Skyscraper large

مهدى کروبى؛ از حبس تا حصر

d65g444f

علی ایزدی

محسنی اژه‌ای مفتخرانه اعلام می کند که مهدی کروبی رفع حصر نشده ، سپس برای اینکه مسئولیت این افتخار را متوجه مردم نیز نماید می گوید : ” در سال ۸۸ فتنه عظیمی در کشور رخ داد و ظلم بزرگی به مردم نظام شد .” رئیس قوه قضائیه در ادامه می افزاید :

” کسانی که مرتکب این مسائل شده اند باید تاوان خود را پس بدهند . “ 

اژه‌ای این افاضات را نیز به کلام خود مزین می نماید که :

” مردم انتظار دارند با این افراد بر خورد شود .” و باز این ادعای مضحک و تکراری را مطرح می کند که : ” نظام ارفاق بزرگی به آنها کرده است و راٌفت زیادی نسبت به سران فتنه خرج داده .” 

چرا کروبی به منزل شخصی‌اش منتقل می شود؟

در توجیه دلیل انتقال آقای کروبی از مکان امن وزارت اطاعات به خانه خودش مواردی قابل ذکر می می باشد . 

اولاٌ : از آنجائی که مسئولین جمهوری اسلامی در برخورد با رهبران جنبش سبز بارها مدعی برخورد مهربانانه و بر آمده از عطوفت اسلامی شده اند ، با جابجائی ایشان و تغییر ماهیت عدم آزادی ایشان از حبس به حصر خواستند تا جلوه‌ای از بخشش و راٌفت اسلامی خود را به نمایش بگذارند ! اگر چه در عمل با تدبیر امنیتی اغراق آمیزی که به واسطه ابزارهای ثبت دید و شنود تعبیه شده در منزل شخصی کروبی دیده می شود اصل و ماهیت قضیه در حبس ماندن ایشان و تحت فشار به ویژه بلا تکلیف ماندن تغییری نمی نماید . 

ثانیاٌ : از آنجائی که پزشکان معالج آقای کروبی وخانواده ایشان بارها تآکید نموده اند که در ساختمان وزارت اطلاعات شرایط بهداشتی شایسته و کافی برای ادامه ماندگاری ایشان با توجه به وضعیت جسمی و سلامتی کروبی مناسب نیست ، بنابراین مسئولین بناچار مصمم شدند تا برای رفع مسئولیت‌های بعدی خویش در هر گونه اتفاق احتمالی که متعاقبا خطری برای سلامتی کروبی خواهد بود این گونه عواقب رفتاری خود را در ادامه حبس یا حصر کروبی توجیه نمایند ، به عبارت دیگر مسئولین قضائی یا اطلاعاتی فردا مدعی خواهند شد که به واسطه عطوفت اسلامی و برغم آن که کروبی مقصر بوده و توبه هم نکرده است شرایط مساعدی را برای وی فراهم نموده اند ! 

ثالثاٌ : جمهوری اسلامی با تغییر فرم عدم آزادی آقای کروبی از حبس به حصر ، ضمن این که زیرکانه می تواند مدعی شود که شرایط زیستی ایشان را بهتر نموده ، اما عملاٌ فشار وارد بر وی را با اعمال کنترل‌ها ی بیشتر در منزل مسکونی ، افزایش دهد. به بیان دیگر نظام می خواهد و می تواند یک نوع بهره برداری تبلیغاتی از این انتقال از حبس به حصر بنماید ، به ویژه درراستای توقعات مردمی که به روحانی رأی داده اند و یکی از خواسته‌های جدی آنان آزادی رهبران در حبس بوده است و چه بسا از این دریچه شبه چراغ سبزی دادن به روحان.ی و در این رهگذر است که مسئولین اطلاعاتی به قول آقای محمد حسین کروبی تا به حال نیز مدعی بوده اند که کروبی طی سه سال اخیر در منزل شخصی‌اش در حصر بوده نه در حبس ! که این خود بیانگر و نشان دهنده حساسیت آنان نسبت به پذیرش این موضوع بوده که کروبی عملاٌ در حبس در مکان امن وزارت اطلاعات بوده نه در منزل شخصی خود . 

