Skyscraper large

رهبرى؛ مردم فقیرتر و اورانیوم غنی‌تر

r5r4r44r- کامیار بهرنگ - kamiyar behrang

کامیار بهرنگ

رهبر جمهوری اسلامی در روز ملی فناوری هسته ای و در دیدار رئیس، مدیران، متخصصان و کارشناسان سازمان انرژی اتمی گفته است : موافقت با این مذاکرات برای شکستن فضای خصمانه جبهه استکبار بر ضد ایران بود و این مذاکرات باید ادامه یابد اما همه بدانند که با وجود ادامه مذاکرات، فعالیتهای جمهوری اسلامی ایران در زمینه تحقیق و توسعه هسته ای به هیچ وجه متوقف نخواهد شد و هیچیک از دستاوردهای هسته ای نیز تعطیل بردار نیست، ضمن آنکه روابط آژانس بین المللی انرژی اتمی با ایران نیز باید روابط متعارف و غیرفوق العاده باشد.

اما این صحبت رهبر جمهوری اسلامی به این سادگی که ایشان در چند جمله بیان کرده، خلاصه نمی شود. مرور آنچه فقط محدود به ۱۰ سال گذشته باز می گردد نشان می دهد رهبر جمهوری اسلامی در دوره های متفاوت با موضع گیری های خود چگونه سرانجام یک ملت را به امروز هدایت کرده است. 

سیاست های کلی نظام

در سال ۷۹ رهبر جمهوری اسلامی با ابلاغ سیاست های کلی نظام به سران قوای سه گانه نقش خود در تصمیم گیری های کلی نظام سیاسی کشور را تثبیت کند. این نامه بعد از انتخاب سید محمد خاتمی و آغاز موج اصلاحات و تشکیل مجلس ششم که اکثریت آن را اصلاح طلبان به دست گرفته بودند معنی دیگری به خود گرفته بود.

۱۶ مرداد همان سال بود که نامه ی رهبر جمهوری اسلامی به مهدی کروبی رئیس وقت مجلس مبنی بر ضرورت خروج طرح اصلاح قانون مطبوعات از دستور کار جنجالی تاریخی به همراه داشت. برای اولین بار در تاریخ نظام سیاسی کشور نمایندگان مجلس نسبت به حکم حکومتی رهبر جمهوری اسلامی اعتراض کرده بودند. البته اعتراض نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم به نفوذ رهبر جمهوری اسلامی در معادلات سیاسی به ابتدای کار همین مجلس باز می گشت، زمانیکه شورای نگهبان در یک سناریوی از پیش تعیین شده – و با دستکاری های متعددی که به شکایت سید مصطفی تاجزاده معاون وقت وزیر کشور و مسئول برگزاری انتخابات از احمد جنتی دبیر شورای نگهبان انجامید – انتخابات تهران را تایید نمی کرد، با نامه ی رهبر جمهوری اسلامی و بنا به مصلحت نظام این مهم را پایان داد. در رسم نظام سیاسی در چنین مواقعی سازمان ها و جریانات سیاسی همواره از رهبر جمهوری اسلامی قدردانی می کنند و با انتشار نامه هایی تدبیر و دور اندیشی رهبر را می ستایند، کاری که جبهه ی دوم خرداد در مجلس ششم انجام نداد.

به هر روی رهبر جمهوری اسلامی در اسفند همان سال سیاست کلی نظام را ابلاغ می کند و در بخش هایی از آن به سراغ انرژی هسته ای می رود. در این نامه و در دو بند جداگانه اشاره شده است :

۲- تلاش براى کسب فن‌آورى و دانش هسته‌اى و ایجاد نیروگاههاى هسته‌یى به منظور تأمین سهمى از انرژى کشور و تربیت نیروهاى متخصص.

۳- گسترش فعالیتهاى پژوهشى و تحقیقاتى در امور انرژیهاى گداخت هسته‌یى و مشارکت و همکارى علمى و تخصصى در این زمینه.

کلید واژه های دانش، پژوهش و تحقیق در اینجا اهمیت خاصی دارند که بعدها اشاره به آن مشخص می شود. 

حکم حکومتی و زمینه های کودتا

مجلس ششم به واقع هیچگاه مورد تایید رهبر جمهوری اسلامی قرار نگرفت، موضوعی که بعدها علنی هم شد و انتقاد تند او بر این مجلس را در سخنرانی هایش بیان کرد. اما اهمیت نحوه ی شکل گیری مجلس هفتم در ابعاد مختلف از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در واقع پس از آنکه کشور در آن زمان درگیر مساله ی هسته ای شده بود و کشورهای اروپایی و ایالات متحده آمریکا نگرانی هایی نسبت به برنامه ی اتمی ایران ابراز داشته بودند کشور وارد مرحله ی تازه ای از بحران شده بود. (در مطلب پیش اشاره ای به نامه ی بیش از ۱۰۰ نماینده ی اصلاح طلب مجلس به رهبر جمهوری اسلامی پیرامون مسائل هسته ای کشور داشتم، نامه ای که بعد ها به جام زهر ۲ – جام زهر هسته ای – مشهور شد).

