Skyscraper large

رفع حصر؛ غفلت و تغافل

javad1 - Copie-محمدجواد اکبرین mohamad javad akbarein

محمدجواد اکبرین

پیام شوراى هماهنگى راه سبز امید براى «اعلام همدلی و همبستگی با عزیزان درحصر و حبس مان» حاوى نکته اى دقیق و “راهبردى” است که عدم توجه به آن مى تواند دولتى که به برکت همراهى جنبش سبز در خرداد ٩٢ به قدرت رسیده را ناتوان و ناکارآمد کند.

در این پیام از “غفلت و بلکه تغافل” سخن به میان آمده؛ آفاتى که هم در “سیاست ورزى” و هم در “حقیقت جویى” مسئله اصلى ماست؛ تفاوت غفلت و تغافل اگرچه بسیار است اما نتیجه ى هر دو براى آینده کشور به غایت خطرناک است؛ در اولى (غفلت) سخن از کسانى ست که به هر دلیل یا علتى متوجه فاصله گرفتن خود از مردم و واقعیت ها نمى شوند و به تدریج، این فاصله چنان عمیق مى شود که جبران و بازسازى آن بسیار دشوار خواهد بود.

در دومى (تغافل) ماجرا کاملا متفاوت است و سخن از کسانى ست که کاملا متوجه آن فاصله هستند و حتى نیک مى دانند که مردم آنها و سیره ذهنى و عملى شان را نمى پسندند و نمى خواهند اما بر بقاى خود در قدرت و تحمیل خواسته هاى خود بر مردم، جبارانه اصرار مى ورزند و اگر لازم باشد عاطفه و اندیشه ى مردم و حتى همه سرمایه هاى معنوى را نیز به پاى حفظ قدرت خود هزینه مى کنند.

غافلان در کنار متغافلان از مدار رضایت مردم فاصله مى گیرند و کشور را به لبه ى پرتگاه مى برند؛ براى هر دو آفت مى توان مثالهایى روشن آورد از روز و روزگار خودمان؛ نخست از تغافل آغاز کنیم:

رهبر جمهورى اسلامى در روز انتخابات از «مخالفان نظام» که به کشورشان علاقه مندند هم دعوت کرد تا در انتخابات مشارکت کنند؛ این دعوتِ “بی سابقه” نشان داد که آقاى خامنه اى غافل نیست از این واقعیت که تجربه ٨٨، بسیارى را از نظام ناامید کرده و قهر آنها مى تواند نه تنها نظام را بلکه کشور را از میان ببرد؛ پس رفتارى متفاوت در پیش مى گیرد و آنها را هم به مشارکت دعوت مى کند و صداى این دعوت بى سابقه در همه رسانه ها مى پیچد؛ اما چنین کسى پس از انتخابات، وقتى رأى مخالفان را جلب کرد به ادبیات پیش از انتخابات بازمى گردد و مخالفان را تهدید مى کند و راه رفع حصر را مى بندد و بر سیاست هایى مخالف پیام رأى مردم اصرار مى ورزد و این مصداق روشن تغافل است. 

مثالى دیگر سخنانى است که به تازگى رییس پیشین سازمان انرژى اتمى ایران که در دورانِ محمود احمدى نژاد این سمت را بر عهده داشت مطرح کرده؛ او از سیاست هسته اى حسن روحانى به شدت انتقاد کرده و گفته که «اگر سعید جلیلى یک دهمِ این امتیازها را مى داد الان رییس جمهور بود»! معناى این سخن جز این نیست که مردم با سیاست هسته اى گذشته مخالفند و حتى کسى که «یک دهمِ این امتیازها را بدهد» را هم بر اربابِ سیاستهاى گذشته ترجیح میدهند. براى همین هم کسى را به عنوان رییس جمهور برگزیده اند که چرخ زندگى شان را به بهاى چرخه ى هسته اى متوقف نکند و نگذارد امور بر منوال سیاست هاى پیشین بگذرد. وقتى کسانى در عین اعتراف به اینکه مردم آنها را نمى خواهند باز هم کارشکنى مى کنند دیگر غافل نیستند بلکه عامدانه “تغافل” پیشه کرده اند.

