Skyscraper large
گفتگو با نخستين رييس دانشگاه تهران پس از انقلاب:

دیگر تحمل این فشارها را ندارم

df897g77f

مژگان مدرس علوم

«مگر آقای رئیس جمهور وعده حقوق بشر و آزادی را به مردم ندادند، پس این قول و قرارها چه شد؟ فقط در این چند ماه شاهد افزایش آمار بازداشت ها و اعدام ها بودیم و احکام بالایی که برای شهروندان صادر می کنند. جز اینکه دوستان را می برند وزارت اطلاعات و تهدید می کنند کاری در زمینه حقوق بشر و آزادی های مدنی صورت نگرفته است.»

این اظهارات دکتر محمد ملکی، اولین رئیس دانشگاه تهران پس از انقلاب است که اواخر هفته گذشته از طریق تماس تلفنی بازجو با فرزندش به وزارت اطلاعات احضار شده است. این احضار تنها چند ساعت پس از سخنرانی حسن روحانی و انتقاد وی از سکوت دانشگاهیان صورت گرفته است.

دکتر محمد ملکی با ابراز ناراحتی از تداوم و افزایش فشارها در گفتگو با “راه دیگر” می گوید: “حدود ساعت پنج و شش بعد از ظهر بود که پسرم تماس گرفت و گفت که بازجوی من با او تماس گرفته و خواسته تا فردا او و من به وزارت اطلاعات برویم. به پسرم گفتم که اگر شماره بازجو را دارد با او تماس بگیرد و شرایط نامساعد جسمانی من را توضیح دهد و اگر مسئله ای هست احضاریه کتبی بفرستند. بعد از یکی و دو ساعت که پسرم تماس گرفته بود، بازجو با من تماس گرفت و همانجا اعتراض کردم که چرا هر بار با من کاری دارید مزاحم پسرم می شوید و او را به وزارت اطلاعات می برید و سوالات نامربوط از او می پرسید؟ پسر من اصلا سیاسی نیست و مدرک لیسانش را هم به علت اینکه فرزند من است، مصادره کرده اید و به او نمی دهید و هیچ جا کار به او نمی دهند و مجبور است کار آزاد کند. با این مشکلات دوباره دست از سرش بر نمی دارید. بازجو گفت که شماره تلفن من را گم کرده و می خواسته من را ببیند و بخاطرهمین با پسرم تماس گرفته است. خلاصه از این بهانه ها و بازی های همیشگی… همانجا بهشان گفتم که این بار اول نیست که شما با پسرم تماس می گیرید و چند بار او را به وزارت اطلاعات برده اید و مزاحمش شده اید. اگر من مرتکب گناه و جرمی شده ام و نامه ای نوشته ام به خانواده ام چکار دارید؛ آنهم دقیقا چند ساعت بعد از اینکه آقای رئیس جمهور از استادان دانشگاه می خواهد که بنویسند و انتقادات خود را مطرح کنند. تا الان رعایت کردم اما دیگر تحمل این فشارها را ندارم و به همه جا اعلام می کنم چه می کنند و تحت چه فشارهایی هستیم…”

این فعال با سابقه ملی ـ مذهبی ادامه می دهد: “نامه ای هم در اعتراض به این برخوردها نوشتم که در سایت ها منتشر شد؛ نه تنها وضعیت من اینطور است بلکه بسیاری از خانواده های زندانیان سیاسی همین وضعیت را دارند و تحت فشارهای مختلف قرار دارند. برای همسر و فرزندانشان مشکل ایجاد می کنند و آنها را تحت فشار می گذارند. اگر کسی مرتکب گناهی شده، طبق قانون باید به دادگاه ببرند و مجازاتش کنند؛ دیگر گناه زن و بچه چیست که هر لحظه باید در ترس و واهمه باشند. بارها به خانه ما ریخته اند و بیش از صد جلد کتاب که دولت اجازه چاپش را داده را بهمراه کامپیوتر و… با خود برده اند. سوال من هم این است تا چه زمانی این وضعیت می خواهد ادامه پیدا کند؟! خودشان هم می دانند که من بیمارم و سرطان و فشار خون و بیماری قند دارم و این فشارها برایم مناسب نیست.”

روز سه شنبه ۱۵ بهمن حسن روحانی در جمع روسای دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی ایران، از دانشگاهیان به خاطر خودداری از اظهارنظر صریح در مورد توافق نامه اتمی ژنو گله کرد و از دانشگاهیان خواست تا به نقد مسایل مختلف بپردازند. او در بخشی از سخنان خود خطاب به دانشگاهیان گفته است ” آیا فقط عده‌ای معدود کم‌سواد که از بخش‌های خاصی تغذیه می‌شوند باید حرف بزنند اما بزرگان، دانشگاهیان و اساتید ما سکوت کنند؟ چرا فریاد نمی‌زنید، چرا وارد میدان نمی‌شوید؟”

دکتر ملکی که به فاصله چند ساعت پس از اظهارات حسن روحانی به اطلاعات احضار شده است، در نامه ای پرسیده است که با وجود چنین برخوردهایی، چطور می توان انتظار داشت که دانشگاهیان سکوتشان را بشکنند؟

رئیس جمهور همچنین در گفتگویی که از تلویزیون ایران پخش شد در مورد سیاست خارجی دولتش گفت که با حمایت مردم، تحولی بزرگ در روابط خارجی کشور ایجاد شده است.

