Skyscraper large
"مطالبات حقوقى زنان" در گفتگو با نسرین ستوده:

عملکرد خود ما نتیجه نهایی را رقم خواهد زد

d+6f5g4df554f

مژگان مدرس علوم

در سالهای اولیه تاسیس جمهوری اسلامی نزاع نیروهای مختلف سیاسی به نمایندگی از طبقات مختلف اجتماعی و اقتصادی بر سر تقسیم و توزیع قدرت به حدی بالا گرفت که تاثیر خود را بر نحوه حضور زنان در عرصه عمومی به جا گذاشت. نیروهای سیاسی متکی به طبقه متوسط مدرن با تساهل بیشتری نسبت به حضور زنان و نحوه این حضور روبرو می شدند. اما حتی در میان نیروهای متکی به طبقه متوسط سنتی و توده های فقیر نیز حضور زنان همچنان مقبول بود. به همین ترتیب حتی با تسلط روحانیت و بازارو متحدان تکنوکرات بر قدرت سیاسی ایران زنان به رغم بیرون از برخی مشاغل نظیر قضاوت، وزارت یا ریاست جمهوری، در بسیاری عرصه های دیگر اگر چه در برخی موارد کم شمار و کم رنگ اما باقی ماندند. این محدودیت ها باعث کاهش نقش و حضور زنان نشد و تلاش زنان برای یافتن جایگاهی برابر با مردان به گونه ای آرام استمرار یافت. اما در کنار این حرکت موفقیت آمیز به تدریج نگرشی در جامعه شکل گرفت مبنی براینکه شاخص های فرهنگی جامعه ایران با شاخص های توسعه جهانی سازگار نیست.

نسرین ستوده، حقوقدان و از فعالان حقوق زنان در نقد این نگرش به “راه دیگر” می گوید: “این نگرش مانند همان نگرشی است که پیش از این نسبت به مسئله آزادی، دموکراسی و حقوق بشر عنوان شده است؛ مبنی بر اینکه مقوله حقوق بشر و دموکراسی در ایران با استانداردهای بین المللی تفاوت دارد و همچنین بسیاری موارد دیگر که یک حکومت می تواند ادعا کند که دیدگاهش با نقطه نظرات بین المللی متفاوت است. بدین ترتیب همین تفاوت ها به یک حکومت هویتی می دهد که آن را از جامعه بین المللی مجزا می کند. یک حکومت یا می خواهد در داخل جامعه بین الملل زندگی کند و مراوده و تعامل داشته باشد، یا نمی خواهد؟ در جامعه امروز بی معناست که یک کشور خود را از جامعه بین الملل مجزا بداند. هر جامعه ای ناگزیر است برای پیشرفت و توسعه، خود را با جهان منطبق کند و دیدگاههای خود را چنان قوی و محکم ارائه دهد تا دیگران آن را بپذیرند. بنابراین ارائه دیدگاههایی متفاوت با استانداردهای جهان در همه زمینه ها، جز اینکه جامعه ایران را منزوی کرده و کشور را از جامعه بین الملل جدا کند نتیجه دیگری در برندارد.”

همزمان با تغییر موقعیت زنان در دیگر کشورهای جهان، نوع نگرش به حضور زنان در عرصه های مختلف نیز در ایران اندکی تغییر یافت و موانع رسمی که حضور زنان را در عرصه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی را محدود می ساخت تا حدودی از میان برداشته شد. زنان ایران در حوزه تحصیلات و مشاغل اجتماعی و فرهنگی حضور پر رنگتری پیدا کردند و با به نمایش گذاشتن توانایی ها و قابلیت های خود در تمامی عرصه ها نگرش یکسره مردانه را اندکی تغییر دهند. علی رغم کارشکنی ها و موانع از سوی جناح مذهبی و سنتی، حرکت زنان شتاب بیشتری به خود گرفت و تحت تاثیر فضای باز سیاسی و فرهنگی دوران اصلاحات، تغییراتی در الگوهای عمیق جنسیتی در سطوح مختلف رخ داد.

امری که به گفته کارشناسان مثبت بوده و برای دستیابی به توسعه ملی و پایدار کشور باید زمینه حضور هر چه گسترده تر زنان در فرایندهای تعیین قلمرو و تولید علم در حوزه های گوناگون فراهم آید تا بتوان از این نیروی فعال و توانمند درعرصه های تصمیم گیری و قانون گذاری در راستای توسعه کشور بهره برد و این امر محقق نخواهد شد مگر اینکه طرز تفکر و نگرش های سنتی، جناحی و تبعیضی از میان بر داشته شود.

