Skyscraper large

آزادى بیان؛ خواست‌ها و برداشت‌ها

x6dfffff-فاریا بارلاس-faria barlas

فاریا بارلاس

آزادى بیان واژه ای است که بسیاری از ما با آن آشنایی داریم. اساسا تصویری که  از جوامع دموکرات و مدنی در دسترس است با مبحث آزادی بیان عجین شده است . در کشور هایی که با حاکمیتی دیکتاتور روبه رو است و گفتمان زور گفتمان برتر و حاکم بر این جوامع است آزادی بیان یکی از عنصرهای مهمی است که معترضان به این نوع جوامع  همواره به دنبال آن هستند. به واقع آزادی بیان نردبان تمرین حقوق سیاسی و اجتماعی شهروندان است و مجموع پله های این نردبان ضمانت کننده حضور شهروند در عرصه سیاسی اجتماعی و سیاسی می باشد. ماده ۱۹ اعلامیه حقوق بشر در مورد آزادی بیان اعلام دارد: هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید و باورهای خویش بیم و اضطرابی نداشته باشند و در کسب اطلاعات و انتشار اطلاعات و افکار خویش از طریق هر رسانه ای بدون ملاحظات مرزی آزاد باشند. آزادی بیان و آزادی های مرتبط به آن همچون آزادی مطبوعات و یا آزادی تشکیل اجتماعات در واقع یکی از مرزهای روشن بین حکومت های مردم سالار و خودکامه محسوب می شود.   ولی آیا مردمی که با حاکمیتی دیکتاتور مواجه هستند درک صحیحی از ازادی بیان را دارا هستند؟ و آیا از این مبحث به درستی و در کانتکست های مناسب استفاده می کنند؟ با توجه به ساختار دیکتاتوری جوامعی به مانند ایران نمی توان انتظار داشت که برداشت شهروندان از مقولاتی به مانند آزادی بیان، یک تفسیر دقیق بوده و پر واضح است که بر مبنای همان برداشت هم نمی توان انتظار استفاده ای صحیح از آن داشته باشیم   در جامعه ای که خودکامگی در نهادهای کوچک و بزرگ جامعه  به وضوح مشهود است  آزادی بیان میتواند به عنوان یک مکانیزم دفاعی در برابر مقابله با این خودکامگی در ضمیر ناخوداگاه افراد شکل گیرد. به این معنا که گاها بعضی از ما در ضمیر ناخوداگاه خود از مبحث آزادی بیان به عنوان مکانیزمی برای تکیه بر خودکامگی فردی استفاده می کنیم. لازم به ذکر است که آنچه در ضمیر ناخوداگاه شکل میگیرد از دایره آگاهی ما خارج است.  برای کسب درک صحیحی از این بحث به نگاه فروید در رابطه با شکل گیری شخصیت می پردازیم: 

فروید شخصیت انسان را از لحاظ اراده و رفتار و اعمال متشکل از سه بخش زیر می داند:

۱- نهاد یا او که کانون غرایز بدوی است و در اعماق ناخودآگاهی ها نهفته است و نسبت به کلیه ارزش ها بی اعتنا است و اعمال نهان تحت نظارت خود و فراخود می باشند .

۲- خود یا من که همان خودآگاهی یا همان عقل است که با دنیای خارج سر و کار دارد و واقعیات را از غیر واقع تشخیص می دهد .

۳- فردخود یا من برتر و یا من متعالی که متاثر از تعلیم و تربیت و دستورات و قواعد اخلاقی و یا مذهبی است .

ضمیر ناخودآگاه ما معمولا از سه طریق برنامه ریزی می شود:

  • برنامه ریزی های دوران کودکی .
  • ضربه های جسمی و روحی .
  • تلقین به نفس .

اولین راهی که ضمیر ناخودآگاه انسان به طریق آن برنامه ریزی می شود آموزش ها و مشاهدات دوران کودکی است . در حقیقت کودکان عملا در یک شرایط ترانس واقعی هستند و از آنجا که هنوز قوه استدلال و تفکر به صورت استقرایی در آن ها شکل نگرفته است نحوه تفکر و استدلال آن ها قیاسی است . کودکان معمولا تا سن چهار و پنج سالگی به این صورت هستند لذا بسیاری از موارد تلقین و یا تقلید در ذهن کودک وارد می شود و تنها بعد از ۵ و ۶ سالگی است که بتدریج تفکر انتقادی و برخورد جستجوگرانه در او شکل می گیرد و او بحث و انتقاد و تردید را در ارزشیابی و پذیرش مطالب کم کم به کار می گیرد . در بسیاری از موارد حتی زمانیکه تفکر انتقادی و منطقی در افراد شکل میگیرد بسیاری از معیارهای ارزشی در ضمیر ناخوداگاه آنان شکل گرفته است و نگاه راشینال و منطقی انان هم نمیتواند دسترسی به این قسمت از ذهن داشته باشد. بنابراین زمانیکه ما از نگاه راشینال به مبحث ازادی بیان مینگریم و طالب ان هستیم این باور الزاما منعکس کننده انچه در ضمیر ناخوداگاه ما میگذرد نیست . 

راه دیگری که معمولا ضمیر ناخودآگاه انسان به طریق آن برنامه ریزی می شود ضربه های شدید جسمی و روحی است . عوامل مختلفی می توانند در جسم و روح ما ضایعات و صدمات شدیدی ایجاد کند و گاه آثار آنها ممکن است تا پایان عمر در ما باقی بمانند در شرایطی که ما تحت تاثیر یک حادثه بزرگ قرار می گیریم تا حدودی از حالت خود بیخودی به ما دست می دهد و در این شرایط است که دریچه ضمیر ناخودآگاه ما بر روی تلقینات مثبت و منفی باز می شود .  بنابراین زمانیکه مردم در شرایط سر کوب و فشار قرار میگیرند متحمل ضربه های روحی می شوند و چنین فشارهایی در ضمیر ناخوداگاه افراد سبب به وجود امدن مکانیزمهای دفاعی می شود که گاها در غالب نگاهی بسیار راشینال و موجه ظاهر می شود. 

در واقع در بسیار از مواقع ما با برداشت ناصحیح از مقوله ی آزادی بیان، بنا به ضمیر ناخودآگاهمان تلاش می کنیم تا رویه ی خود رایی را تفسیر به خیر کرده و تمام مباحث را تحت چتر آن عنوان توجیه پذیر نماییم. به این نکته ی مهم باید توجه داشت که ما به راحتی نمی توانیم بر ضمیر ناخودآگاهمان، آگاهی داشته باشیم و گاه به رد آن نیز می پردازیم. در واقع با انکار این موضوع تلاش می کنیم که واقعیت را بر اساس تمایلات درونی خود شکل دهیم فارغ از آنکه حقیقت وجودی یک واقعیت با خواست ما تغییر نمی کند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large