Skyscraper large

تجربه تلخ “فرهنگ با مدیریت جهادى”

r5r4r44r- کامیار بهرنگ - kamiyar behrang

کامیار بهرنگ

فرهنگ واژه های دهخدا شبیخون را چنین توضیح می دهد: تاختن به شب هنگام بر دشمن . حمله کردن بر دشمن در شب . در تکلم با لفظ زدن استعمال می شود و در شعر با کردن هم صحیح است . (فرهنگ نظام ). به معنی شبیخون است و آن تاخت بردن باشد بر سر دشمن چنانکه غافل و بی خبر باشد. (برهان ). اما شاید همانطور که در واژه نامه اشاره شده است این مفهوم بیشتر در زمان جنگ به کار می رود. اما در سال های اخیر این جنگ در ادبیات سران نظام جمهوری اسلامی به شکل های مختلفی خود را نمایان می کند و ” دشمن ” به یکی از مهمترین کلید واژه های فرامین و سخنرانی های رهبرى بدل شده است.

سال ۷۱ دیدار با فرماندهان گردان عاشورا – حسینه ی امام خمینی ؛ تهران

رهبر جمهوری اسلامی در دیدار با جمعی از فرماندهان بسیج که در آن روزها بیشتر دغدغه ى کار ” فرهنگی ” داشتند می گوید: ” دشمن از راه اشاعه‌ى فرهنگ غلط – فرهنگ فساد و فحشا – سعى مى‌کند جوانهاى ما را از ما بگیرد. کارى که دشمن از لحاظ فرهنگى مى‌کند، یک تهاجم فرهنگى بلکه باید گفت یک شبیخون فرهنگى یک غارت فرهنگى و یک قتل عام فرهنگى است. ” او در ادامه ی این دیدار به ضرورت امر به معروف و نهی از منکر اشاره می کند، اما آنچه اهمیت پیدا می کند شکل گیری هسته هایی بودند که از فردای این سخنرانی وظیفه ی خود را مقابله با آنچه ” شبیخون فرهنگی ” مورد نظر رهبری می دانستند تعریف کردند. بسیاری به یاد دارند که در همین دوران بود که بسیج لبیک گویان به خیابان آمد و گشت های خیابانی را که سال ها تعطیل شده بود احیا کردند تا تمام مظاهر ” شبیخون ” را از داشبورد و صندوق عقب ماشین ها بیرون بکشند. درست زمانی که مردم فیلم های ویدیویی خود را در هزار تو پنهان می کردند و برای خرید یک دستگاه پخش کننده وی.اچ.اس مصیبت هایی را متحمل می شدند. 

این ادعا راست است، خدا هم می داند!

اما سال ۷۲ اوج تاکید رهبر جمهوری اسلامی بر موضوع شبیخون فرهنگی بود، به نحوی که در طول یکسال بیش از ۱۰۰۰ بار از این واژه استفاده کرد.

در یکی از این سخنرانی ها است که رهبر جمهوری اسلامی تاکید می کند:” من یک وقت گفتم دشمنان شبیخون فرهنگى مى‌زنند. این ادّعا راست است و خدا مى‌داند که راست است. بعضى نمى‌فهمند؛ یعنى صحنه را نمى‌بینند. کسى که صحنه را مى‌بیند، ملتفت است که دشمن چه‌کار مى‌کند و مى‌فهمد که شبیخون است، و چه شبیخونى هم هست!”

همین جملات کافی بود تا مخاطبانش یکسال پس از فرمان رهبرشان کارها را جدی تر کرده و تمام کسانی که ” نمی فهمند ” را هدایت کنند. در همین سال بود که ” علی اکبر سعیدی سیرجانی ” بازداشت می شود و ۹ ماه بعد در زندان جان می سپارد. 