از اصحاب تغافل البته چنین رفتارى عجیب نیست؛ از قضا پیام شوراى هماهنگى راه سبز امید، تصویرى واقعى از آنها ارائه کرده است: «هنوز چند ماهی از “نه” بزرگی که در انتخابات خرداد ۹۲ دریافت کرده‌اند نمی‌گذرد که گستاخانه و در تقابل آشکار با ضرورتهای همبستگی ملی، ارجحیت منافع ملی و صلح اجتماعی، خواهان حصر و حبس دیگر همراهان جنبش تحول‌خواهانه مردم آزاده‌ی ایران نیز می‌شوند… تمامیت‌خواهان در چندسالی که از انتخابات خرداد ۸۸ و چندماهی که از انتخابات خرداد ۹۲ می گذرد… لجوجانه انگشتان خود را در گوش فرو می کنند تا صدای مردم را نشنوند و پلک‌های چشمان خود را بر هم می‌فشرند تا واقعیت را نبینند. حنجره‌های خود را می‌خراشند تا با تکرار فریادهای خشونت‌بار و سراسر تهمت و افترا، توجه‌ها را به متاعی که دیگر خریداری ندارد جلب کنند».

اما نگرانى اصلى را باید در “غفلت” جستجو کرد؛ خطرى که نه مخالفان دولت، بلکه خود دولت را تهدید مى کند؛ در شرایطى که حتى مخالفان تمام عیار دولت آقاى روحانى هم معترفند که جنبش سبز، بستر قدرت و اقتدار اوست؛ وقتى بخش هایى از دولت، پشتوانه اصلى شان را از یاد مى برند و براى مهار و رام کردن مخالفانى سیرى ناپذیر، از مصدرِ قدرت شان هزینه مى کنند آشکارا دچار غفلت شده اند.

نه عقب نشینى تاکتیکى برخى نامزدهاى وزارت در روز معرفى کابینه به جلب اعتماد نیروهاى نظامى امنیتىِ مستقر در مجلس انجامید و نه اظهارات غیرمسئولانه وزراى دادگسترى و اطلاعات، ذره اى از مواضع مخالفان دولت را تغییر داد؛ نگاهى گذرا به توهین (و نه نقد) مستمر رسانه هاى رسمى علیه دولت کافى ست تا (با اجازه محتشم کاشانى) بشود پرسید: «بنگر که را به حصر که دلشاد کرده اى؟»

غفلت دولت تنها با یک یادآورى بزرگ قابل علاج است؛ یادآورى این تجربه که حجم عظیم غوغاى مخالفان نتوانست رسیدن توافق ژنو به مرحله‌ی اجرا را متوقف کند اگرچه آنان که روحانى را نامزد فتنه گران مى خواندند تمام تلاش خود را براى شکست دیپلماسى هسته اى او به کار بردند و از هیچ اقدامى تخریبگرانه اى فروگذار نکردند. راه، همین است؛ اگر ایستادگى و شکیبایى در برابر جریان هاى فاقدِ حداقل اخلاق و عقلانیت، و تکرار مکرر پیام رأى مردم، به کار توافق ژنو آمد تدبیرى از همین جنس به کار رفع حصر هم مى آید. اگر گفته شود که آقاى خامنه‌ای در ماجراى توافق ژنو، بر خلاف پرونده حصر، دخالت مستقیم نداشته، باید به این پرسش نیز پاسخ داده شود که چرا اظهارات دو نماینده مجلس در نقل قول از رهبرى، هرگز از جانب دفتر وى تکذیب نشده؛ به گفته آنها آقاى خامنه‌ای در دیدار با سران سه قوه٬ “انتقادهای اساسی” به توافق‌نامه ژنو وارد کرده و آن را مغایر استقلال ایران دانسته و از تیم مذاکره‌کننده ابراز نارضایتى کرده است. به نظر مى رسد «اراده و اصرار» دولت، دو عامل تعیین کننده در رفع حصر و آزادى زندانیان سیاسى است که جز با رهایى از غفلت، به بار نمى نشیند.

چشم به ارباب قدرت دوختن، رضایت صاحبان اصلى دولت را به فراموشى مى سپارد و دولت منتخب را از پشتوانه اش تهى مى کند؛ این همان غفلتى است که امام على علیه السلام، مالک اشتر را از آن بر حذر داشته و در عهدنامه اش هشدار داده که مبادا براى به دست آوردن دل جماعتى خاص، رضایت عامه مردم را ندیده بگیرد «فإن سخط العامة یجحف برضى الخاصة، وإن سخط الخاصة یغتفر مع رضى العامة».
“غفلت” اگر علاج شود در مقابل “تغافل” مى توان ایستاد. 

 


  • بازنشر از جرس
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large