Skyscraper large

از تهران تا کیِف، در امتداد یک رویارویی

see6r5t4- ali jalali علی جلالی

علی جلالی

در طی هفته های گذشته و با بالاگرفتن بحران در اوکراین، مشکلات موجود در این بخش از خاک اروپا در صدر خبرگزارى هاست. مشکلاتی که به دلیل تأمین منافع روس ها و غرب در این نقطه بسیار مهم در اروپای شرقی، به کشمکشی حساس تبدیل شده و حتی در مواردی، برخی از کارشناسان احتمال بروز جنگ سردی دوباره را هشدار داده اند.

بحرانی که از اعتراضات مردمی در این کشور در مخالفت با تصمیمات دولت برای نزدیک شدن هرچه بیشتر به روسیه شروع و در جریان آن رئیس‌جمهور ویکتور یانوکوویچ از جناح طرفدار روسیه برکنار شده و سیاست‌مداران طرفدار اروپا در کیف پایتخت اوکراین به قدرت رسیدند.

در پی این تحولات روسیه به بهانه حمایت از روس تبارها و در خواست آنها در مناطق شرقی و جنوبی کشور از جمله کریمه که یک ایالت خودمختار محسوب می‌شود دست به مداخله و حتی حضور نظامی در منطقه کریمه زدند. تا جاییکه به گفته سفیر روسیه در سازمان ملل، ویکتور یانوکویچ نیز از ولادیمیر پوتین درخواست کرده تا برای برقراری مشروعیت، صلح، قانون، نظم و ثبات و دفاع از مردم اوکراین، از نیروهای مسلح روسیه استفاده کند. یانوکویچ مدعی شده که زندگی و امنیت و حقوق مردم اوکراین به ویژه در کریمه مورد تهدید قرار گرفته است.

این در حالیست که به گفته آخرین رهبر شوروی سابق، بحران اوکراین از ناتوانی دولت در اتخاذ اقدامات دموکراتیک و مبارزه با فساد در ساختار سیاسی و اقتصادی آن نشات می‌گیرد.

میخائیل گورباچف، آخرین رهبر شوروی سابق یک روز پس از اینکه مخالفان دولت پیشین اوکراین کنترل کی‌یف را در اختیار گرفته و دفتر ریاست جمهوری را تسخیر کردند، در نشست ارتباطات دولتی که در شارجه امارات برگزار می‌شد، گفت: “حوادث اوکراین در نتیجه شکست دولت در اتخاذ اقدامات دموکراتیک، گفت‌وگو با مخالفان و مبارزه با فساد اقتصادی و مالی به وقوع پیوست.”

سیستمی که به گفته کارشناسان و ناظران سیاسی و اقتصادی، برگرفته از نظام روس و همچنین آلوده به مافیا و فساد گسترده در میان صاحب منصبان بود. فسادی که شباهت بسیاری با دیگر کشورهای نزدیک به نظام سیاسی و اقتصادی روسیه داشته که در طی آن بخش بزرگی از ثروت کشور در اختیار خانواده یانوکویچ و افراد وابسته به دولت روسیه قرار گرفته بود. 

رویکرد اروپا، آمریکا و روسیه

در پی این اتفاق و بروز اعتراضات، واکنش ها در منطقه و جهان یکسان نبوده و اولین کشوری که به تحولات در اوکراین واکنش سریعی نشان داد، روسیه بود. دولت این کشور بلافاصله اتفاقات رخ داده را یک کودتا و دولت موقت را یک دولت نامشروع دانست.

روس ها تا کنون بیشترین رویکرد نظامی را به این مسئله داشته اند، اما آمریکا هم در پی واکنش به رفتارهای مداخله جویانه روسیه در این منطقه، گزینه نظامی را نه به عنوان اولین انتخاب بلکه به عنوان آخرین احتمال در نظر گرفته است، تا جایی که در گزارشات روز جمعه برخی خبرگزاری های بین المللی، از اعزام چند جت جنگنده اف ۱۵ آمریکایی به اوکراین خبر دادند.

جدای از احساسات و نگرانی هایی که از رویارویی آمریکا و روسیه در این منطقه شکل گرفته است، آنچه برسر آن نمی توان چانه زد اینست که اروپا بیش از روسیه و آمریکا از ادبیات دور از تنش استفاده کرده و خواستار حل بحران بدون درگیری و مشکلات بعدی آن است.