محمد ملکی در این زمینه تصریح می کند: “در مورد فرمایشات آقای روحانی در خصوص سیاست خارجی باید بگویم تمام مشکلاتی که الان گرفتارش هستیم، خود اینها و نظام بوجود آورده اند. حکومت ایران سی و پنج سال، شعار مرگ بر این کشور و آن کشور را داده و سفارت آمریکا را اشغال کرده و مسائل دیگری که باعث بحران در سیاست خارجی شده است. کشورهای دیگر هم وقتی این موضعگیری های را از طرف حاکمیت ایران می بینند اقدام متقابل می کنند که اعمال تحریم ها یک نمونه آن است و شاهدیم که الان مردم با این وضعیت وخیم اقتصادی و فساد و فحشا در فلاکت بسر می برند.”

این استاد سابق دانشگاه با طرح این پرسش که در عرصه سیاست داخلی هم باید پرسید آقای رئیس جمهور تاکنون چه کرده اند؟ می افزاید: “آیا اقلام و اجناس ارزان شده است؟ ما جز گرانی در این مدت چیزی ندیدیم. از زمان شروع دولت جدید هم که رئیس جمهور چندین گاف بزرگ داده است. یکی سخنرانی که در اهواز کردند و شعارهایی را علیه آمریکا و اروپا بیان کردند که جز مشکل آفرینی نتیجه دیگری نداشت و بلافاصله شاهد عکس العمل آمریکا و غرب بودیم. یا همین مسئله توزیع سبد مواد غذایی به مردم که چه افتضاحی بدنبال این مسئله ایجاد شد، حتی شنیدم که یکی و دو نفر هم زیر دست و پا جانشان را از دست دادند؛ آنهم توزیع برنج هندی که خودشان اعلام کرده اند فاسد است و گوشت یخ زده و…”

اشاره دکتر ملکی به ارائه بسته ای از کالاهای مصرفی به بخش‌هایی از شهروندان کم درآمد توسط دولت است، که نحوه توزیع این کالاها و شیوه تعیین مشمولان دریافت این کمک ها، انتقادهایی را به دنبال داشته است. تشکیل صف های طولانی برای دریافت سبد کالا و تعلق نگرفتن این کمک ها به بخش هایی از کارگران و مستمری بگیران از جمله موضوعات اصلی این انتقادها بود.

این فعال ملی مذهبی به عدم تحقق وعده های روحانی در زمینه حقوق بشر اشاره کرده و تاکید می کند: “ایشان مگر وعده حقوق بشر و آزادی را به مردم ندادند پس این قول و قرارها چه شد؟ فقط در این چند ماه شاهد افزایش آمار بازداشت ها و اعدام ها بودیم و احکام بالایی که برای شهروندان صادر می کنند. همین چند وقت پیش حکم بالای یازده سال زندان به یکی از دوستان ما آقای هاشمی که استاد دانشگاه است داده اند؛ آنهم به اتهام ملی ـ مذهبی بودن، در حالیکه وقتی ملی ـ مذهبی ها تشکیل شدند او بچه بوده و در سیاست نبوده است. خلاصه این هم از جمله مشکلاتی است که در عرصه سیاست داخلی شاهدش هستیم. جز اینکه دوستان را می برند وزارت اطلاعات و تهدید می کنند کاری در زمینه حقوق بشر و آزادی های مدنی صورت نگرفته است.”

وی بیان می کند: “با این نظر هم موافق نیستم که رئیس جمهور اختیاری ندارد. قانون اساسی می گوید رئیس جمهور مسلط بر سه قوه است، پس چرا اعمال قدرت نمی کند؟ اگر واقعا نمی گذارند کاری انجام دهد، چرا با مردم در میان نمی گذارد؟ چرا نمی گوید این نهاد و مقام و..نمی گذارند من کاری انجام دهم؟ قضیه این است که ایشان بر مسند ریاست جمهوری تکیه زده و نمی خواهد این مقام را از دست دهد و تمام حرف ها بهانه است. وگرنه ایشان باید از جایگاه خود استفاده کند و اعمال قدرت کند و پای وعده های خود بایستد. وقتی ایشان اطاعت محض از ولی فقیه می کند ـ همانگونه که در صحبتهایش همیشه به این مسئله اشاره می کند ـ نتیجه اش این می شود که هر گروهی که خود را وابسته به ولی فقیه می دانند هر کار غیرقانونی که دلشان می خواهد انجام دهند.”

دکتر محمد ملکی، در ۱۲ تیرماه ۱۳۶۰ به علت مخالفت و انتقاد از بسته شدن دانشگاه‌ها، بدون ارائه مجوز و ذکر اتهام بازداشت و مدت ۵ سال را در سخت‌ترین شرایط و شکنجه‌ها در زندان جمهوری اسلامی به سر برد. 

وی مجددا در تاریخ ۲۱ اسفند ۱۳۷۹ در منزل بسته نگار، داماد محمود طالقانی به همراه تعدادی از دوستان فعال ائتلاف نیروهای ملی – مذهبی توسط دادگاه انقلاب دستگیر شد و پس از حدود ۷ ماه تحمل زندان برای محاکمه آزاد شد و در یک دادگاه غیرعلنی و غیرقانونی محکوم به ۷ سال زندان تعلیقی گردید. 

این فعال ملی ـ مذهبی در جریان اعتراضات مردم ایران به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ شنبه ۳۱ مرداد بار دیگر بازداشت و پس از تحمل ۱۹۱ روز حبس، در روز دوشنبه مورخ ۱۰ اسفند ۱۳۸۸ با قرار کفالت آزاد شد. او به سرطان پروستات مبتلاست و از بیماری دیابت و نارسایی‌های قلبی نیز رنج می برد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large