Skyscraper large

باتلاق “شعار” در کمین دولت

s5df55d-مهدى ساوالان پور- mehdi savalan poor

مهدی ساوالان پور

سخنان وزیر صنعت و معدن دولت یازدهم مبنی بر اینکه رشد اشتغال صنعتی در ایران منفی ۳۶ درصد است نشان از وضعیت اسفناک اقتصاد و اشتغال در کشور دارد که اگر برای آن تدبیری اندیشیده نشود می‌تواند زیر ساخت‌های اقتصادی را به ویرانی بکشد.

این رشد منفی را می‌توان در سیاست‌های تبلیغاتی و بدون پشتوانه دولت احمدی نژاد در امر اشتغال و اقتصاد به  خوبی مشاهده کرد، بر اساس آمارهای اعلام شده دولت نهم و دهم در طی ۸ سال، بیش از هفت میلیون فرصت شغلی ایجاد کرده‌اند که اگر این امر صحت داشت امروز نرخ بیکاری باید کاهش بسیاری را تجربه می‌کرد ولی در حقیقت این گونه نیست.

بدون تردید می‌توان مدعی شد که جامعه ایرانی طی سال‌های ریاست جمهوری احمدی نژاد به ویژه دو سال آخر، سخترین روزهای اقتصادی و معیشتی خود را تجربه کرد که نظیر آن در سال‌های جنگ هم مشاهده نگردید و آمارهای خلاف واقع از رشد اقتصادی تنها برای سرپوش گذاشتن به عملکرد نامناسب دولت وقت صورت می‌گرفت.

به عنوان مثال احمدی نژاد در ۲۷ دی ماه سال ۱۳۹۱ در ادامه سیاست‌های شعارگرایانه، در سخنانی میزان رشد اقتصادی کشور را ۵ درصد اعلام کرده بود که بر اساس نظر کارشناسان و اقتصاددانان، در آن هنگام رشد اقتصادی کشور منفی و در خوشبینانه ترین حالت صفر بوده است.

با پیروزی حسن روحانی در انتخابات دور یازدهم ریاست جمهوری، پاسخ محکم مردمی بود که از تبلیغات دروغین و شعارهای مسئولان خسته شده بودند و امید بسیاری می‌رفت که دولت یازدهم دولتی پاسخگو به مطالبات مردم و حسن روحانی رئیس جمهوری واقع گرا و دور از شعارهایی باشد که در طول حیات جمهوری اسلامی به اشکال مختلف بیان شده است.

زمانی شعارهای آب و برق و مسکن رایگان و تشکیل دولتی برخاسته از قشر مستضعف، شعارهای استراتژیک بود که در ابتدای انقلاب بسیار شنیده می‌شد و پس از آن وعده‌هایی پرطمطراق نظیر اقتصاد قوی، اجتماعی منسجم، احترام به کرامت انسانی و خرد جمعی، پاسخگویی و حرکت در جهت مطالبه مردم، بخشی از شعارهایی بود که همواره در تبلیغات انتخابات‌ها از زبان کاندیداهایی که سودای قبول مسئولیت را داشتند بیان گردید.

این درحالی است که در طول سال‌های پس از انقلاب همواره تورم و فشار اقتصادی باری بر دوش عامه مردم ایران و کرامت انسانی حلقه ای گمشده در میان جامعه سیاسی کشور بوده است که هیچگاه پاسخگوی مناسبی را از جانب نظام بر خود ندیده است.

هرچند حسن روحانی در مهرماه گذشته در سخنانی گفته است: “مردم از اینکه فقط حرف می‌شنوند خسته شده‌اند، مردم از اینکه یک عده می‌آیند فقط یک طرفه سخن می‌گویند و به مسائل دیگر که مهم هم هست اشاره نمی‌کنند، خسته شده‌اند؛ مردم از آنهایی که می‌آیند آمارهای دقیقی ارائه نمی‌دهند خسته شده اند؛ اما به نظر می‌رسد  یازدهمین رئیس جمهور ایران نیز چندان با با بقیه مسئولان نظام جمهوری اسلامی تفاوتی ندارد و هرچند در تبلیغات قبل از انتخابات از سیاست‌های عامه‌گرای احمدی نژادی گلایه و آنرا نوعی فریب مردم دانسته بود، با گذشت شش ماه از آغاز به کار دولت به همان سیاست رجوع کرده است.

در صحت این مساله شکی وجود ندارد که حسن روحانی نمی‌خواهد پایگاه اجتماعی خود را در میان اقشار مختلف جامعه از دست دهد و به دلیل موفق نبودن در عرصه‌های داخلی باز هم سیاست شعار دادن را بهترین گزینه برای مقبولیت می‌بیند و از همین رو تلاش دارد مشکلات خود را در حل مسائل سیاسی و اقتصادی را با مسکوت گذاشتن آن پیش ببرد.

حل مشکلات اقتصادی یکی از خواسته‌های اصلی مردم بوده و می‌باشد که یازدهمین رئیس جمهور ایران به آن اذعان دارد و برای حل آن وعده‌های بسیاری داده بود، وی روز ۱۷ دی در جمع استانداران بیان کرده است :”معیشت مردم در یک شرایط مطلوب نیست و ما برای بهبود این شرایط راه درازی را در پیش داریم.”

بیان کردن مشکلات اقتصادی مساله تازه‌ای نیست زیرا این مساله را عامه مردم هر روزه لمس و با آن زندگی می‌کنند و متاسفانه حاکمیت چشم خود را بر روی این امر بسته است که جامعه ایرانی با انتقاد از وضعیت موجود، به این باور رسیده است که با توجه به شرایط کنونی و حاکمیتی راه نجات برای آنها بسته استو هر فردی سرکار باشد این مردم هستند که بازنده‌اند.

دولت روحانی در حالی پاسخ مثبت را از مردم دریافت کرد که پاسخ‌گویی یکی از مطالبات مردم بود که در دوره‌های گذشته و به آن توجهی نشده و همواره مسئولان از این مساله شانه خالی کرده بودند و به نظر می‌رسد عدم پاسخگویی دولت روحانی نیز تبدیل به یکی از چالش‌هایی شود که گریبان دولت یازدهم را خواهد گرفت.

طی سی و پنج سال گذشته ملت ایران مشکلات بسیاری را تجربه کرده و فرصت‌های بیشماری را به واسطه سیاست مداران نابخرد از دست داده است که این مساله موجب رشد روز افزون بیکاری، فقر، کاهش ارزش پول ملی و در بعد بین‌المللی افول جایگاه اجتماعی مردم ایران را تجربه کرده است و این امر مطالبه جامعه را از رئیس جمهوری که با رای آنان به پاستور راه پیدا کرده است را برای شفاف سازی و پاسخگویی دو چندان می‌کند.

حسن روحانی بدور از شعارهایی که تاریخ مصرف آنها تمام شده است باید با نهادینه کردن فرهنگ پاسخ‌گویی به مردم پاسخ دهد که چگونه و با چه روشی می‌خواهد فقر و بیکاری را در جامعه متلاشی کند و چه راهکاری برای میلیونها ایرانی دارد که زیرخط فقر زندگی می کنند؟

وی باید بدور از شعارهای عامه پسند پاسخ گوی این سوال باشد که روش بازگرداندن غزت ایران و ایرانی چیست و چه اقدامی در این جهت در حال انجام است؟ امری که تا کنون و در حالی که بیش از شش ماه از حیات دولت یازدهم می گذرد به معنای واقعی اتفاق نیافتاده است و دور نیست زمانی که دولت روحانی نیز در باتلاق شعار زدگی فرو رود.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large