بدون شک کشورهای اروپایی به دلیل وابستگی به خطوط انتقال انرژی از روسیه به این کشورها و وابستگی آنها به گاز و نفت این کشور و همچنین هم مرز بودن آنها با قدرت نظامی بزرگی همچون روسیه می تواند بزرگترین انگیزه این کشورها برای احتیاط بیشتر در برخورد با بحران پیش آمده باشد.

اگرچه در نگاه اول، احتمال رویارویی نظامی میان اتحادیه اروپا و روسیه چندان مطرح نیست و هیچ یک از طرفین در فکر بروز چنین بحرانی نیستند، اما در زمانی که کشتی های روسی و نیروهای نظامی این کشور در اختلافات داخلی کشور اوکراین مداخله کرده و با حضور خود نیروهای نظامی یک کشور مستقل عضو سازمان ملل را محاصره کرده و حتی خلع سلاح می کنند، بدون شک این احتمال که روسیه و غرب در مرز رویارویی نظامی قرار گرفته باشند، بخشی از تحلیل ها را به خود اختصاص خواهد داد.

تا جاییکه آخرین خبرها از یک رویارویی بدون تلفات و تیراندازی در کریمه حکایت داشته و به گفته منابع خبری نیروهایی که لباس های ارتش روسیه را بدون نشان و علامت این کشور به تن داشته اند، در نهایت بدون درگیری از یک پایگاه نظامی متعلق به ارتش اوکراین در این شبه جزیره خارج شده و مواضع اشغال شده را به آنها برگردانده اند.

خبرگزاری بی بی سی عصر روز جمعه (هفتم مارس) ابتدا گزارش داد که نیروهای نظامی که نشان مشخصی بر روی یونیفورم خود ندارند اما گمان می‌رود متعلق به ارتش روسیه باشند، وارد یک پایگاه نظامی در حوالی شهر سواستوپول در شبه جزیره کریمه شده‌اند که در کنترل نیروهای ارتش اوکراین است.

براساس گزارش این خبرگزاری، “دو کامیونت ارتش روسیه در حالی که سربازان مسلح آن را همراهی می کنند در مقابل این پادگان نظامی تردد می‌کنند. سربازان یونیفورم‌های ارتش روسیه را بر تن داشته‌اند اما هیچ نشان رسمی نظامی بر تن یا کلاه خود ندارند.

گزارشگران می گویند هیچ نشانه‌ای مبنی بر تصرف این پایگاه نظامی توسط نیروهای حامی روسیه وجود ندارد و هیچ تیراندازی یا درگیری هم میان این سربازان و سربازان اوکراینی مشاهده نشده است.

نیروهای مسلحی که گفته می‌شود به ارتش روسیه تعلق دارند، مدتی بعد از سقوط دولت ویکتور یانوکوویچ، رئیس جمهوری مخلوع اوکراین، وارد منطقه خودمختار کریمه شدند و طی روزهای گذشته راههای منتهی به پایگاه‌های نظامی ارتش اوکراین را مسدود کرده بودند.”

شاید این شروع یک حضور نظامی در منطقه نباشد، اما به خوبی می توان دریافت که پایان آنهم آنچنان راحت و بی دردسر نخواهد بود. 

منافع اقتصادی در رویارویی دو طرف

در پس همه احتمالات و گزینه های مطرح از سوی کارشناسان، باید این نکته را در نظر گرفت که پیوندهای اقتصادی و نیازهای مادی دو طرف غرب و روس، بخصوص اتحادیه اروپا و روسیه، این زمینه را فراهم کرده است که بیش از هر چیز، نگاه دو سوی ماجرا یک نگاه سیاسی و دیپلماتیک باشد.

در حقیقت وجود تارهای نامریی و مستحکم اقتصادی میان غرب و روسیه، احتمال بروز هر گونه تنش و رفتار خارج از منطق را از دو طرف سلب کرده است.

با نگاه به اینکه، روسیه همچون گذشته موقعیت اتحاد جماهیر شوروی را نداشته و درهای تجارت و اقتصاد آن به روی دیگر کشورهای دنیا بسته نیست، می توان این نتیجه را گرفت که میزان سرمایه گذاری های انجام شده در بحث اقتصاد این کشور و همچنین منافع طرف های غربی در روسیه، هیچ یک از طرفین را به سوی هدر دادن سرمایه ها و سوزاندن فرصت ها سوق نمی دهد.

