Skyscraper large

شروع دوباره‌ى دومینوی شکست اقتدارگرایان

+6dfg5df44f

عیسی سحرخیز

شما اگر جای حداد عادل بودید و موقعیت سیاسی و شرایط اجتماعی خود را در خطر می دیدید چه می کردید، کاری کمتر از داد و بی‌داد؟ 

دوست جوانی از من علت حرف‌های اخیر رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس را می پرسید و می گفت که در میان مردم این ضرب المثل جا افتاده است که “دو کلمه هم از مادر عروس بشنو”، اما چرا دست کم در صحنه ی سیاسی که این همه بگو مگو هست و جار و جنجال و شاخ و شانه کشیدن بی‌خود و بی‌دلیل اما با جهت کسی نمی گوید”دو کلمه هم ازپدر عروس بشنو؟” 

من در ابتدا پرسش بالا را با او مطرح کردم و از وی پرسیدم که اگر در جای کسی باشد با پیشینه ی انتخابات مجلس دوره ی ششم و آینده ی خود را در خطر ببیند و نگران باشد که با روند موجود در کشور محتمل است انتخاباتی آزاد یا حتی نیمه آزاد و مستقل برگزار شود، کاری به جز داد و بی‌داد و فرار به جلو می کند؟ 

او با شگفتی اصل ماجرا را پرسید و گفت سن و سالش اجازه نمی دهد که آن چه را چهارده پانزده سال پیش اتفاق افتاده، با جزئیات به خاطر بیاورد و ربط موضوع را با سخنان اخیر غلامعلی حداد عادل درک کند، اما این موضوع را خوب می داند که رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی چرا در انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۹۲ محترمانه از دور رقابت‌ها کنار کشید و به طرفدارانش گفت که به سعید جلیلی رای بدهند و در مجموع چهار میلیونی رای آوردند که بعید است در این میان جمع آرای مرتبط با حداد در کل کشور به دویست سیصد هزار نفر هم برسد و در تهران، حوزه ی انتخاباتی اش، به زور به سی چهل هزار نفر. 

به این دوست گفتم بیا این حرف‌ها و در حقیقت داد و بی‌داد حساب شده را با هم مرور کنیم تا ببینیم به کجا می رسیم. حداد عادل در سخنان پیش از دستور خود به عنوان نماینده ی تهران رئیس جمهور منتخبت ملت را خطاب قرار داده و گفته است: ” شما با شعار اعتدال به پیروزی رسیده‌اید. مردم انتظار دارند که اعتدال توضیح داده شود تا هرکس نتواند خود را زیر نقاب اعتدال مخفی کند. این همان بلایی است که بر سر شعار اصلاحات آمد. ما نگرانیم که بعضی از فعالان فتنه ۸۸ با شعار اعتدال به دولت شما راه پیدا کنند. آنان می‌خواهند زبان منتقدان دولت را با انگ و رنگ افراط‌گرا ببندند”. 

واقعیت این است که رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس در این جای نطق خویش می خواهد خطای حمایت مستقیم از جریان به اصطلاح “افراطگرا” را بپوشاند و به زبان بی‌زبانی، اما با قیل و قال و تهمت و افترا زدن به دیگران به نوعی از جبهه ی پایداری و مصباح یزدی و سعید جلیلی و احمدی نژاد اعلام برائت کند و حسابش را از این گروه از “منتقدان دولت” جدا سازدتا اگر فرصت فراهم شد و حافظه ی تاریخی مردم قد نداد خود را “اعتدالگرا”ی واقعی نیز معرفی کند؛ به این دلیل است که او فرار به جلو می کند و به عنوان سخنگوی ملت هشدار می دهد: “مردم انتظار دارند هرکس نتواند خود را زیر نقاب اعتدال مخفی کند…”. 

بعد به بخش کلیدی اظهارات وی رسیدم و این ادعا که “به نظر می‌رسد عده‌ای که خود به‌علت افراط‌گرایی مولد بحران و فتنه بوده‌اند، با انتخاب شعار دوقطبی اعتدال‌گرا ــ افراط‌گرا از هم‌اکنون برای تصرف مجلس آینده برنامه‌ریزی کرده‌اند.” 

اینجاست که معلوم می شود همه ی دعواها بر سر لحاف ملاست و” انتخابات مجلس آینده”. به عبارت دقیق تر اینجاست که با تمام پنهان کاری‌ها و به حاشیه رفتن ها دم خروس یک باره بیرون می زند و ناگهان ترس از نتایج انتخابات آینده ی مجلس آشکار می شود و راه نیافتن به خانه ملت در شرایط برگزاری انتخاباتی حتی نیمه آزاد و مستقل توسط وزارت کشور دولت حسن روحانی. به این دلیل است که ازهم اکنون عباراتی چون “تصرف مجلس آینده” ابداع می شود تا به عنوان یک راهکار سیاسی بر روی آن تبلیغات گسترده صورت گیرد. 

این همان نکته ی کلیدی ماجراست، ترس و هراس از تکرار رویدادهای سیاسی پس از انتخابات خرداد ۷۶ و شروع دوباره ی دومینوی شکست اقتدارگرایان، از جمله در انتخابات آینده ی مجلس شورای اسلامی. در حقیت تکرارنتایج چنین انتخاباتی کابوس شبانه ی امثال حداد عادل هاست که اکثر قریب به اتفاق آنان آن زمان حتی با دوپینگ شورای نگهبان نیز نتوانستند خود را از مجلس پنجم به ششم بکشانند. البته در این ماجرا حداد عادل یک مورد استثنایی بود چون توانست صندلی علیرضا رجایی را غصب کند و سال‌ها بعد او را راهی زندان اوین کند و زن و بچه‌هایش را آواره ی غربت- همان گونه که دیگر رقبا را نیز پس از انتخابات خرداد ۸۸ راهی زندان ساختند، نمایندگان شجاعی چون بهزاد نبوی، محسن میردامادی و … 

به این دوست جوان یادآور شدم که یک شکست محترمانه در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ و کابوس انتخابات مجلس سال ۸۸ می تواند چنین افرادی را که در صورت اعلام آرای واقعی حتی خواب مجلس را نیز نمی دیدند، اما به کمک احمد جنتی نه تنها به خانه ی ملت راه یافتند، بلکه به ریاست فراکسیون اقتدارگرایان رسیدند و صندلی مهدی کروبی را هم اشغال کردند، به نقطه ی بحرانی و عصبیت بیندازد و شرایط هذیان گویی و داد و بی‌داد کردن. 

 


  • بازنشر از جرس؛ یادداشت “داد و بى داد حداد”
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large