Skyscraper large

ساقیِ تحوّل و تحویل…

20100125- mehrane rezaifar - مهرانه رضایی‌فر

مهرانه رضایی‌فر

نمایش طبیعت در چهار پرده ی بهار، تابستان، پاییز و زمستان. کدامین نگاه، چادر سپید برف و قندیل های بلورین را در زمستان، بازی رنگ ها را در کبودِ غم انگیز پاییز، رقص میوه های رنگارنگ را در آغوش شاخسار انکار می کند. 

با این همه ظرافت و لطافت، بهار غزل ناب هستی است و عروس طناز طبیعت در چشم خانه دل، مُهر پویش و جوشش، کرشمه جوانه و رویش، ساقی تحول و تحویل، غزال تحرّک و تحریک؛ آغازه ای بر پایان. تا انسان، چرخان بر محور حول و احوال بیآغازد حرکتی بر احسنِ حال. 

به راستی گیسوان آدمی در کدامین باد افشان است. از فراخنای واقعیت و حقیقت چگونه عبور می کند. آیا فرخنده پیامی گوشش را می نوازد یا صدای پای ستمی چند باره ؟! “امید” برازنده انقلاب در بینش و قلب و “تدبیر” دربرقراری شب و روز است. در ژرفای بهار می توان لبخند جوانه را دید و از اشکِ سخنِ بهاری، شراب آگاهی چشید. 

آگاهی درد است و دردی که از آگاهی باشد شورشی است بر زمستان سرد. سرمایی که گاه در دالان تاریخ، انسان ِ بهاری را به بند می کشد و از قامت سروگونه امیدواریِ او، کمان می سازد. سرمایی که ستم را به سرنوشت ما می دوزد.

 ستمگر به استدلال می نشیند. بر خوانچه ی توجیه قساوتش، فلسفه می بافد، مغلطه می تراشد، سفسطه می راند. و حتی دین را به پول سیاهی می خرد و می فروشد. در این وانفسا که به تموزی بهار، خزان می گردد.  

“تدبیر” همان حرکت بر احسن حال است. تا چیدمان سین ها و شین ها بر سفره ی دل از برکت مایه گیرد. و انسان نگاهش را در سبز چمنِ بهاری به رقص درآورد. بر مرثیه ها بشورد و سرود شکوفه سردهد. دست افشانی کند تا :

به مستی شبی در گلستان بخفت
سحر رنگ و بو گشت و در گل شکفت

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large