مردم و رهبران در حبس

جمهوری اسلامی حسب عادت دیرینه خود درباب تضییع حق هر مخالف و منتقدی که تسلیم تمنیات رژیم نمی شود برای خاموش کردن هر صدایی در امتداد فضای خفقان ، پای مردم و حقوق آنان را به میان می کشد ، یک نمونه ساده چنین جو کاذبی در بهره برداری و سوءاستفاده ازنام مردم ، تاکیدی است که محسنی اژه‌ای در سخنان ۱۴ بهمن خود می نماید مبنی بر آن که در فتنه ۸۸ ظلم بزرگی به مردم و نظام شد ، اتفاقَآ با نیرنگ خاصی نام مردم مقدم بر نظام آورده شده تا وانمود شود که نظام از ظلمی که بر مردم رفته ، اصولاٌ رهبران جبنش اعتراض را مستحق ماندن در حبس می داند. در ادامه او می افزاید ، مردم توقع آن را دارند که با موسوی و کروبی برخورد شود ، یعنی بازپای حقوق ملت به میان می آید ، حتی زمانی که خود نظام می خواهد به رهبران جنبش مردمی ستم روا دارد. اما مردمی که جمهوری اسلامی مدعی آن است که باید در جهت دفاع از حق آنان رهبران مخالف متنبه شوند را می توان در سه دسته زیر تقسیم بندی نمود : 

۱ـ اقلیتی که واقعأ طرفدار و خواهان نظام حتی در شرایط فعلی و با تمام نابسامانی‌ها هستند ، آنانی که به ولایت فقیه پای بندند و حقیقتآ از دیدگاه ایدئولوژیک بدان معتقدند. و یا عده‌ای که منافع‌شان به واسطه مادی یا منزلت کاذب اجتماعی وابسته به بقای جمهوری اسلامی تحت هر شرایطی است . 

۲ـ بخش قابل توجهی از مردم که چه بسا تا حد اکثریت آماری در جامعه توسعه می یابد ، کسانی اند که نگاه تؤام از بی‌تفاوتی و انفعال نسبت به رفتارهای جمهوری اسلامی دارند. طبعأ برای این بخش از جامعه تغییر در شرایط رهبران جنبش سبز یا اصولاٌ سایر زندانیان سیاسی حائز اهمیت چندانی نیست ، چرا که از دید این گروه از مردم حرکات نظام اسلامی بازی‌ای بیش نیست و در نتیجه حتی مخالفان و متقدان رژیم خواسته یا ناخواسته به بازی گرفته می شوند یا به نحوی بازیچه حکومت هستند . 

۳ـ اکثریتی که واقعأ مخالف نظام اسلامی و به ویژه ولایت فقیه اند . در بین این اکثریت مردمی نیز قرار می گیرند که اصولأ دیگر به دین واسلام اعتقاد چندانی ندارند و تقصیر را نه تنها به گردن مسئولین حکومتی که ذاتأ دین و ایدئولوژی اسلامی یا انقلاب می اندازند. اما همه این گروه مخالف در حبس ماندن منتقدین و رهبران جنبش سبز هستند ، چرا که چنانچه امیدی به نجات جامعه ایران داشته باشند قطعأ گام‌های اولیه را دراین راه آزادی هر مخالف و منتقد در بند می دانند  

صرف نظر از اینکه چند درصد از مردم همراه جنبش اعتراضی سال ۸۸ بوده اند و چرا به این حرکت معترضانه پیوسته اند؛ این دسته از مردم متعلق به هر دو گروه بی‌تفاوت یا منفعل و مخالف بوده اند و به همین دلیل اصولأ چنین مردمی نمی توانند خواهان ستم بر رهبرانی باشند که رژیم حبس و تأدیب آنان را به در خواست مردم مرتبط می نماید . بدیهی است که گروه اول در تقسیم بندی فوق به واسطه برخورداری از منافع مشترک با نظام از آنجائی که اتفاقات سال ۸۸ را فتنه می دانند طبعأ معتقد به برخورد با فتنه گران هستند. اما بهرحال شاید به سختی ۳۰ در صد از جامعه خواهان تداوم ستمی که بر مخالفان و منتقدان می رود باشند . 

