Skyscraper large

چرا فرار از خانه؟

x6dfffff-فاریا بارلاس-faria barlas

فاریا بارلاس

امروزه  جامعه ایران به خصوص به دلیل پیچیدگی های خاصی که در سطح و  ژرفای روابط  انسانی و جمعی در آن ها وجود دارد با مشکلات و مسایل فراوانی در زمینه های فرهنگی و اجتماعی روبه رو است و همواره در معرض آسیب های اجتماعی قرار می گیرد. از جمله این آسیب ها می توان به ترک اختیاری و گاه اجباری فرزندان خانواده از خانه اشاره کرد.

در جامعه ما به دلیل معیارها و هنجارهای مذهبی و خانوادگی این رفتار یک نوع آسیب اجتماعی محسوب می شود. البته لازم به تاکید است که در اینجا منظور فرار اعضای خانواده و به خصوص دختران از فضای خانه است .

برای «فرار» تعاریف متعددی وجود دارد. بعضی معتقدند، فرار جزو علایم اختلالات رفتاری شدید محسوب می‌شود و نه به دلیل ماهیت آن، بلکه به دلیل فراهم آوردن مسایل و مشکلاتی که برای فرد و اجتماع به دنبال دارد. فرار را می‌توان این اینگونه تعریف کرد: میل به رهایی از قید خانواده که نوجوان در طلب آن می باشد که ممکن است به فرار از سرپرستی و نظارت پدر و مادر منجر گردد. در تعریف دیگری فرار مکانیسمی است در جهت یافتن مجالی برای اثبات وجود فرد که در خانه چنین فرصتی را نیافته است.

فرار از خانه می تواند یکی از بازتاب های خشونت خانگی باشد که به دلیل تاثیرات اجتماعی قابل تامل است.  اعمال خشونت های روحی و جسمی از سوی اعضای خانواده عامل بسیار مهمی در فرار فرزندان است. بسیاری از قربانیان خشونت خانگی به دلیل حس ناامنی از اشاره به چنین مشکلاتی سر باز می زنند و فرار از محیط را به عنوان تنها راهکار در عدم مواجه شدن با چنین مشکلاتی می پذیرند. لازم به ذکر است که خشونت در خانواده پیامدهای بسیار پرهزینه ای را در بر دارد که در اینجا تنها به یک مورد  فرار فرزندان از این محیط اشاره شده است.  فرزندان خانواده که فرار از محیط خشونت آمیز خانه را تنها راه حل به منظورکسب امنیت خویش می بینند پس از فرار با بحران های روحی بیشتری که  نتیجه مشکلات اقتصادی است رو به رو میشوند.  بسیاری از این افراد برای غلبه بر این مشکلات و بحران ها به سوی رفتارهای ناهنجار مانند اعتیاد و یا فحشا سوق داده می شوند. و به این صورت است که این سیکل معیوب هر روز پررنگ تر از پیش می گردد.

گاهی اوقات فرار، به عنوان تنها انتخاب برای یک شکل بزرگ به نظر می‌رسد. به معنی ترک ارادی خانه یا محیط نظارت شده می‌باشد. معمولا فرار به منظور دوری یا اجتناب از بعضی چیزها، یا برای یافتن و به دست آوردن بعضی چیزیهای دیگر صورت می‌گیرد. یک فرد فراری لزوما یک مفقود شده به حساب نمی‌آید، زیرا فرد مفقود شده فردی است که ممکن است گم، ربوده یا مجروح شده، یا آن که برخلاف میلش در جایی نگه داشته شده باشد. یک نوجوان فراری همانند نوجوان که شب هنگام پنهانی از خانه خارج می‌شود تا با دوستانش اوقات خود را بگذراند، نیست. 

در فضای خانه محدودیت مطلق و آزادی مطلق می تواند صدمات جبران ناپذیری بر شخصیت فردی و اجتماعی فرزندان خانواده وارد سازد که فرار از خانه تنها یکی از آنها محسوب می شود. در شرایط محدودیت مطلق فرزندان از آزادی و اختیار لازم و متناسب با شرایط سنی و اجتماعی محروم می شوند و این محرومیت بر شکل گیری و رشد سالم عزت نفس فرزندان تاثیرات مخربی را بر جای می گذارد.  اعضای خانواده که در فضای خانه فضای رشد را نمی یابند به ناچار به سوی محیط خارج از خانه سوق داده می شوند چرا که انسان بر اساس طبیعت خود همواره به دنبال رشد روحی و شخصیتی است که اختلال در روند طبیعی آن سبب بروز رفتارهای ناهنجار همانند فرار از خانه می شود.  

از مهمترین پیامدهای فرار در خانواده ، ایجاد مشکلات عاطفی و روحی روانی برای اعضای خانواده خصوصا پدر و مادر است، رفتار والدین پس از فرار فرزند در برخورد با فرزندان دیگر تغییر می کند، آنها بدون بررسی دقیق مسئله فرار فرزندشان، شیوه تربیتی خود را تغییر می دهند و بیش از پیش سخت گیر می شوند و یا بیش از حد فرزندان خود را آزاد می گذارند .

اغلب فرزندانی که از خانه گریزان شده اند به نوعى با نارسایى و کمبودهایى در داخل خانواده روبه رو بوده اند.

بر اساس تحقیقی  فرار به عنوان یک پیش زمینه مهم برای دیگر رفتارهای خلافکارانه در نظر گرفته شده است. این تحقیق نشانگر آن بود که  که فرار به عنوان یک انحراف، منجر به انحرافات رفتاری دیگر مانند دزدی می‌شود. تخلفاتی که معمولا در طول دوره فرار انجام می‌شود عبارتند از سیگار کشیدن، مشروب خوردن و تماشای فیلم های مبتذل، و سپس جرم‌های خشونت آمیز، سو مصرف مواد و تخلفات مرتبط با مسایل جنسی را به دنبال دارد.. افراد فراری در طول دوره فرار، رفتارهای منحرفانه بیشتری نسبت به زمانهای دیگر انجام می‌دهند و علاوه بر این، خلافهای آنها در زمانهایی که از خانه فرار می‌کنند جدی‌تر از اوقات دیگر است. بطور کلی می‌توان گفت که فرار به شکل نزدیکی با انحراف و اعمال ناهنجار مرتبط است که در آن دوره (در زمان فرار) انجام می‌شود و در واقع یک عامل عمده در رفتار ناهنجار نوجوان است. 

بنابراین مساله فرار فرزندان خانواده تنها یک مشکل فردی و خانوادگی محسوب نمی شود و تبعات آن در دراز مدت گریبانگیر دیگر اعضای جامعه نیز می گردد. سیر صعودی گسترش رفتارهای ناهنجار که در نتیجه فرار فرزندان از خانه است یک نمونه از نتایج این آسیب اجتماعی محسوب می شود. درک عواملی که سبب تحریک فرزندان به فرار از خانه می شود می تواند واکنش ما را از طرد این افراد در جامعه به رفتارهای سازنده تر تغییر دهد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large