سعیدی سیرجانی در سال های پیش در اعتراض به محیط فرهنگی ایجاد شده در کشور نامه هایی را خطاب به رهبر جمهوری اسلامی می نویسد و آخرین آن ها پس از دریافت پاسخی است که خود می گوید : ” حتی قاصد را شرمنده کرده بود ” و “تاسف و تاثرم از پندارهای باطل خویش بود و امیدهای برباد ‏رفته ‏ام درباره سعه صدر جناب عالی و سرنوشتی که ملت ایران در دوران رهبری شما خواهند داشت.” سیرجانی در نامه ی خود به صراحت می گوید که آماده است تا ” امت همیشه در صحنه حزب الله ” حسابش را برسند و اشاره می کند : ” در حکومتی که مرحوم شریعتمداری با آن مقام فقاهت، مهندس بازرگان با آن تقوای دینی و سیاسی، آیت الله منتظری با آن سوابق مبارزاتی دق مرگ و خانه نشین و مطرودند، تکلیف امثال بنده معلوم است و بر ما کجا برازد دعوی بی گناهی.”

چراغ بر هویت آنانکه “نمى فهمند” 

در سال ۷۵ بود که برنامه ای از تلویزیون ایران با عنوان ” هویت ” پخش شد. در آن زمان علی لاریجانی منصوب رهبر جمهوری اسلامی و رئیس سازمان صدا و سیما بود. در این برنامه بسیاری از روشنفکران و اهالی ادب و هنر ایران متهم به همکاری با سرویس های جاسوسی شدند و البته اکثر! آنها به اشتباه خود پی برده بودند. یکی از این برنامه ها اتفاقا فیلمی بود که از مرحوم سیرجانی پخش شد که در آن اشاره می کند ” به خواست خود ” این فیلم ضبط شده است و اشاره می کند که ” تلنگر سفت روحی ” به او خورده است و به نحوی از دسته ی آنانی که رهبر جمهوری اسلامی آنان را پیشتر خطاب کرده بود که ” نمی فهمند ” خارج شده است. 

بزرگانى چون مرحوم زرین کوب، مرحوم گلشیری و مرحوم عزت الله سحابی از جمله افرادی بودند که در این برنامه شرکت داشتند و به ” انحرافات و اشتباهات ” خود اذعان کردند. 

بعدها هاشمی رفسنجانی در سال ۸۲ و در پاسخ به انتقاد از روند اعتراف گیری طىّ آن سال ها نقل قولی از رهبر جمهوری اسلامی می کند و می گوید: ” گروهی را هم که وزارت اطلاعات گرفتند، بدون اطلاع من گرفتند. گویا اینهایی که این کارها را می‌کنند، خودشان زندان نبودند و نمی‌دانند زندان یعنی چه که افراد را مدتها در زندان نگه می‌دارند. اگر زندان رفته بودند، این کارها را نمی‌کردند.” در مورد برنامه هویت نیز مستقیما حسین شریعتمداری، نماینده ی رهبر جمهوری اسلامی و مدیر مسئول روزنامه ی کیهان را به عنوان تهیه کننده ی برنامه معرفی می کند و می گوید : ” برنامه هویت را از تلویزیون دیدم و اصلاً‌ خبر نداشتیم. شما از آقای شریعتمداری بپرسید که چه کسی به او گفته که آن برنامه را بسازد.”

اینها مقدمه ی داستان هدایت اتوبوس نویسندگان به دره در راه سفر به ارمنستان و قتل نویسندگانی چون احمد تفضلی و غفار حسینی شد، روندی که بعد ها با قتل مجید شریف، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده به قتل های زنجیره ای مشهور شد.

در واقع می توان در این دوران ( ۷۱ تا ۷۷ ) هر بار که رهبر جمهوری اسلامی بر مقوله ی فرهنگ و شبیخون فرهنگی و یا عباراتی چون ناتوی فرهنگی و تهاجم فرهنگی تاکید داشته است، عرصه بر اهل فرهنگ تنگ تر شده است و اتفاقا نکته ی قابل توجه آنجاست که بیشترین تاکید رهبر جمهوری اسلامی در سال هایی است که سیاست های فرهنگی دولت ها باز تر از گذشته است. در واقع با تغییر رویکرد هاشمی رفسنجانی و بعدتر دولت سید محمد خاتمی ما شاهد گسترش این سخنرانی ها بوده ایم و حال که سیاست های دولت حسن روحانی در بخش هایی از عرصه ی فرهنگ نشان از گشایش امور دارد، انتخاب سالی که در آن ” فرهنگ ” می بایست با ” مدیریت جهادی ” همراه باشد تنها می توان امیدوار بود که این مدل مدیریت رهبر جمهوری اسلامی شامل رفتارهای پیشین دستگاه اطلاعاتی و قضایی کشور نباشد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large