اما تلاش های دولت اصلاحات با روی کار آمدن دولت نهم و دهم متوقف شد و با ارائه لوایح مختلفی در رابطه با مسائل زنان به مجلس تلاش هایی برای به حاشیه راندن این قشر تاثیرگذار جامعه صورت گرفت. لایحه هایی که نه تنها درراستای تحقق مطالبات زنان نبود، بلکه به منظور بازداشتن حرکت آنان در سطوح مختلف جامعه طراحی شده بود. از جمله این لوایح می توان به لایحه موسوم به حمایت از خانواده، کاهش ساعت کاری زنان در جهت حذف تدریجی زنان از حضور در صحنه اجتماعی، بومی گزینی جنسیتی برای ورود به دانشگاه و نیز سهمیه‌بندی جنسیتی و طرح گسترش عفاف و حجاب به منظور تهدید و برخورد با زنان و همچنین دهها لایحه دیگر اشاره کرد.

در کنار ارائه لایحه های تبعیض آمیز و ضد زن، سیاستگذاران و برنامه ریزان نظام جمهوری اسلامی ایران بر موضوع اصالت خانواده و ضرورت خانه داری زنان تاکید کردند و مسئله تعارض اشتغال را با بنیان خانواده مطرح ساختند. محدود کردن دختران به عرصه هایی چون خانه داری، آشپزی، خیاطی و کودک یاری ودور کردن زنان از برنامه‌ریزی‌های کلان اقتصادی و فرهنگی و سیاسی از جمله دستاوردهای چنین سیاست گذاری هایی بوده است.

نسرین ستوده به تاریخچه خانه نشین کردن زنان اشاره کرده و تصریح می کند: “ردپای این طرز تفکر را نباید در دو و سه سال اخیر جستجو کرد بلکه اوج این طرز فکر در دهه شصت پا گرفت و خیلی متداول شد. دهه ای که با تکیه بر خانه داری زنان دو شغل معلمی و پرستاری بطور مداوم به آنها پیشنهاد می شد و از دستگاههای رسمی تبلیغ می شد. با این حال، در همان فضا زنان بتدریج زمینه رشد خود را فراهم کردند. تجربه دهه شصت نشان داده است که اگر زنان یک جامعه به گفته های رسمی و دولتی بسنده نکنند طبیعی است که راه پیشرفت را به روی خود نخواهند بست. شاهد بودیم که زنان علی رغم تمام فشارهایی که علیه آنها اعمال شد راه دیگری را جدای از دولت و قدرت رسمی در پیش گرفتند. بنابراین دلیلی وجود ندارد که در دهه ۹۰ پیشرفت فناوری زنان تجربه خود را در جامعه تکرار نکنند. اگرچه اظهارات رسمی بسیار بر وضعیت زنان تاثیرگذار است، اما بر این باورم که عملکرد خود زنان تاثیر و نتیجه نهایی را در این زمینه تعیین خواهد کرد.”

این حقوقدان سرشناس در پایان با تاکید براینکه دیگر نمی توان زنان را از مطالبات حقوقی خود به عقب راند، می افزاید: “در حقیقت، ما در زمینه حقوق زنان در سه دهه اخیر با فراز و نشیب هایی زیادی روبرو بودیم؛ شاید بدترین موقعیت حقوق زنان در سه دهه اخیر را بتوان گفت که دهه شصت تجربه کرده است. بطوریکه هم قوانین کیفری و هم قوانین مدنی تغییراتی را متحمل شد که به ضرر حقوق زنان بود. بعد از آن اصلاحات بسیار ناچیزی در دهه هفتاد و هشتاد در مجموع قوانین بویژه قوانین مدنی اتفاق افتاد که به نقع زنان بود؛ اما الان متاسفانه شاهد تلاش هایی برای ورود تفکیک جنسیتی به دانشگاهها و اعمال تضییقاتی نسبت به حقوق زنان هستیم. که به اعتقاد من تمام این تلاش ها با عملکردی که خود زنان در پیش خواهند گرفت رابطه مستقیم دارد. زنان حقوق خود را مطالبه می کنند و با تصویب چنین قوانین و دیدگاههای رسمی هرگز نمی شود زنان را از مطالبات حقوقی خودشان وادار به عقب نشینی کرد.”

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large