارج از کشور در چارچوب برگزاری یک نشست که در نهایت هیچ فایده ای برای کشور نداشت، یا هزینه های میلیاردی نشست جنبش عدم تعهد در کشور آنهم بدون دست یافتن به نتیجه ای مثبت و تنها برای انجام تبلیغات دولت وقت، جای پیگیری و انتقاد نداشت؟

چرا طرفداران جریان موسوم به جبهه پایداری آنجایی که دو دولت احمدی نژاد در دوران ریاست خود بر قوه مجریه طی هشت سال، هر ساله مبلغ هنگفتی از بودجه کشور را بدون پاسخگویی مصرف کرده و معلوم نیست میلیاردها دلار پول کشور خرج چه برنامه هایی شده است، یا آنجا که دولت مورد تأیید آنها به فاسدترین دولت لقب گرفته و بزرگترین اختلاس های تاریخ کشور در زمان زمامداری آن اتفاق افتاده است، واکنش هایی از این دست را از خود نشان نداده اند؟

آیا بروز پدیده هایی همچون بابک زنجانی و “جمشید بسم الله” در دوران احمدی نژاد و همچنین دست اندازی برخی افراد و بروز رانت های کلان اقتصادی، برای منتقدان اصوگرا هیچ انگیزه ای ایجاد نکرد تا دولت وقت را مورد پیگیری و بازخواست قرار دهند؟ 

نگرانى ارزشی یا منفعت طلبی؟

با توجه به حجم بالای سوالات از وزاری دولت در مجلس و همچنین هشدارهای مستقیم و غیر مستقیم نیروهای امنیتی سپاه از یک سو و ناکارآمد دانستن برنامه های اقتصادی دولت و ایجاد جو بی اعتمادی و عدم آرامش در سطح جامعه از سوی اصولگرایان و وابستگان به جریاناتی از جمله جبه پایداری، این نکته مطرح می شود که عصبانیت و رفتار جهت دار طیف های ناراضی، آیا واقعا جنبه ارزشی و اعتقادی داشته یا صرفا بر اساس به خطر افتادن منافع گروه خاصی است که طی سالهای گذشته حداکثر استفاده را در ناکارآمدی و انحصارگرایی دولتی به دست آورده اند!

بدون شک، رسیدن به پاسخ چندان سخت نیست و با توجه به رفتارهای سیاسی و اقتصادی گروه های خاص و انحصارگرا می توان به این نتیجه رسید که انجام هر گونه تغییری در روند گذشته و کاهش سود و منافع آنها می تواند با رفتارهای دور از اخلاق و شتابزده فعلی همراه باشد. 

انگیزه هایی از جنس نفت و دلار

اگر بخواهیم به انگیزه های مشابه از این دست همچون هشدارهای سپاه پاسداران به دولت اعتدال اشاره کنیم، می توان به اظهارات معاون وزیر نفت اشاره کرد که در اسفندماه ۱۳۹۲ از کنار گذاشته شدن قرارگاه خاتم الانبیا وابسته به سپاه پاسداران به دلیل ناتوانی در انجام دو پروژه بزرگ گاز و نفتی درکشور خبر داد.

گزارشی که خبرگزاری مهر به عنوان یک خبرگزاری منتقد دولت یازدهم آنرا منتشر کرد و به نقل از حمیدرضا عراقی، معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران نوشت:”قرارگاه خاتم الانبیا تاکنون موفق به تامین منابع مالی ساخت این خط لوله انتقال گاز نشده است. عدم تامین فاینانس منجر به تاخیر در ساخت قطعات مختلف خط لوله ششم سراسری شده است. از این رو قصد داریم قسمت‌های مختلف خط لوله ششم سراسری گاز را به مناقصه ببریم.”

همچنین این خبرگزاری نزدیک به اصولگرایان به نقل از عباسعلی جعفری نسب، مدیرعامل شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران، با تایید این‌که قرارگاه خاتم الانبیا، پیمانکار ساخت دو خط لوله بزرگ نفتی کشور است، نوشت که با توجه به تاخیر قرارگاه خاتم در اجرای پروژه‌ها، امکان لغو قرارداد وجود دارد.

این در حالی است که قرارداد بین شرکت ملی گاز و قرارگاه خاتم الانبیا در سال ۱۳۸۹ و در زمان دولت احمدی نژاد؛ برای ساخت خط لوله صادرات گاز به اروپا به ارزش یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار، به صورت ترک تشریفات و بدون در نظر گرفتن مراحل قانونی منعقد شده بود.