البته اینکه آمریکا و اتحادیه اروپا احتمال اعمال تحریم های اقتصادی را به روسیه در نظر  گرفته اند، اما با وجود مشکلات اقتصادی امروز در اروپا و گرفتاری های اعضای این اتحادیه برای رویارویی با مشکلاتی جدید و همچنین نگرانی آنها از ادامه بحران و برهم خوردن ثبات در منطقه اروپای شرقی، همه و همه تصمیم گیری در این خصوص را برای اعضای اتحادیه مشکلتر کرده و به وضوح می توان عدم همصدایی را در آنها مشاهده کرد. به طور مثال انگلستان و آلمان از کشورهایی هستند که نسبت به این رویداد رفتاری ملایمتر داشته و خواستار گفت و گوهای بیشتر بوده اند.

این نکته را هم باید در نظر گرفت که موقعیت امروز روسیه در مقایسه با دهه گذشته از بسیاری نظرات متفاوت بوده و اتفاقات امروز می تواند دلایل فراوانی را در دل خود داشته باشد.

مواردی از جمله رویارویی غرب و به خصوص آمریکا در مسائل مصر و سوریه، فشارهای وارده بر ایران و احتمال رفع تنش بیش از پیش ایران و آمریکا و همچنین نزدیک شدن هرچه بیشتر و گسترش مرزهای اتحادیه اروپا به این کشور، شاید به وضوح دلیل بروز تنش بیشتر از پیش میان غرب و روسیه را در مسئله اوکراین به تصویر می کشد.

البته حساسیت روسیه نسبت به هر گونه اتفاقات ناهمسو با منافع سیاسی و نفوذ این کشور به الگو برداری دیگر کشورهایی که حیات خلوت این قدرت بزرگ به حساب می آیند از جمله بلاروس، دلیل دیگری است که نباید از آن گذشت. 

تقابلی از خاورمیانه گرم تا اروپای سرد

بدون شک استقبال روسیه از کودتای مصر، دخالت در جنگ داخلی سوریه و وتو کردن قطعنامه های سازمان ملل علیه دولت بشار اسد، حمایت از برنامه هسته ای ایران، مواردی است که غرب را از روسیه رنجانده و در عوض اتفاقات امروز در اوکراین، نزدیک شدن یک متحد بزرگ روس ها به اتحادیه اروپا، احتمال هم مرز شدن روس ها با اتحادیه امنیتی اروپا از یک سو و درگیری های داخلی در سوریه و ورود برخی کشورهای عربی صاحب ثروت و قدرت در مقابله با خواست روسها در این کشور از سوی دیگر، احساسات روس ها را هم جریحه دار کرده و این مسائل به خودی خود، زمینه را برای رویارویی در جبهه ای جدید آنهم در منطقه مهم شرق اروپا و درست هم مرز با روسیه فراهم کرده است.

شاید تصمیم مردم اوکراین برای دور شدن از روسیه در کنار ارسال موشک های استینگر از سوی عربستان و سلاح های دیگر کشورهای عربی از جمله تسلیحات هدایت شونده ضد تانک برای شورشیان و مخالفان بشار اسد در سوریه، بتواند دو نقطه استراتژیک را از دست روسها خارج کرده و موازنه قدرت را به ضرر آنها بر هم بزند. بدون شک این چیزی نیست که روسها با از دست دادن مواضع و قدرت خود در خاورمیانه و در پی آن اروپای شرقی، به راحتی و آرامش از کنار آن گذشته و بی تفاوت باشند.

به هرحال اتفاقات امروز در اوکراین تنها در صورتی حل خواهد شد، که روسیه و غرب بر سر منافع خود در خاورمیانه و اروپای شرقی به یک توافق دور از تنش و دو سویه برسند. توافقی که فرصت بهره برداری را به هر دوطرف داده و در نهایت با ارزشهای اقتصادی و سیاسی  دو سوی ماجرا همخوانی داشته باشد.

البته این امر پایان ماجرا نخواهد بود. چراکه چند رویداد گذشته در خاورمیانه و در نهایت تقابل منافع در اروپای شرقی آنهم بیخ گوش روسیه، می تواند هشداری به بروز یک برخورد خانمان برانداز میان قدرت های بزرگ جهان باشد.