به هر روی بنا به نظر شورای نگهبان بخش بزرگی از نمایندگان مجلس ششم، صلاحیت کاندیدا شدن برای مجلس هفتم را نداشتند و نمایندگان در حال خدمت رد صلاحیت شدند تا با استعفای جمعی آنان کشور یک بار تاریخی دیگر را تحمل کند. اینجاست که سید محمد خاتمی و مهدی کروبی شکایتشان را نزد رهبر جمهوری اسلامی می برند تا او در رد صلاحیت هایی که برای ۱۸۰ حوزه رقابت را سلب کرده بود، حکمی دهد. در ظاهر رهبری به شورای نگهبان دستور می دهد در مواردی سخت گیری! نکند اما در واقع هنوز بخش بزرگی از چهره های تاثیر گذار اصلاحات در دایره ی بی صلاحیت های مجلس بودند.

بخشی از استانداران، معاونان رئیس جمهور و حتی وزرای دولت استعفای خود را به رئیس جمهور داده بودند، استعفایی که به نقل از محمد علی ابطحی رئیس دفتر وقت رئیس جمهور بر مبنای این بود که اگر قرار است برویم همه با هم می رویم.

اما اینجا بود که رهبر جمهوری اسلامی بر خلاف انتظار اصلاح طلبان در یک سخنرانی عمومی شانه خالی کردن از مسئولیت در این زمان را حرام شرعی و غیر قانونی اعلام کرد و زمینه ی انجام اولین گام کودتای نرم علیه اصلاح طلبان رقم خورد. 

“مجلس جای گردن کلفتی نیست”

رهبر جمهوری اسلامی پیش از آغاز مجلس هفتم بود که صراحتا نارضایتی خود را از پیشینان اعلام می دارد و اصلاح طلبان مجلس ششم را “نفوذى و گردن کلفت” خطاب می کند و می گوید: “البته در مجلس مثل هرجای دیگر، ممکن است عناصری نفوذ کرده باشند و با وارونه کردن حقایق و فضاسازی برای برخی اشخاص، آنها را به کار نامناسبی وادار کنند.”

اما اینجا نکته ی مهمتر جهت گیری خود رهبر جمهوری اسلامی در سیاست های هسته ای است. جاییکه در اولین روزهای تشکیل مجلس هفتم و در جمع مردم همدان می گوید : اگر مى‌خواهید به انرژى هسته‌یى دست پیدا کنید، اگر مى‌خواهید چرخه‌ى غنى‌سازى را ادامه دهید، اگر مى‌خواهید امکانات علمى در اختیار شما قرار بگیرد، اگر مى‌خواهید روزنامه‌ها و رادیوها و سرویسهاى جاسوسى دنیا علیه شما توطئه نکنند، بروید در مقابل امریکا یا – به تعبیر درست‌تر – در مقابل نظم استکبارىِ جهانى تسلیم شوید؛بروید عتبه را ببوسید. البته اینها عده‌ى بسیار کمى هستند؛ اما متأسفانه هستند. اینها در صددند تفهیم کنند که براى ایرانى، راهِ کم کردن دردسر و دغدغه، تسلیم شدن است.

اینجا است که ادبیات رهبر جمهوری اسلامی تغییر می کند و از پژوهش های علمی به چرخه ی غنی سازی می رسد و در عین حال سیاست هایی که خود پیشتر تایید کرده بود را تسلیم تعبیر می کند. او پیشتر نیز در جمع مردم زنجان گفته بود : در همان روزها یک نظریه این بود که ما به نحوى با استکبار کنار بیاییم! کسانى‌که این نظریه را بیان مى‌کردند، آدمهاى بدى نبودند؛ بلکه ساده‌اندیش بودند و مى‌گفتند کنار بیاییم تا ضرر آنها را از خود دفع کنیم.

به وضوح او دیگر لازم نمی دانست که که تعابیر خود را در لفافه بگوید. همین اشارات بود که مجلس هفتم با تصویب طرحی دولت سید محمد خاتمی را ملزم به فک پلمپ تاسیسات هسته ای کرد. حرکتی که بعدها خود رهبر جمهوری اسلامی تایید می کند به دستور او بوده است و می گوید اصرار داشته است در همان دولتی که پلمپ انجام شده است، فک پلمپ هم صورت گیرد.

او در اواخر دوره ی ریاست جمهوری سید محمد خاتمی است که ادبیات خود را به صورتی شفاف تر تغییر می دهد و می گوید: ما در چه زمان قول به کسى داده‌ایم که هیچ وقت قطعه‌سازى نکنیم، سانتریفیوژ را مونتاژ نکنیم یا کار نصب را انجام ندهیم و گازدهى نکنیم؟ ما حرف منطقى داریم و موضع‌مان، موضع درستى است؛ پاى این موضع هم ایستاده‌ایم.