مواردی از این دست می تواند شکایت مسوولان و فرماندهان سپاه را به همراه داشته باشد و نکته جالب توجه این است که هیچ یک از منقدان دولت پیگیر عدم اجرای تعهدات سپاه برای انجام پروژه مذکور نشده و حتی در این مورد اشاره ای هم نکرده اند. 

خطر در کمین دولت روحانی

به این نکته نیز باید توجه داشت که در صورت موفقیت دولت روحانی در حل و فصل مشکلات و تنش با کشورهای غربی و رسیدن به توافقاتی نزدیک میان ایران، آمریکا و اتحادیه اروپا، روند سیاسی و اقتصادی کشور به سمت و سوی رفع تنش پیش رفته و در دراز مدت می توان این امید را داشت تا بر اساس کسب موفقیت های سیاست خارجی به یک آرامش نسبی در تمامی حوزه ها رسیده و این همان مسئله ایست که طرف مقابل خواستار آن نبوده و نیست.

وجود تنش و حضور یک دشمن همیشگی، تعریفی است که طی سالیان سال، بهانه وجود و حضور برخی نیروهای فعلی در صحنه های مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کشور را رقم زده و این امر باعث می شود تا با اشاره به تهدیدات خیالی، بودجه، امکانات و نیروی انسانی کشور به سمت و سویی تعریف شود که برای تداوم و بقای این طیف دشمن ستیز مورد مصرف قرار گیرد. مصرفی که به دلیل حضور همان نیروی تهدید، از هر گونه توضیح و پاسخگویی دور و عاری باشد.

شاید بتوان پیش بینی کرد که موفقیت دولت روحانی در برطرف کردن تهدیدات خارجی و حذف خطر احتمالی از سوی خارج، پروژه دشمن تراشی در داخل به شکلی دیگر و موثرتر از پیش کلید خورده و کار را به جایی برسد تا از یک سو هم دولت و هم بخشی از مردم کشور را به بهانه بروز آشوب و هرج و مرج و نارضایتی به شکل یک تهدید معرفی کرده و برنامه هایی برای ایجاد ناامنی و فشار و سرکوب بیشتر فراهم شود.

دلیل این امر شاید ادامه بقاء و تداوم حضور نیروهایی است که نمی خواهند هیچگونه تغییراتی را در رفتار و سیاست های خود اعمال کرده و خواستار همان سیستم جنگ، ستیز و انحصارگرایی هستند. 

سقوط از شاخه ای بریده

به هر حال، باید این نکته را به طرف های منتقد دولت یادآوری کرد که ادامه روند فعلی و حملات و کارشکنی هایی از این دست، همراه با رفتارهای پوپولیستی آنها می تواند در نهایت؛ منجر به بریده شدن شاخه ای باشد که خود بر روی آن نشسته و باعث سقوط آنها و دولت به ورطه شکست و نابودی شود.

چرا که سیاست های فعلی دولت روحانی می تواند به شکلی مؤثر فضای سیاسی و اقتصادی کشور را باز کرده و تاحدودی از خطرات احتمالی که در پی سقوط اقتصاد و تهدیدات خارجی فراهم شده است بکاهد.

البته سابقه رفتاری طیف تندرو و افراطی در کشور به کرات نشان داده است که در طی چندین سال گذشته، هیچ منطق و تفکر دوراندیشی در پس اراده آنها وجود نداشته و تمامی پروژه ها و کارهای انجام شده چه در زمینه های سیاسی، چه امنیتی و چه اقتصادی و اجتماعی به شکل آزمون و خطا و کنش و واکنش به مرحله اجرا رسیده و به همین دلیل امروز کشوری با تحریم های گسترده، تهدیدات فراوان خارجی، اقتصادی شکست خورده و جامعه ای آسیب دیده در اختیار دولت یازدهم قرار گرفته است که به گفته رهبر نظام جمهوری اسلامی هم نیاز به جهاد و حماسه و اقتدار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است.

شاید اگر رفتارها در سالیان گذشته چنین نبود، امروز در نامگذاری سال ها نیازی برای به کاربردن کلماتی مانند، جهاد و حماسه و جستجوی اقتدار نبود.

در انتها باید این نکته را یادآوری کرد که شکست دولت روحانی در شرایط بد فعلی و با توجه به وضعیت نابسامان اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در کشور و همچنین بروز تنش ها و تغییرات گسترده در جهان و خاورمیانه، می تواند عواقب بسیار بدی را برای تمام اطراف سیاسی و حتی مردم کشور در پی داشته باشد. عواقبی که شاید برای جلوگیری کردن از بروز آنها، زمان به نفع هیچ یک از جریان ها نباشد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large