تجربه ای که شاید به مراتب سنگین تر و مخرب تر از جنگ جهانی دوم به حساب آید. 

آمادگی برای مذاکره

اما در حالیکه بسیاری جو حاکم بر فضای اوکراین و شبه جزیره کریمه را پر تنش و روبه خشونت می بینند، اما آخرین خبرهای روز گذشته به این نکته اشاره داشت که دو طرف روس و اوکراین برای انجام مذاکرات با یکدیگر اعلام آمادگی کرده اند.

به گزاش بی‌بی‌سی در کریمه، “در حالیکه جو خشونت و تهدید به شکلی فزاینده در منطقه احساس می‌شود، وزیر امور خارجه اوکراین گفته است که ناظران اروپایی غیر مسلح از سازمان امنیت و همکاری اروپا باید اجازه استقرار در کریمه را پیدا کنند.

با این حال، آندری دشچیتسیا، وزیر خارجه اوکراین همچنین گفت برای حل بن‌بست کریمه حاضر به مذاکره با روسیه است. وی خواهان تشکیل هر چه سریعتر یک گروه بین‌المللی تماس شد، گروهی که اوکراین عضو کامل آن باشد.

آقای دشچیتسیا گفت روابط خوب میان همسایه‌ها، رمز امنیت منطقه است و افزود اوکراین می‌خواهد با روسیه و مردم این کشور روابط حسنه داشته باشد.

قبل از آن، سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه در یک کنفرانس خبری گفت حاضر به مذاکره صادقانه، برابر و بی‌طرف با کشورهای خارجی بر سر بحران اوکراین است.

پیشتر نیز آمریکا و روسیه در ادامه تلاش برای حل بحران شبه‌جزیره کریمه، ظرف ۲۴ ساعت دو بار تماس برقرار کردند. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه از جان کری، همتای آمریکایی خود خواست به اقدامات عجولانه ای که به ضرر روابط دو کشور باشد، دست نزند و هشدار داد که تحریم، نتیجه معکوس خواهد داشت.” 

نگرانی جمهوری های سابق شوروی

اما روسیه بیش از آنچه که فکر می شد، در قضیه اوکراین با مشکلات و انزوای شدید روبرو است. چرا که واکنش برخی کشورهای سابق اتحاد جماهیر شوروی از جمله؛ آذربایجان، قرقیزستان و گرجستان نیز به سیاست روسیه در قبال اوکراین منفی بوده و در پی مداخله روسیه در اتفاقات اوکراین، بهانه قراردادن تابعیت روسی را برای اشغال این کشور، یک امر نگران کننده و سیاست آتی دولت روس قلمداد شده است.

به طور مثال؛ خبرگزاری ایسنا در گزارش روز گذشته خود به نقل از خبرگزاری فارسی زبان دویچه وله، با اشاره به مواضع این کشورها عدم واکنش ارمنستان را به این اتفاقات، وابستگی آن کشور به روسیه دانسته و در بخشی از این گزارش آرزو نقی‌یف، کارشناس ارشد مسائل سیاسی یورو- آسیا می نویسد: “موضع دولت و مردم گرجستان و آذربایجان کاملا علیه سیاست‌های مداخله‌جویانه روسیه در اوکراین است. درباره ارمنستان نیز باید گفت که فعلا به خاطر وابستگی شدید به روسیه، سیاست سکوت در پیش گرفته است. سناریوی روسیه در کریمه دقیقا شبیه سناریوهای این کشور در اشغال اوستیای جنوبی و آبخاز گرجستان و ترانس‌نیستریا در شرق مولداوی است و هدف اصلی روسیه اعمال نفوذ و تسلط کامل بر منطقه از طریق اقدامات غیرقانونی و متوسل شدن به زور و خشونت است.”

به نوشته ایسنا، نقی‌یف ادامه می‌دهد: “دولت آذربایجان عملا کسی را که تابعیت کشور دیگری را گرفته، از تابعیت آذربایجان خارج می‌کند، اما مشکل اینجاست که هدف روسیه توزیع هدفمند شناسنامه روسی و تابعیت دادن به جمعی از ساکنین برخی مناطق کشورهای عضو شوروی سابق با هدف دستاویز قراردادن هر اتفاقی برای مداخله نظامی در آن کشور به بهانه حفظ جان روس‌تبارهاست.” 