با این حال بر خلاف مجلس ششم، دوره ی هفتم مورد تایید رهبر جمهوری اسلامی قرار می گیرد و صراحتا می گوید : در کنار ایستادگی ملت، مجلس هفتم نیز برخلاف تلاش عده‌ای در دوره قبل، واقعاً در موضوع هسته‌ای ایستادگی و پافشاری کرد.

و یا در جایی دیگر می گوید : یا یک کسانى در یک مجلس دیگرى پیدا شدند، تصمیم گرفتند بر طبق خواسته‌ى مخالفین که میگفتند بساط انرژى هسته‌اى را جمع کنید، در کشور قانون بگذرانند که دولت را الزام کنند که دنبال انرژى هسته‌اى نرود! این هم بود در یکى از مجالس ما. این چیزى نیست که ملت ایران آن را بخواهند. اما در همین مجلس هم – همین مجلسى که الان بر سر کار هست – قانون گذراندند و دولت را موظف کردند که بایستى انرژى هسته‌اى را دنبال کند و موانع سر راه را برطرف کند. 

معنی رهبری

اتخاذ سیاست های جدید نظام در مورد مسائل هسته ای کار را به جایی کشاند که شورای حکام سازمان بین المللی انرژی اتمی پرونده ی ایران را به شورای امنیت سازمان ملل فرستاد و از آنجا بود که زمینه های تحریم های بین المللی بر علیه ایران فراهم آمد. محمود احمدی نژاد از یکسو و سعید جلیلی از سوی دیگر هر روز گره های جدید پرونده را محکم تر می کردند. محمود احمدی نژاد البته بعدها مدعی شد که او راه توافق را هموار کرده بود اما پرونده هسته ای را از دست او خارج کردند، ادعایی که هرگز به آن پرداخته نشد.

اما هر چه بود در این میان نقش جشن های هسته ای و خبرهایش همواره از سوی محمود احمدی نژاد منتشر می شد و گاه به موضوع جوک ها و شوخی های مردم کوچه و خیابان بدل می شد که دیگر خبر خوش هسته ای برایشان داستان جدیدی نبود. تهیه ی کیک زرد و تقدیم اورانیوم غنی شده به آستان امام رضا (ع) و تعیین روز ملی فناوری هسته ای همه سیاست هایی بود که هیچکدام به تنش زدایی در پرونده ی هسته ای کمک نکرد که هیچ آن را پیچیده تر کرد. اما در این میان رهبر جمهوری اسلامی به صراحت نقش خود در این پرونده را مورد تاکید قرار می دهد و می گوید : “آنجائى که اتخاذ یک سیاستى منتهى خواهد شد به کج شدن راه انقلاب، رهبرى مسئولیت پیدا میکند. در تصمیم و عملِ رهبرى باید عقلانیت در خدمت اصول قرار بگیرد، واقع‌بینى در خدمت آرمان‌گرائى‌ها قرار بگیرد. در قضیه‌ى هسته‌اى، در آن دوره‌ى اول که تلاطم هائى بود، بعضاً اقدامهائى انجام میگرفت که شاید مطلوب نبود. من آنجا در سخنرانى عمومى گفتم اگر چنانچه این کارها انجام نگیرد، خودم وارد میشوم. و همین هم شد. این معناى رهبرى است؛ این یک چیزى است که از اسلام گرفته شده است؛ یک نکته‌ى مثبتى است در نظام اسلامى”. 

این همان رهبری است که در سال ۸۴ و در نماز جمعه می گوید: “اورانیومى که در ایران در این چرخه‌ى سوخت غنى مى‌شود، بین ۳ تا ۴ درصد خواهد شد. براى بمب اتمى و سلاح هسته‌یى نودوچند درصد باید غنى‌سازى شود؛ فاصله اینقدر است”.

و در سال ۹۱ می گوید : “با وجود این‌همه مشکلات، این‌همه مانع‌تراشى‌ها، جوانان ما گفتند خودمان درست میکنیم. در سال ۹۰ اورانیوم غنى‌شده‌ى بیست درصد را اینها براى سایت هسته‌اى تهران تولید کردند و آن را به دنیا اعلام کردند؛ دشمنان ما ماندند متحیر!”

در واقع این همان سیاست هایی است کشور را به بحران های عظیم اقتصادی و اجتماعی کشاند و نتیجه ی خود را تا آستانه ى انتخابات سال ۹۲ نشان داد.

امروز که مجددا رهبر جمهوری اسلامی از فعالیت های علمی می گوید و زیر نظارت و تایید او، اورانیوم های غنی شده در ایران رقیق می شوند تا تحریم های بین المللی کاهش یابند کم نیستند کسانى که مى دانند معناى رهبری در سال هاى سختى که گذشت جز این نبود که مردم فقیرتر شدند تا اورانیوم ها غنی تر شوند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large