کروبی و مقوله محاکمه

آقای کروبی در طول مدتی که در بند است به کرات خواستار محاکمه علنی خود شده و با حضورهر هیأت منصفه در دادگاه رسمی خود مخالفتی ندارد. ایشان اخیرأ نیز اعلام نموده که حتی امثال مصباح یزدی نیز می تواند در جایگاه کسانی قرار گیرند که او را البته در یک دادگاه علنی به چالش می کشند. کروبی تأکید می کند که راضی به هرگونه نتیجه چنین دادگاهی خواهد بود بدیهی است که مهدی کروبی می داند که برگزاری یک محاکمه علنی شرایطی را فراهم خواهد نمود که او می تواند به افشاگری کامل در زمینه مسائلی که در جریان انتخابات ۸۸ صورت گرفته و سوابق کسانی که پیش از آن نیز در تلاش برای رسیدن جامعه ایران به وضعیت بحرانی سیاسی فعلی بوده اند ، بپردازد.آنچه که جبهه مخالف یعنی جمهوری اسلامی و حاکمیت از آن وحشت دارد ، بنابراین فراهم کردن زمینه‌ای که شرایط یک دادگاه علنی و آزاد برای کروبی یا موسوی و با حضور همه رسانه‌ها باشد دست کم در وضعیت فعلی ممکن بنظرنمی رسد برعکس نظام ولی فقیه همواره به دنبال دو آلترناتیو در جهت تخفیف رهبران مخالف است. حالت ایده آل برای آنها توبه و تسلیم آنان است که البته پذیرش این شکل قضیه از سوی رهبران جنبش مردمی محال است و صورت خفیفتر توسل رژیم به این سیاست می باشد که سرانجام همان رأفت اسلامی که از آن دم می زنند باعث شود که به اصطلاح سران فتنه بدون توسل به توبه یا تسلیم مورد عفو حکومت قرار گیرند .

اما آخرین واکنش‌ها از سوی پور محمدی وزیر دادگستری مطرح می شود مبنی بر اینکه :

” نظام هوشمندانه تلاش می کند تا از فتنه جلوگیری کند .” 

وزیر دادگستری که در اولین نشست خود با اهل رسانه حاضر شده می گوید :

” اینکه کسانی که محکوم شدند بخواهند توبه کنند می توانند به جامعه بازگردند و بگویند که ما قانون مند هستیم و به آرامش کشور پایبندیم و اگر چنین چیزی را اعلام کنند می توانند مشمول عفو شوند .” 

این اظهارات وزیر دادگستری کابینه اعتدال که خود بری از هر گونه اعتدالی است خود تلویحا موید سه نکته خطیر می باشد :

  • اولاٌ: اتهام و محکومیت کروبی و موسوی به حق بوده است، چون می گوید کسانی که محکوم شدند .
  • ثانیأ : تنها راه نجات آنان توبه یعنی تسلیم بلامنازع است نه محاکمه‌ای که حتی منجر به اثبات اتهام آنان شده و در نتیجه فرضأ متعاقب این محکومیت نادم گردند .
  • ثالثأ : رهبران جنبش سبز باید قانون مدار شوند. البته قانون مندی در این معنا یعنی اطاعت مطلق از ولایت فقیه‌ای که پیش از این حکمش را دست کم درباب انتخابات ۸۸ باطل دانسته بودند، اما چنانچه بدین شکل آنان تسلیم قانونی نظام شوند ، آنگاه عفو شامل حالشان خواهد شد . 

شرایطی که پورمحمدی برای آزادی احتمالی رهبران مخالف اعلام می نماید در واقع امتیازی برای آنان محسوب نمی شود تا دراین راستا بتوان خوشبین بود که دولت روحانی در مقابل قوه قضائیه جمهوری اسلامی گام‌های معقول و منطقی را در جهت رهائی رهبران جنبش سبز از حبس برخواهد داشت ، بویژه اگر بخواهیم این اظهارات انفعالی روحانی را در حاشیه اجلاس داووس و در پاسخ به خبرنگاری در نظر داشته باشیم که :” هیچ کس تا ابد در حبس نخواهد ماند ” !

 


  • بازنشر از جرس
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large