نارضایتی سفیر اوکراین از ایران

اما در این میان واکنش ایران به این اتفاقات، با توجه به نزدیکی و وابستگی سیاسی و اقتصادی به روسیه، می تواند به نوبه خود جالب توجه باشد.

واکنش هایی که از یک سوی دولت و نیروهای وابسته به نظام نسبت به وقایع و اتفاقات رخ داده در اوکراین بروز کرده و واکنش هایی که از سوی دیگر از سوی رسانه های ایرانی نسبت به این موضوع شکل گرفته است.

در حوزه سیاسی و دیپلماسی کشور، کار تا جایی پیش رفته است که سفیر اوکراین در ایران، روز گذشته طی ملاقاتی که در محل سفارت خانه با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران داشت، ضمن گله از سیاست های چند ماه گذشته ایران در خصوص این کشور گفت : “به نظر می‌رسد طرف ایرانی تمایل چندانی برای حفظ روابط از خود نشان نمی‌دهد. ما تماس‌های خود را با ایران قطع نکرده‌ایم و وزرای خارجه دو کشور همواره در حاشیه‌ تمام کنفرانس‌های بین‌المللی با یکدیگر دیدار و گفت‌وگو می‌کنند. حتی در چندماه اخیر برخی از وزرای اوکراینی به ایران سفر کرده و گفت‌وگوهایی با مقامات این کشور داشته‌اند اما متاسفانه به نظر می‌رسد طرف ایرانی تمایل چندانی از خود نشان نمی‌دهد؛ به‌گونه‌ای که در طول چند ماه گذشته ایران دو بار تاریخ برگزاری پنجمین کمیسیون مشترک اقتصادی میان دو کشور را به تعویق انداخته است.”

وی در این گفت و گو با بیان اینکه؛ “ما هیچ اختلاف نظری با ایران نداریم” ضمن اشاره به اعمال نفوذ روسیه در ایران و وابستگی سیاسی ایران به روسیه گفت:”ما هیچ اختلاف نظری با ایران نداریم. من حتی دیداری با آقای نعمت‌زاده، وزیر صنعت، معدن و تجارت ایران داشته‌ام و به توافقاتی مبنی بر برگزاری کمیسیون اقتصادی دست یافتیم، اما هنوز هیچ‌یک اجرایی نشده است. ممکن است روسیه از ایران درخواست کرده که روابط خود را با کی‌یف کاهش دهد؛ البته من در این زمینه مطمئن نیستم.”

ایسنا در ادامه این مطلب به نقل از وی؛ با اشاره به عدم صداقت روسیه در قبال ایران و عدم تحویل سامانه موشکی S-300  از سوی روسیه گوشزد کرد:”روس‌ها با اینکه چند سال گذشته پول این موشک‌ها را دریافت کرده‌اند، اما این سامانه را به ایران تحویل نمی‌دهند و هر انسان عاقلی با مشاهده این موضوع، متوجه رویکرد روسیه در قبال ایران می‌شود.” 

سکوت معنی دار تهران

اما در این میان، نکته ای که بیش از همه جای سوال دارد، سیاست سکوتی است که ایران در این میان انتخاب کرده و به خوبی حکایت از وابستگی و نیاز شدید نظام و کشور ایران به قدرت استعمار پیر روسیه است.

سیاستی که در این روزها در بسیاری از خبرگزاری ها و پایگاه های اطلاع رسانی وابسته به بخش های اصولگرا و وابسته به نهادهای امنیتی و سپاه، به وضوح قابل مشاهده است.

البته این را باید در نظر گرفت که خبرگزاری های نزدیک به دولت، از جمله خبرگزارهای ایرنا، ایسنا و چند پایگاه اطلاع رسانی، سیاست هایی متفاوت و همسو با خواست مردم اوکراین داشته اند.

به هر حال این مواضع هیچ کدام، موضع رسمی دولت و نظام جمهوری اسلامی نبوده و تا کنون مبادی رسمی دیپلماسی در ایران نسبت به بحران اوکراین، در مقابل روسیه موقعیتی تابع، وابسته و ضعیف داشته اند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large